دامپزشکی دانشگاه آزاد واحد کرج

دانشجویان ورودی 87

خوش آمدید

  به نام حضرت رحمان 

سلام...  

این وبلاگ متعلق به دانشجویان دامپزشکی (ورودی 87) دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج می باشد. هدف از ایجاد این وبلاگ در اختیار قرار دادن مطالب و مقالات تخصصی دامپزشکی به دانشجویان و کاربران می باشد.

با پیشنهادات و انتقادات شما عزیزان این وبلاگ به هدف خود نزدیک تر می شود.

از آرشیو موضوعی در سمت چپ وبلاگ می توانید برای مطلب مورد نظر استفاده نماید.

 موضوعات موجود در آرشیو موضوعی

آزمایش خون ـ بهداشت مواد غذایی با منشا دامی ـ تفســــير آزمـــايش كامل ادرارـ آزمايش ميكروسكوپي نمونه هاي مدفوع ـ بازرسی بهداشتی گوشت در کشتارگاههای دام ـ بیوشیمی ــ میکر.بیولوژی ــ انگل شناسی ــ پرورش طیور ومزیت های ان اناتومی و فیزیولوژی قلب ــ دستگاه گوارش نشخوار کننده ها ــ اناتومی اندام های مختلف اسب ــ دستگاه گوارش دام و بیان نکاتی مفید در رابطه با آن ــ غذای مناسب برای گربه
ــ اصول پرورش گاو (امتیاز دهی در مدیریت گله گاوها) ــ شیر و مباحث مربوط به ان ــ مامایی ــ اسهال ویروسی در گاو ــ بیماری ورم پستان و بهداشت پستان دام ــ عوامل ضعیف کننده سیستم ایمنی بدن جوجه ها ــ روش های ساده تر جهت بررسی كارایی آغوز ــ عوامل مؤثر بر پروتئین و چربی شیر ــ نقش تغذیه در تولید مثل گاو شیری ــ کنترل اندازه تخم مرغ
ــ بیماری های متابولیک در گاوهای شیری ــ اسهال در گوساله ــ اصول بهداشت شیر ــ اصول تولید گوشت گوسفندی ــ کرم کبد گوسفند(فاسیولا) ــ انواع ساركو سیست در دامها ــ سالمونلا و بیماری زایی در حیوانات و آدمی ــ بلوک مکمل معدنی اوره،ملاس برای دامهای نشخوار کنند ــ سازه های موثر بر بروز رفتارهای فحلی در گاو ــ نقش پروفیل اسیدهای چرب جیره غذایی بر عملكرد بارور ــ خوراك‏هاى علوفه‏اى و كنسانتره ای دام ــ جیره های کاربردی طیور گوشتی ــ پرورش گوسفند قره گل ــ اصول معاینه حیوانات مزرعه ــ نكاتی پیرامون بیماری برونشیت ــ افلاتوكسین ها ــ تعیین قابلیت هضم ایلئومی ظاهری پروتئین خام و اسید ــ چرا مرغهای کور بیشتر تخم می گذارند؟ ــ  تغذیه مرغ های تخمگذار لاین W-36 ــ تكنیك انتقال جنین در گاو ....    

با تشکر...

مهدی قاسم زاده ـــ زنده یاد س.ش

به روز رسانی مطالب :۹۰/۱۱/۱۰

شروع کار:  ۸۸/۹/۲۱

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 9:49  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

میکروبیولوژی

درباره میکروبیولوژی

علم میکروبیولوژی از سال ۱۶۷۴ هنگامی که آنتوان لوون هوک، با عدسی شیشه‌ای خود دنیایی از موجودات ریز را در قطره آب برکه مشاهده کرد. در اواخر قرن ۱۷ نظریه تولید خودبخودی مورد بحث قرار گرفت. در این زمان بسیاری از دانشمندان از جمله فرانسیکو ردی، فکر می‌کردند میکروارگانیسم‌ها از مواد غیر زنده ایجاد شده‌اند. در سال ۱۷۶۶ اسپالانزانی نتیجه گرفت که میکروب‌ها از هوای غیرسترون وارد محلولهای غذایی شده و آنها را فاسد می‌کنند. دو ابرمرد دنیای علم که به کنار گذاشتن نظریه خلق‌الساعه کمک شایانی کردند شیمیدان فرانسوی به نام پاستور و پزشک انگلیسی به نام تندال بود. در ۱۰۰ سال گذشته میکروب شناسان موفق به دریافت چند جایزه نوبل شده‌اند.

میکروبیولوژی آب

در میکروبیولوژی آب، میکروارگانیسم‌ها و فعالیت آنها در آبهای طبیعی نظیر دریاچه‌ها، برکه‌ها، رودخانه‌ها و دریاها مورد مطالعه قرار می‌گیرد. و میکروارگانیسم‌های مفید و مضر برای انسان و سایر جانداران شناسایی می‌شوند.

میکروبیولوژی مواد غذایی

میکروارگانیسمها تغییرات مطلوب و نامطلوب در مواد غذایی پدید می‌آورند. و از طرف دیگر تهیه بسیاری از فرآورده‌های غذایی بدون کمک میکروارگانیسم ها، امکان‌پذیر نیست. مانند کلم شور، زیتون رسیده و پنیر. اسیدهای حاصل توسط میکروارگانیسم ها و اضافه کردن آنها به مواد غذیی مانند خیار شور آنها را از گزند میکروارگانیسم های نامطلوب حفظ می‌کند. این بخش از میکروبیولوژی، امروزه کاربرد زیادی دارد.

میکروبیولوژی خاک

خاک یکی از مکانهای عمده میکروارگانیسمها محسوب می‌شود. فراوانترین میکروارگانیسمها در خاک، باکتریها هستند. خاک باغچه در هر گرم محتوی میلیونها باکتری است. در جاهای عمیق تعداد آنها کاهش می‌یابد. قارچها به تعداد کمتر از باکتریها در خاک یافت می‌شوند. شاید مهم‌ترین نقش میکروارگانیسمهای خاک، شرکت آنها در چرخه‌های بیو- ژئوشیمیایی است که به گردش برخی عناصر شیمیایی در طبیعت کمک کرده و آنها را قابل مصرف می‌سازد. میکروبیولوژیستها در این زمینه تحقیقات زیادی انجام داده‌اند. خاک دارای باکتری های تثبیت کنندهً ازت می‌باشد که از جمله می‌توان به ازتوباکتر و نیتروزموناس اشاره کرد. خاک همچنین حاوی میکروبهای بیماریزا است که عامل بیماری کزاز یعنی کلستریدیوم تتانی یکی از آنهاست .

میکروبیولوژی مواد غذایی

میکروارگانیسمها تغییرات مطلوب و نامطلوب در مواد غذایی پدید می‌آورند. و از طرف دیگر تهیه بسیاری از فرآورده‌های غذایی بدون کمک میکروارگانیسم ها، امکان‌پذیر نیست. مانند کلم شور، زیتون رسیده و پنیر. اسیدهای حاصل توسط میکروارگانیسم ها و اضافه کردن آنها به مواد غذیی مانند خیار شور آنها را از گزند میکروارگانیسم های نامطلوب حفظ می‌کند. این بخش از میکروبیولوژی، امروزه کاربرد زیادی دارد.

عوامل ضد میکروبی

مواد دارویی موادی هستند که برای درمان بیماریهای عفونی یا جلوگیری از وقوع بیماری بکار می‌روند. این مواد معمولاً از باکتریها و قارچها بدست می‌آیند و اخیرا برخی از آنها را در کارخانجات می‌سازند. از مواد شیمیایی هنگامی می‌توان برای درمان بیماریهای عفونی استفاده کرد که دارای اثر سمی انتخابی باشند. یعنی ضمن متوقف کردن رشد یا نابودی عامل مولد بیماری، به سلول میزبان آسیبی نرسانند. علاوه بر سمیت انتخابی، داروها باید بتوانند به داخل بافتها و سلولهای میزبان نفوذ کننده و تغییری در مکانیزم دفاعی طبیعی میزبان بوجود نیاورند. از عوامل ضد میکروبی می‌توان به آنتی بیوتیکها اشاره کرد.

ارتباط میکروبیولوژی با سایر علوم میکروبیولوژی یک علم کاربردی است که با بسیاری از شاخه‌های علوم رابطه نزدیک دارد. از جمله می‌توان به ژنتیک، پزشکی، زیست‌شناسی سلولی، انگل شناسی، قارچ‌شناسی پزشکی و بیوشیمی اشاره کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

باکتریوفاژها

فاژ

ساختمان یک باکتریو فاژ

باکتریوفاژها (باکتری‌خوارها) یا به اختصار فاژ‌ها، ویروسهایی هستند به سازوکار سلولی باکتریها حمله می‌کنند وآنها را از بین می‌برند. این ویروسها مختص باکتریها هستند و نمی‌توانند به یوکاریوتها حمله کنند.

 

شناسایی فاژها
محققان برای اولین بار در سال ۱۸۹۶ فاژها را شناسایی کردند. گروهی از آنان که روی رودخانه گنگ در هند تحقیق می‌کردند دریافتند که آب این رودخانه از شیوع باکتری مولد وبا جلوگیری می‌کند. حساسیت افرادی که از آب این رودخانه استفاده می‌کردند نسبت به بیماری وبا کمتر بود.

 

 

از آنجا که جوشاندن آب این خاصیت را از بین می‌برد محققان نتیجه گرفتند که عامل ایجاد این خاصیت، یک موجود زنده‌است. تحقیقات بعدی نشان داد که احتمالاً این عامل، یک ویروس است. میکروب شناس کانادایی به نام فلیکس هرل آن را باکتریوفاژ نامید و تصمیم گرفت تا از آن در درمان بیماران در حال مرگ مبتلا به اسهال خونی استفاده کند. او با این شیوه توانست آنان را معالجه کند. این شیوه بعدها فاژدرمانی نام گرفت. هرل بعد از این موفقیت اولیه به فاژدرمانی ادامه داد به نحوی که آوازه این درمان جدید همه جا پیچید و شرکتهای دارویی شروع به تولید محصولات فاژی کردند. محصولات آنها به صورت خوراکی، جلدی یا تزریقی قابل مصرف بود. این محصولات برای درمان انواع بیماریهای عفونی نظیر تیفوئید، وبا و عفونتهای مجرای ادراری مورد استفاده قرار می‌گرفت.

فاژ درمانی

در سال ۱۹۲۸ کشف پنی سیلین توسط الکساندر فلمینگ باعث شد تا دو دهه بعد فاژها فراموش شوند. اما این فراموشی زیاد طول نکشید. استفاده وسیع آنتی بیوتیکها و افزایش مقاومت به آنها پزشکان را مجبور کرد حتی برای عفونتهای معمولی نیز آخرین نسل آنتی بیوتیکها را تجویز کنند. این امر سبب شد تا توجه محققان دوباره به فاژدرمانی جلب شود. فاژدرمانی جذابیتهای خود را دارد. برخلاف اکثر آنتی بیوتیک‌ها، فاژها اسلحه‌های هوشمندی هستند که اختصاصی عمل می‌کنند. فاژها در رشته‌های دمی خود آنزیمی به نام ادهزین دارند که فقط با مولکولهای خاصی در سطح باکتریها تعامل می‌کند. این مولکولهای ویژه سطحی برای هرگونه از باکتریهای اختصاصی هستند. این به آن مفهوم است که فاژها به باکتریهای مفید روده آسیب کمی وارد می‌کنند در حالی که آنتی بیوتیکها آنها را از بین می‌برند. به علاوه، فاژها خود محدودکننده هستند به نحوی که بعد از نابود کردن باکتریهای مضر، خود نیز از بین می‌روند. آنها به خصوص برای عفونتهای موضعی با منبع خونی کم، مانند عفونتهای استخوان یا زخمهای ناشی از دیابت مفید هستند. آنتی بیوتیکها نمی‌توانند به این نواحی دسترسی پیدا کنند اما فاژها با تکثیر از طریق باکتریها می‌توانند به نواحی عفونی عمقی نیز نفوذ کنند. به علاوه، تولید فاژها آسان و ارزان است، آلرژی را تحریک نمی‌کنند و اثرات جانبی کمی دارند. کارآمدی و اثرات جانبی کم فاژدرمانی سبب شده‌است که یکی از محققان بچه‌های خود را فقط با این شیوه درمان کند. البته، برخی محققان معتقدند که در این زمینه باید مطالعات بیشتری انجام شود.فاژها در مقابل مزایای بیان شده نقطه ضعفهای خاص خود را

دارند. ویژگی بالای آنها به این مفهوم است که بیماران به شدت بد حال مجبور خواهند بود ۴۸ ساعت منتظر بمانند تا عفونت باکتریایی شان مشخص شود و فاژ ویژه آن تجویز شود. محلولی که تجویز می‌شود حاوی مخلوط فاژهای مختلف است. برای مثال، پیوفاژ که برای درمان زخمهای عفونی استفاده می‌شود حاوی فاژهایی است که سودوموناس‌ها، اشریشیا کلی‌ها، استرپتوکوکها و استافیلوکوکها را مورد هدف قرار می‌دهد.

 

 

 

 

 

آزمون CAMP

 

آزمون CAMP به تشخیص گونه های استرپتوکوکوس agalactiae از سایر گونه های استرپتوکوک بتا همولیتیک، استرپتوکوک به خصوص گروه D ساخته شده است. این آزمایش متکی بر این واقعیت است که اکثر گونه های  

S. agalactiae تولید  ماده خارج سلولی به نام CAMP بصورت منتشر می کنند در اثر سینرژیسم(تشدید فعالیت) بااستافیلوکوکوس اورئوس باعث افزایش اثر همولیتیک در سلول های قرمز خون در آگار متوسط​​ شده و نتیجه این است که همولیز قوی تری در محل اثر این دو باکتری برهم مشاهده میشود در شکل زیر نوک فلشها بر دو گونه در صفحه آگار نشان داده شده 

         

 

 

 

 

 

آموزش تستهای آزمایشگاهی(نرمال فلور پوست)

استافیلوکوکوس

اپیدرمیدیس اورئوس و استافیلوکوکوس اورئوس جزء فلور نرمال پوست هستند.S. اورئوس  تمایل دارد در محیط های مرطوب از قبیل سوراخهای بینی و زیر بغل رشد کند ، در حالی که S.اپیدرمیدیس  معمولا در مناطق خشک تر   S. اپیدرمیدیس به ندرت بیماری زا است، در حالی که اورئوس اس به صورت گسترده ای به عنوان یک پاتوژن فرصت طلب مزاحم شناخته شده است.
اورئوس بر روی صفحات مانیتول سالت آگار در پلیت رشد میکند، 
s اورئوس را می توان از S. اپیدرمیدیس توسط توانایی آن نسبت به ترش کردن قند مانیتول تشخیص داد که  محیط اطرافش را برنگ زرد در میاورد

دیفترویید

اعضای غیر بیماری زا از جنس کورینه هم فلور طبیعی پوست انسان است. این ارگانیسم ها ، دیفتروئید نامیده میشوند و معمولا در کف دست یافت میشوند.دیفتروئیدها ها در مولر پلیت مولر هینتون کشت میابند. اگر دیفتروئید در کشت وجود داشته باشد ،  اثرات آنها به شکل خاکستری یا سیاه است زیرا آنها قادر به کاهش tellurite هستند که به نظر می رسد ب یک رسوب خاکستری یا سیاه و سفید تولید کنند.

 

 

آموزش تستهای آزمایشگاهی(تست blood agar)

آگار خوندار اجازه می دهد تا تمایز میان باکتری ها را بر اساس توانایی خود را به lyse سلول های قرمز خون (همولیز) نشان دهد. سه حالت تشخیصی عبارتند از :

     همولیز بتا ، که نشان دهنده نابودی کامل سلول های قرمز خون و هموگلوبین است. این نشان دهنده  تجزی کامل خون توسط کلنی باکتریها میباشد .

     همولیز آلفا اشاره به نابودی  جزئی  سلول های قرمز خون و هموگلوبین است. این نتایج در یک تغییر رنگ مایل به سبز خاکستری خون دیده میشود و نشاندهنده الودگی خفیف تر در سلولهای خونیست.

     بدون همولیز گاما همولیز ، گاهی اوقات نتایج : گاما همولیز نشاندهنده اینست که کلنیها رو سلولهای خونی تاثیری نداشته اند.

 

 

 

 

 

 

آموزش تستهای آزمایشگاهی(تست کاتالاز)

ميکروارگانيسم قادر به زندگي در محيط هاي اکسيژن و توليد آنزيم هاي خنثي کردن فرم سمي اکسيژن است. يک آنزيم از جمله آنزيم کاتالاز ، که موجب شکسته شدن پراکسيد هيدروژن به آب و اکسيژن مولکولي ميباشد. براي تشخيص ميکروارگانيسم هايي که قارند  توليد آنزيم کاتالاز کنند  اگر در روي لام مقداري هيدروژن پراکسيد ريخته و باکتري را درون آن قرار دهيم ايجاد حباب هايي ميکند که کليد تشخيص وجود کاتالاز است تست کاتالاز در درجه اول مورد استفاده براي تمايز ميان cocci گرم مثبت : عضو اورئوس ، و اعضاي جنس استرپتوکوک و انتروکوک کاتالاز منفي مي باشد.

 

 

 

 

 

 

 

مقایسه آناتومیکال  گرم+  و  گرم-

در این شکل شما میتوانید تفاوت های باکتری های گرم + و گرم - را در یک شمای کلی مشاهده کنید

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 9:41  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

بازرسی بهداشتی گوشت در کشتارگاههای دام

اداره کل دامپزشکی استان فارس

اداره نظارت بر بهداشت عمومی

 بازرسی بهداشتی گوشت

در کشتارگاههای دام

بازرسي گوشت

اصول كلي بازرسي گوشت شامل معاينه دام زنده قبل از كشتار ، بازرسي لاشه و احشاء‌بعد از كشتار و در صورت لزوم انجام آزمايشات مختلف مي باشد.

بازرسي قبل از كشتار

در اين نوع بازرسي بايد حيوانات سالم از غير سالم تشخيص داده شود . اين بازرسي از حداكثر 24 ساعت قبل از كشتار تا چند

دقيقه قبل از كشتار معمولا" در سالن انتظار ،‌در محلي كه دام ها آرام و درحال استراحت هستند ،‌انجام ميشود . اين بازرسي 50درصد عمليات بازرسي گوشت را شامل مي شود و علاوه بر اينكه كمك موثري در تشخيص بسياري و عوارض در هنگام بازرسي پس از كشتار مي نمايد ، تشخيص بعضي از بيماريها از جمله هاري ،‌كزار ، تب شير ،    (B.S.E) و بعضي مسموميت ها كه در لاشه هيچ علامتي ندارند و در بازرسي پس از كشتار قابل تشخيص نمي باشند را ممكن مي سازد . در بازرسي قبل از كشتار نيازي به مقيد كردن و معاينه دقيق دام ها نيست و معمولا" با مشاهده سالم بودن دام تشخيص داده مي شود . دام سالم سرحال و كنجكاو بوده و داراي چشم هاي براق موهاي صاف و پوزه مرطوب مي باشد . نشخوار مي كند و بدنش داراي تقارن دو طرفه است .ترشحي از بيني ،‌دهان ، چشم ،‌واژن و مقعد ندارد و تنفش طبيعي و آرام است . اما دام غير سالم بيحال است و چرت مي زند ، نشخوار نمي كند و معمولا" علائمي از بيماري مثل اسهال ، نفخ ،‌عطسه يا سرفه ،‌لنگش ،‌ترشحات چركي يا خوني از دهان ،‌بيني،‌مقعد يا واژن ،‌عدم تعادل ،‌لاغري شديد ،‌تنفس غير طبيعي و .... را نشان مي دهد .

دربازرسي قبل از كشتار دام ها به سه دسته تقسيم مي شوند .

1- دام هاي سالم كه جهت كشتار روانه كشتارگاه مي شوند .

2- دام هاي داراي عوارض و بيماري هاي غير مهم مثل  موضعي ، شكستگي ها ،‌تورم پستان بدون تب ،‌آبسه هاي موضعي و سطحي .... اينگونه دام ها بايد جهت كشتار به كشتارگاه اضطراري فرستاده شوند ودر صورت عدم وجود كشتارگاه اضطراري بايد در آخر خط كشتار ،‌كشتار شوند .

3- دام هاي تب دار و دام هائي كه داراي عوارض و بيماريهاي عفوني و خطرناكي مثل يرقان ، شاربن ،‌هاري ،‌مسموميت ،‌كزاز ،‌طاعون ،‌لاغري شديد ، شاربن علامتي ، اغماء‌و .... هستند ،‌اينگونه دام ها بايستي درمان شده يا معدوم گردند و به هيچ عنوان نبايد به داخل خط كشتار فرستاده شوند .

توجه : دامي كه به تازگي به آن دارو تزريق شده ،‌نبايد كشتار شود و در صورتيكه دربازرسي قبل از كشتار تشخيص داده شود بايد از ذبح دام جلوگيري نمود و با تحقيق نوع دارو را مشخص كرد و با توجه به نوع دارو ، ذبح دام را چند روزي به تاخير انداخت و در صورتي كه پس از كشتار متوجه تزريق دارو به دام شديم ،‌انجام آزمايشات مربوطه قضاوت نهائي را مشخص مي نمايد .

بسياري از بيماري ها در بازرسي قبل از كشتار تا حدودي قابل تشخيص هستند ،‌از جمله شاربن، شاربن علامتي ،‌بعضي تومورها ،‌پنوموني حاد ، تب شير ،‌ليستريوز ،‌شبه هاري،‌هاري ،‌كزار ،‌ديفتري گوساله ها ،‌آبله گاوي ،‌اسهال هاي عفوني ،‌آرتريت و عفونت هاي سم ،‌جفت ماندگي ،‌عفونت پستان و رحم،‌لاغري شديد ،‌سل ،‌بعضي مسموميت هاي گياهي يا شيميائي ،‌يرقان ، جرب يا گال ،‌قارچ هاي پوستي ، عفونت هاي ناي و بيني گاوان (IBR)تب نزله اي بدخيم (MCF)،‌تب برفكي (FMD)و....

بازرسي بعداز كشتار

1-    قبل از پرداختن به بازرسي پس از كشتار لازم است گزارش معاينات قبل از كشتار ملاحظه شود .

2-  اين بازرسي بايد بلافاصله بعد از كشتار انجام شود ،‌چون اگر  از كشتار دام بگذرد عضلات لاشه سفت شده و بازرسي آن مشكل مي شود .

3-    درموقع بازرسي قسمتهاي مختلف هردام شامل لاشه،‌سر واحشاء‌بايدمشخص بوده و همراه هم در اختيار بازرس قرار گيرند.

4-  در صورتي كه در محل بازرسي براي تامين روشنائي از لامپ استفاده مي شود بايد از انواعي استفاده شود كه تغييري در رنگ لاشه و احشاء ايجاد ننمايد .

5-  در حين بازرسي بعد از كشتار بايد از ايجاد برشهاي بي مورد و اضافي در لاشه خودداري شود ،‌زيرا اين امر باعث ورود ميكرب ها به داخل لاشه و آلودگي آن مي شود .

6-  در كشتارگاه بايد آب گرم و سرد پر فشار جهت شستشو وجود داشته باشد ، آب گرم بايد 80درجه سانتي گراد حرارت داشته باشد ،‌زيرا در اين حالت چربي ها شسته شده و بسياري از ميكروب ها از بين مي روند همچنين بايد در قسمت هاي مختلف كشتارگاه دستشوئي و صابون جهت شستشوي دست و وسائل كارگران وجود داشته باشد .

7-  قسمت هاي آلوده كشتارگاه مثل محل نگهداري پوست و احشاء‌،‌محل تخليه محتويات شكمبه و روده ها ،‌حمام و توالت بايد خارج از سالن اصلي كشتارگاه تا آلودگي به داخل كشتارگاه راه نيابد .

8-  كيست ها و آبسه ها نبايد روي لاشه برش داده شوند زيرا لاشه را آلوده ميكنند در صورت لزوم لمس شوند و بعد از جدا شدن از لاشه برش داده شوند .عمليات بازرسي پس از كشتار شامل مشاهده ،‌ملامسه ، بوئيدن ( در موارد ضروري و بي خطر مثل بوي ادرار بوي استن  و ..... )‌و برش دادن است .

بازرسي قلب

1-    مشاهده سطح پريكارد جهت پربكارديت ، آبسه ، كيست ،‌و تومورها

2-    برش طولي بطن هاي چپ و راست و ديواره بين دو بطن به ويژه جهت سستي سركوس بويس

نكات مهم وقابل توجه

1-    وجود خونريزي پتشي روي اپي كارد ،‌معمولا" نشانه بيماري هاي تب دار ميباشد

2-  در بطن چپ دام سالم در صورتي كه خونگيري خوب انجام شده باشد خون وجود ندارد وجود خون لخته شده در بطن چپ نشانه خستگي ،‌تب ، نارسائي شديد قلبي ، مسموميت و يا اغماء‌دام در هنگام كشتار و يا خونگيري ناقص پس از كشتار است .

3-  شل بودن عضله قلب هنگام بازرسي نشان دهنده بيماريهاي عفوني تب دار ،‌خستگي ,يا بيماري هاي مزمن تحليل برنده مي باشد .

بازرسي كبد

1- مشاهده و ملامسه كبد به ويژه جهت اكتينوباسيلوز ،‌آبسه و كيست هيداتيد

2-برش مجاري صفراوي جهت انگلهایی مثل فاسيولا هپاتيكا,ديكروسليوم,لينگواتولاسراتا ومرحله لاروي انگل ازوفاگوستوموم

3- برش پارانشیم كبد مخصوصا" جهت سيسي سركوس بويس

  4- برش غدد لنفاوي پورتال

بازرس دستگاه گوارش

1-    ملامسه نگاري ( رتيكولوم ) جهت جسم خارجي TRP

2-    برش غدد لنفاوي مزانتر در مناطقي كه بيماري سل وجود دارد و نيز جهت بيماري يون

3- مشاهده روده ها جهت انتریت (‌روده ها متورم و پرخون مي شود ) اسهال و همچنين بيماري يون كه ديواره روده ها كلفت و چين خورده ميشوند .

بازرسي كليه

معمولا" كليه ها تا آخرين مرحله بازرسي از لاشه جدا نمي شوند و در اتمام عمليات بازرسي از روي لاشه برداشته مي شوند ،‌جهت بازرسي كليه ها نيازي به برش دادن نيست و تنها مشاهده و ملامسه صورت مي گيرد ،‌كليه ها جهت نفريت ،‌آبسه و كيست و سل و .... بازرسي مي شوند . هر گونه تغيير رنگ و تغيير اندازه باعث حذف كليه ها مي شود .

توجه :

اگر در كليه ضايعات سلي مشاهده شود كل لاشه بايد حذف شود.

بازرسي طحال

مشاهده و ملامسه مي شود خصوصا" براي بيماريهاي شاربن وسل در هرحالت طحال بايد حذف شود.

بازرسي رحم

مشاهده و در صورت لزوم ملامسه مي شود. چركي بودن رحم از روي سطح آن معلوم است و نيازي به برش دادن ندارد در لاشه هاي آبستن مشكوك به بروسلوز بايد بدون برش دادن رحم را از بالاي سرويكس قطع نموده و خارج ساخت (‌با دستكش ) رحم به طور كلي حذف مي شود .

جنين به دليل احتمال داشتن آلودگي هاي ميكروبي (‌بروسلوز ،‌سالمونلوز؛لیستریوزو...) و كم بودن ارزش غذائي ( بيش از 90 درصد وزن بدن جنين را آب تشكيل مي دهد )‌و همچنين فقیر بودن از نظر  گليكوژن و عدم توليد اسيد لاكيتك در لاشه  بايد حذف شود و مصرف آن از نظر بهداشتي ممنوع است .

بازرسي پستان

تنها مشاهده مي شود و بايد از برش آنها حتي در دام سالم خودداري شود . زيرا موجب آلودگي لاشه مي شوند . پستان ها به طور كلي حذف مي شوند ، غدد فوق پستاني نيز جهت ضايعات سل برش داده مي شوند . بيضه ها نيز به طور كلي حذف مي شوند و نيازي به بازرسي ندارند .

بازرسي لاشه

در گاو در مرحله اول بايد لاشه شقه شود تا علاوه بر تسهيل كار بازرسي ، سطح بريده شده استخوان ها قابل ديدن باشد ، بازرسي لاشه شامل موارد زير است :

1-  مشاهده سطح خارجي وداخلي لاشه ، سطح عضلات ،پريتونيوم,‌ديافراگم ، پرده جنب و محوطه لگني جهت پرخوني ، خونريزي ، هيپودرما ,محل تزريق دارو ، تومورها ،‌زردي ،‌آبسه ،‌لاغري و انواع تغيير رنگ ها

توجه:

در دام هاي تب دار و نيز دام هائي كه به صورت ناقص خونگيري شده اند سیاه رگهاي بين دنده اي ،‌پرخون و تيره رنگ هستند .

2- مشاهده سطح استخوان هاي بريده جهت سل استخواني ،‌كيست ها و آبسه ها

3- ملامسه ودرصورت لزوم برش غدد لنفاوي پيش كتفي(prescapular  )،پشت راني(precrural)وپشت رانی(popliteal) وایلیاک(iliac)

4- برش عضله(triceps bronchi) براي ديدن سيستمي سركوس بويس

بازرسي پس از كشتار در گوسفند و بز

بازرسي بعد از كشتار در گوسفند شبيه گاو ولي سطحي تر از آن است و شامل موارد زير است .

1-بازرسي ( مشاهده و ملامسه ) سطح داخلي و خارجي لاشه ،‌عضلات شكم و قفسه صدري ،‌ديافراگم وپريتونيوم ومحوطه لگني جهت پرخوني ،‌تب ،‌خونگيري ناقص ،‌زردي ،‌انگل هيپودرما و ساركوسيست

توجه :

در گوسفند سطح داخلي مري محل مناسبي براي ديدن انگل ساركوسيست مي باشد ،‌معمولا" براي ديدن اين انگل پس از بازرسي احشاء‌داخلي بايد به سراغ عضلات (‌خصوصا" عضلات قفسه صدري ، شكم و ديافراگم ) و مري رفت.

2-بازرسي ريه ها

شامل مشاهده و ملامسه ريه ها و غدد لنفاوي مربوطه است جهت پنوموني ، ادنوماتوز ( يكي از ضايعات توموري شكل در ريه كه در آن ریه چند برابر شده و از حالت اسفنجي به حالت پارانشيني در مي آيد ) ، كيست ها ،‌آبسه ها ،‌ضايعات انگلي و ...

3-بازرسي كبد

كه شامل مشاهده و ملامسه كبد و غدد لنفاوي مربوطه است جهت كيست هيداتيد ،‌انگل فاسيولا هياتيكا ،‌ديكرو سليوم و سيستي سركوس تنيوكوليس

4-ملامسه غدد لنفاوي پيش كتفي ،‌پيش راني ، پس راني ( واقع در محل اتصالSacrum و آخرين مهر ه كمري ) و فوق پستاني در دام هاي ماده ومغابني سطحي در دام هاي نر جهت ضايعات مختلف

5-بررسي و ملامسه مفاضل جهت آرتريت

7-مشاهده وملامسه قلب جهت پرخوني،‌اپيكارديت،‌آبسه ها وكيست هابخصوصCysticercus Ovis،‌اگر اين انگل درقلب ديده شودقلب حذف ميشود

توجه :

در گوسفند و بز نيازي به برش دادن غدد لنفاوي نمي باشد و تنها مشاهده و ملامسه صورت مي گیرد .

مهمترين ضايعات عمومي پاتولوژيك

 تب

علائم تب در لاشه عباتند از :

1-    پرخوني عروق خوني خصوصا" سياه رگها و عروق بافت همبند زير جلدي

2-    لاشه ظاهري پرخون دارد و رنگ گوشت قرمز تيره مي باشد و چربي هاي زير پوست صورتي رنگ به نظر مي رسد .

3-    اندام هاي داخلي مثل كبد ،‌كليه ها و قلب دچار تغييرات و ضايعات مختلفي هستند

4-    جمود نعشي در لاشه رخ نمي دهد و يا سريعا" ايجاد شده و زود از بين مي رود .

قضاوت :

حذف كلي لاشه و احشاء‌

خونگيري ناقص

به علل مختلف از جمله كشتار غلط ،‌تلف شدن دام در مرحله بيهوشي ،‌نفخ شديد دام قبل از كشتار و كشتار دام در حالت اغماء‌يا خفگي به وجود آمده و علائم آن عبارتند از پرخوني عروق زير جلدي ،‌تيرگي گوشت ، پرخوني اندام هاي داخلي ،‌وجود خون درعروق خوني بين دنده اي و وجود لخته خون دربطن چپ

تفاوت تب وخونگيري ناقص

درلاشه هاي تب دار معمولا"‌ضايعاتي در اندام هاي داخلي از جمله كبد وجود دارد و گاهي نقاط خونريزي روي قلب ديده مي شود

قضاوت:

در صورت مصرف سريع گوشت اجازه مصرف داده مي شود در غير اينصورت بايد از مصرف لاشه خودداري شود زيرا خون محيط مناسبي براي رشد و تكثير انواع ميكروبها در لاشه مي باش به اينگونه لاشه ها بايد مهر درجه دو زده شود تا سريعا" مصرف شوند

تورم ابريCludy Suelliny

يك تخريب اوليه بافتي است و معمولا"،‌در كبد ،‌كليه و گاهي عضلات ايجاد مي شود ،‌عضو مبتلا بزرگ شده ، رنگ پريده و نرم تر مي شود و لایه سروزي یا كپسول آن كدر مي گردد ودرحالت پيشرفته شبيه بافت پخته شده مي شود جهت تشخيص, كبد را روي ميز قرار داده و چند برش عرضي به آن مي دهيم در بافت مبتلا لبه هاي برش از هم باز مي شود ولي دربافت سالم لبه ها از هم فاصله نمي گيرد .

قضاوت:

تورم ابري دال بر يك حالت اختلال عمومي و سپتيك در دام است معمولا" اندام هاي مبتلا را حذف نموده و در بقيه قسمت هاي لاشه به دنبال ضايعه اصلي به جستجو و بازرسي دقيق مي پردازد

تغييرات چربي Fatty Changs

تغييرات چربي دو نوع است

1-  فيزيولوژيك:اين حالت در اثر مصرف غذاهاي پرچربي ايجاد مي شود و تنها در كبد يده ميشود ( كبد بزرگتر ، سنگين تر و مقداري متورم است و لبه هاي آن گرد شده و كپسول درخشنده و طبيعي دارد ) و در صورتي كه كبد را برش دهيم لبه هاي برش از هم فاصله مي گيرند و پارانشيم كبد چرب است

قضاوت:

اگر لاشه مسئله ديگري نداشته باشد مصرف آن و مصرف كبد بلامانع است

2-  پاتولوژيك :معمولا" به دنبال تورم ابري به وجود مي آيد در اين حالت عضو مبتلا رنگ پريده بوده و در ملامسه حالت چرب و گريسي داشته و شكننده است و داراي كپسول تيره و چروكيده مي باشد بافت كبد در اين حالت چروكيده و كوچك تر مي شود

قضاوت :

حذف عضو مبتلا و دقت بيشتر در بازرسي لاشه

نكروز

بافت نكروز رنگ پريده بوده و شبيه بافت پخته مي باشد

قضاوت:

حذف بافت مبتلا و دقت بيشتر در بازرسي لاشه

كم خوني

اگر همراه با لاغري ،‌خونشاش و زردي باشد ،‌كل لاشه حذف مي شود در غير اينصورت لازم است آزمايشات باكتريولوژي يا شيميائي انجام شود

ادم يا خيز

وجود مايع در حفرات بدن و يا فضاي بين سلولي را خيز گويند

قضاوت :

در صورت وجود مايع در بافت هاي زير جلدي و بافت هاي همبند بايد كل لاشه حذف شود در آسيت ( وجود مايه در حفره شكمي ) و هيدروتراكس ( وجود مايع در قفسه صدري ) اكر لاشه لاغر باشد بايد حذف شود ودر صورتي كه وضعيت لاشه خوب باشد 24-12 ساعت آن را نگه مي دارند اگر سطح لاشه و پرده جنب و پريتونيوم خشك شده باشد قابل مصرف است و درغير اينصورت بايد كل لاشه حذف شود .

 لاغري

لاغري دو نوع است

1-  لاغري غير پاتولوژيك :به دليل ضعف جيره غذائي و يا توليد بالا به وجود مي آيد . دراين حالت معمولا" چربي لاشه كم ، سطح لاشه خشك و گوشت تيره تر از حالت معمولي بوده و عارضه ديگري در لاشه ديده ني شود .

قضاوت:

اگر خيلي شديد نباشد ، مصرف لاشه بلامانع است .

2-    لاغري پاتولوژيك

دراين حالت چربي هاي لاشه حالت ژلاتيني دارد ( به ويژه در ناحيه ايلياك واطراف قلب و كليه ) ، سطح خارجي و داخلي لاشه مرطوب است و غدد لنفاوي بزرگ و ادم دار ميباشند .

قضاوت:

اگر همراه يك بيماري خاص باشد ،‌لاشه حذف مي شود . ولي اگر علائم بيماري خاصي ديده نشود . كشت ميكروبي داده مي شود و همچنين لاشه را به مدت 24 ساعت نگه مي دارند . درصورت منفي بودن جواب آزمايشات و خشك شدن سطوح داخلي و خارجي لاشه مي توان ا زلاشه در صنايع غذائي استفاده كرد .

تومورها

در مورد تومورهاي خوش خيم و بدخيم اگر تنها در يك نقطه از بدن ديده شوند ،‌حذف موضعي صورت ميگيرد و در صورتي كه در چند جاي بدن مشاهده شوند ،‌كل لاشه را بايد حذف نمود .

رنگهاي غير طبيعي در لاشه

آنتراكوز :وجود رنگ دانه سياه يا آبي مايل به سياه در ريه و غدد لنفاوي ريه ، اين حالت در دامهائي كه در حاشيه جاده ها ،‌كارخانجات و كوره هاي آجرپزي چرا مي كنند در اثر استنشاق دود و ذرات كربن به وجود مي آيد .

قضاوت : حذف ريه

ملانوز: وجود رنگدانه سياه رنگ ملانين در سلول هاي پوست ،‌شاخ ،‌مو ،‌چشم و قسمتهاي داخلي دهان و زبان طبيعي است وجود اين رنگدانه در محل هاي غير طبيعي مثل ريه ، كبد ، مننژ, نخاع،‌كليه ها ، پري تونيوم و پلورارا ملانوز مي گويد . اين حالت تقريبا" شبيه مركب پاشيده شده بر روي عضله ديده مي شود .

قضاوت:

اندام هاي مبتلا حذف مي شوند و در صورتي كه كلي و عمومي باشد ،‌كل و لاشه و احشاء‌حذف مي شوند .

گزانتور: رسوب رنگدانه ليپوفوشين ( قهوه اي يا زرد مايل به قهوه اي ) در قلب و عضلات و اندام هاي ديگر .

(Pink tooth)Congenital Porphyriaرسوب رنگدانه پورفيرين ( قهوه اي تيره )‌در قسمت هاي بريده شده استخوانها و بعضي از احشاء يك حالت مادرزادي در گوساله هاي جوان مي باشد .

قضاوت :

حذف تماس استخوان هاي رنگي و احشاء‌ مبتلا

تغيير رنگ ناحيه زير جلدي يا عضله در اثر تزريق داروها

محل تزريق دارو بايد حذف شود مثلا" اگر دارئ در ران تزريق شده باشد كل ران حذف مي شود و در مورد بقيه لاشه بايد آزمايشات مربوطه انجام شود .

زردي

رسوب رنگدانه بيلي روبين در بافت هاي مختلف بدن كه در بافت هاي سفيد رنگ مثل چربي ،‌نخاع ،‌تاندون ها ،‌سفيده چشم ،‌مفاصل و بافت هاي ديگر مثل پرده جنب ،‌پري تونيوم ،‌بافت هاي همبند و اندو تلبوم عروق قابل مشاهده است زردي دو نوع است

الف) زردي فيزيولوژيك:در اين حالت رنگدانه كاروتن دردام هاي پير ،‌پر شير و نيز در دامهائي كه جيره آنها كاروتن زيادي دارد ،‌در بافت چربي رسوب مي نمايد اين نوع زردي تنها در بافت چربي ديده مي شود .

قضاوت:

مصرف لاشه بلامانع است.

ب)زردي پاتولوژيك :عوامل مختلفي باعث آن مي شوند ،‌از جمله انسداد مجاري مفراوي در اثر انگل ها و تومورهاي كبدي ،‌سنگ هاي صفراوي و يا بيماري هاي تيلريوز ،‌بابريوز و ليترسيپروز ،‌تاثير مواد سمي بر روي كبد ( مسموميت هاي كبدي )‌و غيره .

قضاوت :

لاشه هائي كه زردي شديد دارند ،‌حذف مي شوند ، لاشه لاغري با زردي خفيف را 24 ساعت نگه مي دارند . در صورتي كه زردي برطرف شده باشد قابل مصرف است و درغيراين صورت بايد حذف شود .

بوهاي غير طبيعي درلاشه

1-    بوهاي مربوط به تغذيه مثلا" تغذيه با پودر ماهي ،‌شلغم ، چغندر و ...

2-    بوي ناشي از تجويز بعضي از داروها

3-    بوي استن د ر استونمي يا يا بيماري كتوز ،‌بوي ادراز در يورمي ،‌ليپوسيپروز يا انسداد مجاري ادراري

4-    بوهاي جنسي مثلا" در بز نر

 قضاوت:

لاشه هاي داراي بوي شديد به كلي حذف مي شوند ،‌لاشه هائي كه بوي خفيف دارند را 24 ساعت نگه داشته و سپس از گوشت تست جوش به عمل مي آورند ( تكه اي از گوشت را همراه با چربي در آب جوش انداخته و بخار آن را بو مي كنند ) اگر بو برطرف شده باشد قابل مصرف است و اگر نه ،‌لاشه حذف مي شود .

بيماريهاي اختصاصي در بازرسي گوشت

بيماريهاي باكتريائي

اكتينومايكوز

يكي از بيماري هاي مشترك انسان و دام است و بيشتر در گاو ديده مي شود . اين بيمراي باعث ابسه هاي حاوي چرك غليظ در استخوان ها خصوصا" استخوان هاي سر مي شود همچنين به ندرت در زبان ، لب ها ،‌دهان و مري ضايعه ايجاد مي كند.

اكتينوباسيلوز

اين بيماري در گاو وگوسفند ديده مي شود. در گاو باعث تورم و سفتي قاعده زبان مي شود گاهي اندازه ندولهاي حاصل از اين بيماري به اندازه يك فندق رسيده و باعث برجسته شدن مخاط زبان مي شود ، معمولا"‌در اين بيماري غدد لنفاوي ناحيه سري خصوصا" غده لنفاوي(Retropharyngeal) بزرگ مي شود . در گوسفند زخم هائي در داخل لب ها ،‌گردن و حتي كتف ها ديده مي شود كه گاهي به بيرون راه يافته و چرك از آن خارج مي شود ، ضايعات اين بيماري به ضايعات بيماي سل شباهت دارد .

حذف قسمت هاي آلوده ( غالبا" سر )

 ادنوماتوز ريوي

نوعي ذات الريه مزمن در گوسفند و بز است كه در آن حجم و وزن ريه گاهي تا سه برابر افزايش مي يابد . دراين بيماري بافت ريه از حالت اسفنجي به حالت پارانشيمي در مي آيد اين بيماري همراه با توكسمي و اشكالات عمومي و التهاب نيست گاهي اين بيماري همراه با آماس پرده جنب و چسبندگي مي باشد

قضاوت:

در صورت مناسب بودن لاشه فقط ريه حذف مي شود .

شاربن

يكي از بيماري هاي خطرناك و مشترك بين انسام و دام مي باشد ،‌علائم اين بيماري در دام عبارتند از لاشه تب دار و پرخون است ،‌خون سياه رنگ بوده و منعقد نمي شود ،‌طحال بزرگ شده حالت خميري يا لجني پيدا مي كند ، در روي سطوح سروزي بدن خونريزي ديده مي شود لاشه دام سريعا" باد مي كند سطح لاشه كف آلود است و غدد لنفاوي ،‌روده ها ،‌قلب ،‌كبد و كليه متورم ،‌پرخون و شكننده هستند . بيماري در انسان به سه فرم گوارشي ، ريوي و پوستي ديده مي شود و فرم هاي تنفسي و گوارشي اين بيماري در انسان مي تواند باعث مرگ شود .

قضاوت :

معدوم كردن لاشه و كليه امعاء‌و احشاء‌( سوزاندن كامل لاشه و يا دفن آن در يك گودال و ريختن آهك روي آن )

توجه :

1-    در صورتي كه در كشتارگاه با لاشه دام شاربني مواجه شديم بايد اقدامات ذيل به سرعت انجام شود .

الف) به كارگران توصيه شود دست ها و وسائل خود را ضد عفوني كنند .

ب)‌محيط كشتارگاه با فر مالين 5تا 10 درصد يا اسيد 3 درصد ضد عفوني شود

ج)لاشه دام شاربني سريعا" سوزانده يا دفن شود.

2- بايد از باز كردن لاشه دام مبتلا به شاربن اكيدا" خودداري شود . زيرا عامل بيماري در مجاورت اكسيژن به صورت اسپور درآمده و فوق العاده مقاوم مي شود ، به حدي كه ساليان سال در شرايط نامساعد محيطي زنده مي ماند ، در حالي كه اگر لاشه باز نشود عامل بيماري در عرض 4 روز از بين مي رود

بروسلوز

در دام هاي ماده باعث سقط جنين ، جفت ماندگي و نازائي و در دام هاي نر موجب تورم بيضه مي شود و يكي از مهم ترين بيماري هاي مشترك انسان و دام است يكي از راه هاي انتقال بيماري به انسان از طريق پوست مي باشد (‌خصوصا"‌ اگر پوست نازك و يا زخم شده باشد ) در مورد دام مبتلا به بروسلوز رعايت موارد زير ضروري مي باشد .

1-  دامي كه تست بروسلوز آن مثبت است بايد در آخر خط كشتار ، كشتار شود .  با توجه به اينكه بيشترين تعداد ميكروب در جفت و جنين سقط شده و ترشحات واژني قرار دارد ابتدا بايد پستان ، بيضه و رحم را بدون دستكاري  خارج كرده و به خارج از كشتارگاه جهت معدوم نمودن منتقل نمود همچنين بايد كليه غدد لنفاوي از لاشه خارج شوند .

2-    لازم است به كارگران اطلاع داده شود از دستكاري لاشه مبتلا به بروسلوز اكيدا" خودداري نمايند .

3-  در صورتي كه ترشحات رحمي يا پستاني روي لاشه بريزد بايد لاشه را با آب فشا رقوي شستشو داده و اسيد لاكتيك 1 درصد روي آن اسپري نمود .

4-  دام هائي كه در اثر ابتلا به بروسلوز سقط جنين داشته اند بهتر است همان موقع كشتار نشوند و لازم است مدتي به آنها فرصت داده شود تا باكتري در اندام هاي خاص موضعي شود.

نكات ديگر :

1- جنين هاي سقط شده در اثر بروسلوز برونكوپنوموني داشته و در حفره شكمي آنها مايعات خوني تجمع مي يابد

2- عامل بيماري بروسلوز در انسان بروسلا ملي تنسيس است كه بيشتر در گوسفند و بز وجود دارد و در گاو كمتر است .

قضاوت:

باكتري بيشتر در غدد لنفاوي و اندام هاي داخلي از جمله رحم ، پستان و سينه جايگزين مي شود و معمولا" مصرف گوشت دام مبتلا به بروسلوز بلامانع است ، زيرا

1-    تعداد باكتري در عضلات بسيار كم است

2-    عامل بيماري در ph اسيدي لاشه بعد از كشتار از بين مي رود

البته لازم است لاشه (عضلات ) قل از مصرف24تا 48 ساعت در يخچال نگهداري شود به جز عضلات ،‌بقيه امعاء‌و احشاء و حتي استخوان ها بايد به طور كامل حذف شوند همچنين اگر امكان پذير باشد بهتر است لاشه دام بروسلوزي به صورت فرآورده هاي گوشتي ( مثل سوسيس و كالباس ) كه پخته مي شوند مصرف شود .

 لنفاديت كازئوز

در اين حالت غدد لنفاوي بزرگ و حاوي چرك بدون بوميشوند درحالت مزمن چرك حالت پنيري ولايه لايه ميكنند ( شبيه پياز )

قضاوت :

اگر عمومي باشد و غدد لنفاوي متعددي در گير باشند ويا همراه با لاغري مفرط باشد ، لاشه حذف مي شود و اگر عمومي نبوده و همراه با لاغري نباشد حذف موضعي و اصلاح لاشه انجام مي شود .

Tuberculosis

وجود توبركل ها يا ندول هاي پنيري و آهكي د راندام هاي مختلف بدن و غدد لنفاوي مربوطه منجمله ريه ، پرده جنب ،‌پري تونيوم ،‌كبد ،‌طحال ،‌كليه ،‌استخوان ها و مفاضل ستون مهره ها و نخاع ، عضلات ( زبان و مايو كارد ) و پوست واندامهاي ديگر بدن

در اين بيماري غدد لنفاوي بدن دچار ضايعه شده و به تدريج آهكي مي شوند در بازرسي بايد غدد لنفاوي ريه ،‌سر ،‌كبد و مزانتر برش داده شوند و همچنين غدد لنفاوي لاشه بايد مشاهده و ملامسه شوند ضمنا" دامي كه با تست سل مثبت روانه كشتارگاه مي شود بايد تمام غدد لنفاوي احشاء‌و لاشه مورد بازرسي قرار گرفته و برش داده شوند .

قضاوت :

در حالت موضعي كه ضايعات آهكي شده و باكتري از طريق جريان خون در بدن پخش نشده است و ضايعات فقط در يك عضو ديده مي شود ، در صورتيكه لاشه لاغر نباشد فقط عضو مبتلا حذف مي شود همچنين اگر فقط يك غدد لنفاوي آلوده باشد ، فقط عضومربوطه حذف مي شود و در صورتي كه سل عمومي شده باشد ، يعني باكتري وارد خون شده وضايعات مربوطه در چند محل ديده شود ويا درحالت سل ارزني ،‌كل لاشه حذف مي شود .

توجه :

در صورتي كه ضايعات سلي دريكي از ارگانهاي طحال ،‌پستان ، كليه ، رحم ، تخمدان ،‌بيضه ،‌مغز و نخاع و استخوان مشاهده شود بيماري عمومي تلقي شده و بايد كل لاشه حذف شود

بيماري يون

در اين بيماري ديواره روده ها كلفت و چين دار مي شود و غدد لنفاوي مزانتر بزرگ و متورم ميگردد

قضاوت :

در صورتي كه لاشه مرطوب و لاغر باشد ،‌حذف مي شود، ولي اگر لاشه لاغر نباشد تا 24 ساعت آن را نگه مي دارند ، در صورتي كه خشك شده باشد قابل مصرف است و در غير اين صورت به طور كامل حذف مي شود .

ليپتوسپيروز

علائم اين بيماري درلاشه عبارتند از كم خوني ، خونشاش  ، ضايعات كليوي ،‌آماس و نكروز كبد ،‌زخم شيردان و زردي

قضاوت:

در فرم حاد بيماري كل لاشه و در فرم مزمن آن كبد و كليه حذف مي شود .

سالمونلوز

بيماري مشترك بين انسان و دام است و دردام ها به شكل سپتي سمي ، اسهال حاد و مزمن ممكن است بروز كند

قضاوت :

از هرراهي كه وجود باكتري دردام تشخيص داده شود بايد لاشه را حذف نمود .

سياه مرض(هپاتت نكروزان يا قانقاريا)

دراين بيماري نقاط نكروزه اي به قطر2-1 سانتي متر با حاشيه پرخون در كبد ديده مي شود گاهي قطر اين ضايعات به 5 سانتي متر هم مي رسد عامل بيماري معمولا" همراه با لارو كپلك از دستگاه گوارش به كبد برده مي شود و درمحل ضايعات حاصله از انگل دركبد رشد كرده و توليد سم مي كند

قضاوت :  

حذف كلي لاشه

آنتروتوكسمي

اين بيماري معمولا بدنبال مصرف ناگهاني وفراوان موادمغذي رخ مي دهد و معمولادراوائل بهار وفصل برداشت غلات ديده مي شود

علائم اين بيماري در لاشه عباتند از نفخ لاشه پس از مرگ ، پرخوني عروق خوني و پرخوني و نرم شدن كليه ها ( خصوصا" چند ساعت پس از مرگ ) و پرخوني قلب و كبد

قضاوت :

حذف كلي لاشه

بيماري خون شاش(Bacillary Haemorogin uria)

يك بيماري حاد و كشنده در گوسفند و گاو مي باشد ،‌ضايعات اين بيماري در لاشه عبارتند از تب ، كم خوني زردي ، ادم زيرجلدي ( ژلاتيني و صورتي رنگ ) تجمع مايع صورتي رنگ در قفسه صدري و حفره شكمي و خونشاش  همچنين در كبد نقاط نكروزه اي به قطر 5-3 سانتيمترديد ه مي شود .

قضاوت :

حذف كلي لاشه

شاربن علامتي

اين بيماري بايد در بازرسي قبل از كشتار تشخيص داده شد و از كشتاردام جلوگيري گردد در دام مبتلا ،‌لاشه تب دار وتيره رنگ است و در زير پوست حالت تجمع گاز ديده مي شود وقتي عضلات بدن خصوصا" عضلات كپل ،‌گردن ، سينه ، و كتف برش داده شود ،‌حباب گاز كه بوي ترشيدگي دارند ،‌از محل برش خارج مي شود ،‌بافت زير جلدي حالت ژلاتيني پيدا مي كند در محوطه شكمي مايع قرمز تيره وجود دارد و خون دام تيره رنگ است و سريعا" لخته مي شود .

قضاوت :

حدف كلي لاشه

كلي باسيلوز

عامل بيماري باكتري مي باشد و معمولا" در بره ها ،‌بزغاله ها و گوساله ها موجب اسهال سفيد ،‌ذات الريه ،‌مننژيت ،‌آرتريت و سيتي سمي مي شود

قضاوت:

حذف كلي لاشه

نكروباسيلوز

عامل آن باكتري ميباشد و موجب بيماريها و ضايعاتي مثل ديفتري گوساله ها ،‌گنديدگي سم ،‌آبسه هاي سم ،‌عفونت ناي ، نكروز كبدي و ..... مي شود .

قضاوت :

در حالاتي كه همراه با توكسمي يا سپتي سمي ويا همراه با لاغري است حذف كلي لاشه و درحالت هاي موضعي ،‌ضبط موضعي و اصلاح لاشه صورت مي گيرد .

بيماريهاي ويروسي

ابله

دراين بيماري در صورتي كه لاشه تب دار باشد كلا" حذف مي شود و در صورتي كه لاشه تب نداشته باشد حذف موضعي انجام  مي شود ( لاشه اصلاح مي شود )

هاري

اين بيماري بايد در بازرسي قبل از كشتار تشخيص داده شود و علامتي در لاشه ندارد بايد از ذبح دامي كه علائم بيماري را نشان مي دهد اكيدا" خودداري شود اما ذبح داميكه توسط حيوان هارگزيده شده،‌ولي علائم بيماري درآن ظاهرنشده باشد ، بلامانع است

طاعون گاوي

اين بيماري در طول دستگاه گوارش ( از دهان تا روده هاي )‌ايجاد ضايعه مي نمايد .

قضاوت:

معدوم كردن كل دامهاي مبتلا و ضد عفوني كردن كامل محل و اطلاع فوري به مراكز دامپزشكي منطقه

تورم عفوني بيني و ناي گاوان

اين بيماري باعث آماس و التهاب قسمت فوقاني دستگاه تنفس مي شود و گاهي موجب ذات الريه ميگردد همچنين ممكن است موجب عفونت و آماس واژن وقضيب شود

قضاوت :

اگر لاشه تب دار نباشد ، حذف موضعي انجام مي شود و درصورتيكه لاشه تب دار باشد كل لاهش حذف مي شود .

تب نزله اي بدخيم

در اين بيماري ضايعاتي از قبيل التهاب چشم ، مجاري تنفسي و دهان و نيز سفيد شدن چشم ها ديده مي شود .

قضاوت :

اگر لاشه تب دار باشد و يا لاغري مفرط داشته باشد و يا خونگيري ناقص صورت گرفته باشد كل لاشه حذف مي شود و در غير اين صورت تنها سر و ريه ها حذف مي شوند .

اسهال ويروسي گاو

در دستگاه گوارش ايجاد ضايعاتي از قبيل پرخوني و سائيدگي مي نمايد و دام مبتلا اسهال توام با بلغم دارد

در فرم حاد كه لاشه تب دار است ، كل لاشه حذف مي شود و در فرم خفيف بيماري اگر لاشه مسئله ديگري نداشته باشد فقط دستگاه گوارش حذف مي شود .

پلوروپنوموني واگير بز

در اين بيماري حيوان دچار ذات الريه مي شود و ريه حالت مرمري پيدا مي كند همچنين اين بيماري گاهي موجب چسبندگي ريه و پرده جنب مي شود .

قضاوت :

اگر لاشه پرخون و لاغر نباشد ،‌ريه حذف مي شود . اگر چسبندگي وجود داشته باشد قفسه صدري نيز حذف مي شود و اگر لاشه لاغر و پرخون باشد ، كلا" حذف مي شود .

بيماري تب برفكي

اين بيماري در دهان ،سم و پستان ايجاد و زيكول مي نمايد

قضاوت:

در حيوانات بهبود يافته از بيماي ويا در مراحل ابتدائي در صورتيكه خونگيري كامل انجام شده باشد ، قسمت هاي مبتلا حذف مي شود ( لاشه اصلاح مي شود )‌و در صورتي كه بيماري همراه با تب يا لاغري شديد باشد ، كل لاشه حذف مي شود.

بيماي اكتيماي واگير

اين بيماري معمولا" در بره ها و بزغاله ها ايجاد ضايعاتي در لب ها و اطراف دهان و دام بالغ ايجاد ضايعاتي در اطراف پستان مي نمايد اين بيماري به انسان نيز قابل سرايت است .

قضاوت:

اگر بيماري خفيف بوده ولاشه لاغر نباشد ،‌قسمت هاي آلوده حذف مي شوند ولي اگر بيماري شديد يا همراه با لاغري باشد كل لاشه حذف مي گردد .

لوكوز گاوي

تشگيل توده يارانشمي سفيد ونرم در هر نقطه از بدن ،‌اين توده چركي و آبكي نيست به اين بيماري ((Lamphomatosisنيز مي گويند

قضاوت:

اگر عمومي باشد كل لاشه حذف مي شود ولي اگر محدود به يك ناحيه بوده و وضع لاشه خوب باشد حذف موضعي انجام مي شود

علاوه بر بيماري هاي فوق ،‌درحالات زير نيز لاشه به طور كلي حذف مي شود :

1-    كوفتگي شديد ياBruising اگر گسترده باشد .

2-    كم خوني شديد و پيشرفته

3-    التهاب پستان ، پريكارد ، پريتونيوم ، پرده جنب و ريه ها در صورتي كه حاد و Septic باشد

4-    وجود چرك در خون Pyemia

5-    توكسمي ،‌سپتي سمي و يورمي

6-     بيماري كزاز

بيماريهاي انگلي

درصنعت دامپروري وپرواربندي انگلها اهميت زيادي دارند . زيرا علاوه بر ايجاد تلفات دردام ها موجب كاهش توليد نيز مي گردند .

علائم آلودگي انگلي در بازرسي قبل از كشتار عبارت است از لاغري ، اسهال ، كم خوني ،‌زردي ،‌خونشاش ،‌خيز ،‌ذات الريه و....

بيماي هاي انگلي دستگاه گوارش

به طور كلي در آلودگي هاي انگلي دستگاه گوارش اگر ضايعات همراه با لاغري ،‌كم خوني و يا خيز عمومي باشد ،‌لاشه حذف
مي شود و در غير اينصورت تنها دستگاه گوارش حذف مي شود .

آلودگي هاي انگلي ريه

مهم ترين انگل ريه گاوViviparus Dictyocalus و مهم ترين انگلي ريه گوسفندِMullerius مي باشد

قضاوت :

معمولا"‌ در آلودگي هاي انگلي ريوي ،‌ريه ها ضبط مي شود و در صورتيكه ادم و لاغري نيز در لاشه مشاهده شود كل لاشه حذف مي شود

كپلك

آلودگي به اين انگل ها به دو فرم ديده مي شود :

1-  فرم حاد كه در اثر تهاجم تعداد زيادي نوزاد انگل از دستگاه گوارش به كبد ديده مي شود كه با تخريب بافت كبد و خونريزي موجب كم خوني و گاهي مرگ دام مي شود .

2-  فرم مزمن كه معمولا" چند ماه پس از ورود انگل علائم آن ظاهر مي شود كه اين علائم عبارتند از : ضعف، كاهش وزن ، سست بودن مو پشم ، تورم پلك ها و خيز در ناحيه گلو دراين حالت معمولا"‌انگل و ضايعات حاصل از آن در كبد قابل مشاهده مي باشد

قضاوت.

حذف كبد و در صورتي كه توام با لاغري شديد يا خيز عمومي باشد ، حذف كلي انجام مي شود.

ديكروسليوم

اين انگل كه طول آن در حدود 8-4 ميلي متر است ،‌در مجاري صفراوي كبد ديه مي شود و موجب ضايعات كبدي مي گردد ولي ضايعات حاصله از آن نسبت به انگل كپلک كمتراست .

قضاوت:

حذف كبد و درصورتي كه توام با لاغري مفرط يا خيز عمومي باشد ،‌كل لاشه حذف مي شود .

كيست هيداتيد

اين كيست معمولا" در كبد ، ريه ، كليه ،‌طحال وندرتا در مغز استخوان ها و عضلات ديده مي شود .

قضاوت:حذف ارگان هاي آلوده

توجه

كيست بايد به دقت در محل مناسبي مدفون شوند تا در دسترس سگ هاي ولگرد قرار نگيرد . در صورت پاشيده شدن مايع كيست به داخل چشم و يا تماس قسمت هاي زخم شده دست با مايع كيست امكان ابتلا انسان به كيست وجود دارد .

ساركوسيست

بيشتر در گوسفند ديده مي شود شكل آن دانه برنجي بوده و بيشتر در مري ، حلق،‌حنجره ،‌،‌ديافراگم و عضلات شكم مشاهده مي شود ، مهم ترين گونه ساركوسيست در گوسفند مي باشد كه طول آن گاهي به 15 ميليمتر هم ميرسد در صورتي كه انسان ميزبان اصلي انگل باشد ( در اثر خوردن گوشت آلوده به كيست انگل ) مبتلا به اسهال ،‌استفراغ ، بي اشتهائي و درد شكم و روده ها مي شود و در صورتي كه انسان ميزبان واسطه باشد ( در اثر تماس با مدفوع گوشتخواران ) دچار عوارضي همچون تب ، تورم زير جلدي ،‌درد عضلاني ، آسم و حالت هاي آلرژيك ( حساسيت) مي شود .

قضاوت:

در صورتيكه دريك جا ديده مي شود حذف موضعي انجام مي شود و اگر در چند عضله مشاهده شود كل لاشه حذف مي شود .

سيستي سركوس تنيوكوليس

اين كيست مربوط به يک كرم پهن دستگاه گوارش سگ مي باشد و گاو و گوسفند در اثر تماس با مدفوع سگ به آن آلوده مي شوند كيست معمولا" به صورت كيسه هاي پر از مايع آويزان در لايه هاي سروزي،‌سطح كبد ،‌بين روده ها و ارگانهاي ديگر مشاهده ميشود .

قضاوت:

در صورتي كه آلودگي شديد و همراه با لاغري مفرط باشد ، حذف كلي صورت مي گيرد در غير اينصورت لاشه اصلاح ميشود .

سيستي سركوس بويس

براي ديدن اين انگل در گاو بايد موارد زير انجام شود :

1-    شكاف طولي در سطح زيرين زبان به طول 15 و به عمق 5 سانتي متر

2-    برش عضلات جوشي داخلي و خارجي هر دو طرف به موازت استخوان فك پائين

3-    شكاف عضله بطن چپ و نيز شكاف ديواره بين دو بطن

4-    برش عضله سه سربازوئي به صورت (+)

قضاوت:

اگر موضعي باشد، حذف موضعي انجام مي شود . مثلا" اگر در سر وجود داشته باشد ،‌كل سرو اگر قلب وجود داشته باشد ،‌قلب حذف مي شود و اگر عمومي باشد ،‌لاشه حذف مي شود .

درايران درصورتي عمومي تلقي مي شود كه درهرسطح برش داده شده( به اندازه يك كف دست)دو يا بيش از دو كيست ديده شود.

در صورتي آلودگي لاشه ملايم و خفيف باشد ، بايد لاشه را به مدت 60روز در برودت 4/9- درجه سانتي گراد قرارداد . همچنين مي توان از دماي 60درجه سانتي گراد استفاده نمود ( در ايران از هردو استفاده مي شود . يعني ابتدا عمل فريز انجام مي شود و بعد گوشت براي تهيه سوسيس و كالباس حرارت داده مي شود )

سيستي سركوس اويس

اين كيست مربوط به يك كرم پهن دستگاه گوارش گوشتخواران مي باشد و معمولا" در عضلات خصوصا" قلب و عضلات جوشي و سپس در ديافراگم ،‌زبان و مري گوسفند و بز ديده مي شود و شبيه سيستي سركوس بويس بوده و مقداري بزرگ تر از آن است

عضو آلوده به كيست بايد حذف شود و در صورتي كه آلودگي در چند جا ديده شود كل لاشه حذف مي شود .

سنروس سربراليس

يك كيست مغزي است كه انگل بالغ آن در دستگاه گوارش گوشتخواران وجود دارد اين انگل باعث بيماري چرخش در گوسفند ،‌بز و گاو مي شود و ميزبان مبتلا دچار عدم تعادل شده و به دور خود مي چرخد .

قضاوت:حذف سر

سنروس گاپگري

شبيه به سنروس سربرالیس است ولي در عضلات بزو گوسفند ديده مي شود (‌اين كيست اخيرا" در ايران زياد شده است )

قضاوت:حذف قسمتهاي آلوده لاشه ، در صورتي كه شديد باشد ،‌كل لاشه حذف مي شود .

هپيودرموز

انگل هيپودرما موجب سوراخ شدن پوست دام ميشود .

قضاوت:اصلاح لاشه و حذف قسمت هاي آلوده

استروس اويس

انگل بيني گوسفند و بز مي شود

قضاوت :حذف سر

تيلريوز

در لاشه دام مبتلا زردي ،‌تب و تورم غدد لنفاوي ديده مي شود

قضاوت :اگر لاشه تب دار ،‌لاغر و مبتلا به زردي نباشد اجازه مصرف داده مي شود در غير اين صورت كل لاشه حذف مي شود

بابزيوز

موجب كم خوني ،‌زردي و خون شاش مي شود

قضاوت :در صورتي كه لاشه لاغر و دجار زردي نبوده و خونگيري به صورت كامل انجام شده باشد اجازه مصرف داده مي شود در غير اينصورت حذف كلي انجام مي شود .

 

ج.ک:م.ق

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390ساعت 10:38  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

آزمايش ميكروسكوپي نمونه هاي مدفوع

آزمايش ميكروسكوپي نمونه هاي مدفوع

 

معمولا آزمايش ميكروسكوپي نمونه هاي مدفوع متشكل از سه مرحله جداگانه شامل :

تهيه گسترش مستقيم

روشهاي تغليظ نمونه

روشهاي رنگ آميزي دائمي مي باشد كه به تدريج روشهاي استاندارد مراحل فوق براي همكاران ارسال مي گردد .

الف ـ تهيه گسترش مستقيم ( مرطوب )
گسترش مستقيم را مي توان در كوتاهترين مدت و با حداقل امكانات تهيه نمود.
در صورت مثبت بودن آن از نظر وجود انگل ، مي توان يك گزارش اوليه سريع به پزشك ارائه داد و گزارش نهايي را موكول به انجام آزمايش با استفاده از روشهاي تلغيظ و رنگ آميزي دائمي نمود.
در آزمايش مستقيم به علت برداشت حجم بسيار كمي از مدفوع، امكان دستيابي به انگل خيلي كم است. همچنين در صورت يافتن انگل، به علت اينكه بعضي از تك ياخته ها خيلي كوچك مي‌باشند به سختي مي توان در گسترش مستقيم نوع آنها را تعيين نمود .

اهداف تهيه گسترش مستقيم شامل :
۱. ارزيابي ميزان آلودگي بيمار
۲. تشخيص سريع نمونه هايي كه آلودگي شديد دارند
۳. بررسي حركت ارگانيسم مي باشد

اين روش آماده سازي بايد بر روي نمونه هاي تازه مدفوع كه در يخچال نگهداري نشده و يا با مواد نگهدارنده مخلوط نگرديده است، انجام گيرد. در اين روش ، مراحل مختلف زندگي اغلب انگلهاي روده اي ( تروفوزوئيت، كيست ، لارو و تخم )، اووسيست كوكسيدياها، اجسام كروماتوئيد موجود در كيست و حركت تروفوزوئيت ها را مي توان تشخيص داد.
در مورد نمونه هاي تازه اي كه در ماده نگهدارنده قرار داده نشده اند، محلول ۸۵% كلرورسديم در آب و يا محلول يد به عنوان رقيق كننده استفاده مي شود. براي نمونه هاي نگهداري شده در فرمالين و يا مواد نگهدارنده ديگر، مواد نگهدارنده نقش رقيق كننده را نيز ايفا مي كنند.
بايد توجه نمود كه يد و مواد نگهدارنده مانند فرمالين باعث كشته شدن ارگانيسم شده و حركت آن را نمي توان بررسي نمود.
تهيه گسترش مستقيم با محلول يد باعث مي شود كه هسته و بيشتر عناصر داخل كيستهاي انگل مشخص گردند. معمولا در اين گونه آماده سازي ، تروفوزوئيت ها شكل طبيعي خود را از دست مي دهند. تخم كرمها و لاروها قابل شناسايي هستند اما بعضا جزئيات داخلي آنها نامشخص مي شود براي تشخيص اوليه اووسيست كريپتوسپوريديوم تهيه نمونه با محلول يد پيشنهاد مي گردد، زيرا معمولا اووسيستها يد را جذب نكرده و شفاف مي مانند ( بر خلاف مخمرها و ديگر عناصر مدفوع كه
رنگ زرد يد را جذب مي نمايند ) اما به هر حال بايد تشخيص قطعي كريپتوسپوريديوم با رنگ آميزيهاي اختصاصي و يا استفاده از كيت داراي آنتي بادي منوكلونال اختصاصي انجام گيرد .
اووسيست ايزوسپورابلي نيز ميتواند در گسترش مستقيم ديده شود . اسپورهاي ميكروسپوريديا آنقدر كوچك هستند كه ممكن است با ذره هاي كوچك موجود در محيط اشتباه شوند ، بنابر اين در گسترش مستقيم ممكن است تشخيص صحيح داده نشوند.
در امتحان ميكروسكوپي نمونه مدفوع ممكن است عناصر زير ديده شوند :
۱. ترفوزوئيت و كيست تك ياخته هاي روده اي
۲. اووسيست كوكسيد يا و اسپورهاي ميكرسپوريديا كه تشخيص اين اسپورها از ذره هاي كوچك موجود در محيط مشكل است .
۳. تخم كرمها و لاروها
۴. گلبولهاي قرمز كه ممكن است دليل زخم يا عوامل ديگر خونريزي دهنده باشد .
۵. گلبولهاي سفيد مخصوصا نوتروفيلها كه ممكن است دليل التهاب باشد .
۶. ائوزينوفيلها كه معمولا دليل وجود يك پاسخ ايمني است ( كه ممكن است در ارتباط با وجود عفونتهاي انگلي و يا علل ديگر باشد ) .
۷. ماكروفاژها كه ممكن است به دليل حضور عفونتهاي باكتريايي يا انگلي باشد .
۸. كريستالهاي شاركوت ليدن كه بقاياي ائوزينوفيلهاي تخريب شده است (ممكن است در ارتباط با وجود عفونتهاي انگلي و يا علل ديگر باشد ) .
۹. قارچها ( انواع كانديدا ) و مخمرهاي ديگر و يا قارچهاي شبه مخمر .
۱۰. سلولهاي گياهي ، دانه هاي گرده و اسپورهاي قارچها كه ممكن است شبيه تخم كرمها، كيست تك ياخته ها و اووسيست كوكسيديا و اسپورهاي ميكروسپوريديا باشد .
۱۱. فيبر يا ريشه گياهان و يا موي حيوانات كه ممكن است شبيه لارو كرمها باشد .

تهيه محلول سرم فيزيولوژي :
۱. ۸۵ /۰ گرم كلروسديم (Nacl ) را در ۱۰۰ ميلي ليتر آب مقطر به خوبي حل كنيد .
به ميزان ۱۰ ميلي ليتر به داخل ۱۰ لوله در پيچ دار بريزيد . لوله ها را در دماي c۱۲۱به مدت ۱۵ دقيقه اتوكلاو نمائيد و بعد از سردشدن در يخچالc۴ نگهداري كنيد . ( در صورت در دسترس نبودن لوله در پيچ دار پس از استريل نمودن مي توان ، جهت جلوگيري از تبخير محلول در لوله را با پارافيلم كاملا ببنديد ) روي برچسب لوله نام محلول و تاريخ انقضا آن را به مدت حداكثر يك سال بعد از تاريخ ساخت بنويسيد .
تهيه محلول iodineAntonD
مواد لازم :
۱.يدور پتاسيم (Potassuim iodide = k۱) يک گرم
۲. كريستال يد پودر شده ( Iodine crystals )پنج گرم
۳. آب مقطر تا ۱۰۰ ميلي ليتر

يدور پتاسيم و كريستالهاي يد را در آب مقطر حل كنيد . ( مقدار اضافي كريستالهاي حل نشده يد در ته ظرف باقي مي ماند كه به دليل وجود اين كريستالها، محلول ذخيره در مدت زمان طولاني، داراي كيفيت مطلوب مي باشد بنابراين محلول را صاف ننمائيد.)
محلول فوق را در شيشه قهوه اي رنگ ريخته و در محل تاريك، در حرارت اطاق نگهداري نمائيد. اين محلول جهت استفاده فوري بكار مي رود، بنابراين مقداري از آن را به عنوان محلول كاري در دسترس قرار دهيد. رنگ محلول كاري بايد شبيه چاي پر رنگ باشد و چنانچه در مدت ۱۴ـ۱۰ روز رنگ آن روشن تر گردد، بايد دور ريخته شود.
روي برچسب شيشه محتوي محلول ذخيره، نام محلول و تاريخ انقضاي آن را به مدت حداكثر يكسال بعد از تاريخ ساخت بنويسيد.

تهيه محلول لوگل ( Lugols iodine )
مواد لازم :
۱. يدور پتاسيم ۱۰ گرم،
۲. كريستال يد پودر نشده ۵ گرم،
۳. آب مقطر ۱۰۰ ميلي متر
( مراحل اشاره شده در مورد تهيه محلول يد و اين محلول مشابه است )

جهت ساخت محلول كاري از محلول ذخيره به نسبت ۱:۵ آن را با آب مقطر رقيق نموده و داخل شيشه قهوه اي رنگ ( قطره چكان ) نگهداري مي نمائيم.

 

تهيه رنگ متيلن بلوي با فره ( گسترش مستقيم )
(Nairs BufferedMethylene blue stain Direct smear)
اين روش آماده سازي گسترش مستقيم جهت مشخص نمودن جزئيات هسته تروفوزوئيتها و افتراق آنها از ماكروفاژها بكار مي رود، بويژه زماني كه از محلول با PH پائين استفاده شود كه سبب نفوذ هر چه بيشتر رنگ به داخل ارگانيسم مي گردد.
بعد از ۵ تا ۱۰ دقيقه سيتوپلاسم به رنگ آبي كمرنگ و هسته به رنگ آبي بسيار پر رنگ ديده مي شود گسترشها بايد در مدت ۳۰ دقيقه مورد بررسي قرارگيرند.
روش كار
۱. تهيه محلول ذخيره A

۵۵/۱۱ ميلي ليتر از اسيد استيك (CH۳COOH) را با آب مقطر به حجم ۱۰۰۰ ميلي ليتر مي رسانيم .

  • تهيه محلول ذخيره B

۴/۱۶ گرم استات سديم بدون آب (Nac۲ H۳O۲ ) و يا ۲/۲۷ گرم استات سديم با ۳ ملكول آب (NaC HO ۳HO) را در آب مقطر حل نموده و حجم نهائي را به ۱۰۰ ميلي ليتر مي رسانيم:

طبق جدول زير محلول B, A را مخلوط نموده و با آب مقطر به حجم ۱۰ ميلي ليتر مي رسانيم :

PH



 

محلول ذخيره A( ميلي ليتر )



 

محلول ذخيرهB ( ميلي ليتر )



 

۲/۶



 

۴۶/۲



 

۲/۷



 

۲/۸



 

۴۴



 

۶



 

۴



 

۴۱



 

۹



 

۴/۲



 

۳۶/۸



 

۱۲/۲



 

۴/۴



 

۳۰/۵



 

۱۹/۵



 

۴/۶



 

۲۵/۵



 

۲۴/۵




۰۶/۰ گرم ( ۶۰ ميلي گرم ) پودر ميتلن بلو را به ۱۰۰ ميلي ليتر از محلول بافر اضافه كرده و كاملا حل مي نمائيم. معمولا استفاده از بافر استات با ۶/۳PH = بهترين نتيجه را ايجاد مي كند.

روش انجام آزمايش مستقيم :
۱. يك قطره سرم فيزيولوژي ۸۵/۰% را در طرف چپ و يك قطره از محلول لوگل را در طرف راست لام قرار مي دهيم.
۲. مقدار خيلي كمي از مدفوع ( به اندازه ۲ ميلي گرم و يا در حدي كه فقط نوك يك اپليكاتور را به داخل نمونه فرو كنيم ) را در سرم فيزيولوژي به حالت يكنواخت در مي آوريم. اگر بيشتر از اين مقدار برداشت شود، گسترش غليظ شده و يافتن انگل مشكل مي شود. و چنانچه مقدار كمتري از نمونه برداشته شود، گسترش رقيق شده و احتمال مشاهده انگل كم مي شود.
عمل فوق را به وسيله اپليكاتور ديگري با محلول لوگل انجام مي دهيم. مي توان يك قطره از محلول متيلن بلوي بافره را نيز بر روي لام ديگري قرارداد و به طريق فوق نمونه مدفوع را در آن به حالت يكنواخت در آورد.

جهت بررسي نمونه هاي فوق يك لامل (mm) ۲۲×۲۲ بر روي نمونه تهيه شده قرار مي دهيم .
ترجيحا مي توان نمونه هاي تهيه شده در سرم فيزيو لوژي و يد را بر روي لامهاي جداگانه اي قرار داد كه در اين صورت امكان جاري شدن مايع بر روي ميكروسكوپ كاهش مي يابد .
اگر نمونه آبكي يا موكوئيدي باشد ، نمونه برداري بوسيله اپليكاتور مشكل است ، لذا از دو اپليكاتور به كمك هم طوري استفاده كنيد كه حالت يك قاشقك را ايجاد نمايد .
جهت بررسي گسترش ابتدا با عدسي با بزرگنمايي كم (۱۰× ) تمام قسمتهاي گسترش (لامل ) رابررسي مي كنيم . اگر مورد مشكوكي مشاهده گرديد از عدسي با بزرگنمايي (۴۰ × ) براي بررسي جزئيات استفاده مي نماييم . حتي در مواردي كه مورد مشكوكي مشاهده نگرديد ، حداقل يك سوم لامل بايد با عدسي با بزرگنمايي (۴۰ × ) مورد بررسي مجدد قرار گيرد .
معمولا تك ياخته ها نور را منعكس مي كنند و چون اين گونه ارگانيسمها كمرنگ ميباشند ، مي توانند نور را ازخود عبور دهند و مشاهده آنها مشكل گردد ، بنابراين بايد با نور كم گسترشها را بررسي نمود .
زمانيكه نور زياد باشد بيشتر ارگانيسمها به خوبي مشاهده نمي شوند ( تجربه نويسنده : بخصوص در زمانيكه نمونه محتوي اووسيست ايزوسپورابلي باشد ) .
بهتر است عمل كاهش نور را به جاي پايين آوردن كندانسور با بستن ديافراگم انجام دهيد . ميزان نور بايد به نحوي تنظيم شود كه عناصر سلولي موجود در مدفوع بخصوص كيست تك ياخته ها بتوانند نور را منعكس كنند.
اگر اطراف لامل كاملا با پارافين مذاب مسدود شده باشد ، مي توان با استفاده از عدسي روغني ( بزرگنمايي ۱۰۰ × ) آن را بررسي نمود . ترجيحا در اين موارد استفاده لامل ضخيم توصيه ميشود .
در صورت استفاده از محلول غليظ يد عناصر داخل مدفوع به يكديگر چسبيده و سبب كاهش انكسار ، عبور نور از ارگانيسم و اشكال در تشخيص مي گردد و چنانچه محلول رقيق يد مورد استفاده قرار گيرد ، عناصر داخل ارگانيسم به خوبي رنگ نمي گيرند . استفاده از محلول لوگلي كه در رنگ آميزي باكتريها استفاده مي شود ، به دليل غلظت آن جهت رنگ آميزي انگلها توصيه نمي گردد .
چنانچه در بررسي گسترش ، حركت تروفوزوئيت كم شده باشد ، مي توان با قرار دادن يك سكه كوچك گرم شده در كنار گسترش ، حركت آن را تحريك نمود . همچنين با فشار روي لامل نيز مي توان باعث حركت مايع و تحريك تروفوزوئيت جهت حركت نمودن گرديد.
گزارش نتايج :
مثالهايي از گزارش نتيجه مثبت مدفوع ، شامل موارد زير مي باشد :

۱. Giardia lambliatrophozites present
۲. Entamoeba colicysts present
۳. Ascarislumbricoides eggs present
۴. Strongyloidesstercoralis larva present
۵. Isospora bellioocysts present

همه عناصر و سلولهاي موجود در نمونه مدفوع نيز بايد تشخيص داده شده و گزارش گردند مانند:
Moderate charcot _ ledencrystals present.
Few red blood cells ( RBCS ) present.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 11:30  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

آزمایش خون

 

 

  آزمایش خون 

آزمایش خون یکی از مهمترین تستهای آزمایشگاهی است و به این خاطر این پست را برای آشنایی با این تست اماده می کنم . در این پست در مورد اهمیت آزمایش خون ، بیماری هایی که نیاز به آزمایش خون دارند ، نوع سلولهای خونی ، نحوه خون گیری ، فرق سرم و پلاسما و مقادیر نرمال اندیکس های خونی  صحبت می کنیم . در باره نحوه برسی اندیکسهای خونی به ویژه در CBC  در آینده بحث خواهد شد و مباحث بیشتر جنبه عمومی دارند .

تست خون با نمونه برداری از خون انجام می شود و مهمترین تستی است که دکتر برای تشخیص نوع بیماری شما را به آزمایشگاه ارجاع می دهد . این آزمایش برای شناسایی اندیکس های خون شما ، با مقادیر نرمال است تا علت تفاوت در مقادیر آشکار شود .

آزمایش خون ، آزمایش روتینی است که در همه آزمایشگاه های طبی انجام میشود و شامل تست های بیوشیمیایی و هماتولوژی خون است . هر چند که بعضی از آزمایشات اختصاصی هم در صورت نیاز و شناسایی بیماری خاصی بر روی خون انجام می شود .

همان طور که در بالا هم اشاره شد هدف از آزمایش خون ، برسی اندیکس های خونی شما با مقادیر نرمال است . این مقادیر نرمال در 95 % افراد  جمعیت صدق می کند بنابراین مرجع بسیار محکمی برای بیماری فرد خواهد بود .

  • نمونه مورد استفاده برای آزمایش خون ، معمولا خون وریدی است و باید خون گرفته شده توسط فرد مجرب انجام گیرد .

بعضی از آزمایشات خون روتین :

  •  آلرژی
  • بیماری های خود ایمنی (مانند روماتوئید آرتریت که قبلا صحبت شد )
  •  بیماری های خون
  •  دیابت
  •  DNA ، بیماری های ارثی و ژنتیکی
  •  اسکرین کردن دارو
  •  سموم محیطی
  • تناسب ، تغذیه و
  •  بیماری های گاسترو انترل مربوط به خون
  •  سلامتی قلب
  •  هورمون و متابولیسم
  •  عفونتها
  •  بیماری های کلیوی
  • بیماری های کبدی
  •  بیماری های STD's (مقاربتی)
  •  بیماری های تیروئید

در ادامه در مورد انواع تست های خون صحبت میکنیم . به طور کلی آزمایش خون در دو دسته انجام می گیرد : غربال گیری و تشخیص

 

  • غربال گری

زمانی استفاده می شود که فرد علائم بالینی کمی دارد و یا اصلا علائم بالینی ناشی از بیماری را ندارد و نمیتوان چنین فردی را در جامه حدس زد و پیدا کرد . برای مثال : اندازه گیری کلسترول (در پست های بعدی صحبت خواهیم کرد ) معیار خوبی برای غربال گیری افرادی است که ریسک بالای بیماری های قلبی را دارند . این تست برای افرادی انجام می شود که نشانه های بالینی بیماری قلبی را ندارند ولی برای دکتر نکات خطر ناک و ریسکی را نشان میدهد . برای اینکه یک تست غربال گری مفید باشد باید شرایط زیر را داشته باشد :

  • به سهولت در دسترس باشد .
  • دقیق باشد .
  • ارزان باشد .
  • ریسک پایین داشته باشد .
  •  اذیت کمتری برای بیمار داشته باشد .

 

  • تشخیصی

این تستهای خونی زمانی استفاده می شوند که به  بیماری خاصی شک کنیم . مانند آلرژی ، ایدز ، هپاتیت ، سرطان و ......

 

یک تست خون چیست ؟

آزمایش خون یک اندیکس حیاتی تشخیصی است . خون از سلول ها و مواد گوناگونی ساخته شده است . مانند نمک های گوناگون و انواع پروتئین ها . تست خون مقادیر این مواد را آشکار می کند .

 

فرق سرم و پلاسما

اگر به خون ماده ضد انعقاد اضافه شود و با این شرایط سانتریفیوژ شود، مایع بالایی را پلاسما میگویند . اما اگر به نمونه خون ، ماده ضد انعقاد اضافه نشود و خون را سانتریفیوژ کنیم ، سرم  به دست می آید.

 

چطور خون گرفته می شود ؟

خون از ورید یا شریان گرفته می شود . در یک آزمایشگاه مقادیر کمی (معمولا قطراتی) از یک خون لازم است . بعضی اوقات حتی چند قطره خون مویرگی گرفته شده با لانست کافی است . همانطور که اشاره شد بیشتر خون ها از ورید گرفته می شود (به ویژه در نزدیکی آرنج) . برای نمونه گیری ، ابتدا تورنیکت در قسمت بالایی ورید بسته می شود تا ورید  نمایان شود . محل خون گیری ابتدا توسط ماده ضد عفونی کننده (معمولا الکل 70 درصد) تمیز می شود سپس با سرنگ خون گرفته می شود .  ایتدا سرنگ بر روی ورید قرار گرفته و با فشار کم وارد وردی می کنیم بعد از اینکه خون وارد سرنگ شد به آرامی پیستون را به بالا می کشیم و این کار را تا زمانی که به مقدار خون مورد نظر نرسیده ایم ادامه می دهیم . و در اخر سوزن را از ورید جدا میکنیم به طوری که نوک سوزن به طرف بالا باشد . سپس دوباره محل خون گیری با پنبه تمیز ضد عفونی شده و مقداری محل خون گیری را فشار می دهیم . امروزه به خاطر دوستان و همکاران محرب دانشگاهی و آزمایشگاهی خون گیری با کمترین درد انجام میگیرد .

 

 

پلاکت تست

تست دیگر خونی است که گاهی دکتر درخواست میکند . همانطور که میدایند پلاکتها مهمترین سلولهای بدن در زمان خون ریزی هستند . بنابرای تغییر مقادیر پلاکت مشکلات جدی وحتی مرگ را به دنبال خواهد داشت . عده از بیماری هایی که باعث ترومبوسایتوپنی (کمی پلاکت در بدن) میشوند :

  1. بیماری های خود ایمنی (تولید آنتی بادی بر علیه پلاکتها)
  2. شیمی درمانی
  3. لوسمی
  4. عفونت ویروسی
  5. بعضی از داروها

بیشتر بودن تعداد پلاکتها هم باعث ایجاد ترومبوز و یا سایر بیماری های خونی میشود . از عوامل افزایش دهنده تعداد پلاکتها می توان به :

لوسمی (سرطان خون) وسایر بیماری هایی که مغز استخوان را درگیر میکنند اشاره کرد .

داروخانه ها در کشور های پیشرفته (در کشور ما هم کم کم پیدا می شوند) تست های خونی را به عنوان do-it-yourself Home  روانه بازار کردن که با این کیت ها می توان گلوکوز و کلسترول .. را اندازه گیری کرد . حتی با این تست ها در عرض 20 دقیقه با بزاق می توان  ایدز را هم تشخیص داد (در واقع غربال گیری )

با همه این تعریفها ، آزمایش خون همیشه درس نیست و ممکن است جواب های غیر نرمالی داشته باشد . مثلا در فردی که بیماری خاصی ندارد جواب غیر نرمال داده شود و یا برعکس . به همین دلیل سفارش می شود که تاریخچه بیمار همراه آزمایش باشد تا دکتر به بهترین نتیجه بیمار را درمان کند . این نکته را هم در اینجا داخل پارانتز ذکر کنم که حدود 80 درصد اشتباهات در آزمایشگاه ها ناشی از اشتباهات فردی است .

اگر مطالب قبلی را دنبال کرده بودین در مورد اختصاصیت و حساسیت تست های آزمایشگاهی صحبت کردیم . حساسیت (احتما اینکه در یک فرد دارای بیماری جواب مثبت شود )و اختصاصیت (احتمال اینکه جواب تستی منفی باشد زمانی که فرد بیماری را نشان نمیدهد ) دو عامل برای دسته بندی رتبه تست ها است .

یک تست حساس جواب های مثبت غیر نرمال کمی دارد و می توان به آن اطمینان داد . اما گاهی در بعضی شرایط نیاز به آزمایش دوباره و یا تست متفاوتی است .

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 11:19  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

تفســــير آزمـــايش كامل ادرار

تفســــير آزمـــايش كامل ادرار

آزمايش كامل ادرار UA آزمايش ساده ومهم و گاهي وسيله اي كليدي براي تشخيص بيماري هاي كليوي و اورولوژيك مي باشد. اين آزمايش شامل بررسي فيزيكي، شيميايي و ميكروسكوپي مي باشد. گاهي همين آزمايش ساده و راحت اطلاعات بسيار مهم و الزامي براي تشخيص بيماران را فراهم مي آورد. در تمام بيماران اورولوژي و نفرولوژي U/A الزامي است. با اين حال اين آزمايش چنانچه به درستي تفسير نشود ، مي تواند باعث گمراهي پزشك شود.

روش جمع آوري نمونه ادرار

در مردان يك نمونه وسط ادرار (Mid-stream) گرفته مي شود كه بايستي در افراد ختنه نشده، پرپوس قبل از نمونه گيري عقب كشيده شده و گلانز با يك محلول آنتي سپتيك تمييز شده و با ظرف دهانه گشاد از وسط ادرار نمونه تهيه شود. اين روش مانع آلودگي ادرار با ميكروارگانيسم هاي پوست و مجرا مي گردد.

در موارد عفونت ادراري مزمن از روش چهار ظرفي استفاده مي گردد كه ظرف اول (VB1) حاوي 10 ميلي ليتر اول ادرار، ظرف دوم (VB2) حاوي نمونه وسط ادرار، ظرف سوم(EPS) حاوي ترشحات پروستات پس از ماساژ و ظرف چهارم (VB3) حاوي ادرار پس از ماساژ پروستات هستند.اين نمونه ها به ترتيب (VB1) فلور مجرا، (VB2) فلور مثانه ، (EPS) و(VB3) فلور پروستات را نشان مي دهند.


در خانم ها گرفتن نمونه وسط ادرار مشكل تر است . خانم ها بايستي ولو را با محلول آنتي سپتيك تمييز كرده و در حالي كه لابيا ها را از هم جدا كرده اند نمونه وسط ادرار را در ظرف بريزند. با اين حال اگر شك به عفونت ادراري است، اين نمونه صحت كافي براي قضاوت ندارد و بايستي از نمونه حاصل از كاتتريزاسيون مثانه استفاده نمود.

در نوزادان و كودكاني كه هنوز قادر به دستشويي رفتن نيستند، يك روش معمول چسباندن يك كيسه ي مخصوص به ناحيه ي تناسلي است. در حالي كه اين نمونه شديدا آلوده بوده و بخصوص براي كشت و قضاوت بي ارزش است.

بهترين روش نمونه گيري استريل در اين موارد آسپراسيون سوپرا پوبيك مي باشد. دراين روش ناحيه ي سوپرا پوبيك، 2 ـ1 سانتي متر بالاي استخوان پوبيس، پس از شستشو با محلول آنتي سپتيك با يك سرنگ با سوزن ظريف به طور عمودي وارد مثانه شده و نمونه تهيه مي گردد. در كشت ادرار به اين روش نمونه گيري هر تعداد ميكروارگانيسم گرم منفي عفونت در نظر گرفته مي شود.

تمام نمونه ها بايستي در عرض يك ساعت آزمايش شوند. اگر اين كار امكان پذير نباشد، بايد، در درجه ي حرارت 5 درجه سانتي گراد در يخچال نگهداري شوند. باقي ماندن ادرار در درجه ي حرارت اتاق منجر به رشد باكتري، تغيير (PH)، تخريب كست هاي RBC و WBC مي شود.

آزمايش كامل ادرار توسط (dipsticks) و ميكروسكوپي انجام مي شود، خصوصيات فيزيكي ادرار نيز ذكر مي گردد.

در اين قسمت خلاصه اي از اين موارد ذكر ميگردد.

الف)خصوصيات فيزيكي

1-      رنگ ادرار ـ ادرار طبيعي به رنگ زرد كم رنگ (pale yellow) است كه به علت پيگمان يوروكروم(urochrom) مي باشد. دلايل تغيير رنگ ادرار عبارت اند از: ميزان غلظت ادرار، خوراكي ها ، دارو ها، توليدات متابوليسم بدن، عفونت ادراري.

در صورت تغيير رنگ ادرار بايد، تمام اين موارد بررسي شوند.(جدول 1)

سندروم كهنه ي قرمز(red diaper syndrome)به علت باكتري سراشيا مارسسنس مي باشد كه باعث نگراني مادران مي گردد.

2-توربيديتي (شفافيت) ـ ادرار تازه شفاف است و شايع ترين علت كدري آن فسفاتوري است. در موارد كريستال فسفات اضافي در ادرار قليايي شروع به رسوب مي كنند، معمولا متناوب هستند و پس از مصرف غذا يا مقادير زياد شير رخ مي دهد. بيمار بي علامت بوده و چنانچه ادرار با اسيد استيك (سركه) اسيدي شود، شفاف خواهد شد. از طرف ديگر در آزمايش ميكروسكوپي كريستال هاي فسفات آمورف ديده خواهد شد.

علت ديگر كدري ادرار پيوري است كه حضور تعداد زياد WBC در ادرار و بوي تند و زننده باعث افتراق آن از ساير علل خواهد شد.

از علل نادر كدري ادرار كايلوري است كه ناشي از ارتباط غير طبيعي سيستم لنفاوي و ادراري  ميباشد.

3-وزن مخصوص ادرار ـ با(dipsticks) يا با وسيله ي اپتيك خاصي انجام مي گردد. محدوده ي آن از001/1تا035/1 مي باشد. وزن مخصوص ادرار معمولا نشان گر وضعيت هيدريشن بيمار است؛ ولي، مي تواتند، ناشي از عمل كرد غير طبيعي كليه نيز باشد. وزن مخصوص طبيعي بين 008/1 تا 020/1 است، اگر، زير 008/1 باشد، رقيق است و اگر بالاي 020/1 باشد غليظ مي باشد. اگر در چند آزمايش متوالي 010/1 باشد، تشخيص CRF  يا ARF مطرح است.

·                 علل كاهش وزن مخصوص ادرار

i.                 مصرف مايعات زياد

ii.               مصرف دارو هاي مدر

iii.            ديابت بي مزه

iv.             كاهش توانائي كليه درتغليظ ادرار

·                 علل افزايش وزن مخصوص ادرار

i)                كاهش مصرف مايعات

ii)              ديابت شيرين

iii)           دهيدريشن به علت تب ، تعريق،استفراغ،اسهال

iv)            ترشح نابجايADH

v)              تزريق مواد كنتراست ( پس از IVP ميتواند تا 035/1 برسد)

علت اسمولاريته ادرار، مواد محلول آن است و از 50 تا 1200 ميلي اسمول در ليتر متغير است. اسمولاريته نيز، تحت تاثير هيدريشن و عوامل موثر بر وزن مخصوص ادرار قرار مي گيرد. نسبت به وزن مخصوص اسمولاريته ادرار نمايش گر بهتري از كار كليه مي باشد، ولي، توسطdipsticks قابل انجام نيست.

4- pH ادرار ـ توسط dipsticks چك مي شود. PH ادرار از 5/4 تا 8 متغير است. متوسط آن در حالت طبيعي 5/5تا5/6 است. اگر زير 5/5 باشد، اسيدي و اگر بالاي 5/6 باشد، قليايي در نظر گرفته مي شود. در كل pH ادرار نشان گر pH سرم است، مگر، در موارد خاصي مثل RTA وبيماري هاي خاص كليه كه قدرت اسيدي كردن ادرار مختل است.

عدم توانايي كليه در اسيدي كردن ادرار به ميزان زير 5/5 پس از لود اسيد برايRTA  تشخيصي است.

درUTI چنانچه ادرار قليايي باشد، احتمالا، عامل آن          باكتري هاي اوره آز مثبت مثل پروتئوس مي باشد. اين باكتري ها با اين آنزيم اوره ادرار را به آمونياك تبديل مي كنند.

در تشكيل سنگ هاي ادراري pH موثر است. سنگ هاي سيستيني و اسيد اوريكي در ادرار اسيدي ايجاد شده و قليايي كردن ادرار به درمان و پيشگيري آن ها كمك مي كند.

ب) آزمايش شيميايي ادرار

Dipsticks يك روش آسان، سريع و ارزان مي باشد. موادي كه با اين روش چك مي شود شامل خون، پروتئين، گلوكز، كتون، يوروبيلينوژن، بيليروبين، و گلبول سفيد هستند.

با اين حال چون اين آزمايش بر پايه كلرومتري (رنگ) مي باشد، هر رنگ اضافي ادرار مثل فنازوپيريدين در اين آزمايش اختلال ايجاد مي نمايد.

مصرف ويتامين ث زياد منجر به تداخل در واكنش اكسيداسيون شده و منفي كاذب را در گلوكز و بيليروبين باعث مي گردد.

ادرار بيش از حد قليايي منجر به مثبت كاذب پروتئين و از طرفي پايين خوانده شدن وزن مخصوص ادرار مي گردد.

اگر Dipsticksتاريخ گذشته باشد يا براي مدت طولاني در معرض هوا قرار گرفته باشد، خراب شده و نتيجه آزمايش قابل قضاوت نخواهد بود.

1)    هماچوري ـ حضور RBC بيش از 3 عدد در ادرار سانتريفوژ شده را هماچوري مي نامند كه Dipsticks حساسيت بيش از 90% براي شناسايي آن دارد. ولي، اختصاصيت آن به علت مثبت كاذب بالا پايين است. حضور گلبول قرمز، هموگلوبين و ميوگلوبين آنرا مثبت مي كند. براي افتراق آن ها از هم ابتدا آزمايش ميكروسكوپي انجام مي شود، اگر، گلبول قرمز ديده شد، تشخيص هماچوري است؛ اگر، ديده نشد، بايد خون بيمار سانتريفوژ شود. اگر سرم بيمار قرمز يا صورتي بود، هموگلوبينوري و اگر شفاف بود ميوگلوبينوري مطرح است. علل هماچوري مثبت كاذب شامل آلودگي ادرار با خون قاعدگي و دهيدريشن و ورزش مي باشد.

 هماچوري مي تواند، نفرولوژيك يا اورولوژيك باشد. در موارد نفرولوژيك RBC ديس مورفيك و چروكيده و اكثرا همراه پروتئينوري واضح و گاهي كست RBC و ghost cells (RBC كه حين عبور از لوله هاي جمع كننده كليه هموگلوبين خود را از دست داده اند) است. در هماچوري اورولوژيك حداكثر پروتئينوري 2+يا 3+ (100-300 ميليگرم در ميلي ليتر) است و    گلبول هاي قرمز گرد و با هموگلوبين يكنواخت هستند.

2)    پروتئينوري ـ روزانه يك فرد بالغ بين 80تا 150ميلي گرم پروتئين از ادرار دفع مي كند. پروتئينوري مي تواند ناشي از بيماري هاي رنوواسكولار، گلومرولار، توبولواينتراستيشيل و يا سرريزي(overflow) پروتئين غير طبيعي سرم باشد. پروتئين ادرار تحت تاثير هيدريشن مي باشد. ولي، هيچ گاه در اين حالت بيش از 20 ميلي گرم در دسي ليتر نخواهد شد. ولي، برعكس در پروتئينوري پاتولوژيك اگر مصرف مايعات خيلي زياد باشد، مي تواند، به زير 20 ميلي گرم در دسي ليتر هم برسد . آستانه ي تشخيص آن در ادرار با dipsticks 30-20 ميلي گرم در دسي ليتراست، ميزان كمتر از150 ميلي گرم در دسي ليتر پروتئين نرمال در نظر گرفته مي شود.

 پروتئين ادرار شامل تام هاسفال (40%)، گلوبولين هاي سرم (30%) و آلبومين (30%) است.

علل منفي كاذب د ر dipsticks شامل ادرار شديدا قليائي، ادرار رقيق، حضور پروتئيني غير از آلبومين است.

روش ديگر سنجش پروتئين ادرار روش اسيد سولفوساليسيليك 3% است، حتي پروتئين به ميزان 15 ميلي گرم در دسي ليتر را تشخيص مي دهد. اگر ادرار از لحاظ پروتئين با dipsticks منفي ولي با اسيد سولفوساليسيليك مثبت بود، قويا، مطرح كننده ي حضور پروتئين غيرطبيعي مثل بنس جونز مي باشد و بايستي پروتئين الكتروفورز انجام شود.

پس از اثبات پروتئينوري، بايد، از لحاظ كمي  ادرار 24 ساعته چك شود.

پروتئين الكتروفورز براي افتراق پروتئينوري گلومرولي از توبولي مفيد است، زيرا، در پروتئينوري گلومرولي 70% وزن پروتئين دفعي آلبومين است. در صورتي كه، در توبولر بيشتر ايمنوگلوبولين ها هستند و فقط 10 – 20 % آلبومين مي باشد.

پروتئينوري به سه دسته گذرا، متناوب و دايم تقسيم مي گردد.

پروتئينوري گذرا : مي تواند ناشي از تب، ورزش،استرس هاي روحي باشد. اگر در آزمايشات بعدي پروتئينوري نبود، نياز به هيچ اقدام ديگري نيست.

پروتئينوري متناوب: عمدتا وابسته به وضعيت (positional) مي باشد. با چك كردن ادرار صبح گاهي بلافاصله پس از بيدار شدن، با ادراري كه پس از چند ساعت تحرك گرفته مي شود،  مي توان آن را تشخيص داد. ندرتا ميزان آن از 1 گرم در روز تجاوز مي كند، 50% خود به خود رفع مي شود، شايد به علت افزايش فشار وريد هاي كليوي در حالت ايستاده باشد.

پروتئينوري مداوم: معمولا عامل آن بيماري هاي گلومرولي مي باشد. بايستي پروتئين ادرار 24 ساعته چك شود. اگر ميزان آن بيش از 2 گرم در روز بود و پروتئين با وزن مولكولي بالا مثل آلبومين باشد، تشخيص پروتئينوري گلومرولي است كه شايع ترين عامل پروتئينوري نيز مي باشد. شايع ترين بيماري عامل آن ديابت شيرين است. علل ديگر آن آميلوئيدوز و آرتريولار نفرواسكلروز است. اگر ميزان پروتئين ادرار بين 300 تا 2000 ميلي گرم در روز باشد و اكثرا از پروتئين با وزن مولكولي كم بود، بايد، ايمونوالكتروفورز سرم انجام گردد، تا، نوع پروتئين (كه معمولا ايمنوگلوبولين ها مي باشند) مشخص شود. اگر پروتئين سرم نرمال بود، پروتئينوري توبولار موجود است. اگر پروتئين غير طبيعي بود، پروتئينوري آور فلو ( عمدتا ميلوم مولتيپل)مي باشد. اگر پروتئين هموگلوبين يا ميوگلوبين باشد، مقادير زياد هموگلوبين يا ميوگلوبين در الكتروفورز مشخص مي گردد.

3)    كتون و گلوكز: به علت باز جذب گلوكز در لوله هاي پروگزيمال نفرون نبايد، در افراد نرمال گلوكز ادرار مثبت باشد. حد نهايي باز جذب در ادرار در بالغين 180 ميلي گرم در دسي ليتر و در كودكان و نوزادان 120 ميلي ليتر در دسي ليتر است. ساير قندها در dipsticks قابل شناسايي نيستند.

كتون ها كه ناشي از سوخت ناقص چربي ها مي باشند، در حالت عادي نبايد، در ادرار ديده شوند. در شرايط خاص مثل كتواسيدوز ديابتي، حاملگي، كاهش وزن سريع، روزه داري و گرسنگي در ادرار ديده مي شوند.

مثبت كاذب كتون ناشي از وزن مخصوص خيلي بالا ، ادرار اسيدي، رنگ غير طبيعي در ادرار، مصرف لودوپا و يا تركيباتي كه متابوليت هاي حاوي سولفيدريل هستند، ديده مي شود.

4)    بيليروبين و اروبيلينوژن: بيليروبين غير كونژوگه در ادرار ديده نمي شود و فقط در صورت افزايش نوع كونژوگه ي آن در سرم، در ادرار ظاهر مي گردد. ولي، اروبيلينوژن به مقادير بسيار كمي در ادرار يافت مي گردد. در گردش هپاتوبيلياري بيليروبين كونژوگه در روده ي كوچك پس از تاثير باكتري هاي روده روي آن بازجذب شده كه مقادير كم آن از طريق ادرار به نام اوروبيلينوژن دفع مي گردد. 50% اروبيلينوژن از ادرار و نيم ديگر از مدفوع دفع مي گردد.

مصرف آنتي بيوتيك هاي وسيع الطيف و انسداد مجاري صفراوي منجر به كاهش اروبيلينوژن خواهد شد و هموليز و بيماري كبدي برعكس باعث افزايش آن مي گردد.

منفي كاذب بيليروبين ادرار در مصرف اسيد اسكوربيك زياد و مثبت كاذب آن در مصرف فنازوپيريدين ديده مي شود.

5)    لكوسيت استراز و نيتريت: فعاليت لكوسيت استراز نشانگر حضور WBC در ادرار است و وجود نيتريت نشان گر باكتريوري است. لكوسيت استراز آنزيم توليد شده از نوتروفيل ها مي باشد. نيترات هاي ادرار توسط باكتري هاي گرم منفي تبديل به نيتريت مي شود. مهم ترين عامل مثبت كاذب اين دو آزمايش آلودگي است. براي كشف UTI هردوي اين آزمايش ها بايد انجام شود و امكان تشخيص UTI را به 95% مي رسانند، ولي نياز به كشت ادراري را مرتفع نمي كنند. چنانچه نيتريت مثبت باشد، ولي لكوسيت استراز منفي، بايد، علل پيوري استريل (تومور، سنگ، TB) و UTI با باكتري هاي غير از گرم منفي مد نظر قرار گيرند.

ج) بررسي سديمان ادراري

          روش انجام

10 ميلي ليتر از ادرار ميد استريم براي مدت 5 دقيقه با سرعت 2000تا 3000 دور بر دقيقه سانتريفوژ شده، سپس، ادرار روي آن دور ريخته وته نشين آن با مقدار كم ادرار باقي مانده در ته لوله حل شده و يك قطره از آن روي لام ريخته و با بزرگنمايي  X100 وX400 زير ميكروسكوپ بررسي مي گردد. گاهي براي راحت تر ديدن گلبول ها و باكتري ها با متيلن بلو رنگ آميزي مي گردد.

بايد، تمام لام با بزرگ نمايي كم ديده شود و توجه روي حضور كست ها، اريتروسيت، گلبول سفيد، كريستال سيستين، ماكروفاژ، oval fat ، پارازيت ها ( تريكوموناس واژيناليس، تخم شيستوزوميا هماتوبيوم) است.

با قدرت بزرگنمايي زياد، بيش تر، توجه روي شكل اريتروسيت ها (ديس مورفيك) باكتري  و قارچ است.

سلول ها

اريتروسيت : شكل اريتروسيت بيان گر نوع هماچوري است. در نوع گلومرولي اريتروسيت هاي ديس مورفيك به شكل و سيتوپلاسم نامنظم هستند، در حالي كه، در هماچوري با علت اورولوژيك اريتروسيت گرد با سيتوپلاسم يكنواخت و انتشار هموگلوبين يكنواخت و حاشيه ي آن صاف يا كمي مضرص(crenated)  است. بايستي اريتروسيت ها از قارچ و قطرات چربي افتراق داده شوند. قارچ ها حالت جوانه زدن دارند و چربي ها شديدا نور را منعكس مي كنند.

لكوسيت: لكوسيت ها با بزرگنمايي كم بررسي مي شوند و براي تشخيص قطعي با بزرگ نمايي زياد ديده مي شوند. تعداد WBC در مردان به ميزان 1-2/hpf و در خانم ها به ميزان تا 5/hpf و در حاملگي حتي تا 10/hpf طبيعي مي باشد. تعداد بيشتر آن ها پيوري ناميده مي شود. شايع ترين علت آن عفونت ادراري است، ولي، در خانم ها مي توانيم، به علت آلودگي ادرار با ترشحات واژن پيوري كاذب داشته باشيم. در اين حالت اخير WBC ها چروكيده و كوچك هستند. لكوسيت هاي تازه ي ادراري بزرگ تر و گرد و وزن مخصوص كمتر از 019/1 دارند و گرانول هايي در سيتوپلاسم آن هاوجود دارد كه درخشان و با حركات براوني هستند  (Glitter cells) .

سلول هاي اپيتليال: در سديمان ادراري ديده مي شوند كه بيشتر در خانم ها با منشا قسمت تحتاني مجرا، تريگون و واژن است. در مردان ختنه نشده به علت تماس با پرپوس است. اين سلول ها سنگ فرشي بزرگ با هسته ي مركزي كوچك حدود اندازه ي يك RBC  و سيتوپلاسم نامنظم دارند. اين سلول ها اگر به تعداد فراوان ديده شوند، نشان گر آلودگي ادرار بوده وهيچ ارزش ديگري ندارند.

سلولهاي ترانزيشنال: از اوروتليوم مثانه وسيستم فوقاني منشا مي گيرند. از اپيتليال سل ها كوچكتر، باهسته ي بزرگ تر و با گرانول هاي واضح سيتوپلاسمي نزديك هسته هستند. سلول هاي بدخيم ترانزيشنال اندازه ي هسته شان و مورفولوژي شان فرق كرده است كه به روش پاپانيكولا يا فلوسيتومتري قابل شناسايي هستند. سلول ديگر كه ممكن است، در ادرار ديده شود، سلول هاي توبول كليوي مي باشد. سلول هاي توبول كليوي شيوع كمتري دارند و در مورد اهميت آن ها اتفاق نظر موجود نيست.
 كستهاي ادراري

كست ادراري يك انعقاد پروتئيني در توبول هاي كليوي است كه محتويات توبول ها درآن گير مي كنند و بر همين اساس تقسيم مي گردد.Tamm-horsfall  پروتئيني است كه توليد كست مي نمايد كه دراصل ماتريكس سلول هاي توبولي مي باشد.

كست هيالن: كستي فاقد هر گونه المان در داخل آن مي باشد و تماما از پروتئين تام هاسفال تشكيل شده است و پس از ورزش، در معرض گرما قرار گرفتن فرد، پيلونفريت يا بيماري هاي مزمن كليوي ديده مي شود.

كست RBC : حاوي RBC مي باشد و تشخيص هماچوري گلومرولي را مسجل مي كند و اكثرا ثانويه به گلومرولونفريت است.

كست WBC: در گلومرولونفريت ها، پيلونفريت حاد و نفريت اينتراستيشيل حاد ديده مي شود.

كست هاي گرانولر و واكسي(waxy): ناشي از دژنرسانس المان هاي سلولي ايجاد مي شود و بر بيماري توبولي دلالت دارد.

كست fatty: در سندرم نفروتيك، ليپيدوري و هايپوتيروئيديسم ديده مي شود.

كريستال ها

ديدن كريستال در بيماران با سنگ ادراري مهم است و مي تواند نشان گر نوع سنگ ادراري فرد باشد، به شرطي كه، هم زمان بيمار كوليك كليوي داشته باشد. ديدن كريستال سيستين، استراويت و اسيد اوريك هميشه پاتولوژيك هستند. كريستال اسيد اوريك، سيستين و كلسيم اگزالات در ادرار اسيدي و كريستال فسفات كلسيم و تريپل فسفات ( استراويت) در ادرار قليايي ديده مي شوند. در اثر باقي ماندن ادرار در محيط اتاق كريستال هاي اگزالات كلسيم در آن ايجاد مي شود كه اهميت كلينيكي ندارد. كريستال ها را مي توان از روي شكل شان شناسايي كرد. كريستال اگزالات به شكل دو هرم مربع القاعده كه از قاعده به هم چسبيده اند و كريستال استراويت مثل درب تابوت وكريستال سيستين به شكل حلقه 6 ضلعي بنزن و اسيد اوريك به شكل كريستال هاي پهن با اشكال گوناگون مي باشد.

باكتري

ادرار طبيعي فاقد باكتري است و ديدن باكتري در ادرار آلوده نشده نشان گر عفونت ادراري است. چون هر حجم hpf برابر1/20000تا1/50000 ميلي ليتر است ديدن هر باكتري در hpf برابر 20000تا 50000 باكتري در هر ميلي ليتر است و ديدن 5 باكتري برابر 100000 كلوني در كشت ادرار است. باكتري هاي گرم منفي به صورت باسيل هاي گرم منفي، استرپتوكوك به صورت رشته اي از كوكسي گرم مثبت و استافيلوكوك به صورت دسته هايي از كوكسي گرم مثبت ديده مي شود.

قارچ

شايع ترين قارچ سيستم ادراري كانديدياآلبيكنس است كه حالت جوانه زدن (budding) hyphae دارند. بيشتر در ديابت شيرين ديده مي شوند و در خانم ها با عفونت واژينال مونوليايي نيز به صورت آلودگي ادرار موجود است.

پارازيت ها 

تريكوموناس واژيناليس يك عامل شايع واژينيت در خانم ها است كه گاهي در يورتراي مردان نيز ديده مي شود، اين پارازيت به شكل سلول بزرگ با فلاژلي با حركات تند ديده مي شود.

 

Reference:

1.                  Glenn S.Gerber,MD.,CharlesB.Brender, MD.: Evaluation of the urologic patient : Campbell’s urology :Walsh, retik,Vougan, Wein : 8 th Ed . ,2002 . Vol.1 (83- 110 )

2.                  Kaul J. Kreder, Jr , MD. Kichard D. williams, MD.: urologic laboratory

Examinatin:Smith’sGeneral Urology: Emil A. Tanagho E Jack w. Mac Aninch: 15 th Ed, 2000 (50-64 )

3.                  Mc lanie S. Kim E Howard h. Corwin: urinalysis: diseases of the Kidney E Urinary .Tract: Robert W. Schrier: 7 th Ed. 2001.  Vol .1  (317-331 ).   

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 10:41  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

بیماری زبان آبی Bluetongue

بیماری زبان آبی     Bluetongue


گونه های حیوانی درگیر : 

 

گوسفند - البته گاو و بز هم به شکل خفیف یا بدون علامت مبتلا می شوند.

 

علائم بالینی :

 

- شدت بیماری بسته به سویه ویروس و نژاد گوسفند متفاوت است.

- دوره کمون بیماری 4 روز تا یک هفته است.

- تب حدود یک هفته

o 24 تا 48 ساعت بعد از شروع تب :

o آبریزش بینی

o ترشح بیش از حد بزاق

o پرخونی مخاط گونه ای بینی

o ممکن است ترشحات به سمت موکوسی چرکی و با لخته خون برود.

- در روزهای بعدی :

o تورم لب ، زبان ، صورت و گوش

o پرخونی ممکن است به سمت پتشی برود

o در موارد معدودی زبان سیانوزه می شود(وجه تسمیه نام این بیماری)

- 5 تا 8 روز بعد از شروع تب :

o زخم های نکروتیک گونه ، زبان و لثه

o شکل گیری غشای دیفتریک

o سختی در تنفس و گاهی اسهال خونی

- انتهای دوره تب

o از دست رفتن وزن و شرایط بدنی و تحلیل عضلانی

o کجی گردن

- مرگ و میر بیماری بین 5 تا 20 درصد است و د ربرخی موارد بسته به سویه ویروس تا 70 درصد هم هست.

- سقط ، مرگ جنین و ناهنجاری جنینی هم محتمل است.

 

جراحات :

 

- زخم های دهانی ، بینی و لب

- التهاب سم

- ادم لب ، صورت ، زبان و غیره

- ادم و پرخونی سایر بافتها

- هموراژی در لایه تونیکا مدیا در قاعده سرخرگ ریوی

- انتریت کاتارال همراه با پتشی در مخاط

- پتشی در عضلات و نکروز

 

اتیولوژی :

 

- Orbivirus از خانواده رئوویریده

- پشه Culicoides برای انتقال ویروس ضروری است.

- حداقل 23 سروتیپ دارد

 

تشخیص تفریقی :

 

- بیماری وزیکولار

- آبله گوسفندی

- اکتیمای واگیردار

- PPR

- تب دره ریفت

- حساسیت به نور

- همونکوزیس حاد


+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 9:12  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

*بیماری های انگلی

بیماری های انگلی


مایت ها ((mites:


مایت های پرندگان، کوچک، سیاه و حشره های خون خوار هستند. آنها حشره را نمی کشند اما می توانند سبب کاهش تولید تخم مرغ در مرغ های تخم گذار شوند. آنها برای مدت زیادی بر روی پرنده زندگی نمی کنند، بنابراین فاصله انداختن بین دو دوره جوجه ریزی کمک زیادی به خروج مایت ها می کند. همچنین می توان از حشره کش ها بر علیه مایت ها استفاده کرد.

برای پی بردن به وجود مایت هامی توان به دنبال آنها در زیر پر پرندگان در قسمت مخرج گشت. روش دیگر قراردادن پرهای ژولیده پرندگان روی تکه کاغذ سفید است، مایت ها بر روی تکه کاغذ مانند لکه ای یا نقطه ای سیاه رنگ نمایان می شود.

شپش ها ((Lice:

ششپش ها مانند مایت ها عمومی نیستند.آنها تغذیه می کنند از فولیکول های پوست و سبب کاهش محصولات می شوند.تخم های آنها مانند خوشه ای سفید رنگ بر روی پایه فولیکول پرها نمایان است. همانند مایت ها با فاصله مناسب بین دو دوره می توان آنها را بیرون کرد یا اینکه از حشره کش ها استفاده نمود.

      کانی بالیسم ((Cannibalism:

کانی بالیسم وقتی شروع می شود که پرندگان با نوک خود به پر ها یا پنجه پاهها یا سرها و یا مخرج دیگر پرندگان را مورد هجوم قرار دهند. اگر آن منطقه در ادامه نوک زدن خونریزی کند، ممکن است مرگ پرنده را در پی داشته باشد. نوک زدن به مخرج اغلب در مرغ هایی که در بستر زندگی می کنند و یا بوقلمون ها اتفاق می افتد.مرغ های جوان به خصوص آنهایی که وزن بیشتر دارند، استعداد بیشتری برای بیرون زدگی دارند(اویداکت بعد تخم گذاری به جای خود بر نمی گردد)، که محرک نوک زدن به مخرج است. همچنین ممکن است در این زمان روده ها هم به بیرون هدایت شود.

این یک مورد برای کانی بالیسم است. بیشتر موارد در مورد تخم گذار ها و سپس در مورد گوشتی ها است. این موارد در حالات کمبود های مواد معدنی از قبیل: نمک، ویتامین ها یا اسید آمینه ها (سازنده پروتئین ها). موارد دیگر در ایجاد کانی بالیسم استرس ها مثل محرومیت از غذا، ازدحام زیاد، گرمای زیاد، نامناسب بودن تهویه ها و شدت نور زیاد است.

حذف کردن این استرس ها می تواند کمک به حذف یا کاهش کانی بالیسم شود. اگر ممکن باشد باید مجروحین کانی بالیسم را جمع آوری کرد وبری مدتی آنها را جدا گانه پرورش داد تا جراحات آنها خوب شود. بیرون بردن آنها از گله کمک به از بین بردن تحریک نوک زدن در سایرین می کند.

یک روش مناسب دیگر برای کنترل و یا پیشگیری از کانی بالیسم دست کاری در نور دهی است. کاهش شدت نور و یا خاموشی در خلال نور دهی در روز کمک به آرام کردن کانی بالیسم می شود. همچنین استفاده از نور قرمز کمک به این گونه موارد می کند. مدت نور دهی در مرغ های بستر نباید کم شود.

راه حل دیگر چیدن منقار در همه پرندگان در هچری(روز آخر) یا بعد از آن است.نوک های تیز(فقط یک بخش خیلی کوچک) از منقار را می توان با سوهان ناخن و یا نوک چین برقی اصلاح کرد. با این روش نوک ها خطر کمتری برای دیگر پرندگان دارد، اما باید مراقب بود که به آب خوردن و دان خوردن پرنده صدمه ای وارد نشود.

      بیماری های متابولیک ((Metabolic Diseases:

بیماری های متابولیک، ارگان های داخلی بدن و رشد آنها را مورد تاثیر قرار می دهد و موجب از بین رفتن قسمت زیادی از مرغ های اقتصادی و خانگی می شود. پرندگان اصلی این عارضه بوقلمون ها و مرغ های گوشتی هستند. بیشترین ضرر این بیماری کاهش در اندازه رشد است.

دو نوع مهم از بیماری های متابولیکی عبارتند از، بی نظمی در سیستم قلبی- ریوی، سندرم مرگ ناگهانی و آسیت می باشد. یک نوعی از بیماری لنگش پا، اثبات شده است که وابسته به اختلالات متابولیکی است. این اختلالات متابولیکی می تواند به طور قابل توجهی در کاهش رشد موثر باشد. که می تواند در اثر کاهش خوردن غذا باشد. برای مثال، حظور غذا فقط در مدت روشنایی روز (بعد از سن یک هفتگی).غذاهایی که کمتر کامل می شوند سبب می شوند که جذب مواد غذایی کمتر شده و به دنبال آن کاهش رشد مرغ یا جوحه را در پی دارد. ذکر این نکته الزامی است که جیره جوجه گوشتی با جیره جوجه تخم گذار تفاوت های زیادی با هم دارند، ونمی توان آنها را به جای یکدیگر به گله داد.

روش دیگر در کاهش رشد جوجه ها استفاده از مدیریت نور دهی است که از لحاظ تجاری موفقیت آمیز بوده است. این برنامه نور دهی تعداد ساعت های نور را در روز که به پرنده داده می شود کاهش می دهد (بعد از روز 5 تا 7) برنامه های که هم اکنون هستندزمان نور دهی را از 24 ساعت در روز به 6تا8 ساعت می رساند و به دنبال آن به صورت هفتگی نور را افزایش می دهند. برای جوجه های گوشتی این افزایش به طور تقریبی 4 ساعت در هفته افزایش می یابد و برای بوقلموی ها تقریبا 2 ساعت در هفته. این برنامه ها تقریبا برای بزرگ کردن گله های کوچک غیر عملی هستند. نگه داشتن نور دهی در طی ساعت های نور طبیعی روز یا در محدوده 8 تا 12 ساعت در روز کمک زیادی به کاهش تعداد زمین گیری ها و یا مرده ها دارد] . البته به اعتقاد بنده این روش برای جوجه های تخم گذار است نه برای جوجه های گوشتی [

      سندرم مرگ ناگهانی (Sudden Death Syndrome):

جوجه ها و بوقلمون هایی که از سندرم ناگهانی مرگ تلف می شوند اغلب موارد به صورت به پشت افتاده می میرند و در هیچ زمانی به جلو نمی افتند. آنها بدون ظهور هیچ گونه نشانی تلف می شوند، مستقیما بعد از یک تشنج می میرند. آنها معمولا پرندگانی درشت و در اغلب موارد خروس ها هستند.

چرا اینکه پرندگان می میرند هنوز مشخص نیست، اما این مشخص شده است که در همه آنها بی نظمی در سرخرگ ششی وجود داشته است. در گله های گوشتی از یک هفتگی شروع شده و حد اکثر تا حول و هوش هفته سوم ادامه دارد. رشد سریع یکی از دلیل های آن است. رشد آهسته تر کمک خواهد کرد تلفات کمتری داشته باشیم.

      آسیت و نا کار آمدی قلب (Ascites and Heart Failure):

آسیت در هنگام بروز فشار بر روی سیستم سرخرگ ریوی و جمع شدن مایعات در بطن پرنده بوجود می آید. در چندین مورد شانه ها و چنگال های آبی رنگ یافت شده است. تنفس آنها بدون صدا و با دهان باز است و همچنین پرهای آنها ژولیده و موج دار است. این پرندگان ممکن است بدون هیچ نشانه بارزی بمیرند. پرندگانی هم که در این بیماری زنده می مانند محکوم به ذبح شدن هستند زیرا نگه داشتن آنها اقتصادی نیست.

خیلی از موارد ممکن است منجر به گسترش آسیت شود. این بیماری با رشد سریع و دمای سرد در طی جوجه کشی، ارتفاع زیاد از زمین، نمک بیش از حد در جیره غذایی و یا فاکتور های ژنتیکی تحرک می شود.

پیشگیری از این بیماری شامل، جلوگیریاز رشد سریع پرنده ها، اطمینان از هوای گرم و مناسب در اتاق جوجه کشی و کنترل کیفیت آب (از لحاظ مقدار سدیم ). همچنین مهم است انبار غلات هم دارای تهویه مناسب باشد چرا که آمونیاک می تواند سبب آسیب به بافت ریه و ایجاد استعداد بروز آسیت شود.

      مشکلات پا( فلجی، پا های ناتوان، لنگش)

      Leg Problems(Cripples, Leg Weakness, Lameness)

همه پرندگان می توانند در معرض مشکلات پا ها قرار گیرند اما به نظر می رسد این مشکلات بیشتر در مرغ های گوشتی دیده می شود. پا ها ممکن است به صورت گوشه دار و عجیب و غریب و زاویه دار در بدن باشد و یا ممکن است به صورت زانوی بد شکل که به صورت پا های کمانی دار به بظر می رسد و یا به صورت مبالغه آمیز به صورت زانوی گاوی شکل درآید. اغلب این مشکلات آنقدر سخت هستند که پرنده نتواند به راحتی حرکت کند و غذا وآب مناسب رابه دست آورد و در نتیجه وزن گیری آهسته تری خواهد داشت. مشکلات دیگر نیز می توانند در بالای مفصل پا اتفاق بیافتد. این پرنده ها به سختی می توانند در اطراف خود حرکت کنند.

یکی از علت های اصلی که باعث بد شکل شدن زاویه دار در مرغ های گوشتی و یا بوقلمون ها می شود رشد سریع آنها است. اثبات شده است که در رشد آهسته تر پرندگان و یا در شرایط نور دهی مناسب و یا محدودیت غذا های ملایم سبب کاهش اینگونه مشکلات خواهد شد.مشابه این مشکلات در بخش بیماری های متابولیک بحث شد.

اگر در زمانی که جوجه وارد سالن می شود بستر مناسبی در سالن نباشد، پرندگان جوان تعادل خود را از دست می دهند و لیز می خورند. این خود عاملی در ایجاد مشکلات در پاها است. مخصوصا در بوقلمون های جوان و مرغ های آبزی. همچنین وجود سالن های نسبتا خشک مهم به نظر می رسد اما نباید به حدی خشک باشد که گرد و غبار در سالن ها داشته باشیم. سالن های نمور می توانند در ایجاد مشکلات پاها و جراحات آنها موثر باشد.

تغذیه های بد و یا بالانس نشده هم یکی از عوامل این بیماری است. پا ها رشد میکنند وسبب ایجاد بد شکلی می شوند. ویتامین و یا مواد معدنی (منگنز، روی، سلنیوم، ویتامین E، بیوتین، نیاسین، اسید فولیک، ریبو فلاوین، پیرو دوکسین) می توانند سبب ظهور این بیماری شوند . کمبود های پروتئین و متعادل نبودن اسید آمینه ها هم می توانند سبب ظهور این بیماری شوند.

عفونت های میکروبی هم می توانند این بیماری را ایجاد کنند. مفصلهل ممکن است ورم داشته و یا نداشته باشند، پرنده از حرکت کردن امتناع میکند. کاهش استرس ها می تواند به بهبود این بیماری کمک کند. شما می توانید با جلوگیری از سرما (به خصوص در شب)، ازدحام زیاد، شرایط محیط نمور و جلوگیری مناسب از بیماری ها از ایجاد این بیماری پیش گیری کنید.

j.m:m/gh

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 9:8  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

تكنیك انتقال جنین در گاو


تكنیك انتقال جنین در گاو



عمل انتقال جنین 1 (ET) برای اولین بار حدود 55 سال پیش با موفقیت بر روی گاو ها انجام گرفت . عمل انتقال جنین صرفاً بر روی گاوهای ماده صورت می گیرد. گاو ماده ای كه از او جنین جمع آوری می شود به عنوان دهنده ی جنین و در اصطلاح donor می گویند . گروهی از گاوهای ماده كه جنین ها را می گیرند به عنوان ماده گاو گیرنده و در اصطلاح reciptent  می گویند .

عمل ET فرایندی است كه طی آن ، جنین ها از شاخ رحم گاوهای دهنده جنین در مرحله پس از مرولا جمع آوری شده و جهت تكامل مراحل آبستنی تا تبدیل شدن به یك گوساله كامل در شاخهای رحم گاوگیرنده جنین ساكن می شوند . در واقع ، گاوهای گیرنده جنین نقش دایه را برای فرزندان گاو دهنده ایفا می كنند . به ازای هر یك گاو دهنده 18-14 راس گاو گیرنده جنین بایستی در نظر گرفته شود . اصولاً گاو دهنده جنین گاوی است با صفت ژنتیكی برتر و گاو اصیل ولی گاوهای گیرنده جنین ، گاوهایی با صفت ژنتیكی متوسط یا پایین می باشند . اگر چه گاوهای گیرنده از لحاظ فنوتیپی و محیطی ممكن است روی نتاج اثر بگذارند ولی بر ساختار ژنتیكی گوساله ، تاثیر نخواهند داشت و از ارزش گوساله برای مقاصد اصلاح نژادی نمی كاهد .

در چه مرحله ای تخمك بارور شده را به عنوان جنین دانسته و بایستی از گاوهای دهنده جنین جمع آوری نمود ؟

پس از این كه اووسیت ها شوك حرارتی دیدند ، رشد نموده و لقاح صورت گرفته و 10-9 روز پس از لقاح تخمك بارور شده كه از مرحله مرولا به مرحله بلاستوسیت می رسد ، بایستی جمع آوری نمود كه این روزها بر اساس چرخه فحلی ، معادل روزهای 8-6 چرخه فحلی می باشد . جنین ها حتماً بایستی در فاصله روزهای 8-6 سیكل فحلی ، جمع آوری بشوند ، چون اگر تا روز 14 چرخه فحلی طول بكشد ، جنین ها به دلایل زیر از بین خواهند رفت :

1- تفریخ نشدن جنین های بزرگ و عدم تبدیل آنها به گوساله به خاطر انجماد .

2- اثرات تغییرات هورمونی رحم در جنین ها ، به دلیل توقف طولانی جنین در رحم گاو .

همزمان سازی فحلی 2:

برای این كه عمل ET با موفقیت بالاتری همراه باشد ، بایستی گاوهای دهنده و گیرنده هر دو در یك مرحله از سیكل فحلی باشند تا شرایط لازم جهت دادن و گرفتن جنین در آنها فراهم باشد . برای این منظور عمل همزمان سازی فحلی را انجام می دهند .

عمل همزمان سازی فحلی با تزریق عضلانی هورمون قابل انجام است. هورمون به كاررفته در این عمل PGF2a می باشد كه باعث تحلیل رفتن جسم زرد می گردد . تزریق pgf2aدر 4 روز اول و 3 روز آخر چرخه فحلی موثر نمی باشد . چون در این روزها جسم زرد در حال تحلیل رفتن می باشد . پس زمان مناسب تزریق هورمون PGF2A بین روزهای 18-5 چرخه فحلی می باشد .

سوپر اوولاسیون 3 :

با توجه با این كه ماده گاو ها در هر بار تخمك ریزی یا اوولاسیون٬ یك  اووسیت آزاد می كند و با توجه به این دوره آبستنی طولانی مدت هم دارد (9 ماه) پس نه تنها سرعت پیشرفت ژنتیكی كند می شود ، بلكه یك ماده گاو در طول عمر باروری خود فقط چند گوساله تولید خواهد كرد (كه اغلب كمتر از 10 گوساله خواهد بود )لذا با انجام عمل سوپر اوولاسیون و به دنبال آن با انجام عمل ET می توان این مسئله را بهبود بخشید . سوپراوولاسیون فرایندی است كه در آن به جای این كه از دام دهنده یك تخمك حاصل بشود ، چندین تخمك حاصل می شود و می توان در هر دوره تخمك ریزی ، به جای یك تخمك 10 تخمك و متوسط 6 تخمك بدست آورد و به تبع آن به جای یك گوساله ، متوسط 6 گوساله در یك دوره آبستنی حاصل نمود . عمل سوپراوولاسیون نیز همانند همزمان سازی فحلی با تزریق عضلانی هورمون قابل انجام است . با این تفاوت كه عمل همزمان سازی فحلی بین هر دو دام دهنده و گیرنده جنین صورت می گیرد ولی عمل سوپراوولاسیون فقط در دام دهنده جنین باید انجام بشود . هورمونهای به كار رفته دراین عمل ، هورمون های FSH و هورمون های PMSG (هورمونهای گنادوتروپین سرم مادیان أبستن ) و هورمون HAP (عصاره هیپوفیز پیشین  اسب )می باشد .

از بین این هورمون ها ، هورمون FSH كاربرد بیشتری دارد ، در صورتی كه هورمون pmsg هورمون قوی تری است و یك بار تزریق PSMG با تزریق FSH برابری می كند . چون نیم عمر PMSG به مراتب بیشتر از نیم عمر FSH می باشد و نیم عمر FSH پایین است ، به این خاطر آن را به مدت 4 روز متوالی و هر روز در دووعده صبح و عصر تزریق می كنند كه در كل بایستی به میزان 28 میلی گرم FSH تزریق بشود . تا عمل سوپر اوولاسیون انجام گیرد . پس همچنان كه در روش تلقیح مصنوعی4 AL)) یك گاو نر اصیل (مثلاً 3 ساله ) می تواند پدر یك میلیون گوساله باشد در عمل (ET) نیز با فرآیند سوپر اوولاسیون یك ماده گاو اصیل می تواند تعداد زیادی گوساله (فقط در یك دوره آبستنی )بشود .

شستشوی جنین5 :

پس از اینكه عمل همزمان سازی فعلی و سوپر اوولاسیون صورت گرفت و تخمك ها به شكل جنین درآمدند بایستی طی عمل شستشوی جنین ها جمع آوری شوند . برای انجام عمل شستشوی جنین از ماده شوینده مخصوص كه معمولاً حاوی محلول نمكی بافر فسفات +4 درصد آلبومن سرم گاوی است استفاده می شود . برای انجام عمل شستشو از یك سوند یا كاتتركه به نام سوند فولی معروف است استفاده می شود . این سوند را اول بایستی ضد عفونی كرده سپس به شاخ رحم گاو دهنده جنین وارد نموده و عمل عمل شستشوی را انجام داد .

سوند فولی داراری 3 كانال می باشد. كانال اول مخصوص دمیدن هوا است تا قسمت بادكنكی كه در انتهای این كانال است متورم شده و باد شود تا هم باعث تثبیت سوند فولی در شاخ رحم شده و هم مانع بازگشت مایع شستشوی جنین از طرف شاخ رحم به بدنه رحم بشود . كانال دوم مخصوص ارسال ماده شوینده مذكور به طرف شاخ رحم است . كانال سوم مخصوص خروج جنین ها به همراه ماده شوینده می باشد كه به داخل لوله آزمایش یا محیط كشت كه حاوی (محلول نمكی با فرفسفات +4 درصد آلبومن سرم گاوی ) می باشد ریخته می شود . چون غلظت جنین ها بالاتر از غلظت محیط كشت می باشد ، جنین ها در عرض 2 دقیقه در ته ظرف ته نشین شده و بایستی حدود 10 دقیقه محیط كشت حاوی جنین را در جای ثابت و بدون حركت نگهداری نمود . سپس جنین ها را در زیر میكروسكوپ مورد بررسی قرار داده و آنها را ارزیابی كرده و سپس درجه بندی می كنند كه از جنین درجه 1 (عالی )تا جنین فاسد یا مرده طبقه بندی می شوند . جنینهای درجه 1 را می توان منجمد كرده و برای مصارف دوره های بعدی نگهداری نمود ولی جنین های درجه 2 یا درجه 3 را می توان همان روز جنین  گیری به گاوهای گیرنده انتقال داد.

انجماد جنین6:

اگر قرار است جنین ها در همان روز جمع آوری شده به گاوهای گیرنده انتقال یابند كافی است برای چند ساعت در محیط كشت تازه و سترون كه دمای آن محیط كشت هم معادل دمای بدن گاو است نگهداری بشود . ولی اگر بخواهیم جنین ها را برای مدت طولانی نگهداری كنیم بایستی حتماً آنها را منجمد كرده و محافظت نمائیم  مثل روش AL كه اسپرم گاو نر اصیل را به صورت منجمد نگهداری می كنند . ولی جنین ها در برابر عمل انجماد سازی و سپس ذوب كردن یخ شان جهت مصرف بسیار حساس تر از اسپرم می باشند .

هر جنین اغلب در یك استرا 7به حجم 25% سی سی نگهداری می شود . ماده محافظت جنین ها ، گلیسرول و اتیلن گلیسرول می باشد كه اخیراً استفاده از اتیلن گلیسرول نتایج بهتری را نشان داده است . سپس توسط دستگاه های اتوماتیك دمای استراها را به دمای ازت مایع (196- درجه سانتی گراد ) می رسانند. برای ذوب كردن یخ جنین های منجمد شده نیز جهت مصرف برای انتقال به گاوهای گیرنده با قرار دادن استرا در حمام آب گرم با دمای 37 درجه سانتی گراد یخ ذوب شده و جنین ها برای انتقال آماده می شوند . وقتی از جنین های منجمد شده ای كه بعد ها ذوب می شوند برای انجام عمل ETاستفاده شود میزان آبستنی نسبت به زمانی كه از جنین تازه استفاده می شود ٬ 10 درصد كم می گردد .

روش های انجام عمل ET :

در روش جراحی قدیمی ، ماده گاوها را تحت بی حسی عمومی قرار داده ، به پشت خوابانیده و شكافی بین پستان و ناف گاو ایجاد كرده رحم را جلوكشیده ، و عمل جمع آوری یا انتقال جنین صورت می گیرد ولی در روش جراحی جدید ، بی حسی موضعی صورت گرفته و در پهلوی گاو شكاف ایجاد كرده و رحم را جلوكشیده و با پیپت نازك مثل پیپت در عمل AL ، جنین ها را از شاخ رحم جمع آوری یا انتقال می دهند .

هدف از انجام عمل ET :

1- افزایش تعداد نتاج از گاوهای ماده با صفات ژنتیكی برتر (بدین شكل كه با انجام عمل ET می توانیم تعداد گوساله های گرفته شده از یك گاو اصیل و با ارزش را تا چندین برابر افزایش دهیم .)

2- سهولت در امر صادرات و واردات (همچنانكه در عمل AL )كه در آن به جای نقل و انتقال گاو نر اصیل اسپرم منجمد گاو نر اصیل بین كشورها مبادله می شود . در عمل ET نیز به جای نقل و انتقال گاو ماده اصیل ، جنین منجمد شده آن بین كشورها مبادله می شود.

3- انجام عمل دو قلو زایی در ماده گاوها (هر چند ممكن است 15-12 درصد نتاج فری مارتین باشند .)

4- كنترل بیماری هم در دهنده ها وهم در گیرنده ها و هم در جنین های حاصله .

5- نگهداری جنین های بدست آمده از گاوهای دهنده جنین به مدت طولانی به خاطر قابلیت انجماد جنین ها.

بهترین كاربردهای مورد استفاده جنین :

1- انجام آزمایش بر روی جنین ها : جهت پی بردن به صفات نا مطلوب به عنوان مثال مطالعه و بررسی صفت نامطلوب سم قاطری یا سم بدون شكاف .اگر پدری ناقل ژن این صفت باشد ، نتاج حاصل از آن ، اگر به شكل جنین به گاوهای گیرنده منتقل شود، با مطالعه جنینها در 2 ماهگی می توانیم به این صفت نامطلوب و امثال آن پی ببریم .

2- بكارگیری ماده گاوهای اصیل در تولید گوساله های نر ممتاز :

در حالت طبیعی برای این كه 100 گوساله نر  اصیل به منظور تحقیقات اصلاح نژادی داشته باشیم ، بایستی 300 ماده گاو برای تولید اینها داشته باشیم چون احتمال دارد كه الف) همه ماده گاوها آبستن نشوند ب ) نیمی از نتاج حاصل ، گوساله های ماده باشند ج ) اگر گوساله های نر هم تولید بشوند ، گوساله های نر حاصله یا تلف بشوند یا ممتاز جهت انجام عمل اصلاح نژادی نباشند . پس با انجام عمل سوپر اوولاسیون و متعاقب آن عمل ET می توانیم فقط با نگهداری 150 ماده گاو اصیل به 100 گوساله نر اصیل برسیم چون حداقل یكی از جنین  های گاو سوپراووله جنین نر خواهد بود .

3- انتقال وسیع و نامحدود ژن:

روش ET با در دسترس داشتن جنین می توان ژن را از یك نژاد به نژاد دیگر  مهاجرت داد مثل مهاجرت ژن از نژاد گاو اصیل (مانند هلشتاین ) به نژاد گاو بومی .به طور كلی گاودارانی كه تمایل دارند دختران بیشتری از گاو پر تولید و مورد علاقه خود داشته باشند به این كار اقدام می كنند ونیز در صورتی كه نیاز به گوساله نر اصلاح نژادی والدین با كیفیت بالا داشته باشند از این روش استفاده می كنند.
Mehdi GHasem Zade
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 10:3  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

تعیین قابلیت هضم ایلئومی ظاهری پروتئین خام و اسید

تعیین قابلیت هضم ایلئومی ظاهری پروتئین خام و اسید های آمینه  پودر گوشت و استخوان در جوجه های گوشتی



چکیده

قابلیت هضم ایلئومی ظاهری پروتئین خام و اسید های آمینه شش نمونه پودر گوشت و استخوان با استفاده از 84  قطعه جوجه خروس گوشتی و با تغذیه شش جیره غذائی نیمه خالص بر پایه نشاسته ذرت و حاوی هر یک از شش نمونه پودر گوشت واستخوان بعنوان تنها منبع پروتئین و یک جیره غذائی پایة ذرت- سویا ، در سن 38 روزگی و  در قالب طرح کاملاٌ تصادفی  با چهار تکرار مورد مطالعه قرار گرفت. از اکسید کروم در جیره پایه و جیره های آزمایشی به عنوان معرف غیر قابل هضم  استفاده گردید. قابلیت هضم ایلئومی ظاهری پروتئین خام در بین نمونه های پودر گوشت واستخوان تفاوت معنی داری (05/0P<) نشان داده و میانگین و دامنه تغییرات آن معادل 9/79 و 1/86-5/72 درصد بود. به استثناء لیزین، هیستیدین، ایزولوسین، لوسین، والین، متیونین و اسید گلوتامیک، قابلیت هضم سایر اسیدهای آمینه ضروری و غیرضروری تفاوت معنی داری نشان داد (05/0P<).آرژنین با میانگین 1/88 و متیونین با 5/47 درصد به ترتیب بالاترین و پائینترین قابلیت هضم ظاهری را در بین اسید های آمینه داشتند. میانگین( و دامنه تغییرات) قابلیت هضم ایلئومی ظاهری لیزین، اسید های آمینه گوگرد دار و ترئونین به ترتیب برابر 3/69 (6/73–8/65)، 8/54 (4/59–3/45) و71 (4/84–6/56) درصد بود. از نتایج این آزمایش چنین استنباط می شود که پودر گوشت و استخوان مورد مطالعه گرچه ذارای ارقام بالاتری از قابلیت هضم ظاهری ایلئومی پروتئین خام و  اسید های آمینه (9/79 و5/67 درصد) می باشد ولی از سطح پروتئین خام و اسید های آمینه قابل هضم آن کمتری برخوردار است.

واژگان کلیدی: پودر گوشت واستخوان، قابلیت هضم ایلئومی، اسید های آمینه، جوجه های گوشتی

 

مقدمه

متابولیسم نیتروژن در سکوم و سایر بخشهای انتهائی دستگاه گوارش طیور شامل تجزیه ترکیبات نیتروژن دار( از منشاء غذائی و غیر غذائی) و سنتز پروتئین میکروبی است. مقدار اسید های آمینه موجود در فضولات نسبت به محتویات ایلئومی تحت تاثیر تعادل این دو فعالیت متابولیکی می باشد. در صورتیکه فعالیتهای تجزیه ای غالب باشد،دفع اسید های آمینه در فضولات کاهش و بر عکس به هنگامی که فعالیت سنتزی میکروبها غالب است تولید پروتئین میکروبی افزایش یافته و منجر به دفع بیشتر اسید های آمینه خواهد شد. نتیجه این دو فعالیت معکوس، تعیین قابلیت هضم پروتئین و اسید های آمینه را از طریق تجزیه فضولات تحت تاثیر قرار داده و منجر به تخمین های بالا و پائین از قابلیت هضم اسید های آمینه می شود (8). تعیین قابلیت هضم  پروتئین و اسیدهای آمینه مواد غذائی در سطح ایلئوم روشی برای کنترل اثرات میکروارگانیسم های انتهای دستگاه گوارش بر ارقام قابلیت هضم اسید های آمینه است که توسط پاین  و همکاران(7) پیشنهاد شده است. والیس و بالنو (10) و کدیم و همکاران (3)  با تجزیه محتویات ایلئوم و فضولات جوجه ها، قابلیت هضم اسید های آمینه مواد غذائی متداول درتغذیه طیور را مورد مقایسه قرارداده و دریافتند که اندازه گیری قابلیت هضم اسید های آمینه  در سطح ایلئوم در مقایسه با کل دستگاه گوارش از اعتبار بیشتری برخور دار بوده و معیار دقیقتری از قابلیت استفاده اسید های آمینه می باشد. نظر به اینکه ضرایب قابلیت هضم پرتئین خام و اسید های آمینه نمونه های پودر گوشت و استخوان تولیدی در کشور مورد بررسی قرار نگرفنه است  لذا هدف از تحقیق حاضر؛ تعیین قابلیت هضم ایلئومی ظاهری پروتئین خام و اسید های آمینه شش نمونه پودر گوشت واستخوان با استفاده از جیره پایة ذرت - سویا در جوجه های گوشتی در سن 6 هفتگی بود .

مواد و روشها

مخلوط50 به 50 ( وزنی به وزنی)  شش جیره غذائی نیمه خالص( بر پایه نشاسته ذرت و حاوی شش نمونه پودر گوشت واستخوان به عنوان تنها منبع پروتئین) و جیرة پایه ذرت - سویا به 84 قطعه جوجه خروس سویه آربورآکرز که  در گروه های سه تائی، بطور تصادفی به 28 واحد آزمایشی متشکل از قفسهای با کف توری سیمی توزیع شده بودند، در سن 34 تا 38 روزگی بطور آزاد تغذیه شدند. از اکسید کروم (CHROMIUM OXIDE 99% ,KESCO, CHINA) در جیره های غذائی به عنوان معرف غیرقابل هضم استفاده گردید. در پایان روز چهارم جوجه ها با تزریق 3/0میلی لیتر کتامین به ورید بالی بیهوش و کشته شده و محتویات ایلئومی مطابق روش کدیم و همکاران (3) جمع آوری تا زمان تجزیه شیمیائی در دمای 20- درجه سانتیگراد در فریزر نگهداری شد. ماده خشک مطابق توصیهAOAC (1)  و پروتئین خام به روش کلدال تو سط دستگاه 2300 Kjeltec Analysis Foss Tecator، درنمونه های پودرگوشت واستخوان و محتویات ایلئومی اندازه گیری شد.کروم به روش جذب اتمی و اسیدهای آمینه به روش کروماتوگرافی تبادل یونی توسط دستگاه تعیین کننده اسید آمینه و پس از هیدرولیز نمونه ها  تحت  شرایط خلاء در اسید کلریدریک 6 نرمال به مدت 110 درجه سانتیگراد، در آزمایشگاه تغذیه دام دانشگاه مانیتوبای کانادا انجام شد. اسید های آمینه متیونین و سیستئین بطور جداکانه پس از اکسیداسیون نمونه ها با اسید پرفرمیک فنلی تجزیه شدند. قابلیت هضم پروتئین و اسید های آمینه در هر یک ازنمونه های پودر گوشت واستخوان با استفاده از روش اختلاف و فرمول پیشنهادی فن و سائر (2) برآورد شد. تجزیه و تحلیل آماری داده های بدست آمده جهت مطالعه اثرات نمونه های پودر گوشت واستخوان در قالب طرح تجزیه واریانس یک طرفه، با استفاده از رویه GLM نرم افزار SAS ( 9 ) و مقایسه میانگین ها نیز با استفاده از آزمون دانکن انجام شد.

نتایج و بحث

 قابلیت هضم ایلئومی ظاهری پروتئین خام در بین نمونه های پودر گوشت واستخوان تفاوت معنی داری (05/0P<) نشان داد(جدول 1). میانگین قابلیت هضم ظاهری پروتئین خام(جدول 1) برا بر 9/79 درصد بوده و در دامنه 5/72 تا 1/86 درصد متغیر بود. ارقام قابلیت هضم پروتئین خام درنمونه های پودر گوشت و استخوان در دامنه ضرایب قابلیت هضم گزارش شده توسط لسون و سامرز(5) برای منابع پروتئین حیوانی شامل پودر خون، پودر ماهی، و پودر گوشت بود.

به استثناء لیزین، هیستیدین، ایزولوسین، لوسین، والین و متیونین قابلیت هضم ایلئومی ظاهری سایر اسید های آمینه ضروری و مجموع اسید های آمینه ضروری تفاوت معنی داری (05/0 P< ) دربین نمونه های پودر گوشت واستخوان نشان داد (جدول 1). اسید های آمینه آرژنین و متیونین با میانگین 1/88 و 4/47 درصد به ترتیب بیشترین و کمترین ضریب قابلیت هضم ظاهری را داشت. قابلیت هضم لیزین از اغلب مقادیر گزارش شده توسط سایر محققین(4، 3)  بیشتر بود. بطور کلی قابلیت هضم اسید های آمینه بازی شامل آرژنین، لیزین و هیستیدین، بالا و بیشتر از 60 درصد تعیین شد. آهنگ تغییرات قابلیت هضم اسید های آمینه بازی از تراکم آنها (داده ها ارائه نشده است) در نمونه های پودر گوشت و استحوان تبعیت کردند.  قابلیت هضم ترئونین در پودر گوشت واستخوان مورد مطالعه، از سطح بالائی برخوردار بوده و در مقایسه با نتایج سایرین(4، 3)   بیشتر و برعکس قابلیت هضم متیونین، بطور قابل ملاحظه ای کمتر بود. قابلیت هضم سیستئین درمقایسه با تنها گزارش اخیر موجود(4) نسبتاًً بیشتر بود. به هر حال قابلیت هضم پائین اسید های آمینه گوگردار نشان دهنده تخریب احتمالی آنها در حین فرآیند پودر گوشت واستخوان می باشد. اوپسوت و همکاران(6) نشان دادند که تخریب حرارتی پروتئین در پودر ماهی موجب افزایش پیوند های دی سولفیدی شده و از طریق افزایش سرعت عبور پروتئین در دستگاه گوارش، قابلیت هضم آن را کاهش می دهد. همچنین نشان داده شده است که اسید های آمینه گوگرد دار و بویژه سیستئین بیشتر تحت تاثیر دما و فشار مورد استفاده در فرآیند تولید پودر گوشت واستخوان می باشد.(11).

جدول 1-  درصد ضرایب قابلیت هضم ظاهری ایلئومی پروتئین خام و اسید های آمینه در هریک از شش نمونه پودر گوشت واستخوان  (ارقام بر حسب وزن تر)

       

پودر گوشت و استخوان

خطای استاندارد

1

2

3

4

5

6

پروتئین خام

5/80 ab

1/86 a

3/79 ab

4/73 b

6/85 a

5/72 b

23/0

گلایسین

2/67 b

2/76 ab

2/72 b

4/77 ab

7/83 a

9/65 b

26/0

آرژنین

5/83 b

4/88 ab

4/90 a

4/88 ab

1/89 a

2/89 a

11/0

لیزین

9/69 a

4/70 a

9/67 a

2/67 a

6/73 a

8/65 a

26/0

هیستیدین

5/60 a

5/60 a

65 a

5/60 a

1/68 a

6/58 a

30/0

ایزولوسین

3/58 a

1/60 a

3/70 a

5/64 a

6/73 a

62 a

41/0

لوسین

3/72 a

7/67 a

1/74 a

65 a

6/77 a

9/67 a

32/0

والین

4/64 a

6/60 a

2/69 a

6/66 a

2/77 a

7/64 a

40/0

متیونین

3/49 a

4/34 a

7/51 a

6/46 a

2/57 a

1/45 a

80/0

سیستئین

8/69 a

8/63 ab

1/57 ab

8/63 ab

9/65 a

1/50 b

34/0

فنیل آلانین

4/70 b

2/72 b

2/75 ab

6/76 ab

3/84 a

77 ab

26/0

تر ئونین

6/56c

8/72 abc

1/75 ab

6/67 bc

4/84 a

6/68 abc

36/0

مجموع اسید های آمینه ضروری

6/62 b

5/65 ab

5/69 ab

4/66 ab

5/77 a

3/63 ab

32/0

a-c میانگین های با حروف غیر مشابه در هر ردیف تفاوت معنی داری دارند(05/0P<0)

نتیجه گیری

بطور کلی نتایج این آزمایش نشان داد گرچه ضرایب قابلیت هضم ایلئومی ظاهری پروتئین خام و اسید های آمینه ضروری  پودر گوشت و استخوان مورد مطالعه در مقایسه با اغلب گزارشات موجود بالا تر می باشد ولی بدلیل تراکم پائین پروتئین خام و اسید های آمینه ضروری (داده ها ارائه نشده است) آن، مقادیر پروتئین خام و اسید های آمینه قابل هضم بطور نسبتا قابل ملاحظه ای پائین می باشد
Mehdi GHasem Zadeh
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 15:53  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

تغذیه مرغ های تخمگذار لاین W-36


تغذیه مرغ های تخمگذار لاین W-36



تهیه کننده : کورش گلزار

كارشناس ارشد امور دام

ر نکات لازم در تولید تخم مرغ در مرغهای تخمگذار لاینw-36 به منظور تولید تخم مرغ در مرغ های تخمگذار نژادهای لاین w-36 رایت نکات زیر ضروری است:
1-مصرف دان و وزن بدن
طی دوران پرورش بایستی طوری باشد که عملکرد مطلوب و وزن مناسب پولت قبل از آغاز تولید را تامین کند.
2-سن در شروع تولید
برنامه های نوری وتغذیه ای طی دوران پرورش بایستی به نحوی انتخاب شوند تا در سن شروع تولید، بلوغ فیزیکی برای به دست آوردن اهداف عملکردی حاصل شده باشد به عبارت بلوغ جنسی و فیزیکی با هم همگام باشند.
3-وزن مرغ بالغ
چنانجه مرغ های بالغ لاین در سن 35 تا 40 هفتگی به وزن 1550 تا 1600 گرم برسند، می توان تولید و اندازه مطلوب تخم مرغ را انتظار داشت. 4- اگر وزن بدن و بقیه عوامل مدیریتی به شکل مطلوب تنظیم شده باشند، در صد تلفات هفتگی در دوران تخمگذاری باید کمتراز 1/0 باشد.
5- انتظار می رود پیک تولید برحسب شرایط محیطی و وضعیت آشیانه حداقل 92 تا 94 درصد باشد که همراه با دوام تولید بالا مجموعآ موجب تولید 238 تا 240 تخم مرغ تا 60 هفتگی شود.
جیره باید به نحوی تنظیم شود که مرغ تخمگذار در هر مقطع سنی، متناسب با مقدار دان مصرفی مواد مغذی لازم را دریافت کند.
به طور کلی دوره تولید تخم مرغ را می توان به مراحل زیر تقسیم نمود:- قبل از تخم گذاری (Prelay) عبارت است از مرحله ای حدود 2 هفته قبل از شروع تولید.
- قبل از پیک (Prepeak ) مرحله ای است حد فاصل مراحل قبل ازتخمک گذاری وپیک تولید که حدود 3 تا 4 هفته طول می کشد.
- مرحله پیک، این مرحله بالاترین میزان تولید بوده و 3 تا 4 هفته به طول می انجامد.
- مرحله بعد از پیک (Post peaking) این مرحله، بعد از پیک تولید تا انتهای تولید (یا تا تو لک رفتن گله) را در بر می گیرد.
برنامه نوری طی دوره پرورش پولت می تواند تأثیر به سزایی در رشد و نمو پولت داشته باشد. برنامه نوری با کاهش تدریجی مدت روشنایی معروف به برنامه (Step down) برای پولت های لاین واریته w-36 مناسب است. اثرات مثبت و مفید مشخص چنین برنامه نوری بر رشد و نمو پولت عبارت است:
- کاهش مدت روشنایی از هفته اول تا هفته 10 فرصت کافی و مطلوب جهت افزایش زمان تغذیه را فراهم می نماید که به افزایش مصرف خوراک روزانه منجر خواهد شد.
- به نظر نمی رسد برنامه نوری یا کاهش تدریجی طول روز اثرات منفی بر بلوغ جنسی داشته باشد وزن بدن باید به اندازه ای باشد که پولت آمادگی لازم برای تحریک نوری را داشته باشد.
- از آنجا که موفقیت طی دوره تخمک گذاری به میزان قابل توجهی به کیفیت پولت هنگام انتقال به قفس و یا اولین تحریک نوری بستگی دارد، به کار گیری هر نوع روشی که پولت را برای تخمک گذاری آماده نماید، لازم می باشد. الگوی مصرفی مرغ های تخمگذار لاین W-36 اشاره به این دارد که وزن پولت در 18 هفتگی و یا در زمان اولین تحریک نوری حداقل می باید1280 تا 1315 گرم باشد.
- هنگام انتقال پولت های های لاین W-36 به قفس توصیه می شود که درجه حرارت سالن تخمگذاری در تمام اوقات و به خصوص طی ساعات شب کمتر از 21 سانتیگراد باشد. هنگام انتقال پولت به قفس دمای سالن تخمگذاری تا حدود 6/15 درجه سانتیگراد اغلب تأثیر مفید زیادی در تحریک افزایش خوراک اولیه داشته است. طی یک یا دو هفته قبل از پیک تولید دمای سالن تخمگذار تا دستیابی به درجه حرارت مطلوب و رضایتبخش می بایست بتدریج هفته ای یک درجه افزایش داده شود.
- به طور کلی پیشنهاد شده است که وزن بدن مرغ های تخمگذار لاین W-36در دوران بلوغ (35 تا 40 هفتگی) از 1560 گرم و طی دوران تخمگذاری نیز ترجیحا از 1630 گرم تجاوز نکند.
- دریافت مقدارکافی انرژی جهت به دست آوردن وزن مورد نظر وعملکرد مطلوب مرغ تخمگذار طی مراحل اولیه تخمگذاری (دوران پیک)به خصوص از نظر افزایش وزن بدن و اندازه تخم مرغ کاملآ لازم و ضروری است.
نکات مهم در بهینه سازی تولید تخم مرغ عبارت است از:
1- اهدافی که طی دوران پرورش و مراحل مختلف تخمگذاری دنبال می شود از قبل تعیین و مشخص شود.
2- برنامه مدیریتی (مثلا برنامه نوری) و تغذیه ای ضروری برای رسیدن به این اهداف تأمین و در دسترس قرار گیرند.
مواردی که در مرحله قبل از تخمگذاری (یعنی3 هفته قبل از رسیدن به 5 درصد تولید تخم) مورد توجه خاص قرار می گیرند شامل مواد مغذی: انرژی، کلسیم، فسفر، اسیدهای آمینه و ملاحظات اقتصادی یا قیمت تمام شده دان می باشد. در جیره قبل از تخمگذاری توجه داشته باشید که مقدار کلسیم جیره حداقل 75/2 درصد باشد. ذخیره سازی پروتئین در این مرحله خیلی وسیع نبوده و تولید تخم مرغ نیز قابل توجه نمی باشد لذا احتیاجات اسید های آمینه در حد پائین و حداقل می باشد.

Mehdi GHasem Zade
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 10:6  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

چرا مرغهای کور بیشتر تخم می گذارند؟


چرا مرغهای کور بیشتر تخم می گذارند؟



یکی از محققان دانشگاه گوئلف، سویه ای از مرغهای تخمگذار که به طور طبیعی کور هستند نسبت به مرغهای معمولی زودتر به تخم می آیند و در هر سیکل تولید بیشتر تخمگذاری می­کنند. علت تخمگذاری بیشتر در مرغهای نابینا همکنون در حال بررسی می باشد. این مسأله به چگونگی تأثیر نور بر الگوی تولید مثلی این سویه لگهورن سفید بنام Smokey Joes که به طور طبیعی کور هستند مربوط است. کشف این موضوع که چگونه نور بر عملکرد تخمگذاری پرنده اثر می­گذارد می تواند منجر به ایجاد روشهایی برای مدیریت نور جهت عملکرد بهتر در مرغداری ها شود.
تولید مثل در مرغها معمولاً به وسیله افزایش طول دوره روشنایی تحریک می شود. در واقع نور توسط بخشی از مغز بنام هیپوتالاموس جذب می شود و موجب ترشح هورمونها و کنترل بخشی از سیستم عصبی که مسؤول تنظیم خودبخودی بدن نظیر دما، فشار خون، تشنگی و گرسنگی و چرخه خواب و بیداری است می شود. اما در مرغهای کور نور به شیوه دیگری عمل می کند.
علی رغم این که نور به طور مستقیم هیپوتالاموس را تحریک می کند، وقتی توسط شبکیه چشم حس می شود موجب مهار تولید مثل نیز می شود. از آنجایی که پرندگان کور فاقد شبکیه هستند لذا آنها فقط از طریق هیپوتالاموس تحریک می شوند و این مسأله موجب آغاز زودتر تخمگذاری در آنها می­شود.
با بررسی و مقایسه اشعه های نور دو مکانیسم مختلف که روی تحریک نوری مؤثرند بیان شده است. مکانسیم اول شامل طول موج های نور آبی – سبز است که عمدتاً توسط شبکیه دریافت می شوند و مکانیسم دوم شامل طول موج های طیف قرمز می باشد که به داخل جمجمه نفوذ می کنند و هیپوتالاموس را تحریک می کنند.
پیشنهاد شده است که اشعه های آبی – سبز ممکن است خواص مهار کنندگی داشته باشند و اشعه قرمز موجب تحریک تخمگذاری می شود. هر دو این مکانیسم ها در مرغهای طبیعی وجود دارد و طول دوره روشنایی موجب ایجاد پاسخ های فیزیولوژیکی می شود. بنابراین در روزهای کوتاه مسیر مهار کننده غالب است و در روزهای بلند اشعه قرمز غلبه داشته و بلوغ تولید مثلی را تسریع می کند. از آنجایی که مرغهای کور فاقد شبکیه هستند اثرات مهار کنندگی اشعه آبی – سبز بر آنها مؤثر نبوده و لذا حتی بدون افزایش طول روز، تخمگذاری را زودتر آغاز می کنند.
البته بایستی تحقیقات بیشتری در مورد اینکه چه وقت و چگونه شبکیه چشم تخریب شود انجام گیرد. بعضی جوجه های سویه کور در ابتدای تولد طبیعی هستند اما طی سه هفته اول بینایی خود را از دست داده و کاملاً کور می شوند.
مرغهای کور کمتر حالت تهاجمی دارند و در مواجه شدن با انسان کمتر دچار تنش می شوند. البته کار کردن با مرغهایی که به طور ژنتیکی کور هستند با مشکلاتی نیز همراه است برای مثال لازم است به جای آبخوری های نیپل از آبخوری های فنجانی بزرگ استفاده شود تا پرندگان به راحتی آنها را پیدا کنند. البته گفته شده است که پرندگان کور در مقایسه با پرندگان طبیعی بهتر به نقشه محیط اطراف خود عادت می کنند. به هر حال لازم است تحقیقات بیشتری برای مشخص شدن چگونگی استفاده از پرندگان کور در صنعت مرغداری صورت گیرد.

مازیار محیطی اصلی

 



 

موسسه مرغداری ایران

Mehdi GHasem Zade

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 10:4  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

افلاتوكسین ها


افلاتوكسین ها



دكتر عماد الدین ادریسی-اداره كل دامپزشكی استان فارس

 

افلاتوكسین ها سمومی هستند كه بوسیله تعدادی از قارچها كه بر روی خوراك دام ومواد غذایی رشد می كنند ،تولید شده و می تواند بیماری افلاتوكسیكوزیس را در حیوانات اهلی و انسان ایجاد كنند.در مورد این سموم و بیماری های حاصله در سراسر جهان تحقیقات زیادی صورت گرفته است.

عوامل محیطی مختلفی بر روی تولید افلاتوكسین دخالت دارند از این رو شدت آلودگی بستگی به موقعیت جغرافیایی ،شیوه كشاورزی،حساسیت محصولات كشاورزی قبل از درو ،پروسه تهیه مواد غذایی و وضعیت انبار محصولات دارد.

افلاتوكسن ها نسبت به سایر سموم قارچی به علت اثرات سرطان زائی و ایجاد مسمومیت حاد از اهمیت بیشتری برخوردار هستند.بسیاری از كشورها با توجه به داشتن آلودگیهای قارچی در مواد غذایی و محصولات كشاورزی با تصویب قوانین و مقررات ویژه ای توانسته اند بهداشت و سلامتی مواد غذایی تولیدی خود را تامین نمایند.

تاریخچه

در سال 1960 بیش از صد هزار بوقلمون جوان در كشور انگلیس در اثر یك بیماری جدید عنوان بیماری TURKEY X در عرض چند ماه از بین رفتند .محققین پس از مطالعات و بررسیهای دقیق دریافتند كه بیماری تنها محدود به بوقلمون نشده و در جوجه اردكها و بلدرچین های جوان منجر به تلفات سنگینی شده است ،همچنین به این نتیجه رسیدند كه عامل بیماری از طریق تغذیه با بادام زمینی برزیلی به طیور مزبور منتقل و باعث مرگ و میر آنها شده است.سرانجام بعد از آزمایشات متعدد مشخص گردید كه خوراك مورد نظر بر اثر آلودگی با نوعی سم كه منشا قارچی دارد باعث تلفات طیور گردیده لذا در سال 1961 قارچ تولید كننده بیماری را ASPERGILUS.FLAYUSو سم حاصله راAFLATOXIN نامگذاری كردند.كشف این سموم موجب شد كه مسئولین امربه زیانهای حاصله از سموم قارچی به عنوان عامل آلوده كننده مواد غذایی و ایجاد بیماری و حتی مرگ در انسان و حیوانات توجه بیشتری بنمایند.

در پاییز 1974 بیماری افلاتوكسیكوزیس در دو ایالت شمالی و 150 روستای كشور هند اتفاق افتاد كه در این همه گیری 397 نفر بیمار شدند كه از این تعداد 108 نفر جان باختند.در سال 1982 بیماری مزبور در كشور كنیا مشاهده گردید.

Brazilian peanut

در سال 1983 AUTRUP و همكاران برای اندازه گیری افلاتوكسین در ادرار از روش SYNCHIRONOUS FLURECENCE SPECTROSCOPY استفاده كردند.

در سال 1986WILD و همكاران روشهای ارزیابی سیستم ایمنی را كه دارای حساسیت قابل توجهی است.برای تعیین میزان افلاتوكسین در مایعات بدن انسان بكار بردند.

در سال 1988 1)IARC افلاتوكسین 1 B را در لیست مواد سرطانزای انسانی قرار داد.

بر اساس گزارشات سازمان غذا و كشاورزی ملل متحد (FAO)هر ساله میلیونها تن مواد غذایی در اثر آلودگی با مایكوتوكسین ها از بین می رود لذا در سال 1988 برنامه ریزیهای زیادی همراه با كارگاههای آموزشی برای كنترل بهداشتی مواد غذایی در سرتا سر دنیا صورت گرفت.

در سال 1990 بنا به گزارش مركز كنترل بیماریها در كشور آمریكا عامل ایجاد بسیاری از موارد مسمومیت های غذایی ،میكروبها و قارچهای بیماریزا بوده اند.

در سال 1990 روش TLC به عنوان یكی از روشهای متداول جداسازی افلاتوكسین مورد توجه بوده و به منظور تشخیص و تعیین مقادیر كمی افلاتوكسین به كار رفته است.در این روش میزان سم بر حسبNG/G گزارش می شود.

افلاتوكسین ها:

افلاتوكسین ها ،مایكوتوكسین هایی هستند كه توسط دو نوع كپك به نامهای ASPERGILUS.FLAVOUSو ASPERGILUS.PARASITICUS ایجاد می شوند.در كلمه AFLATOXIN حروف FوA به ترتیب نماینده جنس قارچ یا ASPERGILUSو گونه آن یا FLAVOUS می باشند كه با لغت TOXIN تركیب شده است.

مطالعات زیادی در مورد گونه های این قارچ شامل ASPERGILUS.PARASITICUSوASPERGILUS.FLAVOUSوASPERGILUS .NOMIUS و ASPERGILUS .NHGER در دانشگاهها و مراكز تحقیقاتی جهان صورت پذیرفته است.بر اساس این مطالعات در طبیعت چهار نوع افلاتوكسین اصلی شامل B1و B2و G1 وG2و دو نوع محصولات متابولیكی به نامهای M1وM2 وجود دارند كه می توانند خوراك های دام و انسان همانند ذرت ،سورگوم ،گندم ،سویا ،كنجاله ،پنبه دانه ،بادام زمینی ،آجبل ها ،خشكبار را آلوده سازند.

1- INTERNATIONAL AGENCY RESEARCH CANCER

2-CENTER CONTROL DISEASE

آفلاتوكسین های M1وM2 برای اولین بار از شیر دامهایی كه با خوراك آلوده تغذیه شده بودند ،جدا شدند ،این سموم دارای ساختمان ملكولی مشابهی بوده و یگ گروه از تركیبات اكسیژن دار هتروسیكلیك را تشكیل می دهند.

افلاتوكسین های G2وB2 مشتقاتی ازG1وB1 بوده و افلاتوكسین هایM2وM1 به ترتیب از افلاتوكسین های B2وB1حاصل می گردند و فرمول ملكولی آنها به شرح زیر است :

B1=C1VH2O6G1=C1VH12OV

B2=C1VH14O6G2=C1VH14OV

Mehdi GHasem Zade

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 11:59  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

نكاتی پیرامون بیماری برونشیت


نكاتی پیرامون بیماری برونشیت



گردآورنده: مهندس غلامرضا مسعودی نسب با همکاری مبین مسعودی نسب دانشجوی کارشناسی ارشد رشته دامپروری.

( ماهنامه علمی، خبری، تحلیلی، آموزشی مزرعه شماره 55 می باشد)

 

بررسی های انجام شده در سالهای اخیر نشان داده است با وجود آنکه مرغدار ایرانی از بهترین نژادهای مرغ و مواد اولیه و حتی  وسایل و لانه های پیش ساخته خارجی استفاده می کند، معهذا راندمان تولید به طور اسفناکی پایین است. علت این امر را در ظاهر می توان بالا بودن ضایعات و به خصوص تلفات در مرغداری های ایران دانست.

در اغلب مرغداری ها میزان تلفات و هزینه تولید به مراتب بیشتر از حد قابل تصور است زیرا هر ساله مقدار زیادی ارز به  صورت مواد اولیه پرورش طیور از کشور خارج می گردد و در ازای  آن محصولی که در داخل  کشور تولید می شود از نظر  کمی و کیفی به هیچ  وجه  قابل مقایسه با استانداردهای قابل قبول نیست. در ماه های اخیر با توجه به تغییر آب و هوایی بیماری برونشیت در مرغداری های کشور به شدت شایع  گشته لذا لازم دانستیم  جهت مرغداران عزیز نکاتی را یادآور شویم.

بیماری های طیور ممکن ات به صورت عفونی و غیر عفونی باشد که هر یک از آن ها از نظر عوامل تولید ممکن است به طبقات مختلفی  تقسیم شوند.

بیماری های عفونی به طور کلی به دو دسته تقسیم میشوند:

1-عفونی غیرمسری

2-عفونی مسری

عفونی غیر مسری:

عفونت در بدن پرنده بیمار رشد و نمو نموده ولی به پرندگان دیگر منتقل نمی شود.

عفونی مسری (ویروسی):

این نوع بیماری  قابل  سرایت بوده و از مرغ مبتلا به افراد سالم  گله منتقل  می شود و  اغلب بیماری های خطرناک جزء این دسته طبقه بندی می شوند.

بیماری ها بر حسب مدت و دوره ابتلا به فرم ها ی حاد  تحت حاد و مزمن تقسیم می شوند. از نظر عضو مبتلا بیماری  ممکن  است به  بیماری های دستگاه  تنفس، دستگاه  گوارش  دستگاه عصبی و غیره تقسیم می شوند.

  در بیماری  برونشیت عفونی  ویروس  از  گروه  Corona  بوده و این ویروس به وسیله ترشحات پرنده مبتلا از طریق هوا منتقل می شود. همچنین ممکن است  ویروس به وسیله  لباس و یا وسایل منتقل گردد و مرحله نهفته بیماری از 18 تا 48 ساعت می باشد.

حال جهت پیشگیری رعایت  بهداشت را به عنوان علم سلامتی معنی  کرده اند در این بین  عمده ورودی های آلودگی به واحد مرغداری را می توان موارد زیر دانست:

1-ماشین حمل غذا و دادن مرغ:

اغلب دیده شده است که کامیون و یا گونی هایی که برای حمل این  مواد به کار می رود به  علت تماس  داشتن با مرغداری های گوناگون آلودگی را از یک مرغداری  به  مرغداری دیگر منتقل  می کند. برای جلوگیری  از این  امر توصیه می شود که  در صورت  امکان  از ماشین های اتوماتیک مضصوص حمل غذا که بدون دخالت  دست پر و خالی  می شود استفاده گردد در غیر این صورت مواد اولیه ویا غذای آماده بایدبه وسیله ماشین های اختصاصی و گوناگون حمل شود که هیچ  گونه آلودگی نداشته باشد. از طرف دیگر چنانچه از کامیون های  کارخانجات  سازنده غذای دام استفاده می شود باید سعی کرد که ماشین قبل از ورود و پس از خروج از مرغداری به خوبی ضدعفونی گردد.

2-ورود افراد مختلف به مرغداری ها:

افرادمختلف به خصوص کسانی که از نظر شغلی مانند دکتران دامپزشک ویزیتورهای دارویی و کارگران و امثال آن که با مرغداری های مختلف سرو کار دارند ممکن  است  آلودگی را از یک مرغداری به مرغداری  دیگر منتقل  نمایند. از این  رو باید سعی  کرد که  مستقیما  وارد  لانه نشوند. اگر ورود آن ها ضروری است باید کفش و لباس خود را تعویض  نمایند و یا روی آن ها  لباس و کفش دیگری  بپوشند. ضدعفونی کفش ها در جلوی درب  ورودی لانه برای ویزیتور اجباری است.

نشانه های بیماری:

حال اگر از نشانه های بیماری بخواهیم آگاه گردیم باید بدانیم که در طیور جوان ترشحات بینی نشانه اصلی بیماری می باشد . همچنین سرفه و نفس نفس زدن نشانۀ دیگری از بیماری است. نگارندگان در مراحل ابتدایی عطسه های متوالی را نیز مشاهده نموده اند. جوجه مرغ هایی که در سنین پایین تراز دو هفتگی به ویروس حاد برونشیت مبتلا می شوند اوی دوکت یا مجرای تولید تخم آنها دچار صدمه شود این امر در سنین تخمگذاری سبب کاهش تولید می گردد.

در طیور بالغ معمولا نفس نفس زدن و سرفه ممکن است دیده شود اما ترشح بینی کمتر دیده شود. در مرحله تخمگذاری کاهش تولید تخم مرغ نیز دیده می شود همچنین تعدادتوجهی تخم مرغ ها دارای قالب  غیر عادی  و پوسته ضخیم می شوند. وقتی که تخم مرغ شکسته  میشود  سفیده  آن آبکی گشته  و گاها بهبودی پس از چند هفته حاصل می شود.

میزان تولید تخم مرغ ندرتا به میزا ن قبل  از بیماری می رسد . این بیماری در حال حاد اغلب با

 توام  می شود  و در حقیقت زمینه را برای این بیماری آماده می سازد. C.R.Dبیماری

تلفات  بیماری در سن  پایین تر از 6 هفتگی اغلب به حدود  25 درصد  می رسد در طیور بالغ معمولا میزان تلفات قابل توجه نیست ولی ضایعات اقتصادی آن مهم می باشد.

درمان و کنترل:

برای پیشگیری از بیماری  استفاده از واکسن زنده موثر است . معمولا معالجه مشخصی برای این بیماری وجود ندارد اما تا به امروز واکسن های مختلف تخفیف حدت یافته   حاد وغیر فعال برای این بیماری تهیه شده است  ولی  با استفاده ازآنتی بیوتیک ها می توان از عوارض ثانویه بیماری جلوگیری  به عمل آورد. واکسن  برونشیت عفونی در ایرا ن توسط موسسه سرم سازی کرج تهیه می شود این واکسن به صورت قرص سفید منجمد شده است که آن را در آب محلول کرده و به  طریقه  آشامیدنی به  طیور می خورانند.

واکسن در دو نوع یکی  برای جوجه ها و نیمچه ها و یک نوع هم برای مرغ های تخمی وجود دارد.   

قابل یادآوری است واکسن های H52 و H120 واکسن های ساخت خارج از کشر هستند که برای جوجه های کوچک و تخمی استعمال می گردند و طریقه مصرف این واکسن ها اغلب به صورت خوراکی و گاهی هم به روش اسپری است.

 مقدار و طرز مصرف:

 1-برای جوجه های گوشتی و نیمچه ها:

تا سن یک هفتگی هر1000دوز واکسن را در 5 لیتر تا سن 4هتگی هر هزار دوز واکسن را در 10لیتر و در سنین بالا هر هزتار دوز واکسن را در 20 لیتر آب آشامیدنی حل می کنند.

 2-برای مرغ های تخمی:

 از 17- 10روزگی.H52الف) واکسن موسسه رازی یا نوع

 از 4- 3/5 ماهگی.H120ب)واکسن موسسه رازی یا نوع

روش واکسیناسیون:

الف) آب آشامیدنی.

ب)قطره چشمی.  

ج)اسپری.         

 منابع :

1- بیماری های طیور- دکتر مراد علی ظهری

2- جزوات درسی دانشگاهی

Mehdi GHasem Zade

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 11:57  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

اصول معاینه حیوانات مزرعه


اصول معاینه حیوانات مزرعه

محدوده ریه ها در اسب:

مرز قدامی Cranial border : خطی كه از گوشه عقبی استخوان كتف به سمت برجستگی olecranon مفصل آرنج ختم میگردد

مرز پشتی Dorsal border : خطی كه از گوشه عقبی استخوان كتف به سمت برجستگی tuber coxae استخوان لگن كشیده میشود

مرز شكمی عقبی Caudo-ventral border : خطی فرضی كه از برجستگی olecranon به میانه دنده یازده و از آنجا به فضای بین دنده ای 16 و 17 شكل میگیرد.

دقه Percussion  : در فضای بین دنده ای بوسیله چكش دقه و قاشك یا تشتك   تخت فلزی صورت می گیرد. بهتر است این عمل در مكان سر پوشیده و آرام انجام داد و هنگام دقه كردن كمی دهان را باز كرد.


چكش دقه به سستی بین انگشتان شست واشاره گرفته شده و به آن حركت پاندولی داده می شود، در همین حال تشتك بروی دیواره سینه ودر صورت امكان در فضای بین دنده ای با قوت هر چه بیشتر فشار داده می شود. در صورتی كه چكش محكم به دست گرفته شود یا حركات از مچ یا آرنج منشاء بگیرند، چكش به میزان مناسبی جهش پیدا نكرده ودر نتیجه رزونانس دقه محو و مبهم می گردد.

 

صدای دقه در داخل قفسه سینه تا عمق حدودا 7 سانتی متر نفوذ می كند، بنابراین ضایعات عمیق تر از آن را نمی توان با دقه مشخص نمود. ضایعات ریوی سخت و فاقد هوا (كانون آماسی، تجمع مایع درون فضای محدود یا تومورها ) باید به اندازه یك تخم مرغ یامشت باشند تا بتوان آنها را به علت ایجاد صدای بم مشخص نمود.

در مرحله نخست دقه جدار قفسه سینه به طور افقی انجام می شود،كه به منظور تعیین حدود خلفی ریه صورت می گیرد.این عمل بهتر است در طرف راست بدن انجام شود، زیرا در این طرف به علت وجود كبد و هزارلا (كه صدای توپر ایجاد می كنند) محدوده ریه را آسانتر از طرف چپ می توان تفكیك نمود.در طرف چپ شكمبه در قسمت پشتی محدوده ریه ایجاد رزونانس پر طنینی می كند كه به صدای ریه ها شباهت دارد.(البته به استثنای صدای غرش آرام شكمبه).

صداهائیكه توسط دقه كردن ایجاد می گردد وبه سه دسته تقسیم می شود :

1-resonant رزونانس ایجاد شده توسط ارگانهائیكه حاوی هوا هستند مانند ریه .

2-tympanitic صدای زنگی یا صدای فلزی توسط ارگانهائیكه حاوی گاز تحت فشار هستند مانند شكمبه نفخ دارو یا سكوم یا شیردان پراز گاز.

 3-صدای بم یا خفه  -(damping)dull بوسیله ارگانهای توپر مانند قلب و كبد .

4-subtympani c صدای شبه زنگی در قسمت فوقانی شكمبه در حالت طبیعی، نواحی بالایی روده های حاوی گاز وقسمتهای آمفیزماتوز ریه.

 

 

صداهای طبیعی تنفسی : صداهای طبیعی تنفسی

ü       برای گوش كردن صداهای ریوی باید یا محیطی آرام داشت و یا دام را مجبور كرد كه نفسهای عمیق بكشد

ü       برای مجبور كردن دام به تنفس عمیق میتوان از كیسه پلاستیكی استفاده كرد ( بمدت كوتاه دهان و پوزه را مسدود نموده تا جائیكه حیوان به سختی و نا آرامی افتد)

ü       اولین نفسهای عمیق پس از برداشتن كیسه میتواند صداهای غیر طبیعی كه در طول تنفس در حال استراحت شنیده نمیشود را آشكار سازد

ü       همچنین میتوان مدت زمان برگشت دام به حالت طبیعی ویا تعداد سرفه یا عوارض دیگر را پس از برداشتن كیسه مورد ارزیابی قرار داد

 صدای حبابچه ای(صدای وزیكولارvesicular ) تنها در 3/ 1 پشتی خلفی محدوده سینه ای ریه شنیده می شود.در بقیه قسمتها صدای توام تنفسی (mixed  breathing  sound  )كه مخلوطی از صدای وزیكولار و عمدتا صدای نایژه ای (صدای برونشیال bronchial  ) است شنیده می شود .صدای وزیكولار همزمان با دم ایجاد شده و به علت تقسیمات متوالی جریان هوای برونشیال در مقابل انشعابات برونش ایجاد می گردد

صداهای تنفسی غیر طبیعی : صداهای تنفسی وزیكولار در گاوهای چاق به ویژه هنگامی كه چربی سطح پرده های جنب حفره صدری را هم گرفته باشد، ضعیف ترمی شوند. قسمتهای فاقد هوای بافت ریه (مثل ضایعات پنومونی، ادم ریوی، آبسه های بزرگ، تومرها و كیست هیداتیك) كاملا بدون صدا هستند.

صداهای تنفسی وزیكولاردرطی دم های عمیق تر دیسپنه و درنواحی آمفیزمی افزایش می یابند. صدای برونشیال در انواع مختلف تنگی مجاری تنفسی فوقانی بلندتر شده ودر خلال لارنژیت، تراكئیت و برونشیت ممكن است كاملا صدای وزیكولار را تحت شعاع قرار دهد. این صدا همچنین در كانونهای بزرگ مبتلا به پنومونی از بافت اطراف آن برجسته تر می باشد كه به علت انتقال بهتر صدا از طریق بافتهای فاقد هواست ودر این صورت تحت عنوان صدای تنفسی توبولار نامیده می شود.

به استثنای تغییرات فیزیولوژیك در صداهای تنفسی، همانطور كه قبلاذكر گردید، تمامی صداهای نابجای همراه با تنفس به عنوان موارد پاتولوژیك قلمداد می گردند، وبه اشكال زیر می باشند :

 خش خش (=صدای كریپتیان كه به سختی شنیده می شود یا رال های ناشی از حبابهای ریز كف آلود ) كه در آمفیزم ریوی و به علت باز شدن انفجاری شكافهای آلوئولی و برونشیول های انتهائی در اثر هوای ورودی ایجاد می شود.

رال مرطوب (moist rales ) هنگامی شنیده می شود كه برونش حاوی ترشحات آبكی یا اكسودا باشد و این ترشحات همراه با تنفس جابجا شوند ( به دنبال ادم ریوی، خونریزی جدید ریوی، مراحل اولیه برونكوپنومونی كاتارال، آلودگی جدید با انگلهای ریوی، پنومونی استثنائی )

با این وجود، مواد حاصل از التهاب در ریه های گاو به سرعت تغلیظ شده وتكه های ضخیم فیبرین، چرك یا موكوس را تشكیل می دهند كه ایجاد رشته های دراز یا برآمدگیهای پلاك مانند در فضای داخل برونش می كنند . این چنین تشكیلاتی در اثر جریان هوا به ارتعاش درآمده وایجاد رال خشك می كنند. صدای حاصل در هر مورد متفاوت بوده و ممكن است شبیه به صدای اره كشیدن، وزوز كردن، خرخر كردن،جیغ یا حتی سوت كشیدن باشد.

صدا های نامعمول ریه به صداهای مقطع crackle و صداهای ممتد كه ویز Wheezes نامیده می شوند، نیزتقسیم میگردند. صداهای مقطع یا متناوب، دارای بروز ناگهانی بوده و توسط جوشیدن هوا از میان ترشحات یا در اثر برقراری ناگهانی تعادل بین فشارهای مایع روبه بالا و روبه پائین به هنگام باز شدن مجدد نواحی كلاپس یافته ایجاد میگردد.

بیماریهایی كه صداهای مقطع crackle را ایجاد میكنند شامل پنومونی، فیبروز بینابینی، انسدادمزمن ریوی، نارسایی احتقانی قلب و روی هم خوابیدن ریه atelectasis هستند.

صداهای ممتد یا ویز در اثر نوسان دیواره های مجاری هوایی در دم یا بازدم ایجاد میگردد كه در هنگام دم ایجاد خرناس میشود. بیماریهای مسئول ایجاد ویز عبارتند از تنگی مجرای هوایی در اثر فشار، نئوپلاسم، كیست و التهاب

Mehdi GHasem Zade

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 11:55  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

پرورش گوسفند قره گل


پرورش گوسفند قره گل



رمضانعلی عزیزی-عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان مرکزی

مقدمه

یكی از بركتها و نعمت های خداوند برای ما انسانها گوسفند است. گروهی عقیده دارند كه ایران اولین سرزمین پرورش گوسفند در جهان است. سپس از این منطقه گوسفند ها به همه قسمتهای جهان پراكنده شده اند. در كشور ما بیشتر از 25 نوع و نژاد گوسفند وجود دارد. زیرا گوناگونی آب و هوا، در قسمت های مختلف كشور ما زیاد است و هر نوع گوسفندی با آب و هوای به خصوصی سازگاری دارد.
به طور معمول گله داران انتظار دارند كه گوسفندان همه نوع محصولی مثل گوشت، شیر، پشم، پوشت و غیره تولید كنند. بیشتر نژادهای گوسفند هم این محصولات را تولید می كنند، اما هر نژادی در تولید یك محصول استعداد بیشتری دارد . بنابر این گوسفندان را بر این اساس تقسیم بندی می كنند.

یك گروه از گوسفندان ایرانی، گوسفند پوستی هستند. یعنی پوست بره بسیار زیبایی را تولید می كنند. این گروه، سه نژاد مهم دارند: 1- نژاد قره گل خراسان 2- نژاد كبوده شیراز
3- نژاد زندی.

پوست بره قره گل چه فرقی با پوست دیگر بره ها دارد ؟

به طور معمول در همه نژاد های گوسفند، موهای روی پوست بره هایی كه تازه به دنیا آمده اند، دارای پیچیدگی و حتی گل هایی است. تعدادی از این نوع پوست ها هم وارد بازار تجارت می شود. اما پوست بره قره گل ویژگی هایی دارد كه در پوست بره های دیگر دیده نمی شود.پوست بره قره گل پر پیچ و گل است. در پوست این نوع بره، موها طوری قرار گرفته اند و به هم تابیده اند كه نقش و نگارهایی را روی پوست بوجود می آورند. به علاوه كشش موو درخشندگی و زیبایی پوست در این بره ها با نژادهای دیگر به طور كلی فرق می كند
. به همین سبب از سالهای دور تا كنون، تجارت پر سود پوست بره قره گل در تمام جهان وجود داشته است. پوست بره قره گل ارزش زیادی دارد. كشورهای اصلی تولید كننده پوست این نوع بره ایران، افغانستان و ازبكستان هستند. به دلیل ارزشمندی این نوع پوست جدود 50 كشور دیگر هم چند سال است كه در حال پرورش این نژاد هستند.
نكته: موهای روی پوست بره های قره گل، نظم به هم پیچیدگی و درخشندگی به خصوص و زیبایی دارد.


ویژگی های یك گوسفند قره گل خوب

هر دامدار برای انتخاب گوسفند باید از ویژگی های آن نژاد آگاهی داشته باشد. گوسفند اصیل قره گل كه با نژاد دیگری آمیخته نشده باشد، یعنی آنرا (دوبر ) نكرده باشند، این ویژگی ها را دارد:

§
تا حدودی درشت اندام با بدنی كشیده و دست ها و پاهای نازك، بلند، كشیده و خشك است.
§
سر آن معمولاً كشیده است و برجستگی كمی روی پیشانی و بینی دارد.
§
گوشها پهن، دراز و آویخته است.
§
به جای دنبه، دارای دم پهنی است و انتهای آن حالت برگشته دارد.
§
در این نژاد، قوچ ها شاخدار میشها بدون شاخ هستند.

رنگ بدن گوسفند قره گل

رنگ اصلی گوسفندان قره گل از زمانی كه بره هستند، مشخص است. بیشتر گوسفندان قره گل خراسان، سیاه رنگ هستند كه به آنها (طوس) هم گفته می شود. تعداد بسیار كمی از آنها به رنگ خاكستری یا (چال) و قهوه ای یا (سور) دیده می شوند. بره های قره گل سیاه از تولد تا حدود یك سالگی، سیاه یكدست هستند. با بالا رفتن سن، رنگ تنه كم كم خاكستری می شود. بعد از دو سالگی، سیاهی رنگ فقط در ناحیه سر و انتهای دست و پا باقی می ماند.


منطقه پرورش گوسفندان قره گل

گوسفند قره گل، دام بسیار مقاوم و پر تحركی است. منطقه های پرورش این گوسفند، دشت خشك و گرمی است كه مقدار بارندگی در آنجا كمتر از 250 میلی متر در سال باشد. این گوسفندان می توانند در تابستان در گرمای 45 درجه سانتی گراد در مراتع چرا كنند و در زمستان هم تا 30 درجه سانتی گراد زیر صفر سرما را تحمل كنند. گوسفندان قره گل می توانند در مراتع های فقیر كه كم علوفه هستند، چرا كنند.
به طور كلی محل زندگی و پرورش گوسفند قره گل، منطقه های گرم و سوزان، صحراهای كم آب و علف با رطوبت بسیار كم است. این منطقه زمستانهای سرد ویا یخبندانی دارند. منطقه پرورش قره گل سیاه در ایران، در شمال شرق استان خراسان در منطقه سرخس است. این منطقه دنباله صحرای خشك و بی آب و علف قره قوم است.
نكته: گوسفند قره گل در منطقه های كم آب و علف، گرم و سوزان، پرورش پیدا می كند.

پرورش پوست مناسب در بره قره گل
گله داران عزیز، مرغوب بودن و زیبایی پوست بره قره گل به خالص بودن گله بستگی دارد. به علاوه، خصوصیت هایی كه از پدر و مادر بره می رسد نیز در مرغوب بودن و زیبایی پوست نقش زیادی دارد. بهترین پوست آنهایی هستند كه نازك، درخشنده و دارای موهای كوتاه و گلهای مرتب باشند. رنگ پوست هم در قیمت آن بسیار موثر است. پوست هایی كه رنگ های طلایی، نقره ای و رنگ های گوناگون دیگر هستند، ارزش بیشتری دارند. برای بدست آوردن پوست با گلهای مناسب، بره های نوزاد را تا دو سه روز پس از تولد ذبح می كنند. زیرا با بزرگ شدن بره كم كم گلها شكفته و باز می شوند. درنتیجه زیبایی خود را از دست می دهند.نكته :بهترین پوست بره قره گل، پوستی است كه نازك، دارای موهای كوتاه و گلهای مرتب و درخشنده باشد.

چه كار كنیم تا یك گله قره گل مناسب داشته باشیم؟

دامدار گرامی، برای داشتن یك گله مناسب، ابتدا باید كار خالص كردن گله را انجام دهید. برای این كار، تمام میشهای دوبر و آنهایی كه شكل ظاهری قره گل را ندارند از گله خارج كنید. به علاوه گوسفندان پیر، بیمار و قصر را باید از گله خارج كرده و فروخته شوند. كار بعدی، انتخاب قوچهای اصلاح شده خوب برای جفتگیری با میشها ی گله است. زیرا قوچ قره گل اصلاح شده، بره هایی با پوست های مرغوب تولید می كند.

گله داران با سابقه، بره های نر با پوست زیبا و مرغوب را انتخاب و نگهداری می كنند. یا از گله های دیگر می خرند. به این ترتیب، بعد ها از این بره ها در بارور ساختن گله استفاده می كنند. ایستگاه پرورش و اصلاح نژاد گوسفند قره گل در شهرستان سرخس، بهترین قوچها و شیشك های اصلاح شده را تولید می كند. این ایستگاه بهترین گوسفند قره گل را در اختیار گله داران قرار دهد.
نكته: قوچهایی كه برای بارور ساختن كله انتخاب می شوند، نقش مهمی در اصلاح نژاد گوسفندان دارند.


به گوسفندان اهمیت بدهید.

با استفاده از مطالبی كه گفتیم، می توانید یك گله بسیار خوب قره گل داشته باشید. برای این كه گوسفندان گله شما تولید مناسبی داشته باشند، باید سالم نگهداری شوند. می دانید كه انگل های خارجی وداخلی به گوسفندان آسیب های زیادی وارد می كنند. در نتیجه تولید آنها كم می شود. با مشورت دامپزشكی منطقه در زمان مناسب به گوسفندان، داروهای ضد انگل بدهید. برای از بین بردن انگلهای خارجی هم برای دام ها از حمام ضد كنه استفاده كنید. با تزریق واكسن از برخی بیماریها مانند بروسلوز، آبله، پرخوری، سیاه زخم و تب برفكی می توان پیشگیری كرد.
نكته: پیشگیری بهتر از درمان است. واكسن های لازم را با مشورت دامپزشكی به گوسفندان تزریق كنید.

خلاصه مطالب:

§
ایران اولین سرزمین پرورش گوسفند در جهان بوده است.
§
بیشتر از بیست و پنج نژاد در كشور ما وجود دارد.
§
گوناگونی آب و هوا در كشور ما وجود دارد.
§
گوناگونی آب و هوا در كشور ما باعث شده كه نژادهای مختلف گوسفند داشته باشیم.
§
گوسفندان پوستی كشور، قره گل خراسان، كبوده شیراز و زندی هستند.
§
موهای روی پوست بره قره گل دارای نظم، به هم پیچیدگی، درخشندگی، نقش و نگار و گلهای زیبایی است.
§
در گوسفند قره گل، دست و پا ظریف و نازك، بدن كشده و دم كوتاه است.
§
رنگ بدن در بره قره گل سیاه است و هرچه سن بالا می رود خاكستری می شود.
§
پوست های رنگی قره گل ارزش بیشتری دارند.
§
منطقه پرورش گوسفند قره گل، منطقه های بیابانی و كم آب و علف است.
§
پوست مرغوب بره قره گل نازك، درخشنده، با موهای كوتاه و گلهای مرتب است.
§
با استفاده از قوچهای اصلاح شده قره گل بره های بهتر به دست می آید.
§
تزریق واكسن در زمان مناسب به گوسفندان، موجب پیشگیری از بیماریها می شود.

نكته های مفید:

§
پوست بره قره گل نظم، درخشندگی و نقش و نگار زیبایی دارد.
§
گوسفند قره گل در بیابان های كم آب و علف پرورش می یابد.
§
با استفاده از قوچ های اصلاح شده قره گل، بره های بهتری به دست می آید.
§
پوستهای رنگی بره قره گل ارزش بیشتری دارد.
§
برای داشتن گله مناسب، به سلامتی و تغذیه گوسفندان خود اهمیت بدهید.
§
تزریق واكسن در زمان مناسب، موجب پیشگیری از بیماری ها می شود.
§
گوسفندان قره گل به رنگ های سیاه، خاكستری و قهوه ای هستند.
§
گوسفندان قره گل در برابر سرما و گرما مقاوم هستند.

Mehdi GHasem Zade
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 11:50  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

جیره های کاربردی طیور گوشتی


جیره های کاربردی طیور گوشت

Mehdi GHasem Zade


مجله دامدار- 1380 شماره 126


مواد غذایی

جیره پیش دان

(Starter)

جیره رشد دان

(Grower)

جیره پس دان

(Finisher)

جیره (C)

(Kg)

جیره(d)

(Kg)

جیره(C)

(Kg)

جیره(D)

(Kg)

جیره(C)

(Kg)

جیره(D)

(Kg)

ذرت

296

5/525

290

540

280

553

گندم

300

110

400

130

420

150

جو

70

19

40

5/38

68

61

کنجاله سویا(44%)

254

5/232

222

179

187

125

کنسانتره100% گوشتی

-

100

-

100

-

100

کنجاله تخم  پنبه(31%)

-

-

-

-

-

-

پودر ماهی(64%)

50

-

10

-

10

-

روغن گیاهی

-

-

-

-

-

-

دی کلسیم فسفات

10

-

14

-

13

-

گریندازیم

5/0

-

5/0

-

5/0

-

نمک

5/2

-

5/2

-

5/2

-

صدف

12

13

13

5/12

13

11

متیونین

3/0

-

2/1

-

9/0

-

لیزین

-

-

½

-

5/0

-

مکمل ویتامینه

5/2

-

5/2

-

5/2

-

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 11:48  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

خوراك‏هاى علوفه‏اى و كنسانتره ای دام


خوراك‏هاى علوفه‏اى و كنسانتره ای دام



رمضانعلی عزیزی
عضو هیات علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان مرکزی


 الف - علوفه ‏ها

هرگونه خوراك گیاهى و پرحجم كه ارزش غذایى داشته باشد و خوش
‏خوراك هم باشد، علوفه نام دارد.
یونجه :

 این علوفه ارزش غذایى زیادى دارد. یونجه به عنوان یك غذاى عالى در تغذیه دام به خصوص براى گاو شیرى استفاده مى‏شود. پروتئین و كلسیم بالاى این علوفه نشانه مرغوب‏
بودن آن است. زمان برداشت یونجه وقتى است كه یك سوم بوته ‏ها به گل بنشینند. در جیره غذایى گاو شیرى، بین دو تا چهار كیلوگرم یونجه در روز كافى و مناسب است.
علف باغ:

 این علف در تغذیه گاو شیرى و پروارى استفاده مى‏شود.به دلیل داشتن رشته‏
هاى بلند، نشخوار دام‏ها را زیاد مى ‏كند. به علاوه در گاوهاى شیرى باعث بیشترشدن چربى شیر مى‏شود. براى جلوگیرى از خارج‏ شدن سریع خوراك‏هاى آردى از بدن دام‏هاى پروارى از این علوفه استفاده مى‏ كنند.
 كاهها:

 كاهها
به علت خشك و پُرحجم‏ بودن، ارزش غذایى زیادى براى دام‏ها ندارد. از نظر ارزش غذایى، كاه جو از كاه گندم بهتر است. همچنین كاه گندم از كاه برنج بهتر است. براى دام‏هاى سنگین بهتر است كه كاه به صورت رشته‏ هاى بلند باشد. مصرف كاه باید كم و به مقدار لازم باشد. هر چه مقدار این علوفه در جیره غذایى دام‏ها بیشتر باشد، جلوى هضم و مصرف بیشتر غذا را مى‏گیرد. بهتر است كاه را همیشه بعد از خوراك‏هاى دیگر به دام‏ها داد. اگر كاه و علوفه‏ هاى مانند آن به صورت غنى شده به دام‏ها داده شوند. ارزش غذایى بیشتر مى‏دارند. براى گاوهاى خشك مى ‏توان مقدار بیشترى از این علوفه در جیره غذایى قرار داد.
 سیلوها:
براى استفاده بیشتر و بهتر از علوفه‏ هاى خشك و هضم بهتر این علوفه‏ ها، آنها را سیلو مى‏ كنند.
 ب - خوراك‏هاى فشرده شده یا كنسانتره دامى
علوفه‏
هاى آردى و خوراك‏هایى كه دارای الیاف
كمى هستند را خوراك‏هاى كنسانتره‏اى مى ‏گویند. وقتى مقدار مشخصى از ماده ای مانند جو، سبوس، تفاله چغندر قند، كنجاله تخم پنبه را با تكمیل‏ كننده ‏هاى معدنى و ویتامینى مخلوط كنند، خوراك كنسانتره تهیه مى ‏شود.
براى برطرف‏
كردن نیاز غذایى دام‏هایى كه تولید بالایى دارند، علاوه بر علوفه باید مقدار مشخصى از كنسانتره دامى هم استفاده كرد. به گاوهاى بومى و دو رگ روستایى كه بیشتر از هشت كیلوگرم شیر تولید مى‏كنند، باید مقدار مشخصى كنسانتره دامى داد.

به دامداران عزیز سفارش مى ‏شود اگر خوراك را از كارخانه خریدارى مى ‏كنند، در هنگام تهیه و مخلوط كردن كنسانتره در كارخانه حضور داشته باشند. به این ترتیب، مى ‏توانند كنترل كنند كه از هر ماده‏اى به مقدار مشخص و لازم در كنسانتره مخلوط شده است و جلوى هرگونه تقلب گرفته شود.
براى تهیه كنسانتره به وسیله خود دامدار، مى‏توانید از دستور زیر استفاده كنید. این دستور براى گاو شیرى كه بین ده تا پانزده كیلوگرم شیر تولید مى‏كند، مناسب است.

مقدار جو سى و پنج تا چهل درصد، سبوس گندم سى تا سى و پنج درصد، تفاله چغندر قند هشت تا ده درصد، كنجاله تخم پنب
ه پنج تا هفت درصد، نمك نیم درصد و سبوس برنج شش تا هشت درصد باید باشد. به این ماده ‏ها مقدارى كربنات كلسیم یا دى ‏كلسیم فسفات هم اضافه مى ‏كنند.


 نكته‏ هاى مهم در تغذیه مخلوط علوفه و كنسانتره
براى گاوهاى شیرى روستایى كه تولید شیر آنان به هفت تا هشت كیلوگرم مى ‏رسد، لازم نیست كه از كنسانتره استفاده كنید. با علوفه‏
هاى مرغوب مى ‏توان نیاز غذایى این دام‏ها را برطرف كرد. ولى براى گاوهایى كه در روز بیشتر از هشت كیلوگرم شیر تولید مى ‏كنند، باید از كنسانتره استفاده كرد.
ب
راى این گاوها در برابر هر یك كیلوگرم شیر تولیدى، نیم كیلوگرم كنسانتره دامى لازم است. براى مثال اگر گاوى چهارده كیلوگرم شیر تولید مى ‏كند، باید روزانه هفت كیلوگرم كنسانتره به اضافه مقدار لازم علوفه تازه و مرغوب بخورد.
تغییر جیره غذایى دام باید با احتیاط كم‏
كم انجام شود تا باعث كم‏ شدن تولید نشود.

اگر در غذاى دام از ضایعات استفاده مى ‏شود باید با توجه به نوع ماده افزودنى از مقدار كنسانتره كم كرد.

علوفه‏
هاى سبز، رطوبت زیادى دارند. به همین دلیل دو تا سه برابر علوفه‏ هاى خشك باید مصرف شوند. اگر بتوان علوفه و كنسانتره را به طور كامل مخلوط كرد، خیلى مناسب است. اگر این كار انجام نشد، سعى كنید فاصله زمانى بین تغذیه با علوفه و كنسانتره خیلى كم باشد.
 
براى بیشترشدن مقدار تولید شیره مى ‏توان تا حدودى از كنسانتره دامى استفاده كرد. مصرف زیاد كنسانتره باعث كم
‏شدن چربى شیر مى‏شود. در این حالت باید از علوفه‏ هاى مرغوب با رشته‏هاى بلند و كنجاله تخم پنبه استفاده كرد.


 دستور تهیه كسانتره براى گوساله‏ هاى پروارى
 مقدار چهل تا چهل و پنج درصد جو، سى تا سى و پنج درصد سبوس، ده تا دوازده درصد تفاله چغندر، سه تا پنج درصد كنجاله تخم پنبه، هشت تا ده درصد سبوس برنج را با مقدارى كربنات كلسیم مخلوط كنید. سپس در اختیار دام‏ها بگذارید.


 فراهم‏ كردن خوراك لازم براى دام‏هاى مختلف
همه دامها براى تولید باید انرژى و پروتئین كافى مصرف كنند. مقدار مصرف ماده‏هاى غذایى دام‏ها با هم فرق مى ‏كند.

 الف - گاوهاى شیرده:
این گاوها به دلیل تولید شیر، خوراك‏هایى لازم دارند كه پروتئین زیادى داشته باشند. مخلوط علوفه‏ هایى مانند یونجه خشك با كنسانتره دامى كه انرژى كافى داشته باشند، بسیار مناسب است.
مقدار خوراك براى این دام‏ها به نوع دام كه
بومى است یا دورگ و مقدار شیر تولیدى بستگى دارد. مقدار ماده غذایى خشك براى گاوى كه دوازه كیلوگرم در روز شیر مى ‏دهد و پانصد كیلوگرم وزن دارد، ده كیلوگرم است. دو كیلوگرم از این مقدار باید كنسانتره باشد.
در ابتداى دوره شیروارى چون دام وزن زیادى را از دست داده و اشتهاى كمترى دارد، باید از علوفه
‏هاى مرغوب و كنسانتره خوب استفاده كرد. به علاوه از دادن علوفه‏ هایى مانند كاه و سبوس برنج باید خوددارى شود.
 ب - گاوهاى خشك آبستن

در آخر دوره شیروارى یعنى سه ماه قبل از زایمان كم‏
كم باید از مقدار كنسانتره دامى و علوفه‏ هاى مرغوب كم كرد. به جاى آن مى ‏توان، خوراك‏هاى كم‏ ارزش‏تر را در غذاى دام قرار داد. یعنى مى‏توان به طور كامل از علوفه استفاده كرد و دیگر به دام‏ها كنسانتره نداد. استفاده زیاد از غذاى آردى در گاوهاى خشك باعث چاقى آنان مى ‏شود. در نتیجه، سخت‏ زایى و بیشترشدن هزینه‏ ها را به دنبال دارد.
دو هفته قبل از زایمان، كم كم مقدار كنسانتره در غذاى دام را اضافه كنید. همچنین از علوفه‏
هاى مرغوب مانند یونجه باید در خوراك دام استفاده كرد.
ج - گوساله ‏هاى پروارى

سه ماهه اول دوره پروار:
در این دوره، استخوان‏ها و اندام گوساله ‏ها رشد مى‏كند. بنابراین گوساله ‏ها به خوراك‏هایى نیاز دارند كه پروتئین زیادى داشته باشند. براى این كار، علوفه‏ هایى مانند یونجه و علف باغ مناسب هستند. به علاوه در مخلوط كنسانتره باید از كنجاله تخم پنبه استفاده كرد. همچنین استفاده از كربنات كلسیم یا پودر آهك و خوراك‏هاى كلسیم‏ دار ضرورى است.
اضافه
‏وزن روزانه در این دوره، با هزینه كمتر و سرعت بیشتر انجام شود. بنابراین، پروار دام‏هاى جوان از نظر اقتصادى باصرفه‏ تر است.
سه ماهه دوم پروار:
در این دوره گوساله‏ ها رشد ابتدایى خود را انجام داده‏ اند. در نتیجه، استخوان‏ها و اندام‏ها رشد كمترى دارند. بنابراین، براى پروار و چاق‏ شدن گوساله‏ ها باید از خوراك‏هاى پرانرژى و علوفه‏ هایى كه تا حدودى مرغوب هستند، استفاده كرد.
آرد جو، تفاله چغندر قند، ملاس، علف باغ و مقدارى یونجه و كاه براى این دوره مناسب هستند. در این دوره براى اضافه‏
شدن وزن گوساله‏ ها باید هزینه بیشترى كرد. همچنین هفتاد درصد غذاى دام باید از كنسانتره دامى كه مواد پرانرژى دارد، تشكیل شود.

م.ج:م/ق
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 11:46  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

نقش پروفیل اسیدهای چرب جیره غذایی بر عملكرد باروری گاوهای شیری


نقش پروفیل اسیدهای چرب جیره غذایی بر عملكرد باروری گاوهای شیری



اسیدهای چرب غیر اشباع ( با جند باند دوگانه ) از جمله اسید لینولئیك ( 6 – n 2 : 18 C ) , لینولنیك ( 3 – n 3 : 18 C ) , ایكوزانوئیدها ( 3 – n 5 : 20 C ) و دكوهگزانوئیدها ( 3 – n 6 : 22 C ) بر باروری و عملكرد تولید مثلی گاوها تاثیر بسزایی دارند .
اسید های چرب لینولئیك , لینولنیك و دكو هگزانوئیدها به ترتیب در دانه های روغنی , علوفه ها و اغلب در دانه كتان , روغن ماهی یافت می شوند .
تغذیه جیره های حاوی اسید لینولئیك بالا طی دوره خشكی ( ِDry period ) موجب افزایش وقوع جفت ماندگی می شود .
مكمل سازی جیره غذایی با اسید های چرب دارای چند باند دوگانه( Poly unsaturated fatty acids ) طی دوره بعد از زایش موجب بهبود باروری گاوهای شیری می شود اما در این زمینه تحقیقات زیادی لازم است.

مقدمه

امروزه اصلاح ‍ژنتیكی گاوهای شیری از نظر صفت تولید شیر , بدون توجه به اهمیت صفات دیگر از جمله صفات باروری , مقاومت ورم پستانی و غیره موجب كاهش عملكرد بقیه صفات از جمله صفات تولید مثلی شده است . اما خوشبختانه می توان به كمك علم تغذیه دام تاحدودی این نقص را جبران نمود. استاپلس و همكاران ( 1998 ) گزارش كردند كه از مجموع 20 مقاله در مورد موضوع بهبود عملكرد باروری گاوهای شیری با افزودن چربی به جیره غذایی , حدود 11 مقاله بر مثبت بودن نتایج متفق الرای بودند .مكانیزم عمل بهبود عملكرد تولید مثل گاوهای شیری توسط افزودن چربی به جیره های غذایی بطور صریح مشخص نشده است .اما فرضیه های مختلفی وجود دارد . چهار مورد از آنها كه توسط استاپلس و همكاران ( 1998 ) پیشنهاد شده است در ذیل بیان می گردد :
1 ) بهبود بالانس منفی انرژی بدن طی اوایل شیردهی
2 ) افزایش سنتز تركیبات استروئیدی مانند هورمونهای استروئیدی از جمله پروژسترون
3 ) تغییر غلظت انسولین خون بدنبال آن تحریك رشد فولیكولهای تخمدانی
4 ) تغییر میزان سنتز PGF2α كه این تركیب دارای اثر منفی بر فعالیت جسم زرد می باشد .
سركوب PGF2α در اوایل آبستنی احتمال زنده مانی جنین را افزایش می دهد
طی یك دوره فحلی چنانچه تلقیحی صورت نگرفته باشد معمولا" فعالیت جسم زرد تا 16 روز ادامه می یابد.از طرف دیگر 12 روز بعد از فحلی , نوسانات ضعیف ترشح PGF2α از رحم در هر دو گاو ـآبستن و یا غیر آبستن آغاز می شود.افزایش سنتز PGF2α موجب كاهش فعالیت جسم زرد می شود . ولی جنین در حال رشد با ارسال سیگنالهایی با عنوان انترفرون تاو ( Interferon – tau ) سنتز PGF2α را كاهش می دهد . انترفرون تااو اخیرا" بعنوان سیگنالهای اولیه جنین جهت تشخیص آبستنی بشمار می رود. جنین بعد از 10 روزگی شروع به ترشح این ماده نموده و با افزایش رشد میزان تولید آن نیز افزایش می یابد. بدلیل اینكه همه جنینها دارای سرعت رشد یكسانی نیستند بخاطر همین موضوع جنینهایی كه دارای رشد ضعیفی هستند ممكن است قبل از ترشح انترفرون تااو , توسط افزایش غلظت PGF2α آزاد شده از رحم سقط شوند .بنابراین ممكن است ترشح انترفرون تااو در مقادیر مورد نیاز جهت جلو گیری از ترشح PGF2α تا روز 13 صورت نگیرد. لذادر چنین شرایطی نقش اسید های چرب غیر اشباع در كاهش سنتز PGF2α طی اوایل آبستنیی اهمیت پیدا می كند. بنابر این تغذیه جیره های غنی از اسید های چرب غیر اشباع برای بهبود باروری , دستیافت تازه ای در مدیریت تولید مثل گاوهای شیری می باشد .
اثر مثبت چربی جیره غذای بر باروری گاوهای شیری می تواند بدلیل اثرات برخی از اسیدهای چرب جیره بر هیپوفیز , تخمدانها و رحم از طریق بهبود وضعیت انرژی بدن باشد . دانشمندان معتقدند كه برخی از مكملهای چربی موجب تغییر تولید PGF2α در بدن می شوند زیرا برخی از اسیدهای چرب ویژه بخصوص اسیدهای چرب غیر اشباع با چند باند دوگانه ( PUFA ) در سنتز آن نقش دارند . بنابراین می توان با تغییر پروفیل اسیدهای چرب جیره غذایی سنتز PGF2α توسط بافت رحم را در اوایل آبستنی كاهش داده و موجب كاهش میزان مرگ و میر جنین شد .

اسیدهای چرب ضروری و عملكرد تولیدمثلی:
كمبود اسیدهای چرب ضروری در حیوانات آزمایشی موجب بروز علایمی همچون تشكیل ناقص غشاهای سلولی, عدم رشد كافی بدن , پوست , بافتهای پیوندی و همچنین باروری ضعیف می شود . Zeron و همكاران گزارش كردند كه كاهش میزان باروری گاوهای هولشتاین طی ماههای تابستان بدلیل پائین بودن محتوای اسید لینولئیك غشاء اووسیتها می باشد, در حالی كه محتوای اسید لینولنیك چندان تغییر فصلی ندارد.در مقابل اسیدهای چرب غیر اشباع دارای 5 و 6 باند دوگانه در غشاء اسپرم دامهای نر بر كیفیت اسپرم در باروری تخمك تاثیر می گذارد .
اسیدهای چرب ضروری در داخل سلول می توانند بر رونویسی ژنهای كد كننده پروتئینهای ضروری برای آبستنی موثر باشند .
در بعضی حیوانات اسیدهای چرب غیر اشباع ( PUFA ) نقش مهمی در بسیاری از فرآیندهای تولید مثلی از جمله تخمك گذاری , لقاح و زایمان دارند . اسیدهای چرب جیره غذایی می توانند بر رشد فولیكول تخمدانی , فعالیت جسم زرد و تولید پروژسترون نقش داشته باشند . طی تحقیقی گزارش شده است كه در صورت تغذیه جیره های غنی از PUFA ازخانواده امگا 3 قبل از زایش به ترتیب درگوسفند وگاو , موجب تاخیر زمان زایش ( Nibashaka Baguma و همكاران 1999 ) و افزایش وقوع جفت ماندگی شد( Barnouin & chassaqne 1991 ). ولی افزایش اسیدهای چرب غیر اشباع امگا 3 در جیره غذایی بعد از زایش, میزان آبستنی گاوها را بهبود بخشید ( Armstong و همكاران 1990 ) .
 
اثر جیره های بر پایه پودر ماهی بر باروری :
اسیدهای چرب غیر اشباع توسط باكتریهای شكمبه تحت فرآیندی بنام بیوهیدروژناسیون متابولیزه می شوند. طی این فرآینداسیدهای چرب غیراشباع به اسیدهای چرب اشباع تبدیل می شوند . پودر ماهی دارای پتانسیل افزایش باروری می باشد علت این مسئله را به بخاطر داشتن اسیدهای چرب منحصربفردی كه می توانند بدون بیوهیدروژنه شدن ازشكمبه عبوركنند و موجب كاهش ترشح PGF2α شوند, نسبت داده می شود. .Armstrong و همكاران گزارش كردند كه گاوهای فریزین بریتانیائی كه با پودر ماهی بمقدار 8 /0 Kg/day تغذیه شده بودند نرخ آبستنی بیشتری (64 % ) در مقایسه با گروه شاهد ( 44 % ) داشتند. همچنین تعداد سرویس برای این گروه در مقایسه با گروه شاهد به ترتیب 62 / 1 , 31 / 2 بود. مكانیزم كار هنوز بطور واضح مشخص نیست ولی فرضیه های چندی در این مورد وجود دارد كه یكی از آنها وجود دو نوع اسید چرب ایكوسپنتانوئیكها و دكو هگزانوئیدها در پودر ماهی می باشد كه باعث كاهش سنتز PGF2α می شوند.

اثردانه كتان بر باروری گاوهای شیری :
روغن دانه كتان نیز بدلیل داشتن اسید لینو لنیك بالا موجب سركوب ترشح PGF2α از رحم شده و میزان باروری را در حیوانات تغذیه شده با دانه كتان افزایش می دهد . همچنین گزارش كردند كه تغذیه دانه كتان ویا تزریق روغن كتان داخل شكمبه موجب افزایش غلظت اسیدهای چرب بلند زنجیره می شود ( Kennely 1995 ).

ج.م:م/ق
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 11:44  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

سازه های موثر بر بروز رفتارهای فحلی در گاو


سازه های موثر بر بروز رفتارهای فحلی در گاو



مقدمه:

بی حرکت ایستادن و اجازه سواری دادن به گاو نر و یا یک گاو دیگر، اصلی ترین و مطمئن ترین نشانه فحلی، و بهترین شاخص است که نشان می دهد ماده گاو یا تلیسه، در گامه پیش از تخمک ریزی قرار دارد و آماده پذیرش جنسی است.شدت و طول دوره بروز رفتارهای فحلی در خلال چرخه فحلی، بین گاوهای مختلف، بسیار متغییر است.تعداد جفتگیری موفقیت آمیز با گاو نر، می تواند تا 20 بار نیز برسد. "برهم کنش اجتماعی"، سازه های مدیریتی، نوع ساختمانهای نگهداری و امکانات آن ،محیط فیزیکی، تغذیه،سن، وضعیت فیزیولوژیکی ، سازه های ژنتیکی، و بود یا نبود گاو نر در گله، بر بروز رفتارهای فحلی تاثیر می گذارند. هدف این مقاله،بررسی جنبه های مهمتر این سازه ها ، بررفتارفحلی در گاو است.

برهم کنش های اجتماعی
بر هم کنش های اجتماعی، از جمله "چیرگی اجتماعی
"(Social dominance)چیره بودن بر دیگر افراد گله بر بروز رفتارهای فحلی، تاثیر می گذارند. در تلیسه هایی که به شکل گروهی نگهداری می شوند، برخی از تلیسه های فحل، سواری می گیرند. گاو های درشت جثه چیره، ممکن است از سواری گرفتن گاوهای زیردست(Subordinate)با جثه کوچک، جلوگیری کنند، هر چند که در برخی پژوهش ها، رابطه ای بین درجه اجتماعی(Social Rank) و بسامد سواری از نظر تعداد سواری داده شده و تعداد سواری گرفته شده، مشاهده نشده است. بر هم کنش های اجتماعی، بر زمان بندی بروز رفتار فحلی در گله و احتمالا بر ساز و کارهای فیزیولوژیک موثر بر فحلی، تاثیر می گذارند. در شرایطی که فحلی در گاوهای گله همزمان شده بود، درجه اجتماعی گاوهای چیره، اثر بسیار شدیدی بر طول دوره فحلی و نیز تعداد گاوهایی داشت که در هر زمان معین، فحل بودند. زمانی که اقدام به همزمان سازی فحلی در گله می شود، ماده گاوها، تمایل به تشکیل گروه هایی دارند که انها را "گروه فعال جنسی"(Sexuall Active Group)می نامند. جابجایی گاو ها در این گروه ها، اغلب بسیار زیاد است و اعضای گروه، پیوسته، تغییر می کنند. عملکرد جنسی گاوهای نری که پیش از جفتگیری با ماده گاو ، سواری گرفتن و یا سواری دادن دیگر گاوها را مشاهده کرده اند، افزایش می یابد. با همزمان کردن فحلی، تعداد گاوهایی که در تشکیل " گروه جنسی فعال " شرکت می کنند، افزایش می یابد. همزمان شدن فحلی ماده گاوها، به طور طبیعی نیز اتفاق می افتد و بین گاوهای جوان تر، شایع تر است. پدیده همزمان شدن فحلی در طبیعت نیز نشان می دهد، گاوهای فحل به گونه ای بر فحلی دیگر گاوهای فحل در گله، اثر می گذارند. متراکم شدن بروز فحلی، بین گاوهای اصطبل های جاور نیز رخ میدهد، به ویژه اگر امکان تماس حسی وجود داشته باشد. در گروه های جنسی فعال، ماده گاوها، گاوهای ماده ویژه ای را به عنوان شریک جنسی،(Sexual partner) بر می گزینند و این تمایل، در گاوهای مسن تر بیشتر دیده می شود. ماده گاوها ، جذابیت جنسی کمتری برای دیگر گاوهای گروه دارند اما بندرت به سوی آنها می روند و یا در زمان فحلی تمایل به سواری گرفتن دارند. برخی گاوها، درست بر عکس این رفتار را نشان می دهند.

سازه های مدیریتی
تشخیص فحلی، یکی از مهمترین نگرانی های گاوداریهایی است که علاقه مند به بکارگیری تلقیح مصنوعی هستند. دقت و کارایی مشاهدات مستقیم، به بسامد مشاهدات، طول دوره هر مشاهده، و زمان بندی دوره های مشاهده، بستگی دارد. برای افزایش کارآیی تشخیص فحلی، می توان از روش همزمان سازی فحلی، بهره گرفت. بسامد بروز فحلی و طول دوره فحلی، کاملا متغییر بوده است و از این نظر، بین گاوهایی که فحلی طبیعی داشتند و آنهایی که با پروستاگلاندین همزمان شده بودند، تفاوتی دیده نشده است. در گاوهای کوهان دار در مکزیک، طول میانگین دوره فحلی در حالت طبیعی و در گاوهای همزمان شده با پروستاگلاندین به ترتیب، 3/15 و 3/13 ساعت و در تلیسه ها 7/21 و 8/19 ساعت بود. کارایی تشخیص فحلی در روش
PRID و ایمپلاتست پروژسترون تقریبا برابر با 70 درصد ولی برای روش پروستاگلاندین، 44 درصد بود. مطالعه گاوهای اروپایی نشان داده است که تراکم دام درواحد سطح موجب افزایش بسامد و برهم کنش های جنسی بین ماده گاوها می شود. گاوهایی که در اصطبل نگهداری می شوند نسبت به آنهایی که در مراتع هستند، در هر دوره فحلی، سواری بیشتری می دهند. در مرتع ، زمان بیشتری صرف چرا می شود و از این رو، زمان کمتری برای بروز برهمکنش های رفتاری وجود دارد. نوع مواد بستر نیز می تواند بر بسامد رفتاری فحلی اثر داشته باشد. سطوح لغزنده، تاثیر نامطلوبی بر بروز فحلی دارند. سواری گرفتن گاوهای فحل روی سطوح چوبی بیشتر از سطوحی است که با کاه پوشیده شده اند(به ویژه، برای گاوهای مسن تر) و برای سطوح سیمانی بیشتر از خاکی است.برخی پژوهشگران، نشان داده اند که سطوح بتونی، به میزان زیادی بسامد سواری دادن و طول دوره فحلی را نسبت به سطوح خاکی، کاهش می دهند.زمانی که مشکلات سم در گله شایع تر باشد، تفاوت بین سطوح بتونی و خاکی از نظر بسامد سواری، به مراتب بیشتر است. سروصدای بلند از دیگر سازه هایی است که فعالیت سواری دادن را کاهش می ده، به ویژه اگر صدا نا منظم و غیر عادی باشد. سقف های کوتاه ساختمان، عمق زیاد گل ولای، در انتظار زمان شیردوشی و تغذیه (شرطی است) بودن نیز بسامد سواری دادن را کاهش می دهند.

سازه های محیطی
سازه های محیطی، بر فعالیت های جنسی و بازدهی تولید مثل گاو، تاثیر می گذارند. حتی "فاز ماه
"(Lunar phase) می تواند بر فعالیت فحلی تاثیر داشته باشد. در اواخر پاییز و اوایل زمستان رفتار فحلی، در مقایسه با تابستان، کمتر، و چرخه های فحلی نا منظم و تعداد روزهای باز در ماه های زمستان بیشتر گزارش شده است. تداوم دمای محیطی بالا، موجب کوتاه شدن دوره فحلی و کاهش شدت فحلی در گاوهای شیری می شود. انتقال گاوهای اروپایی به نواحی نیمه گرمسیری و گرمسیری موجب کوتاه شدن طول دوره فحلی شد که ناشی از تاثیر تغییرات تغذیه ای، آب و هوا، و انگل ها بر تولید مثل است. در حالی که نزادهای کوهان دار، در ماههای گرم سال، رفتارهای فحلی بیشتری را نشان می دهند، در گاوهای اروپایی، هوای سرد(اگر زیاد شدید نباشد) تاثیر مهاری کمتری بر بروز فحلی دارد تا هوای گرم. در ماههای تابستان، طول دوره فحلی ماده گاوهای هولشتن(لا ضریب چاقی لاغری6/2)، در محیط کاملا خنک(16 ساعت) بیشتر از محیط نسبتا خنک(5/11 ساعت) بود. برخی گزارش ها حاکی از این هستند که فحلی، هنگام شفق و در ساعت های روشنایی، اغاز می شوود در حالی که برخی گزارش ها می گویند که بیشترین فعالیت سواری، هنگام عصر و شب، رخ می دهد. این در حالی است که برخی پژوهشگران تفاوتی در بسامد فعالیت جنسی بین روز و شب مشاهده نکردند. بیشتر یافته ها درباره گاوهای کوهان دار، نشان می دهند که احتمال بروز رفتارهای فحلی، در ساعات های تاریکی و یا ساعت های آغازین صبح، بیشتر است. شدت رفتار فحلی، تحت تاثیر زمانمی از شبانه روز است که فحلی آغاز می شود. فعالیت جنسی گاوهایی که فحلی آنها در صبح اغاز شده بود، نسبت به انهایی که در عصر آغاز شده بود، بیشتر بود_4/11 سواری در ساعت در برابر6/7). سازه های دیگری مانند باد شدید، باران شدید و رطوبت زیاد نیز موجب کاهش فعالیت های حرکتی وابسته به فحلی می شوند.

تغذیه
سازه های تغذیه ای می توانند موجب مهار چرخه تخمدانی شوند اما بطور کلی، تا زمانی که چرخه های تخمدانی، طبیعی باشند، تاثیری بر چگونگی بروز فحلی ندارند. افزایش و یا کاهش شدید مقدار خوراک گاوهای گوشتی، شروع فحلی پس از زایش را در مقایسه با گاوهایی که وضعیت بدنی متوسط تا خوبی داشتند، به تاخیر انداخت. کمبود شدید پروتئین موجب بروز ناهنجاریهای تولید مثلی و تغذیه با مقادیر زیاد پروتئین، موجب تاخیر در بلوغ و افزایش تعدا روزهای باز در گاوهای شیری می شود. کمبود ویتامین
A، موجب تاخیر در بلوغ می شود. در بسیار موارد، تعادل انرژی تاثیر به سزایی بر از سرگیری چرخه های تخمدانی پس از زایش دارد، به گونه ای که تعادل منفی انرژی بروز فحلی پس از زایش را به تاخیر می اندازد. تعادل منفی انرژی و یا چاقی زیاد تلیسه ها تاثیری بر طول دوره فحلی نداشت. تغذیه تلیسه ها با جیره هایی که 80، 100 و 120 درصد نیازهای انرژی و پروتئین را تامین می کرد نیز تاثیری بر طول دوره فحلی و فعالیت های سواری آنهانداشت. کمبود مینرال ها نیز بر تولید متل تاثیر می گذارد. کمبود فسفر، فحلی پس از زایش را به تاخیر می اندازد اما تغذیه جیره هایی که 73،138،246 درصد نیازهای فسفر تلیسه های شیری شیری را تامین می کرد. تاثیری بر طول دوره فحلی و بسامد سواری دادن، نداشت. کمبود کبالت، چرخه های فحلی را منظم می کند و کمبود منگنز، فحلی پس از زایش را به تاخیر می اندازد و اگر شدید باشد موجب قطع کامل چرخه های تخودانی می شود. کمبود بتاکاروتن نیز موجب کاهش شدت رفتارهای فحلی شده است.

سن ووضعیت فیزیولوژیکی گاو
گفته می شود که طول دوره فحلی تلیسه کمتر از گاو است اما برخی پژوهش ها تفاوت آشکاری در میانگین طول دوره فحلی تلیسه ها (5/5± 6/14 ساعت) و گاوهای مسن تر را(4/4±1/15 ساعت) ندیدند. شدت رفتار فحلی با افزایش سن افزایش یافت (5/5 سواری بیش از نخستین ابستنی تلیسه ها، 3/6 سواری در تلیسه های زایش اول ، و 9/7 سواری در گاو های مسن تر) و گاوهای مسن تر، در آغاز دوره فحلی، نسبت به گاوهای جوان تر، فعالیت سواری بیشتری را نشان دادند. تعداد سواری گرفتن از تلیسه ها و گاوهای فحل، کاملا متغییر است;تعداد سواری در گاوهای شیرده، بین 3-140 و در تلیسه ها، بین 3-225 بار متغییر بود تمایل به تشکیل "گروههای جنسی فعال" با افزایش سن، کاهش می یابد و ترکیب گروه های جنسی فعال ممکن است کاملا متفاوت باشد. در مقایسه با گاوهای مسن تر، تعداد گروه های فعال جنسی در تلیسه ها، کمتر اما تعداد افراد در هر گروه، بیشتر بود."گروه های فعال جنسی" که کمتر از 6 عضو داشتند، ناپایدارتر بودند و گاوها تمایل بیشتری به شرکت در گروه هایی داشتند که پیشینه آشنایی با آنها را داشتند. با پیشرفت دوره فحلی ، تغییراتی نیز در فعالیت جنسی دیده می شود. سواری دادن یا گرفتن در چند ساعت آغازین دوره فحلی واقعی، بیشتر است و سپس به تدریج، کاهش می یابد. شیردهی و یا حضور گوساله، موجب تاخیر در آغاز چرخه فحلی می شود و رفتار فحلی را مهار می کند. در سه ماه اول پس از زایش، میانگین تعداد سواری های داده شده یا گرفته شده به ازای هر ماده گاو و در هر دوره فحلی، با هر نوبت فحلی پس از زایش افزایش یافت. در فعالیت های سواری دادن و یا گرفتن، در 98 درصد موارد، حداقل یکی از گاوها، فحل بود و در 71 درصد موارد، هر دو گاو فحل بودند. در گاوهای اروپایی، نزدیک به 6درصد گاوهای آبستن، در فعالیت های سواری شرکت می کنند. این رقم در گاوهای زیبو، کمتر از 2 درصد است. فعالیت سواری گاوهای آبستن، اغلب به 100 روز نخست آبستنی، محدود می شود که غلظت استروژن خون معمولا پایین است. گاوهای اروپایی، اغلب در مرحله پرواستروس و مت استروس، تمایل به سواری گرفتن دارند اما گاوهای براهمن در این مراحل، هم سواری می دهند و هم سواری می گیرند.استرس موجب کاهش طول دوره فحلی و یا مهار آن می شود. انتقال گاوهای زیبو به مراتع جدید و یا محصور کردن آنها در اصطبل، فعالیت فحلی آنها را کاهش می دهد. توفانهای موسمی گرمسیری نیز تاثیر همانندی دارند. تزریق 320 واحد بین المللی
ACTHدر مرحله پرواستروس، موجب تاخیر در بروز فحلی و کاهش طول دوره فحلی در تلیسه ها شد. اینفیوژن کورتیزول در مرحله پرواستروس به تلیسه ها برای 90 ساعت، به طور کامل موجب مهار سرژLH و رفتار فحلی شد بدون این که تاثیری بر غلظت پلاسمایی استرادیول داشته باشد. یکبار تزریق کورتیزول (تا 200 میلی گرم) به تلیسه های تخودان برداری شده ای که استرادیول دریافت کرده بودند، تاثیری بر ویژگی های فحلی نداشت. یک تزریق 4 میلی گرمی دگزامتازون به چنین تلیسه هایی، درصد تلیسه های فحل را کاهش داد اما تاثیری بر رفتار فحلی تلیسه هایی تداشت که فحلی نشان دادند. افزایش غلظت استرادیول موجب سرژ گونادوتروپین ها و بروز فحلی می شود اما رابطه مستقیمی بین غلظت استرادیول و یا پروژسترون با شدت رفتارهای فحلی دیده نشد. از سویی، کاهش غلظت پروژسترون و افزایش استرادیول موجب تحریک فعالیت جنسی در مراحل پایانی دوره فحلی شد. گاوهایی که دوره فحلی طولانی تری داشتند، نرخ آبستنی بالاتری نیز داشتند. شدت رفتارهای فحلی تاثیری بر نرخ آبستنی نداشت اما افزایشی برابر 12 درصد در نرخ آبستنی نیز برای گاوهایی گزارش شده است که فعالیت جنسی آنها در فحلی پس از زایش، بیشتر بود.

سازه های ژنتیکی
طول دوره فحلی و شدت رفتارهای فحلی، تفادت هایگونه ای و ژنتیکی نشان می دهند. دامنه طول دوره فحلی (پذیرش جنسی) ماده گاوهای اروپایی بین 4 تا 48 ساعت(میانگین هایی بین 6/13 و 3/19 ساعت) و میانگین آن در گاوهای هندی (کوهان دار) 8/0± 7/6 ساعت (انحراف معیار) گزارش شده است. تفاوت هایی از نظر شدت رفتار فحلی بین گاوهای اروپایی و هندی نیز گزارش شده است. گاوهای براهمن در هر ساعت دوره فحلی، به طور متوسط یکبار سواری دادند در حالی که این رقم برای گاوهای شاروله 8/2 بود. شدت رفتارهای فحلی گاوهای براون سویس، کمتر از نژاد های شیری دیگر بود و بطور کلی، نژادهای تیره رنگ نسبتبه گاوهای دارایموهای سفید یا قرمز، شدت فحلی بیشتری نشان دادند. به طور کلی، شدت رفتارهای فحلی در گاوهای مناطق گرمسیری، کمتر است و رفتارهای شدید فحلی تنها در 30 - 20 افراد گله گزارش شده است. ضریب وراثت پذیری شدت رفتارهای فحلی، پایین است(21/0) که نشان می دهد چرا دخترا هر گاو نر، شدت فحلی، متفاوتی دارند
.

اثر گاو نر
در ساعت های آغازین روز، گاوهای نر در گروه های "نا هم جنس"،از نظر جنسی فعال تر هستند. در این ساعت ها، طول دوره فحلی گاوهای ماده نیز بیشتر است. الگوی فعالیت جنسی گاوهای نر در برابر همان ماده گاوهای فحل، نیز متفاوت است. اگر چه حضور گاو نر تی زر
(Teaser)موجب بهبود فرایند تشخیص فحلی در گاوهایی می شود که فحلی طبیعی دارند، اما این اثر در گاوهایی که با روش های هورمونی همزمان شده اند، دیده نشده است. گاوهای تی زر، در بیشتر موارد تنها از برخی گاوهای فحل همزمان شده، سواری می گیرند و به برخی از آنها نیز توجه نمی کنند. حضور گاو نرف زمان اولین تخمک ریزی و فحلی پس از زایش را تحت تاثیر قرار می دهد و موجب کاهش برهم کنش بین ماده ها و نیز از هم گسیختگی "گروه های جنسی فعال" می شود. تفاوت های موجود در رفتارهای جنسی بین گاوهای نر، بر کاربرد آنها برای تشخیص فحلی، اثر می گذارد. در حالی که یک گاو نر پس از از 50 ساعت نزدیک به 30 درصد از ماده گاوهای فحلی را شناسایی کرده بود، گاو نر دیگری پس از 60 ساعت، نخستین سواری خود را انجام داد. جفتگیری با گاو نر و یا تلقیح مصنوعی، موجب کوتاه شدن طول دوره فحلی می شود. تحریک سرویکس، موجب آزاد سازی اکسی توسین می شود که احتمال می رود ، سازه فیزیولوژیکی برای کاهش طول دوره فحلی باشد.

م.ق"م/ق

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 13:50  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

بلوک مکمل معدنی اوره،ملاس برای دامهای نشخوار کننده


بلوک مکمل معدنی اوره،ملاس برای دامهای نشخوار کننده



بلوک مکمل معدنی اوره -رمضانعلی عزیزی(عضو هیات علمی مركز تحقیقات كشاورزی و منابع طبیعی استان مركزی)

سازگاری و اثربخشی تکنولوژی
ملاس برای دامهای نشخوار کننده

استفاده از بلوک های مکمل معدنی اوره -ملاس در مناطقی قابل اجرا است که جیره دامهای نشخوارکننده برپایه بقایای محصولات کشاورزی و علوفه های با کیفیت پائین بوده و ازنظر مواد مغذی کمبود دارند. از این تکنولوژی به عنوان مکمل مواد خوراکی خشبی با کیفیت پائین مانند انواع کاه ها می توان استفاده نمود.


تکنولوژی

مکمل غذایی باید حاوی مواد مغذی ضروری برای دام شامل پروتئین، انرژی و مواد معدنی باشد که معمولا مقدار آنها در اکثر بقایای محصولات کشاورزی و علوفه ها کم است. بلوک معدنی اوره- ملاس به شکل مواد فشرده شده محکم ولی قابل حل در آب می باشد که دامها بصورت لیسیدن از آن استفاده می کنند.
برای ساخت بلوک از ترکیب های  متعددی بر اساس مواد قابل دسترس و قیمت آنها استفاده می شود. مهمترین مواد مورد استفاده برای ساخت بلوک در جدول شماره یک نشان داده شده است.
چنانچه خود دامدار بخواهد بلوک را در محل تهیه کند نیاز به لوازم زیر دارد:

·
تانک برای نگهداری ملاس
·
ظرف بزرگ برای مخلوط کردن مواد
·
بیل
·
قالب (از جنس چوب، استیل و یا پلاستیک)
·
مواد مشروحه در جدول 1 و یا مواد مشابهپس از مخلوط کردن مواد, آنرا داخل قالب ریخته و پرس می گردد. بعد از اینکه بلوک سفت شد آنرا از داخل قالب خارج نموده و در محلی که جریان هوا وجود دارد گذاشته تا خشک گردد.
مقدار مصرف بلوک معدنی اوره- ملاس بستگی به نوع و وزن دام دارد. معمولا یک بلوک پنج کیلوگرمی برای مصرف هفت تا ده روز یک گاو یا گاو میش به وزن 350 تا 400 کیلوگرم کافی است. 
 اخطار
این نوع بلوک را نباید به عنوان مکمل برای دامهای جوان که کمتر از شش ماه سن دارند استفاده نمود. همچنین نباید در تغذیه دامهایی که در طول روز چیزی نخورده و گرسنه هستند استفاده شود. از مصرف زیاد بلوک باید پرهیز نمود. آب تمیز و تازه باید همیشه در اختیار دام باشد. بلوک معدنی اوره- ملاس را باید به دور از بارش باران, برف و رطوبت نگهداری نمود.
                                                  
                                                  
جدول1- مواد مورد نیاز تهیه بلوک معدنی اوره ملاس

مواد تشکیل دهنده بلوک

مقدار در 100 کیلوگرم مخلوط

ملاس

36

سبوس گندم

38

اوره

10

سیمان

8

نمک

9/1

دی کلسیم فسفات

2

مکمل مواد معدنی

1/0

آب

4

کل

100

 
ج.م:م/ق
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 13:48  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

سالمونلا و بیماری زایی در حیوانات و آدمی


سالمونلا و بیماری زایی در حیوانات و آدمی



مقدمه  عفونت های سالمونلایی درتمامی نقاط دنیا در میزبانهای بسیاری همچون حیوانات اهلی ، وحشی و انسان باعث بیماری می شوند. اطلاعاتی در مورد شیوع سالمونلا در جمعیت دامهای اهلی ضروری است تا از ارتباط مابین ذخیره سالمونلا با حیوانات و انسان آگاه شویم (6). درانگلستان ،سالمونلا انتریتیدیس یكی از مهمترین سروتیپهایی است كه بعد از انجام مراحل پاكسازی و ضد عفونی از سالنهای پرورش مرغ جدا شده است (9). درحال حاضر درانگلستان افزایش بیماری با ظهور تیپ فاژی 4 باكتری همراه می باشد(1) . درامریكا فاژ 8 و سویه دیگری غیر فاژ 4 بیماریزایی در طیور داشته و سبب مسمومیت در انسان نیز   می شود(20) .
 
شیوع و گسترش بیماری   شیوع شدید پاراتیفوئید  خصوصاً  سالمونلا تیفی موریوم در سال 1978 در  امریكا  و  استرالیا  سبب خسارات زیادی شد (4).درطی دهه 1980 آلودگی اغلب تخم مرغها در شمال غربی ایالات متحده مربوط به سالمونلا انتریتیدیس بودوتقریباً 0001/0 آلودگی تخم مرغها ممكن است رخ دهد.در این مناطق آلوده به طور متوسط ازهر50 مصرف كننـده  تخم مرغ ، یكی می تواند به  سالمونلوز مبتلا شود (12) . درصد وقوع بیماری در ماههای سرد و در خروسها 2% بیشتر است (10).
 
عامل بیماری درحال حاضرشایعترین سروتیپهای بیماریزا پاراتیفوئید در طیو ، سالمونلا انتریتیدیس Salmonella enteritidis وسالمونلا تیفی موریوم S.typhimurium    می باشند(1) . این عوامل ، باكتریهای گرم منفی ، میله ای شكل با ابعاد  5/1- 7/0×5-2 هستند كه فاقد هاگ و فاقد كپسول می باشند . دارای تاژكهای بلند هستند و متحركند. در محدوده دمایی 5 تا 45 درجه سانتیگراد ودرمحدودهpH   ، 4 تا 9 می توانند رشدكنند (6) و نیترات را به نیتریت احیا میكنند(1). سالمونلاتیفی موریوم تخمیر گلوكز (هم اسید و هم گاز تولید می كند ) ، دولسیتول ، مانیتول ، مالتوز را انجام می دهد ولی قادر به تخمیر لاكتوز ، ساكاروز ، مالونات یا سالین نیست . درتمامی محیطها تولید سولفید هیدروژن می كند و دكربوكسیلاسیون اورنی تین ولیزین را انجام می دهد و از سیترات بعنوان منبع مهم كربن بهره می گیرد. سالمونلاتیفی موریوم اوره و ژلاتین را هیدرولیز نمی كند پس اندول تولید نمی كند (6).
 
نشانه های بالینی     معمولاًبیماری در جوجه ها زیردوهفتگی و به ندرت در سنین بالای 4 هفتگی دیده می شود (1). معمولاًتلفات در كمتر از 20% گروه مبتلا اتفاق می افتد در طی هفته دوم زندگی ، جوجه ها ممكن است علائمی از ضعف رشد ، توقف رشد و ضعف عمومی توان بدن را نشان می دهند (11) . معمولاً عفونت پاراتیفوئید در پرندگان خیلی جوان سبب بیماری می شود (7). آلودگی تخم مرغها با سالمونلا ممكن است منجر به مرگ جنین داخل تخم مرغ ویا مرگ سریع جوجه های تازه هچ شده ، شود . علائم بالینی ندرتاً پس از دو هفته مشاهده می شود (6). پرندگان مبتلا كسل ، چمباتمه زده و افسرده هستند .تمایل به حركت نداشته و با چشمان بسته ، پرهای ژولیده و بالهای افتاده می ایستند . اسهال ، آلودگی پرها ی اطراف مقعد با با مدفوع از نشانه های رایج است (7) و در برخی واگیرها به دلیل كدورت قرنیه یا پلاك های پنیری در حدقه چشم ، بینایی پرنده دچار مشكل می شود (1). ندرتاً در پرندگان تخم گذار بیماری ایجاد می كند و درصورت بیماریزایی سبب كاهش تخمگذاری می شود (6).طبق بررسی های انجام یافته در سال 1995 در امریكا ، تخم هایی كه مشكوك به آلودگی با فاژتیپ 4 سالمونلا انتریتیدیس بودند نقایصی در پوسته داشتند كه شامل دراز شدن شكل تخم مرغ ، نازكی پوسته ، اندازه های كوچك ، كج و معوج شدن تخم مرغ بودند (16). به طور كلی سویه فاژ 4 كه در اروپا و آسیا و ایران رواج دارد به مراتب بیماریزا تر از سایر سویه های رایج در امریكا و كانادا می باشد (21).
 
یافته های كالبد گشایی د رعفونت  شدید در جوجه های  تازه هچ  شده كه منجر به تلفات سریع می شود تنها نشانی كالبد گشایی سپتی سمی بودن لاشه است (6). اگر جوجه ها در سنین اولیه مبتلا شوند ، التهاب و عدم جذب كیسه زرده درآنها شایع است (1). اگرآنها در مرحله حاد سپتی سمی از بین نروند عمدتاً تورم طحال و كبد همراه با پر خونی ، رگه های خونی و كانونهای نكروتیك دیده می شود . كلیه نیز ممكن است دچار این عارضه گردند پریكاردیت ، پری هپاتیت چركی فیبرینی دراغلب موارد مشاهده می شود (6).
مشخص ترین یافته كالبد گشایی كه در حدود   پرندگان تلف شده در اثر سالمونلوز دیده می شود اتساع سكوم بوسیله مواد نكروتیك سفیدو سخت می باشد كه به آن تیفلیت Typhitis می گویند (1).وقتی بیماری مزمن شود انتریت حاد دارای كانونهای نكروزی در روده كوچك مشاهده می شود شامل كدورت چشم ،چركی شدن چشم ، تورم مفاصل چركی و التهاب كیسه های هوایی می باشد (6).
 
تشخیص تأیید تشخیص،مستلزم جداسازی وشناسایی عامل بیماری وترجیحاً سرووارآن می باشد.سالمونلا رامی توان با كشت مستقیم،بسادگی ازبافتهای مبتلا جداكرد،بنابراین درجوجه هایی كه دراثرسپتی سمی میمیرند،می توان از كبد ، كیسه صفرا یا كیسه زرده باكتری را مستقیماً جدا نمود. در پرندگان مسن تر سالمونلا در روده یافت می شود و امكان جدا كردن باكتری از سكوم ها بیشتر است . امكان جدا كردن از مكانهای دیگر مثل تخمدان ، لوله تخم بر ، لوزالمعده ، مفصل ، بیضه ، قلب و چشم وجود دارد(6).
سالمونلا پلوروم و گالیناروم در روده كلونیزه نمی شوند اما سایر قسمتهای بدن پرنده را بسادگی آلوده می كنند . این امر موجب تحریك تولید  آنتی بادی هایی  می شود كه در آزمایشهای  سرمی مورد  شناسایی قرار می گیرند . سایر سرووارهای سالمونلا در روده كلونیزه می شوند اما بافتهای بدن را بسادگی مورد تهاجم قرار نمی دهند و بنابراین ممكن است تولید آنتی بادیها را تحریك نكنند (1).
 
جداسازی سالمونلا      برای كشت نمونه ها جهت غنی سازی باكتری از محیطهای غنی كننده همچون بافر آب پپتونه استفاده می شود . سه محیط مغزی انتخابی كه معمولاً مورد استفاده قرار می گیرند شامل آبگوشهای سلنیت ـ سیترات ، تترا تیونات و  راپاپورت ـ  واسیلیادیس  (RV )  می باشند (6) با افزون آنتی بیوتیكهایی مانندنووبیوسین یا رنگهایی مانندبریلیانت گرین می توان محیط ها را انتخابی تركرد . برای كشت از نمونه های آلوده مانند مدفوع ، سواب كلواك ، نمونه های محیطی یا كشت مجدد از محیط پیش مغذی ، از محیطهای مایع مغذی مثل RV استفاده می شود . در این حالت ، نمونه به نسبت     به محیط RV منتقل می شود (1). برای جدا سازی سالمونلا ، استفاده از حداقل دو محیط جامد توصیه می شود . محیط های جامد رایج عبارتند از : آگار مك كانكی ،دئوكسی كلات سیترات آگار (DCA ) كه پرگنه های سالمونلا بر روی آن بی رنگ به نظر می رسند و در آگار بریلیانت گرین پرگنه ها قرمز رنگ می شوند . سایر محیطها  عبارتند  از : گزیلوز لیزین دئودكسی كلات آگار (XLD ) و محیطهای تغییر یافته آن و آگار رامباچ (1) .
 
شناسایی سالمونلا تظاهرات بالینی و كالبد گشایی بیماری پاراتیفوئید مشابه سایر بیماریهای حاصله از سایر سالمونلا ها و حتی عوامل باكتریایی دیگر است . ابتدا می توان پرگنه های مشكوك را با آزمایش آگلوتیناسیون برروی لام با استفاده از سرم پلی والان O و سرم فیزیولوژی ، آزمایش كرد (1) . آزمایشهای بیوشیمیایی اصلی برای سالمونلا ، تولیدH2S عدم تولید اندول درآب پپتونه ، به همراه واكنشهای قندی خاص می باشد. واكنشهای قندی سالمونلا شامل تخمیر گلوكز ، مانیتول ، مالتوز و دولسیتول و عدم تخمیر لاكتوز ، سوكروز و سالیسین می باشد . این واكنشهای بیوشیمیایی به طور مطلوبی در محیطهای تركیبی كه در حال حاضر برای شناسایی باكتریها دردسترس می باشند مثل محیط كوهنز Kohns  یا آگارسه قندی (TSI ) ، انجام پذیرند (1) .

تشخیص سرمی درابتدای تخمگذاری با نمونه گیری از300 پرنده در هرگله آزمایش خون كامل (WBT ) با استفاده از آنتی ژن رنگی انجام می شود و نیز آزمایش میكرو آگلوتیناسیون و میكروآنتی گلوبولین و ELISA انجام می شود (6). ممكن است بعضی از پرندگانی كه پاسخ آزمایشهای سرمی آنها مثبت است ، به باكتری سالمونلا آلوده نباشندبه دلیل واكنشهای متقاطع مابین سویه های باكتریایی و بر عكس پرندگانی كه درمراحل اولیه آلودگی بسر می برندوسالمونلارا به طور فعال دفع می كنند،ممكن است از نظر سرمی منفی باشند (1).  ممكن است جوجه هاآنتی بادیهای سالمونلا رابه طورغیرفعال ازراه كیسه زرده دریافت نمایندكه این امر نشانگر آلودگی گله مادر می باشد . می توان زرده تخم مرغ را نیز از نظر وجود ایمنوگلوبولین های ضد سالمونلایی آرمایش كرد و چه بسا این روش ،به عنوان راهی برای شناسایی و حذف گله های تخمگذار مورد استفاده قرار گیرد (1). آنتی سرم پلی والان ، آنتی سرم گروه D سالمونلا جهت مشخص نمودن آنتی ژن سوماتیك و سپس از آنتی سرمهای اختصاصی استفاده می شود (22).
 
انتشار و انتقال همچون سایرسالمونلاهای بیماریزا می باشدكه قبلاً شرح آن داده شده است.دریك تحقیق تجربی درسال1999نشان داده شده است كه با افزایش سن گله مادر،افزایش نفوذ پذیری سالمونلا به داخل تخم مرغ رخ می دهد زیراكیفیت پوسته تخم مرغ جوجه كشی با افزایش سن گله مادركاهش می یابد (17).
مطالعات اخیر نشان داده است كه سالمونلا انتریتیدیس و سالمونلا تیفی موریوم موجود درمنی خروس می تواند لوله تخم بر و تخمدان مرغ منتقل شده و متعاقباً سبب آلودگی تخم مرغ شود (11). عامل سالمونلا انتریتیدیس از سه طریق زیر می تواند پرنده را تحت تأثیر قرار دهد :
1ـ ارگانیسم می تواند به سرعت از دستگاه گوارش عبور كند بدون آنكه در پرنده مؤثر بوده و بیماری ایجاد می كند .
2ـ ارگانیسم می تواند در دستگاه گوارش بسرعت تكثیر یابد در حالیكه پرنده به ظاهر سالم و طبیعی است . پرنده دفع كننده و پخش كننده عامل بیماریزا است .
3ـ ارگانیسم از جدار روده عبوركرده و سلولهای داخلی را درگیرمی كند و سبب بیماری درپرنده می شود ودرصورت بهبود پرنده در زمانهای خاص می تواند از بدن پرنده دفع وخارج می شود (9). 
بررسی گله از نظر سالمونلا  دركارخانجات جوجه كشی،هردوهفته یك بارازسطوح داخلی هچرها وپوسته های شكسته تخم مرغ موجود درسینی های هچر بایدكشت به عمل آید.همچنین ازجوجه های حذفی وجوجه هایی كه درپوسته تخم مرغ ازبین رفته اندآزمایش انجام می شود. درسالن پرورش،كشت ازجداركارتن ،كف كارتن و پرندگان تلف شده در داخل آن صورت می گیرد . جوجه های وازده و آنهایی كه در چند روز اول می میرند نیز بررسی می شوند.در دوران پرورش بررسی نمونه های بستر،سواب برداری از گردوخاك صورت می گیرد ونیز سواب برداری ازمحل عبور دان از هاپر،اتصالات برق انجام می شود 
در گله های مادردر حال تخمگذاری ، سواب برداری از كف لانه تخمگذاری ، پوشال موجود درآن ، گردوغبار ، پرهای دان داخل سالن و سواب برداری از میز درجه بندی تخم مرغ و محل ذخیره تخم مرغ و راهروها انجام می شود. در پرندگان لاین واجداد بهتر است نمونه ها به دفعات بیشتری انجام شود.در گله های تخمگذار می توان از محل جمع شدن مدفوع در زیر قفسها ، انباشته گردو غبار، تیغه جمع كننده مدفوع ، تسمه جمع آوری تخم مرغ ، سواب گرفت و نیز از بستر، گردوغبار ولانه های تخمگذاری نمونه گیری می كنیم .  در كشتارگاهها باید از نمونه هایی مانند تكه هایی از پوست گردن و قسمتهای مختلف كشتارگاه كشت بعمل آید.علاوه برموارد فوق ازكف اتاقك كامیون حمل تخم مرغ سواب برداری صورت می گیرد (1).
 
درمان  اگر تصمیم به درمان دارید بهتر است به كمك آزمایش حساسیت باكتری را در مقابل آنتی بیوتیك سنجید . ممكن است درمان ظاهراً مؤثر باشد ولی گاهی تعدادی از پرندگان ، حامل باكتری می شوند و سویه های مقاوم به آنتی بیوتیك ، پدیدار می شوند (1). از آنتی بیوتیك ها بعنوان داروی پیشگیری مخلوط در دان و یا آب در جوجه های مسن و جوان و تخم مرغهای هچری و داروی معالج طیور بیماراستفاده می شود (11). تركیبی از سولفات پلی میكسین B وتری متوپریم در گله های مبتلا به سالمونلا انتریتیدیس هم از جنبه پیشگیری و هم از جنبه درمانی مصرف می شود . جنتامایسین تزریقی واسپكتینومایسین جهت كنترل آلودگی كیسه زرده در هچری استفاده می شود . گزارشاتی وجود دارد مبنی بر اینكه افزودن 5 عامل ضد باكتریایی مختلف به آب آشامیدنی طیور سبب كاهش آلودگی سالمونلا تیفی موریوم می شود . داروهای مؤثر دیگر عبارتند از: تتراسایكلین ، نئومایسین ، باستیراسین وداروهای گوگرد دار(بجزطیور  تخمگذار) (6).
سالمونلاتیفی موریوم و انتریتیدیس نسبت به برخی از آنتی بیوتیكها مقاومت دارویی یافته اند به طوریكه طی گزارش پاپ در سال 1996 سالمونلاتیفی موریوم تیپ 104 نسبت به آمپی سیلین ، كلرامفنیكل ، استرپتومایسین ، سولفا نامید و تتراسایكلین مقاومت دارویی یافته است (11).
كنترل و پیشگیری       1) تخم مرغها و جوجه ها و پولت ها باید از گله های عاری از سالمونلا آورده شوند و از تخم مرغهای ترك داروكثیف وآنهایی كه روی زمین گذاشته شده اند جهت جوجه كشی استفاده نشود.
2) تخم مرغهای هچ شده باید ضد عفونی شوند و سالنهای هچری طبق استاندارد بهداشتی ـ ضد عفونی آماده شوند. غوطه ور سازی تخم مرغها در محلول گلوتارآلدئید 5/0% دردمای  40 بمدت 20 دقیقه یا گاز دادن با حداقل 600 میلی گرم گاز فرمالدئید به ازای هر متر مكعب در  20 به مدت 30 دقیقه صورت می گیرد .
3) درفاصله بین دو دوره جوجه ریزی ، سالنهای مرغداری بایدتماماً شسته شده وضدعفونی شوند.كپسول پارا فرمالدئید اغلب هر دوهفته یك بار به لانه تخمگذاری افزوده می شود .
4) كنترل حشرات و جوندگان باید بوسیله طراحی سالنها و مدیریت آنها صورت گیرد .
5) جهت جلوگیری از انتقال افقی در بین سالنها ، بیماران را معدوم كرده و تمامی مواد زاید رادر یك منطقه مناسب در ظرف در بسته كه امكان ورود ناقلین بیماری نباشد ، قرارداده شود .
6) از غذای پلیت شده و یا خوراك فاقد منبع پروتئین حیوانی استفاده شود .
7) واكسیناسیون از بروز بیماری پیشگیری می كند .
8) نمونه گیری از سالنهای مرغداری و سواب كلواك و لاشه های مشكوك جهت جلوگیری از شیوع بیماری امری ضروری است .
9) نگهداری تخم مرغها دریخچال وسردخانه خطربیماریزایی راكاهش میدهد(1و6و7و9و11و15 ).
10) اخیراًسازمان نظارت بر مواد غذایی ودارویی ایالات متحده(FDA )استفاده ازمحلول 37% فرمالین را به میزان 5/2 كیلوگرم درهرتن وبه مدت 14 روزجهت كنترل باكتری سالمونلا درخوراك طیور مجاز اعلام كرده است (18) .
 افزودن مواد شیمیایی ماننداسید فرمیك یا پروپیونیك به دان ، یا گاز دادن با فرمالدئیدیا متیل برومید نیز موجب كاهش سالمونلا در دان شده است . برنامه های كنترل سالمونلا انتریتیدیس در كشورهای مختلف بشرح زیر است :
دركشورهای اروپایی درمرحله اول تقلیل آلودگی ودرمرحله بعد حذف آلودگی درگله های مادر ، اجداد ولاین انجام می گیرد. دربین این كشورها ،سوئد دركنترل سالمونلا ها مقتدرترو پیشرفته تر عمل نموده است . به طور كلی تا سال 1984 حدود 90%  هزینه معدوم كردن گله های آلوده و 100% هزینه تمیز نمودن فارم ها (هرفارم با ظرفیت تولیدی بیش از5000 قطعه مرغ )را پرداخت نمود . در انگلستان در سال 1989 برای ممانعت از انتشار سالمونلا قوانینی وضع شده است . محدودیت حركت طیور ، جداسازی فارمهای آلوده همراه با كشتار اجباری و غرامت سبب كاهش آلودگی شده است .  در هلند نیز مشابه انگلستان تمهیداتی صورت گرفته است كه باعث كاهش سالمونلا انتریتیدیس درگله های مادر و اجداد شده است ولی موارد انسانی را تقلیل نداده است .روش آمریكا در برخورد با سالمونلا انتریتدیس بسیار محتاطانه تر است ، كشتار و پرداخت غرامت و غیره وجود ندارد بلكه فارم آلوده را كنترل می نمایند زیرا سویه های باكتری حدت كمتری دارند(22).
 
حذف رقابتیCompetitive Exclusion درمان حذف رقابتی عبارتست از:افزایش فعالیت فلور طبیعی روده تا طی آن كلونیزه شدن بسیاری از عوامل بیماریزا درروده محدودشود،كه این روش عمداً درپیشگیری ازعفونتهای پاراتیفوئیدی مؤثراست. این باكتریها ازطریق مقعد،اسپری در سطح بدن یا قطره خوراكی وارد بدن طیور می شوند.مخلوطی از باكتریهای روده(عموماً محتویات سكوم)معمولاً جهت این كاراستفاده می شوند(1و6و8 ). خوراندن كشت مخلوطی ازباكتریهای روده كورمرغهای گوشتی بالغ كه از29 سویه تشكیل شده بود به جوجه های گوشتی یك روزه از طریق آب آشامیدنی و و سپس رویارو كردن جوجه ها از راه خوراكی با سالمونلاتیفی موریوم بعد از 2روز ، نشان دادن كه این باكتریها به سرعت در روده كور جای گرفته، مقاومت درمقابل سالمونلا تیفی موریوم را در مقایسه با جوجه های گروه شاهد به طور مؤثری افزایش می دهد(2).
درگله های مسن آلوده به سالمونلا ، قبل از انتقال به جایگاه های پاك ، آنها را با آنتی بیوتیك درمان می كنند،سپس، فلور روده ای و سالمونلا را تضعیف می كنند و به دنبال آن مخلوط حذف رقابتی را به پرندگان می خورانند تا امكان حذف آلودگی از پرندگان به وجود می آید.در پرندگان تخمگذار به دلیل عدم امكان انتقال پرندگان به جایگاههای پاك،استفاده از روش فوق موفقیت آمیز نبوده است(1).

واكسیناسیون
جهت كنترل آلودگی به سالمونلا انتریتیدیس تا كنون واكسنهای مختلفی ساخته شده است . در كشور آلمان برای كنترل سالمونلاتیفی موریوم از واكسن آگزوتروفیك) Auxitrophic = سویه ای جهش یافته (موتانت )از باكتری كه برای رشد به عوامل خاصی نیاز دارد    ( زنده استفاده می شود (1). واكسنهای زنده تخفیف حدت یافته نیازمند این است كه به مدت كافی در بافتها باقی بمانند تا پاسخ ایمنی حمایتی ایجاد كنند . استفاده خوراكی یا داخل عضلانی ازواكسن تخفیف حدت یافته سالمونلا انتریتیدیس نوع موتانتA سبب كاهش دفع عفونت از طریق مدفوع ، انتقال افقی عامل بیماریزا و آلودگی تخم مرغها می شود كه این اثرات تا23 هفته پس از واكسیناسیون مشاهده می شود . واكسن خوراكی نوع اخیر ایمنی محافظتی كم اثرتری ایجاد می كند(6).
درپرندگان واكسینه شده در روز اول ، متعاقب گذشت 4 هفته مشكلات اسهال ، لنگش ، تلفات و وقوع سالمونلا انتریتیدیس كمتر رخ داد. درسال 1994 حدود 2 میلیون پرنده در مزارع صنعتی انگلستان واكسینه شدند كه از این گله های واكسینه شده سالمونلا انتریتیدیس جدا نشد (6).
درآزمایشات دیگر جوجه های بدست آمده از گله مادر 57 هفته (واكسینه شده و واكسینه نشده )همراه با جوجه های 7 روزه كه یك دوزخوراكی سالمونلا انتریتیدیس را روز اول دریافت كرده بودند ، قرارداده شدند . اطلاعات بدست آمده حاكی است كه آنتی بیوتیكهای مادری كه ایمنی غیر فعال ایجاد می كنند ، در جوجه های سنین 21 روزه با كاهش علائم بالینی و كاهش دفع سالمونلا همراه بود . به هر حال كاهش مشخصی در جداسازی سالمونلا انتریتیدیس از ارگانهای داخلی جوجه های واكسینه شده قابل توجه است (6). واكسن بین سنین 12 الی 16 هفتگی انجام می شود . هر دز واكسن شامل تعداد زیادی سالمونلا انتریتیدیس غیر فعال است و دو تزریق ایمنیت بالاتری ایجاد می كند (11).
واكسنهای كشته اتوژن سالمونلاانتریتیدیس همراه با یاور خوراكی Oil adjuvant و ازطریق زیر جلدی به مدت چندین سال درماكیان ایالات متحده مصرف شدونتایج امید بخشی حاصل گشته است.در جوجه های واكسینه شده باواكسن كشته (باكترین)سبب كاهش تلفات،علائم بالینی وضایعات تا12 هفته پس از واكسیناسیون گردید (1و6 ).
ضمناً محققین دانشگاه ویكتوریا نوعی واكسن علیه سالمونلا را به روش مهندسی ژنتیك ابداع كرده اند . این واكسن از یك سویه موتاسیون یافته سالمونلا تیفی موریوم ساخته شده است كه با حذف قسمتی از ساختمان ژنتیكی این باكتری آنرا كاملاً به برخی ویتامینها وابسته ساخته اند . هدف از این كار محافظت حیوانات از سالمونلوز است . این سویه سالمونلا به صورت خوراكی تجویز می شود(19 ) .
 
وضعیت سالمونلا انتریتیدیس در ایران
وجود این عامل با جداسازی باكتری و استفاده از آنتی سرم مخصوص در چندین مزرعه مرغداری ایران به اثبات رسیده است كه به احتمال قریب به یقین از نوع با حدت بالا (فاژ 4) می باشد . با توجه به قابلیت بیماریزایی بالای آن،در گله های آلوده به خصوص جوجه ها (كه ازطریق عمودی آلوده می شوند ) مشكل خاصی پس از هچ شدن مشاهده نمی شود و تعدادی از آنها ناقل بیماری می باشند كه در اثر مجاورت در جعبه های جوجه،ماشین جوجه كشی و یا عمل تعیین جنسیت اكثر آنها آلوده میگردند.  این سالمونلا به دلیل سرعت تكثیر بالا یش سبب بروز تلفات و وازدگی جوجه ها      می گردد ، كه تلفات از 5 تا 40% و بیشتر ممكن است دیده شود . از روز سوم به بعد با ازدیاد جوجه های وازده مواجه می شویم . در صورتیكه آلودگی در بدو ورود با یك آنتی بیوتیك مناسب كنترل شود مشكلات وازدگی و دفع سالمونلا از طریق مدفوع كمتر خواهد شد .
در طیور تخمگذار درمان با آنتی بیوتیك مناسب قبل از شروع تخمگذاری می تواند دفع مدفوعی و آلودگی تخم مرغ را در اوج تولید به مقدار بسیار زیادی كاهش دهد . در حال حاضر باید مانند اكثر كشورهای جهان برنامه تقلیل و كاهش آلودگی را در سطوح مختلف به انجام رساند . در این راستا می توا ن از حذف رقابتی ، واكسیناسیون و كنترل مواد غذایی و پلیت نمودن آنها استفاده نمود كه این امر مستلزم صرف هزینه بسیار گزافی می باشد .  مسلماً در ایران قادر به اجرای برنامه ریشه كنی وسیع نمی باشیم پس ابتدا به كاهش (ازطریق پیشگیری و كنترل بهداشتی) و سپس به حذف عامل بیماریزا با اجرای برنامه دقیق اقدام می نمائیم(22).
 
وقوع سالمونلوز در انسان از طریق سالمونلاهای طیور    
میزان گسترش و وقوع بیماری :
صنعت مرغداری مهمترین و بزرگترین منبع سالمونلا هستندكه می توانند آنرا از طریق غذا به انسان منتقل كنند پس كنترل آن بسیار مهم می باشد (6). درسال 1885 اولین مورد مسمومیت غذایی به سالمونلا تیفی موریوم در فرانسه و در سال 1888 اولین مورد مسمومیت غذایی به سالمونلا انتریتیدیس در آلمان گزارش گردیدند (5). در سال 1986 مشخص گردید كه سالمونلا انتریتیدیس از طیور به انسان منتقل و بیماریزا می باشد (5). در طی سالهای 1973 الی 1987 در ایالات متحده 51% بیماریهای باكتریایی منتقله به انسان از طریق سالمونلا بود. از مجموع 458081 مورد وقوع سالمونلوز در انسان در طی سالهای 1982 الی 1992 ، 18 مورد سالمونلاپلوروم ، 8 مورد سالمونلا گالیناروم جدا شدند . بر اساس گزارش مركز پیشگیری و كنترل بیماری در ایالات متحده ، سالانه حدود 1 الی 5 میلیون انسان به سالمونلوز مبتلا می شوند كه حدود 20 هزار نفرآنها در بیمارستان بستری شده و حدود 500 نفر می میرند . ضمناً در ایالات متحده بین سالهای 1985 الی 1991 ، 82 % شیوع سالمونلا انتریتیدیس از طریق تخم مرغ بود (6). در طی دهه 1980 آلودگی اغلب تخم مرغها در شمال غربی ایالات متحده مربوط به سالمونلا انتریتیدیس بود و تقریباً   آلودگی تخم مرغها ممكن است رخ دهد. در این مناطق آلودگی به طور متوسط از هر 50 مصرف كننده تخم مرغ ، یك نفر می تواند به سالمونلا مبتلا شود (12). تقریباً 84 % بیماری منتقله به انسان از طریق غذا در طی سالهای 1980 الی 1989 در اسكاتلند مربوط به سالمونلا بود . درانگلستان و ولز كمتر از 13 % شیوع سالمونلوز در انسان در طی سالهای 1959 الی 1962 و بیش از 32 % شیوع در طی سالهای 1984 الی 1985 مربوط به مصرف گوشت مرغ بود . در ایالات متحده در طی سالهای 1983 الی 1987 بیش از   سالمونلای منتقله به انسان از طریق غذا مربوط به مصرف گوشت مرغ و تخم مرغ بود (6). 
 
 
علائم بالینی در انسان
سالمونلا تیفی موریوم سبب بیماری تیفوئید درانسان می شود كه با تب،سردرد،اسهال واستفراغ شدید توأم است(11).در اغلب اشخاص مبتلا به سالمونلا انتریتیدیس پس ازمسمومیت غذایی(حدود 128 الی 72 ساعت)اسهال وعلائم فوق مشاهده می شود.بیماری معمولاً 4 تا 7 روز به طول می انجامدواغلب افراد، بدون درمان با آنتی بیوتیك بهبود می یابند. با این وجود ، اسهال می تواند به قدری شدید باشد كه شخص را راهی بیمارستان كند . با این حال وقوع سالمونلوز در افراد سالخورده ، خردسالان و كسانیكه سیستم ایمنی ضعیف دارند ، می تواندآنها را به فرم شدید بیماری دچار كند. در این بیماران عفونت از طریق روده وارد جریان خون شده و سپس به سایر نقاط بدن منتقل می شود و سبب مرگ نیز می شود (12و13و14 ) . در موارد مزمن بیماری درد مفاصل و ادرار درد آور گزارش شده است(11) .
 
كاهش خطر بیماریزا یی سالمونلا انتریتیدیس در انسان :
1) تخم مرغها در سرد خانه ها و یخچالها نگهداری شوند .
2) تخم مرغها كثیف یا ترك خورده معدوم شوند .
3) بعد از تماس دستها با تخم مرغهای خام دستها با آب و صابون شسته شوند .
4) بعداز پخت كامل ، تخم مرغها خورده شوند و تخم مرغها ی گرم بیش از 2 ساعت نگهداری نشوند.
5) موادغذایی محتوی تخم مرغ در سرد خانه نگهداری شوند .
6) از خوردن تخم مرغهای خام (مانند بستنی و مخلوط شیر و تخم مرغ خانگی ) و غذاها ی واجد تخم مرغ خام اجتناب شود . عمدتاً در صنعت ، بستنی و مخلوط شیر و تخم مرغ و غذاها ، توسط تخم مرغهای پاستوریزه تهیه شوند (12).
 
درمان بیماری در انسان :
آمپی سیلین ، جنتامایسین ، تری متوپریم ، سولفامتوكسازول و سپیروفلوكسازین وكلرامفنیكل داروهای مؤثر بر سالمونلا هستند . متأسفانه برخی گونه های سالمونلا نسبت به آنتی بیوتیكها مقاومت دارویی یافته اند (14).

ج.م:م/ق
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 13:46  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

انواع ساركو سیست در دامها


انواع ساركو سیست در دامها

نوع كیست ( اندازه ) بیماریزایی در دام ها میزبان نهایی میزان واسط گونه های ساركوسیستیس 
میكروسكوپیك          بیماریزا               سگ       گاو      ساركوسیستیس كروزی   
ماكروسكوپیك          بیماریزایی ملایم        گربه       گاو       ساركوسیستیس هیروستا    
میكروسكوپی            بیماریزایی ملایم        انسان      گاو      ساركوسیستیس امی نیس 
میكروسكوپیك          بیماریزا               سگ        گوسفند   ساركوسیستیس تنلا          
میكروسكوپیك          بیماریزا               سگ       گوسفند   ساركوسیستیس اریتی كانیس     
ماكروسكوپیك          بیماریزایی ملایم        گربه      گوسفند   ساركوسیستیس ژیگانتا         
ماكروسكوپیك           احتمالا غیر بیماریزا      گربه       گوسفند   ساركوسیستیس مدوزیفورمیس  
میكروسكوپیك          بیماریزا               سگ      بز       ساركوسیستیس كاپراكانیس       
میكروسكوپیك ( اما در ازای كیستها
ممكن است تا 5/2 میلی متر برسد )  
احتمالا بیماریزا         سگ      بز      ساركوسیستیس هیرسی كانیس  
ماكروسكوپیك          احتمالا غیر بیماریزا      گربه      بز        ساركوسیستیس مولئی       
میكروسكوپیك          بیماریزا               سگ      خوك     ساركوسیستیس میز شریانا     
میكروسكوپیك          بیماریزا               انسان      خوك   ساركوسیستیس سوئی امی نیس 
ماكروسكوپیك          بیماریزا               گربه       خوك   ساركوسیستیس پورسی فلیس 
- 2 -
 
سیر تكاملی :
میزبان شكار كننده   PRIDATOR یا لاشه خوار ( آشغال خوار ) از طریق خوردن گوشت حاوی ساركوسیتها ی عفونت زا آلوده میشود كه بعد از یك هفته اسپوروسیتها یا اووسیتهای اسپوروله در مدفوع منتشر نی شود .
در دستگاهگوارش میزبانهای نهایی سگ ، گربه یا انسان ، تكثیر جنسی به شكل كوكسید یایی انگل وجود دارد كه در روده ماكرو گامت و میكرو گامتها یا گامتهای ماده و نر با هم تلفیق شده و اووسیتها را ایجاد می كنند كه در داخل آن دو اسپورسیت و هر كدام واجد چهار اسپورزوئیت هستند . 
میزبان واسط یا شكار شونده  prey  این اسپوروسیتها در خوراك و آب آلوده شده را بلع نموده و در روده كوچك آنها اسپوروزوئیتها با عمل آنزیمهای گوارشی و صفرا آزاد می شوند .
اسپوروزوئیتها در مخاط رودهای نفوذ نموده و وارد مویرگها در دیواره و عقده های لنفاوی می شوند . هر اسپوروزئیت سپس ازطریق شكستن متعدد تقسیم شده ، تكثیر غیر جنسی ( به شكل شیزوگونی ) و اولین نسل شیزونت شكل می گیرد . مروزوئیتهای بی شماری از هر شیزونت رها شده وارد جریان خونگردیده و در آندوتلیوم مویرگی سراسر بدن دام شیزونت نسل دوم شكل می گیرد . مروزوئیتهای رها شده از شیزونتهای نسل دوم در جریان خون در سلولهای تك هسته ای یا خارج سلولی منتشر می شوند. مروزوئیتهای نسلهای دوم و سوم در سلولهای عضلانی ، نرونها و سلولهای گلیال در مغز ، جایی كه آنها كیست دار می گردند نفوذ می نمایند . در گاومیش شیزونتهای نسل چهارم نیز شكل می گیرند كه تعداد مروزوئیتها اندك است . این كیستهای بافتی حاوی یك یا دو شكل انگل (  METROCITES  ) بوده كه هر كدام از آنها تقسیم شده بعد از 2 یا 3 ماه از بلع اولیه به كیست عفونت زا تبدیل می شوند .
هر چند بسیاری از اسپوروسیتها كوچك هستند ( اندازه متوسط ساركوسیت كروزی 8/10* 3/16 میكرومتر ) ، برخی به اندازای بزرگ هستند كه در بازرسی گوشت تشخیص داده می شوند ( اندازه متوسط ساركوسیست هیروستا 1 * 8 میلی متر )
دامها با خوردن خوراك و علوفه مراتع آلوده به اسپوروسیتهای سگ ، گربه ، روباه و غیره كه از طریق خوردن گوشت و ضمائم لاشه آلوده شده اند ، آلوده می گردند . میكرو كیستهای ساركوسیستیس امی نیس و ساركو سیستیس تنلا به صورت میكروسكوپی قابل تشخیص هستند .
  هر چند كه در گذشته ساركوسیستها بیماریزا تلقی نمی گردیدند ، تجارب اخیر نشان داده است كه آنها می توانند ایجاد بیماری نمایند و اهمیت آنها رو به افزایش است . به عنوان مثال بیماری مزمن  DALMENY  كه در آن لاغری ، ادم زیر فكی واگزوفتالمی به ساركوسپوریدوز نسبت داده می شود . هر چند در بیشتر موارد ساركوسپوریدوز به حالت تحت بالینی است ، زیرا دامها معمولا تعداد زیادی از اسپوروسیتها را در یك بار نمی خورند . گونه های ساركوسیستیس در شدت بیماری تعیین كننده است . در گاوبه شدت مبتلا ، تب ، بی اشتهایی ، كاهش وزن و كاهش شیر ، اسپاسم عضلانی ، اسهال ، ضعف ، كمخونی و گاهی اوقات مرگ مشاهده می گردد . سقط جنین در برخی موارد رخ می دهد .
به برادی زوئیت های آزاد(تصویر بالا) Sarcocystis cruzi         دقت فرمایید
 
- 3 -
 
سایر انواع دامها علائم مشابهی را نشان می دهند ، ساركوسپوریدوز در گوسفند هر چند غالبا به صورت انسفالومیلیت با ضعف ، لرزش و ضعف عضلانی مشاهده شده است ، مواردی از لمفادنوپاتی ، پنومنونی و آنسفالیت همچنین گزارش شده است .
میزان بروز ساركوسپوریدوز در دامهای مسن تر و در گاوهای پرواری و خوكهایی كه از آشغال تغذیه می كنند بالاتر است . انسان به عنوان میزبان واسط می تواند عمل كند و با ساركوسیستیس سوئی امی نیس از طریق خوردن گوشت خوك نپختهوبا ساركوسیستیس بووی امی نیس ازطریق خوردن گوشت گاو نپخته و ساركوسیستیس لیندمانی ( سیر تكاملی ناشناخته است ) آلوده می شود . علائم در انسان شامل تهوع زود گذر ، اسهال و درد شكمی می گردند .  
آلودگی انسانبا ساركو سیستیس بههر دو شكل رودهای و عضلانی رخ می دهد ولی تعداد موارد ابتلا نادر است . به عبارت دیگر انسان برای این انگل هم میزبان نهایی و هم میزبان واحد می باشد . اسپوروسیتهای دفع شده از انسان پس از بلعیده شدن توسط گاو یا خوك موجب ابتلای عضلات آنها شده انسان با تغذیه از گوشت نپخته آلوده ، آلوده می گردد . آلودگی انسان از طریق بلع اتفاقی اسپوروسیتهای موجود در مدفوع حیوانات گوشتخوار تیر امكان دارد كه در این صورت منجر به ابتلای عضلات می گردد . فرم عضلانی بیماری در انسان از نظر بالینی به صورت آماس دردناك زیر جلد و عضلات بروز می كند .
شیزونتها در سراسر بدن در سلولهای آندوتلیال به خصوص در عضلات مخطط ، قلب ، مغز ، كبد و ریه ها و كلیه ها پراكنده می گردد . در عضلات كیستها در درون یا بین رشته های عضلانی قرار می گیرند و دارای مشخصه سیگاری شكل كه به عنوان اجسام میشری ف كیسه ها یا لوله های كوچك ( 35/0 * 5/4 میكرومتر ) شناخته می شوند . كیستهای بزرگتر ممكن است به صورت آزاد در بافت پیوندی پری مزیوم عضله قرار گیرند و به شكل كروی ، بیضی یا لوبیایی شكل باشند .
هر چند اندازه كیست با سن آن و نوع میزبان مشخص می شود ، ساختمان اصلی آن به عنوان یك سلول مشابه باقی میماند كه ممكن است مخطط و حاوی ساركولما ، یك حفره كه ممكن است . توسط دیواره (  SEPTA  ) تقسیم شده باشد یا نشده باشد و محتویات آن لزج یا ژلاتینی است و كدر تا سفید شیری یا زرد رنگ می باشد . در گاو كیستها عمدتا در عضلات فعال از قبیل زبان ، ماهیچه ی جوشی ، قلب و دیافراگم یافت می گردند . آلودگیهای خفیف مشاهده شده در ماهیچه های جوشی پس از كشتار طی نگهداری در سردخانه تمایل به ناپدید شدن دارند . در زمانهاییكه جراحات عضلانی به صورت كانونی متمركز هستند ممكن است از3 یا 4 نقطه تا یك ناحیه یكپارچه متمایل به رنگ سبز به قطر 10 سانتی متر تغییر كنند . از انگل سمی به نام ساركوسیستیس ترشح می شود كه در حیوانات مبتلا روی ارگانهایی نظیر اعصاب ، قلب ، جدار روده ، غدد فوق كلیوی اثر مساعد دارد . تزریق مقدار كم این سم به خرگوش باعث ایجاد تب و تزریق مقدار زیاد موجب اسهال شدید و مرگ می شود ، تزریق 60 – 20 میكروگرم این سم یك موش را در 10 دقیقه می كشد . سم نسبت به حرارت فوق العاده حساس بوده و از بین می رود .
 
- 4 -
ضایعات نعشی :
تنها كیستهای بزرگتر با چشم غیر مسلح قابل رویت بوده ظاهری شبیه لكه های خاكستری روشن در مقطع عرضی و دوكی شكل در مقطع طولی دارند . كیستهای كوچك تنها هنگامی كه دژنره شده و آهكی می گردند قابل رویت هستند .
جراحات موضعی میوزیس ائوزینوفیلیك ( التهاب عضلانی با تجمع ائوزینوفیلها در اطراف آنها ) با نواحی دوكی شكل سبز رنگ مشخص می شود كه ممكن است با هم یكی شده و تشكیل جراحاتی با چند سانتی متر قطر را بدهد كه می تواند از طریق دژنره شدن یا متلاشی شدن ساركوسیستها ایجاد شده اما جراحات مشابه بدون هر گونه ارتباط ظاهری با ساركوسیستها نیز رخ می دهد و دو حالت ممكن است با همدیگر وجود داشته باشند . نشان داده شده است كه سایر ارگانیسمهای انگلی و واكنشهای آلرژیك متمركز شده روی عضلات ممكن است به التهاب ائوزینوفیلیك عضلانی منجر شوند . بنابراین ارتباط بین ساركوسیستوز و میوزیس ائوزینوفیلیك به اثبات نرسیده است .
تغییر زیادی در یافته های آسیب شناسی ساركوسیستوز از جراحات بزرگ معدود مجزا از نواحی متعدد كمرنگ در عضله به شدت آلوده تا خونریزیهای پشتی واكیموز و هپاتیت ، گلومرولیت و رتینیت در مورد آنسفالومیلیت در گوسفند وجود دارد . اروزیونها و اولسرها در دهان و مری در گاو شرح داده شده است .
در خوك عضلات دیواره شكمی ، دیفراگم و جوشی و اسكلتی اغلب موثر می شوند .
 جراحات نسبت داده شده به ساركوسیستها گاهی اوقات در عضله شانه در دادن برش در بازرسی روتین لاشه های گاو در آفریقا مشاهده شده است ، این جراحات رنگ قوس قزحی سبز روشن یا نواحی خاكستری – سفید در طول رشته های عضلانی را شكل می دهند . گاهی اوقات جراحات به طور وسیعی در سراسر عضلات لاشه بدون شواهدی از ساركوسپوریدیوز پراكنده شده اند . جراحت اساسا یك التهاب ائوزینو فیلیك عضلانی موضعی است و ممكن است یك بروز آلرژیك در اثر یك انگل نا مشخص باشد .
 
تشخیص:
از نظر بالینی به دو شكل رودهای و عضلانی بروز می كند . ساركوسیستیس در بدن میزبان نهایی انگل لوله گوارشو در بدن میزبان واسطه به صورت انگل عضلات می باشد .
تشخیص به یك ارزیابی دقیق در گله و ارتباط آن با سگها و گربه ها با نشانه های بالینی ، رد یابی آنتی بادیهای هومورال و معاینات هیستو پاتولوژیكی ارگانها از جمله كلیه ها ، كبد ، طحال ، عضلات ، طناب نخاعی و عقده های لنفاوی قرار دارد .
چنانچه میزبان نهایی ساركوسیستیس سگ باشد كیستهای ایجاد شده در عضلات میزبان واسط یا شكار شونده كمتر از 500 میكرون ( میكرو كیست ) و قابل رویت با چشم نمی باشد . چنانچه میز بان نهایی گربه سانان باشند كیستهای ایجاد شده در عضلات میزبان واسط بیش از 500 میكرون ( ماكرو كیست ) و با چشم قابل رویت می باشد .
 
- 5 -
روشهای تشخیصی :
 
1 – روش میكروسكوپی :
در كیست دو جداره وجود دارد یكی دیواره اولیه  PRIMERY CYST WALL  كه همان جداره سلول عضلانی است كه اجرام در داخل آن رشد كرده اند ، دیگری دیواره ثانویه  SECONDERY CIST WALL  است كه در حقیقت واكنش حفاظتی میزبان در مقابل كیست است . از میكروسكوپ نوری برای مشاهده ثانویه و از میكروسكوپ الكترونی برای مشاهده دیواره اولیه ( برای تشخیص گونه ) استفاده می گردد . 
 
2 - استفاده از ایزو آنزیم :      
با گرفتن عصاره كیست و بردن آن به روی ژل الكتروفورز و مقایسه با شاهد می تولن گونه ساركو سیستیس را مشخص نمود .
3 – روش هضمی :         
امروزه به این روش بهائ كافی داده نمی شود .   
 
4 – روش گسترش بافتی    DABSMEAR :
از بافت مظنون به اندازه یك نخود را بین یك پنس قرار داده مقطع آنرا بریده مثل مهر زدن روی لام فشار داده می شود . در هر بار فشار دادن یك دایره نازكی ازبافت روی سطح لام می چسبد كه در صورت آلودگی بافت با پاره نمودن جداره آن مروزوئیتها در این مقاطع رها شده و به لام می چسبند كه سپس با رنگ آمیزی گیسما میتوان آلودگی ساركوسیستی را مشخص نمود . برای نمونه برداری عضلات مری ، دیافراگم ، بین دنده ای و قلب بهترین نواحی برای نمونه برداری است .
 
قضاوت : 
دلیلی كه مصرف گوشت آلوده به ساركوسیستیس منجر به ساركوسپوریدزدر انسان شود وجود ندارد و احتمالا انسان یك میزبان نا مناسب برای انگل می باشد . آلودگی غذا با فضولات حیوانات گوشتخوار برای آلودگی انسان متحمل تر می باشد. روشهای بازرسی عملی را برای شناسایی شكلهای میكروسكوپی ساركوسیستیس نمی توان به اجرا گذاشت . قضاوت بر اساس مشاهده ماكروسكوپی كیستها صورت می گیرد . در صورت آلودگی شدید و گسترده كیستهای قابل رویت كل لاشه ضبط می گردد . در آلودگی متوسط به طرف خفیف پس از برداشت و ضبط جراحات و بافتهای آلوده به لاشه اجازه مصرف داده می شود .
 
- 6 -
 در واقع تعیین مناسب بودن برای مصرف انسانی ، نا مناسب بودن برای مصرف انسانی یا درمان حرارتی یا ضبط جزئی لاشه و احشاء بستگی به درجه آلودگی و شرایط لاشه دارد . برش عضلات مختلف برای تعیین حد و شدت آلودگی ضروریست كه در صورت آلودگی عمومی ضبط كامل صورت بگیرد .
در مورد التهاب ائوزینوفیلیك عضلانی نیز روش مشابه بازرسی و قضاوت بایستی اعمال گردد .
در واقع نحوه قضاوت بستگی به زیبا شناسی و سلیقه مردم دارد .
 
كنترل:
سیر تكاملی ساركوسیست بستگی به رابطه شكار شونده _ شكار كننده داشته كه بین میزبانهای نهایی و واسط وجود دارد . چنانچه گوشت خورده شده توسط میزبان نهایی پخته شده باشد سیكل انتقال شكسته می شود . هر چند برودت گوشت به مدت طولانی الزاما ساركوسیست را نمی كشد و در نتیجه به عنوان یك وسیله برای قطع انتقال كمتر موثر می باشد .
برای كنترل موثر آلودگی ساركوسیست روی لاشه های دام های مزرعه ای تلف شده بایستی دفن شده یا سوزانیده شود . از ورود گوشتخوارانی كه گوشت خام دامهای اهلی را می خورند به دامداری ها جایی كه مدفوع آنها می تواند آب آشامیدنی ، خوراك یا بستر دامها را آلوده نماید جلوگیری به عمل آید .
دامها از طریق تجویز خوراكی اسپوروسیت های زنده می توانند ایمن گردند . اما میزان دوز ایمن كننده ساركوسیتها مهم است . حتی نتایج ایمنی زایی در انواع دامها قطعی نبوده ، مقاومت در برابر گونه ساركوسیستس همولوگ ایجاد می شود . در حال حاضر واكسنی برای ایمن نمودن دامها علیه ساركوسیستیس وجود ندارد .
آمپرولیوم هم به عنوان ضد ساركوسیستیس به عنوان پیشگیری كننده در بره ها موثر بوده است . برای شیمی درمانی تنها هالوفوگینون با موفقیت در دامها به كار رفته است . اما دارو سمی است و دقت در دوز مصرفی الزامی است (  ./66 mg /Kg.B.W   ) ، یك بار یا بیشتر در بز یا گوسفند موثر بوده است .

ج.م:م/ق
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 13:44  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

کرم کبد گوسفند(فاسیولا)


کرم کبد گوسفند(فاسیولا)

ویژگیهای کرم فاسیولا

کرم فاسیولا به شکل برگ به اندازه 5 - 3 سانتیمتر دارای دو بادکش دهانی و شکمی است. سطح بدن از کوتیکول خاردار پوشیده شده است. سیستم تناسلی هرمافرودیت با دو بیضه منشعب در قسمت عقب کرم و تخمدان منشعب و رحم پر پیچ و خم در قسمت جلو است که به سوراخ تناسلی ختم می‌شود. دستگاه گوارش ناقص و فاقد مخرج است، ولی دارای انشعابات زیاد سکوم (روده کور) می‌باشد.

چرخه زندگی فاسیولا

تخم انگل که پس از لقاح تخمک و اسپرم از یک کرم یا از دو کرم مختلف تولید می‌شود پس از آنکه از طریق مدفوع میزبان نهایی به آب شیرین محیط زیست افتاده پس از 2 - 1 هفته نوزاد مژه‌داری به نام میراسیدیوم از آن خارج شده و به بدن حلزون واسط به نام لیضه و لاروهای کاملتر به نام اسپروفیت ورودی و بالاخره سرکر تشکیل می‌شود. سرکر از حلزون خارج شده و در آب شناکنان به طرف گیاهان اطراف برکه یا جوی آب رفته، دور آن را لایه مقاومی می‌گیرد که از این پس به آن متاسرکر می‌گویند.



انسان یا حیوان گیاهخوار (میزبان نهایی) با خوردن متاسرکر به آن آلوده می‌شود. دیواره متاسرکر در معده متلاشی شده و سرکر آن آزاد می‌شود که دیواره معده یا روده را سوراخ کرده پس از ورود به محیط عمومی لایه خارجی کبد را سوراخ کرده و به کبد وارد شده و با تغذیه از سلولهای پارانشیم کبد به کرم بالغ تبدیل می‌شود.

برای دریافت اطلاعات ساختاری فاسیولا به آدرس زیر مراجعه نمایید:

http://www.cvm.okstate.edu/~users/jcfox/htdocs/clinpara/lecture.htm

تصویر


 

بیماریزایی

آسیبهای ناشی از بیماری فاسیولا ارتباط با تعداد کرم در بدن دارد. آسیبهای اولیه در اثر جابجایی در بافت کبد برای رسیدن به مجرای صفرا ایجاد می‌شود که در برخی اوقات مرده کرم سبب ایجاد نسج فیبری می‌شود. در انسان فقط تعداد کمی از کرمها به مجرای صفرا می‌رسند که در آنجا چند ماه تا چند سال زنده می‌مانند. کم خونی از عوارض اصلی بیماری است.

علت کم خونی تغذیه کرم از خون ، ایجاد خونریزی از مجاری صفراوی و کم شدن عمر گلبولهای قرمز خون می‌باشد. وجود کرم فاسیولا که گاهی وارد اعضای دیگر بدن می‌شود سبب ایجاد آسیب در آنها می‌شود مانند آسیبهای معدی ، لوزوالمعده و طحال و بافت زیر جلد و عروق خونی و ریه و مغز و عضلات و آپاندیس.

علایم بالینی

دوره کمون بستگی به تعداد کرم وارد شده به بدن دارد. در یک اپیدمی فرانسه علایم بیماری 6 هفته پس از خوردن سبزیهای آبزی آغاز شد و حداکثر علایم بین 2.5 - 2 ماه ظاهر گردید. علایم اولیه بیماری عبارتند از تعریق زیاد ، دردهای شکمی و کهیر. فاصله زمانی بین ورود تخم انگل به بدن و مشاهده تخم در مدفوع بستگی به تعداد کرم دارد که حد متوسط آن در انسان بین 3 تا 4 ماه محاسبه شده است.

تشخیص بیماری

آزمایش خون بالا رفتن لوکوسیتها را نشان می‌دهد که تعداد آن بین 10 تا 40 هزار در میلیمتر مکعب می‌شود و نسبت ائوزینوفیلی از 0.5 بیشتر است. کم خونی به صورت کاهش هموگلوبین مشاهده می‌شود. آزمونهای کبدی در دوره حاد بیماری متغیر است. بهترین وسیله تشخیص استفاده از آزمون انگل شناسی است که تخم فاسیولا را در مدفوع و مایع کشت شده از دوازدهه مشاهده می‌نماییم..

تصویر


 

درمان فاسیولازیس

از سالها قبل تعدادی دارو برای درمان بیماری بکار رفته است که 3 داروی مهم شامل بیتی نول ، تریکلابندازول و پرازیکوآنتل است.

پیشگیری

انسان باید از خوردن گیاهان و سیزیجات نشسته و آبهای آلوده اجتناب نماید. بهترین راه پیشگیری در حیوانات درمان آنها و نیز از بین بردن حلزونهای ناقل با استفاده از مواد شیمیایی و بهسازی محیط است.

انواع فاسیولا

فاسیولا انواع مختلف دارد که برای حیوانات گیاهخوار در اغلب نقاط دنیا آلوده کننده است. نام برخی از آنها عبارتند از: فاسیولا ژیگانیتکا ، فاسیولا ایندیکرم ، فاسیولا ماگنا ، فاسیولا امریکانا ، فاسیولا کالیفرنی ، فاسیولا نیانزه ، فاسیولا اجلافی و فاسیولای جکونی.

ج.م:م/ق

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 13:41  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

اصول تولید گوشت گوسفندی


اصول تولید گوشت گوسفندی



رمضانعلی عزیزی(عضو هیئت علمی مركز تحقیقات كشاورزی و منابع طبیعی استان مركزی)


مقدمه
:

 تولید گوشت قرمز جزءصفات مهم اقتصادی در پرورش نشخوار كنندگان به حساب می آید . بیشترین بخش از درآمد حاصل از پرورش گوسفند به تولید گوشت برمی گردد . بالا بودن نسبت زایش در میش ها باعث استحصال بیشتر گوشت در گوسفندداری ها شده كه این امر نیز دال بر اهمیت باروری در گوسفند است . به منظور افزایش قدرت باروری در گوسفندان و تولید بره هایی با ماندگاری بیشتر روشهای مختلفی به كار می رود:

-          پایین بودن سن در اولین زایش .

-          بیش از یك بار زایش در سال .

-          افزایش درصد دوقلوزایی.

-          افزایش تعداد بره های از شیر گرفته شده .

-          اصلاح نژاد .

برای رسیدن به اهداف پیش بینی شده در روش های ارائه شده سلكسیون (انتخاب ) و برنامه های آمیخته گری انجام می شود و تحولات نوینی در تغییرات شرایط تغذیه ای ، بهداشت و مدیریت گله به وجود می آید كه روشهای پیشرفته ای نیز به كار گرفته می شود .


پتانسیل تولید گوشت گوسفندی در كشور :

تعداد دام مقابل كشتار در سال 1382 مطابق با ضریب 32 درصدی كشتار حدود 16 میلیون رأس پیش بینی شده بود كه از این تعداد دام قابل كشتار مقابل كشتار مطابق با آمار ارائه شده حدود 6 میلیون و 731 هزار راس در كشتارگاه ها و بقیه نیز به صورت سنتی و آزاد ذبح گردیده است كه میزان گوشت تولیدی را می توان در حدود 284 هزار و 133 تن برآورد نمود . بنابراین از هر دام كشتاری به طور میانگین 70/17 كیلوگرم گوشت بدست آمد كه این رقم خیلی كمتر از رقم مورد انتظار می باشد .

در واقع می توان گفت كه پتانسیل گوشت تولیدی از گوسفند با توجه به حدود 51 میلیون راس گوسفند و بره هنوز خیلی بیشتر از میزان تولیدفعلی است .

1- آمار نشان می دهد كه بیش از 51 میلیون راس گوسفند در سنین مختلف در كشور وجود دارد كه هر سال به دلیل محدودیت در منابع علوفه ای و تغذیه ای افزایشی در حدود 3/1 میلیون راس برای آن پیش بینی می شود كه با توجه به این میزان افزایش ، تغییری در میزان گوشت تولیدی و فرآورده های دامی به ازای هر راس مشاهده نشده است .

لذا بهتر است با توجه به شرایط اقلیمی كشور افزایش جمعیت دام متوقف گردد و برای تحقق این امر نیز هر سال حداقل بیش از نیم میلیون راس از آمار فعلی مورد توجه برای كشتار اختصاص یابد .

2- می توان بره استحصالی از هر میش مولد را تا نسبت 3/1 (از 83/. به 3/1 بره در یك سال ) افزایش داد . به عبارتی می توان درصد آبستنی و درصد دوقلو زایی را در گله بالا برد .

اگر در مراكز و ایستگاههای پرورش گوسفند درصد دوقلوزایی تا 30 درصد و تولید بره تا میزان 3/1 به ازاء هر راس میش در یك سال بالا رود و این فعالیت در سطح كشور گسترش یابد می توان انتظار داشت كه پس از كسر تلفات علاوه بر وضع موجود ، رقم قوچ و میش حذفی به میزان 6 میلیون را برسد .

3- در صورت كاهش تلفات میش و بره به ترتیب به میزان 2و 5 درصد می توان به تعداد 5/2 میلیون راس بره اضافی در گله رسید .

4- افزایش چهار كیلوگرمی گوشت تولیدی به ازاءهر دام كشتاری به وزن 22 كیلوگرم ، تنها به بهبود و اعمال روش های تغذیه ای مناسب امكانپذیر خواهد بود كه پیش بینی می شود در صورت اجرای برنامه های اصلاح نژادی در دام های پرواری میزان تولید به دوبرابر مقدار فعلی برسد .

در حال حاضر با توجه به رعایت موارد فوق و با ثابت نگهداشتن میانگین وزن لاشه به میزان 18 كیلوگرم میزان تولید گوشت گوسفندی در سال آینده را می توان تا رقم 620 هزار تن افزایش داد .


منابع تولیدی گوشت گوسفندی و بره :

نژاد های گوسفند نیز مانند گاو و گوساله از نظیر میزان تولید گوشت تفاوت هایی با هم دارند بنابر این برای افزایش درآمد یك پرواربندی و اقتصادی كردن واحد تولیدی بهتر است با توجه به شرایط اقلیمی مختلف در كشور از نژادهای مناسب استفاده شود .

1- نژادهای گوشتی : در این نوع نژاد علاوه بر بالا بودن تولید گوشت سهم پشم تولیدی نیز از رقم بالایی برخوردار است . اما درآمد حاصل از پشم در درجه دوم اهمیت قرار دارد . در تمامی نژادهای گوشتی 25 درصد از بره های ماده برای باروری جایگزین 25 درصد از میش های گله مادر شده و بقیه كشتار می شوند . صفت مشترك تمامی نژادهای گوشتی ، وجود قابلیت رشد سریع و نتاج خوب و مناسب آنها در یك سطح بسیار زیاد برای پرواربندی است . تفاوت موجود در بین نژادهای گوشتی در میزان باروری ، كیفیت پشم ، جثه دامهای بالغ ، طول عمر و درجه چربی دار بودن (میزان چربی ذخیره شده در بدن آنها) است .

مهمترین نژاد های شناخته شده گوشتی عبارتند از سافولك ، همشایر ، بوردرلایستر ،دورست هورن ، لینكلن اكسفورد و ساوات داون است .

2- نژادهای چند منظوره : آمار نشان می دهد كه نژادهای بومی به عنوان نژادهای چند منظوره بیشترین جمعیت گوسفندی در كشور و دنیا را تشكیل می دهند با اینكه نژادهای بومی در كنار تولید گوشت از جنبه تولید شیر و پشم ،درآمد ناچیزی ایجاد می كنند اما به دلیل عدم دوشش این نژاد ها آن هم به خاطر اقتصادی نبودن این پروسه صرفاً جهت تولید گوشت تحت پرورش قرار می گیرند . حال با درنظر گرفتن موقعیت نژادهای بومی بهترین راه اصلاح آن ها با استفاده از نژادهای گوشتی خارجی است .

در میان نژادهای بومی كشور ، آنهایی كه از نظر تولید گوشت مناسب تشخیص داده می شوند اكوتیپ های لری بختیاری و شال در ردیف اول قرار دارند . این نژاد ها با توجه به درشتی جثه برای اصلاح نژاد با نژادهای گوشتی مشهور دنیا مناسب هستند . نقطه منفی در نژادهای قابل اصلاح كشور وجود دنبه بسیار بزرگ است كه این امر نیز باعث افت باروری در دام می شود . زیرا قوچ ها در عمل جفت گیری با بالا بردن دنبه دچار مشكل می شوند بنابراین برای رفع این مشكل بهترین روش استفاده از تلقیح مصنوعی است .

3- نژادهای شیری : توجه به اینكه درآمد زایی و اقتصادی بودن واحددامداری به میزان گوشت تولیدی بستگی دارد اما نژادهایی همچون قزل ، فشندی، لری ، ماكوئی ٬ هركی، بهمئی ، مغانی ودالاق جز نژادهایی از گوسفندان بومی هستند كه از شیردهی قابل توجهی برخوردار هستند. لذا در صورت برنامه های اصلاحی می توان تولید شیر این نژادها را تا رقم 220 كیلوگرم در سال افزایش داد  . بره های این قبیل نژاد ها كه دارای دنبه پر چرب و اسكلت بندی قوی هستند سریع تر از بره های دیگر نژادها ی بومی با دنبه پر چرب رشد می كنند . با توجه به این كه طول عمر میش های شیر ده زیاد است لذا بخش بزرگی از نتاج آنها به عنوان دام كشتاری باید مورد استفاده قرار گیرد .

 
پروار بندی :

 پرواربندی باید به عنوان یك اصل مورد توجه قرار گیرد و منظور از تولید گوشت گوسفندی، باید تولید گوشت بره مد نظرباشد . گوشت حاصل از میش خذفی ، قوچ و بره های اخته شده و معوملاًارزان و كیفیت پایینی دارند . لذا پرواربندی این نوع دامها توصیه نمی شود زیرا هزینه های بالا رفته و برای افزایش یك كیلوگرم وزن زنده باید دوبرابر نیاز غذایی یك بره مواد غذایی غذایی برای حیوان تامین شود . درضمن علوفه مصرفی دام به جای گوشت تبدیل به چربی خواهد شد . در كشور ما نزدیك به یك هفتم گوشت تولیدی گوسفند از بره حاصل می شود و تعداد بره های ذبح شده نیز نزدیك به یك سوم كل گوسفندان كشتاری هستند از هر بره حدود 7 تا 8 كیلوگرم گوشت بدست می آید كه این میزان در مقایسه با كشورهایی كه از نظر تولید گوشت گوسفندی حائز اهمیت اند رقم پایینی است .

با توجه به اصل مورد نظر یعنی تولید گوشت بره به جای گوشت گوسفندی ، پیشنهادات زیر قابل طرح می باشد :

1- افزایش تولید بره به ازای هر راس میش (3/1 بره در سال و افزایش درصد دوقلو زایی ).

2- كاهش تلفات در بره های تولیدی تا رسیدن به سن كشتار (تلفات باید در زیر 5 درصد حفظ شود)

3- حذف زیادی از بره های تولیدی و جایگزینی نسبت كمی از بره ها به جای گله مادری به شرط استفاده از تكنیك های جدید كه تولیدبیشتر از دام كمتر را هدف قرار می دهد و بهترین روش استفاده از هورمون تراپی و تلقیح مصنوعی می باشد .

4- اجرای برنامه صحیح و مناسب پرواربندی در بره ها به منظور رساندن وزن لاشه آنها به 20 كیلوگرم یك اصل قابل توجه در تولید گوشت گوسفندی است . باید بره های كشتاری و بره های داشتی از بدو تولد تا سن چهار ماهگی تحت پروار ویژه و سیستم تغذیه ای مناسب قرار گیرند .

این مسئله از یك طرف روشی برای كنترل تركیب گله و از طرفی برای بالا بردن میزان گوشت تولیدی بره تا سن چهار ماهگی است ، آن دسته از بره هایی كه از رشد خوبی برخوردار هستند باید برای باروری جدا شوند و بقیه نیز به مدت 3 تا 4 هفته تحت تغذیه پایانی قرار گرفته و به عنوان بره كشتاری مورد توجه قرار گیرند .

در صورت پروار كردن بره های تولیدی حاصل از آمیخته گری تجاری و بره نژادهای چند منظوره حاصل از نژادهای گوشتی در سن پنج ماهگی وزن بدن به 40 تا 45 كیلوگرم و میزان گوشت تولیدی به 20 كیلوگرم خواهد رسید كه این امر با قرار دادن 5/3 تا 4 كیلوگرم كنسانتره در جیره با افزایش وزن روزانه بیش از 500 گرمی محقق خواهد شد .

در كشور دلایلی برای تائید اصول فوق وجود دارد . وزارت جهاد كشاورزی به منظور جلوگیری از ضرر ناشی از كشتار زود هنگام بره های پروار شده در سن 2 تا 3 ماهگی مطابق با این روش ، می تواند طرح ممانعت از كشتار زود هنگام بره ها را در بعضی از استانهای گوسفند خیز به مرحله اجرا درآورد .

می توان با پرداخت تسهیلات و اعتبارات بانكی به پرواربندان  وزن بره ها را حداقل تا 25 كیلوگرم رسانید كه این امر منجر به سود بیشتر دامداران به منظور بازپرداخت وامهای بانكی خواهدشد . رعایت نكات مدیریتی از جمله بهسازی و نوسازی جایگاه دام و رعایت نكات بهداشتی در دامداری ها رقم قابل توجهی را در افزایش وزن لاشه و در نهایت بهبود وضعیت اقتصادی دامدار در پی خواهد داشت.

ج.م:م/ق
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 13:39  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

اصول بهداشت شیر


اصول بهداشت شیر

عوامل موثر در کیفیت بهداشتی شیر از مرحله تولید تا مصرف



اصول بهداشت شیر     

  مقدمه    

شیر و محصولات لبنی فرآورده ای با اهمیت در برنامه غذایی هر خانوار است و به دلیل وجود ترکیباتی نظیر پروتئین ، چربی ، لاکتوز و املاح مختلف برای زندگی و سلامتی انسان لازم و ضروری می باشد . بنابراین شیر مصرفی باید دارای کیفیت مطلوب و عاری از هر گونه آلودگی باشد تا هم نیازهای جامعه را تامین و هم از انتقال بیماریهای گوناگون جلوگیری نماید .

هنوز در بسیاری از مناطق روستایی و عشایری با توجه به شرایط منطقه ای ، نوع و تعداد دام ، ، شیر دوشی با دست و به روش سنتی انجام می گیرد که بدون توجه به مسائل بهداشتی از وسایل نا مناسب و غیر بهداشتی در تهیه آن استفاده می شود که منجر به فاسد شدن شیر میbehdasht_shir2 گردد .

شیر به دلیل داشتن مواد و ترکیبات مختلف ، محیط مناسبی جهت رشد میکروب می باشد که با شناخت عوامل موثر بالا بردن کیفیت شیر و جلوگیری از فاسد شدن آن نظیر بهداشت دام ، نحوه دوشش ، صاف کردن ، سرد کردن سریع شیر ، بهداشت وسایل شیر دوشی ، تانکر های حمل شیر و آب مورد استفاده در دامداریها جهت شستشوی وسایل شیر دوشی ، می توان مانع از فاسد شدن آن شد.

همچنین شناخت عوامل موثر بر کیفیت بهداشتی شیر در کارخانه ها نظیر نگهداری شیر خام در تانک های ذخیره ، وجود حوضچه های ضد عفونی کننده در مدخل ورودی کارخانه ، تنظیم دما و زمان مناسب پاستوریزاسیون ، شستشوی مسیر و تانک های ذخیره ، وضعیت بهداشتی پرسنل سالن تولید و بسته بندی و همچنین توجه به کیفیت و بهداشت شیر از مرحله توزیع تا مصرف نقش مهمی در کیفیت و بهداشت شیر دارد.

  عوامل موثر در بالا بردن کیفیت شیر در دامداریها    

الف ) سلامت دام : سالم بودن دام از لحاظ بیماریهای عفونی نظیر سل ، تب مالت و نیز ورم پستان که اثرات منفی را در کیفیت شیر بجا می گذارد .

ب ) بهداشت دام : شستشوی پستان قبل از شیر دوشی یکی از عوامل مهم در کاهش بار میکروبی شیر خصوصا در دامداریهای سنتی می باشد . زدودن و تمیز کردن موهای اطراف پستان دام و شستشوی آن با آب ولرم به منظور تمیز کردن و از بین بردن کثافات و فضولات دام شیرده و پاک کردن آن با حوله تمیز و خشک می تواند به مقدار زیادی مانع نفوذ باکتریها در شیر شود ، نکته قابل توجه اینکه یک گرم از مدفوع دام می تواند تا حدود 40 میلیارد باکتری وارد شیر نماید .

behdasht_shir3

 

دوشیدن شیر  

 الف ) دستی :
در طی دوشیدن شیر به خصوص با روش سنتی تمیز بودن دست شیر دوش حایز اهمیت است و می تواند ناقل بسیاری از میکروب ها به شیر خام باشد .طبق بررسیهای انجام شده از طریق دست شیر دوش تا 45 میلیون باکتری می تواند وارد شیر شود .

ب ) ماشین شیر دوشی : کم یا زیاد بودن سرعت مکش دستگاه می تواند باعث ایجاد ورم پستان در دام شود . توجه به این نکته لازم است که پس از دوشش هر گاو و قبل از اتصال مکنده ها به گاو دیگر آن را با آب ولرم شستشو داد . با توجه به این نکته که تعداد باکتریها در ابتدای شیر دوشی زیاد است و یکی از راههای نفوذ باکتری به داخل پستان از طریق دریچه های موجود در نوک پستانک است ، بنابراین باید پس از هر بار عمل شیر دوشی جهت جلوگیری از تماس دام با زمین ، از نشستن آن به مدت 20 دقیقه ممانعت نمود .

behdasht_shir4

 

 

ظروف شیر دوشی 

الف :
ظروف شیر ( بیدون ـ دبه ) باید کاملا تمیز و ضدعفونی شده باشد . ظرف شیر دوشی تمیز شده به روش معمولی تا 800 هزار باکتری به شیر اضافه می نماید .

ب : ماشین شیر دوشی ، مسیرها یا گیره ها ، جار شیر دوشی و شیر سرد کن باید کاملا با مواد ضد عفونی کننده و سپس با آب شستشو داده شود . باید توجه نمود بقایای مواد ضد عفونی کننده در دستگاه باقی نماند . زیرا باعث پایین آمدن کیفیت شیر شده و از این شیر نمی توان در تولید ماست ، پنیر و سایر محصولات تخمیری استفاده کرد .

behdasht_shir5

 

  

  صاف کردن شیر 
استفاده از تنظیف یا صافی بر روی بیدون ها ، ظروف شیر دوشی ( دبه ) و شیر سرد کن ها تا اندازه زیادی باعث جلوگیری از نفوذ عواملی نظیر گرد و خاک ، کاه و کلش و حشرات به داخل شیر می شود . بطوریکه یک گرم گرد و خاک تا 78 میلیون و یک مگس افتاده در شیر تا دو میلیون باکتری در شیر اضافه می کند .

behdasht_shir6

  سرد کردن شیر     

با توجه به بالا بودن دمای شیر ( 37 در جه ) پس از دوشش باید دما هر چه سریعتر کاهش یابد . از دستگاه شیر سردکن و پلیت کولر به منظور کاهش سریع دمای شیر در فاصله 30 دقیقه پس از دوشش استفاده می شود که این عمل تعداد میکروبهای شیر خام را در دامداری کاهش می دهد .behdasht_shir7 لازم به ذکر است که دمای شیر در طی سرد کردن نباید به زیر صفر درجه برسد . زیرا این عمل سبب دو فاز شدن شیر و کاهش کیفیت آن می شود . تاخیر در سرد کردن شیر و عدم شستشوی مناسب شیر سرد کن ها باعث بالا رفتن بار میکروبی شیر می گردد . نگهداری شیر سرد شده به مدت زیاد و تاخیر در ارسال آن به کارخانه ( حداکثر 24 ساعت ) سبب رشد میکروب های سرما دوست در شیر می شود . که این باکتری ها باعث ترشح آنزیمهای مقاوم به حرارت در شیر می گردند و قادر به فساد محصولات پاستوریزه و استرلیزه می باشند .

 

 

  تانکرهای حامل شیر   
  تانکرهای حمل شیر نقش بسزایی در بالا رفتن بار میکروبی شیر دارند .behdasht_shir8 در بررسی هایی که انجام شده تعداد باکتریها پس از ورود به تانکر حمل شیر حدود 20 برابر می شود . بنابراین شستشوی تانکرها با مواد ضدعفونی کننده ( مایع صابون و سود ) پس از هر بار تخلیه شیر ضروری به نظر می رسد . لازم به ذکر است که در فصل تابستان در صورت شستشوی ناقص با توجه به روزنه های موجود در سطح داخلی تانکرها امکان تخم ریزی مگس ها وجود دارد. همچنین جنس تانکرها باید از استیل دو جداره باشد. عدم تخلیه به موقع شیر خام علاوه بر اینکه سبب کاهش کیفیت شیر می شود ( بیش از 24 ساعت ) باعث بالا رفتن بار میکروبی شیر نیز می گردد .

 

  

  آب مورد استفاده در دامداریها  
آبی که جهت شستشوی ظروف و لوازم مختلف مورد استفاده قرار می گیرد در صورت آلوده بودن ، باعث بالا رفتن بار میکروبی شیر می شود . میکروب های موجود در آب های آلوده غالباَ باعث غلیظ و چسبناک شدن شیر شده و همچنین باکتریهای نظیر سالمونلا شیگلا و پسودو موناس ... از طریق این آب ها می توانند وارد شیر شوند . استفاده از مواد ضد عفونی کننده نظیر گلوتارآلدئید جهت استریل چرخهای تانکرها ، حوضچه های ورودی و سایر وسایل مناسب می باشد .

behdasht_shir9

 

  عوامل موثر در بهداشت شیر در سالن های تولید 
الف :
تنظیم دما و مدت زمان مناسب جهت عمل پاستوریزاسیون شیر ضروری است . در صورت بالا بردن دما یا طولانی کردن زمان ، بار میکروبی شیر کم می شود ولی کیفیت شیر به مراتب پایین تر خواهد آمد.

ب : شستشوی خطوط ، مسیرها ، تانکهای ذخیره شیر و سایر دستگاههای موجود در سالن تولید نیز نکته ای قابل توجه می باشد چرا که عدم شستشوی به موقع باعث بالا رفتن سریع بار میکروبی و در پی آن افزایش اسیدیته شیر می شود .

behdasht_shir10

 

  

  سالن بسته بندی  
الف :
بررسی وضعیت بهداشتی کارکنان در سالن از نظر آلوده بودن به بیماری های عفونی نظیر   حصبه ، وبا ، سل ، طبق بررسیهای انجام شده 45 تا 60% افراد بطور طبیعی باکتری استافیلوکوک را در بینی و روی پوست خود دارند که بایستی کلیه کارکنان این بخش از ماسک و دستکش استفاده نمایند .

ب : ظروف مورد استفاده جهت بسته بندی ( پلی اتیلن و پلی استئارین و ...) باید مناسب و دارای کیفیت لازم ( از نظر بار میکروبی ) باشند . در صورت استفاده از شیشه جهت بسته بندی ، شیشه باید کاملا با مواد ضد عفونی کننده نظیر محلول سود و آب گرم تمیز شده باشد .

ج : تهویه مناسب و شستشوی سالن های بسته بندی با محلولهای قارچ کش نظیر هالامید می تواند تا اندازه زیادی از ورود میکروبها به داخل شیر و سایر محصولات ممانعت نماید به خصوص آلودگی کپک ها در کارخانجات .

behdasht_shir11

 

  

  عوامل موثر بر روی کیفیت بهداشتی شیر از مرحله توزیع تا مصرف  
الف :
بررسی وضعیت بهداشتی کارکنان در سالن از نظر آلوده بودن به بیماریهای عفونی نظیر حصبه . طبق بررسیهای انجام شده 45 تا 60 % افراد بطور طبیعی باکتری استافیلوکوک را در بینی و روی پوست خود دارند .

ب : ظروف مورد استفاده جهت بسته بندی ( پلی اتیلن و پلی استئارین و ... ) باید مناسب و دارای کیفیت لازم ( از نظر بار میکروبی ) باشند . و در صورت استفاده از شیشه جهت بسته بندی ، شیشه باید کاملاَ با مواد ضد عفونی کننده نظیر محلول سود و آب گرم تمیز شده باشد .

ج : تهویه مناسب و شستشوی سالن های بسته بندی با محلولهای قارچ کش نظیر هالامید می تواند تا اندازه زیادی از ورود میکروبها در داخل شیر و سایر محصولات ممانعت نماید به خصوص آلودگی کپک ها در کارخانجات .

behdasht_shir12

 

  

  توصیه های بهداشتی  
با توجه به موارد ذکر شده در صورت رعایت کردن نکات بهداشتی در روند تولید شیر از دامداری تا رسیدن به دست مصرف کننده می توان کیفیت شیر و محصولات لبنی را به میزان بسیار بالایی افزایش داد .

لازم به توضیح می باشد که در صورت بالا بودن بار میکروبی در شیر خام حتی بعد از عمل پاستوریزاسیون شیر ، محصول با کیفیتی نخواهیم داشت و فرآورده های لبنی دیگر نظیر کره ، ماست و پنیر مطلوب نخواهند بود . ( به دلیل فعالیت آنزیمهای مقاوم به گرما که هر میزان بار میکروبی شیر بیشتر شود تولید این آنزیمها افزایش می یابد ) همچنین سموم تولید شده توسط برخی از میکروب ها نسبت به حرارت مقاوم بوده و در صورت وجود یا ازدیاد تعداد میکروبها میزان این سموم در شیر زیاد می شود .

behdasht_shir13

 


 توصیه های بهداشتی   
تولیدات دامی بخصوص شیر ، در تغذیه انسان نقش مهمی دارد .
در پرورش گاو شیری باید شرایط مناسب را برای دام ایجاد کرد .
روش درست شیر دوشی باعث سلامت گاو و تولید شیر سالم می شود .
پس از شیر دوشی حتما سر پستانکها را ضد غفونی کنید .
در ذخیره و حمل و نقل شیر دقت کافی کنید .
سالن شیر دوشی را بعد از هر شیر دوشی بشویید .
شیر را بلافاصله به مراکز جمع آوری تحویل و یا در محلی خنک نگهداری نمایید تا بار میکروبی شیر افزایش پیدا نکند .
دستگاه شیر دوشی را بعد از هر شیر دوشی با آب سرد و مواد ضد عفونی کننده شستشو دهید . 
 صاف کردن شیر بعد از شیر دوشی ، باعث کاهش بار میکروبی شیر می شود .

behdasht_shir15

تهیه و تنظیم: علی افراشته - فینا مددزاده -صفورا خسروی


ج.م:م/ق

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 13:36  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

اسهال در گوساله

                                                      اسهال در گوساله    



بیولوژی پایه
یکی از دلایل دفع زیاد آب از طریق مدفوع این است که آب کمی جذب می شود، دلیل شایع دیگر این است که آب زیادی از طریق دیواره روده بزرگ به مدفوع بازگردانده می شود.
این مساله به این دلیل است که در اثرآلودگی موادی آزاد می شود که به دیواره روده آسیب می رساند. ویروسها، باکتریها، پارازیت ها مانند كریپتوسپوریدها و كوكسیدیاها در این مورد دخیلند. در زمان بروز اسهال اغلب یک آماس یا ورم در منطقه شکمی گوساله نمایان می شود و اگر روده آنها معاینه شود، مایعات فراوان لمس خواهد شد.
یکی از دلایل رایج تراوش آب زیاد به مدفوع، مواد سمی است که از رشد باکتریهای تجمع کرده در مدفوع حاصل می شوند.
فعالیت های بدنی، این مواد سمی را رقیق می کند و در نتیجه، مایعات از پلاسما به روده ریخته می شوند. افزایش مواد تولیدی حاصل از ویروسها و پارازیت ها نتیجه مشابهی در پی دارد. دلیل دیگری که کمتر مورد توجه است حضور مواد غذایی با تراكم زیاد است. برای مثال، اگر یک گوساله مقدار زیادی شیر جانشین غلیظ مصرف کند در حالیکه به آب دسترسی آزاد ندارد، ممکن است با چنین وضعیتی مواجه شود.
باید به یاد داشت که مدیریت مایعات در لوله گوارشی آخرین پروسه تعدیلی است که تحت تاثیر بسیاری از فاکتورهای فیزیولوژیکیمی باشد. دلایل حاشیه ایی نیز برای اینکه گوساله در هضم نرمال جیره خود دچار مشکل شود وجود دارد. وقتی تمام این عوامل با هم هماهنگ باشند، مدفوع نرمال است. در همان زمان، کوچکترین تغییرات در هریک از فاکتورهای متعددی که وجود دارد، می تواند مانع از تغییرات مناسب مایعات گردد.
▪ این موارد می توانند شامل موارد زیر باشد:
- آلودگی باکتریایی، ویروسی و پاتوژن ها
- رشد پاتوژن های که در لوله گوارشی ایجاد کلونی می کنند.
- پائین بودن آنتی بیوتیک مادری که پاتوژن ها را از بین ببرد.
- افزایش باکتریایی که به آسانی سیستم ایمنی را ضعیف می کند.
- تغییرات ناگهانی جیره خورانده شده
در این مرحله تنها یک فاکتور برای سطح علمی ایجاد کننده اسهال کافی است. اما در تکرار های بیشتر، بیشتر از یک فاکتور در تغییر پروسه بالانس مایعات موثر می باشد. در اکثر مزارع محتمل ترین دلیل در ایجاد موج اسهال افزایش در معرض قرار گرفتن باکتریایی است.
به طور معمول گوساله ها در معرض سطوح پائین ویروس، باکتری یا پارازیت قرار دارند. اگر برنامه مدیریت کلستروم درست باشد، اغلب گوساله ها دچار اسهال نمی شوند یا به طور خفیف با مشکل روبرو می شوند.
اما وقتی یک افزایش بزرگ در جمعیت باکتریایی صورت می گیرد، در حدود ۹۰ تا ۱۰۰ درصد گوساله ها ممکن است بین ۵ تا ۱۵ روز با اسهال روبرو شوند.
بهتر است تغییراتی را که منجر به افزایش در معرض بودن باکتریایی می شود را بیابیم.
یکی از آنها تغییر در کارکنانی است که از گوساله ها نگهداری می کنند. این مسئله می تواند تنها محدود به فردی شود که به جای کارگر گوساله دانی برای ۱ وعده به گوساله ها شیر می دهد. فرد جایگزین حتی در صورتی که اطمینان دهد که همه چیز را متوجه شده است، درست عمل نخواهد کرد. مثلاً شیر را یا خیلی زود یا خیلی دیر به گوساله ها می دهد. شیر جانشین خیلی سرد و یا خیلی گرم است. پودر شیر جانشین خیلی زیاد و یا خیلی کم است و ....
بدترین کار این است که یک فرد تازه استخدام شده را برای کنترل یا به عنوان جایگزین در گوساله دانی قرار دهیم.
اگر در تغییرات وضعیت خانوادگی افراد مشغول در گوساله دانی سوال کنید متوجه می شوید تولد فرزند جدید، بیماری، مرگ اقوام، جریمه و سایر مسایل استرس هایی هستند که از طریق پرسنل گوساله دانی به گوساله ها منتقل می شود. معمولاً در شرایط استرس های احساسی این چنینی، رعایت دقیق پروتکلهای بهداشتی صورت نمی گیرد.
در چنین شرایطی شمارش کلی فرم ممکن است بالا نرود اما شمار گونه های استاف و استرپ بسیار افزایش می یابد.
● نتیجه
تلاش کنید برای رسیدن به سطوح بالای ایمنی، پروتکلهای بهداشتی را بخوبی رعایت كنید.
در هنگام تغذیه گوساله ها مسائل را جدی بگیرید. برای خوراندن آغوز ، شیر یا شیر جانشین برنامه منظمی را برنامه ریزی و اجرا کنید. شما نمی توانید تمام موجهای اسهال بو جود آمده را توضیح دهید. اولین اقدام این است که چه اقداماتی برای راحتی گوساله انجام دهیم تا در گیر افزایش ناگهانی در اسهال نشویم .

علوم دام
 
ج.م:م/ق
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 14:44  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

بیماری های متابولیک در گاوهای شیری


بیماری های متابولیک در گاوهای شیری




1- تب شیر

2- ادم یا خیز پستانی
3- كتوزیس
4- سندرم كبد چرب
5- جفت ماندگی
6- جابجایی شیردان
7- اسیدوزیس
8- لنگش (Laminitis)

تب شیر:
تب شیر یا فلج ناشی از زایمان یكی از اختلالات متابولیكی معمول در دوره زایمان می باشد منظور از بیماری تب شیر داشتن تب واقعی نیست. بروز تب شیر در گاو با سن دا م مرتبط می باشد و اكثراً در گاوهای پر تولید با سن بالا دیده می شود. در حدود 75 % از موارد بروز تب شیر 24 ساعت و حدود 5% آن 48 ساعت بعد از زایمان روی می دهد.

علایم عمومی بروز تب شیر:
- از دست دادن اشتها
- عدم فعالیت دستگاه گوارش
- سرد شدن گوشها و خشك شدن پوزه
علایم اختصاصی بروز تب شیر:
- عدم تعادل حین راه رفتن
- زمین گیر شدن گاو كه این حالت در سه مرحله انجام می گیرد:
- ایستادن همراه با لرزش
- افتادن روی سینه
- افتادن روی پهلو و بی اعتنا بودن به تحریكات محیطی
تغییرات عمده در خون گاو مبتلا به تب شیر شامل كاهش سطح كلسیم خون است, حد طبیعی كلسیم در خون گاوهای خشك 8- 10 میلی گرم در 100 میلی لیتر خون می باشد، كه این مقدار در حین زایمان به كمتر از 8 میلی گرم در 100 میلی لیتر خون می رسد. در گاو مبتلا به تب شیر سطح كلسیم خون به ترتیب در سه مرحله ذكر شده به 5/6, 5/5 و 5/4 میلی گرم در 100 میلی لیتر خون كاهش می یابد كه این كاهش سطح كلسیم خون همراه با كاهش فسفر و افزایش سطوح پتاسیم و منیزیم خون می باشد.
سطوح كلسیم خون در گاوهای مبتلا به تب شیربه ترتیب شامل موارد ذیل می باشد:
گاو با شیر دهی طبیعی 4/8 – 2/10 mg/dl
زایمان طبیعی                8/6 – 6/8 mg/dl
بروز تب شیر خفیف          5/7 –9/4 mg/dl
بروز تب شیر متوسط        8/6 –2/4 mg/dl
بروز تب شیر شدید          7/5 –5/3 mg/dl
علل بروز تب شیر:
تب شیر در اثر خروج كلسیم از طریق شیر بعد زایمان همراه با ناتوانی گاو در متعادل نگه داشتن سطح كلسیم خون روی می دهد. ناتوانی گاو نسبت به تغییر متابولیسم كلسیم احتمالاً در اثر عدم تعادل كلسیم, فسفر و منیزیم و افزایش سطح پتاسیم ایجاد می شود بطور كلی تب شیر با تعادل آنیونها و كاتیونها در ارتباط می باشد. گاو شیری كلسیم مورد نیاز خود را از دو منبع تامین می نماید: استخوان و جذب كلسیم از دستگاه گوارش.
در بدن تعادل كلسیم توسط هورمون پاراتیروئید تنظیم می گردد و كاهش سطح كلسیم خون باعث آزاد سازی این هورمون می شود، اثرات عمده این هورمون حركت كلسیم از استخوان به طرف خون است. آزادسازی هورمون پاراتیروئید در گاو مبتلا به كمبود كلسیم موجب تحریك 1و25 دی هیدروكسی (ویتامین D ) می شود كه باعث افزایش جذب كلسیم در روده كوچك میگردد. فرم فعال ویتامین D در گاو مبتلا به تب شیر افزایش می یابد ولی تأخیر در پاسخ به افزایش این ویتامین مانع تأثیر مناسب آن می گردد.
درمان:
روش مناسب برای درمان بیماری تب شیر تزریق وریدی محلول گلوكونات كلسیم می باشد. از دیگر روشها می توان تجویز خوراكی 100 گرم كلرید آمونیوم بمدت 204 روز و یا بلوسهای حاوی كلسیم بالا ( gr75) هشت ساعت قبل از زایمان را نام برد. گاوهایی كه به درمان جواب مثبت نمی دهند می توان 800-700 گرم Epsom یا سولفات دومنیزی محلول در آب را به گاو داد تا علاوه بر تأمین منیزیم، سموم موجود در روده را نیز دفع نماید.
پیشگیری:
راه سنتی پیشگیری از بیماری تب شیر شامل محدود نمودن مصرف كلسیم در دوره خشكی گاو می باشد تا اینكه گاوها نسبت به كمبود كلسیم سازگاری یافته و توانایی مناسبی در پاسخ به احتیاجات بالای كلسیم در اوایل شیر دهی داشته باشند. بنابراین گاوهایی كه در دوره خشكی با جیره های محدود از نظر كلسیم و فسفر تغذیه شده اند استخوانها و روده كوچك آنها نسبت به تحریك هورمون پاراتیروئید و ویتامین D پاسخ مناسبی میدهد.
جهت محدود كردن مصرف كلسیم در دوره خشكی از راههای زیر می توان استفاده نمود.
- كاهش مصرف كلسیم به 50 گرم در روز (كمتر از 5/0%جیره)
- كاهش مصرف فسفر به gr 45در روز (كمتر از 35/0%)
تغذیه با علوفه هایی خشبی داراى كلسیم بالا از قبیل یونجه خشك و سیلاژ در دوره خشكی گاوها باید محدودتر گردد و بخشی از یونجه جیره غذایی با گراسها یا سیلاژ جایگزین شود تا بدین ترتیب با محدود نمودن مصرف كلسیم در دوره خشكی حدالمقدور از بروز تب شیر جلوگیری نمائیم.
استفاده از مكمل نمكهای آنیونی در جیره گاوهای خشك روش موثر دیگر در پیشگیری از بروز بیماری تب شیر می باشد. نمكهای آنیونی با افزایش آزادسازی كلسیم از استخوانهابروز تب شیر را كاهش می دهند همچنین نمكهای آنیونی در جیره های با سطوح كلسیم بالا نیز موثر می باشند(150 گرم در روز).
باید توجه نمود، زمانی كه سطح كلسیم جیره پایین است از نمكهای آنیونی نباید استفاده گردد بنابراین آگاهی از تركیبات جیره غذایی بویژه علوفه ها از نظر مواد معدنی اهمیت بسیار زیادی دارد. pH ادرار با تغییرات حالت اسیدی پایه تحت تأثیر قرار می گیرد. بنابراین دامداران با كنترل نمودن pH ادرار در تعیین میزان استفاده مناسب از نمكهای آنیونی در جیره های گاوهای شیری می توانند استفاده كنند.

كتوزیس:
این اختلال متابولیكی در نتیجه عدم تغذیه مناسب بویژه از لحاظ انزژی در اوایل شیر دهی روی میدهد. با كاهش تدریجی سطح گلوكز خون ذخایر بدنی مورد استفاده قرار می گیرد و معمولاً 10 روز تا 6 هفته بعد از زایمان در اوایل شیردهی گاوهای پرتولید مبتلا به كتوزیس تحت كلینیكی یا كتوزیس اولیه می شوند.
مسائل دیگری نظیر جفت ماندگی، جابجائی شیردان از عوامل مستعد كننده كتوزیس هستند.

علائم بروز كتوزیس:
- كاهش اشتها بویژه در جهت مصرف غلات
- عدم فعالیت شكمبه
- كاهش وزن
- كاهش تولید شیر
دو تغییر عمده كه در بیماری كتوزیس روی میدهد كاهش سطح گلوكز خون و افزایش سطح كتون بادیهای خون است سطح نرمال گلوكز خون در گاوهای شیری در حدود 50 میلی گرم در دسی لیتر خون است.
 

blood components of normal and ketotic cow
ketotic normal blood
28 52 Glucose
42 3 Kerones
    plasma
32 3 NEFA
8 14 Triglycerides

 

 


تشخیص:
آزمایشاتی جهت كنترل سطوح كتونها در شیر و ادرار وجود دارد. شیر گاو در حدود نصف سطح كتون بادیهای خون را دارد در حالیكه سطح كتون بادیهای ادرار چهار بار از سطح كتون بادیهای خون بیشتر است.
آزمایش ادرار جهت تشخیص وجود كتون بادیها در بسیاری از گاوها در اوایل شیر دهی مثبت می باشد كه نیازی هم به درمان ندارد بهر صورت نتیجه منفی آزمایش نمایانگر عدم بروز كتوزیس می باشد آزمایش شیر دقیق تر نتیجه تعیین كتوزیس را می دهد.
درمان:
در تمام روشهای درمانی كتوزیس هدف افزایش سطح گلوكز خون و كاهش آزاد سازی ذخایر بدنی می باشد.
تزریق وریدی گلوكز:
این روش سریعترین راه برای رساندن گلوكز به بدن گاو می باشد و ظاهراً استفاده از تزریق گلوكز درمان قطعی می باشد.
استفاده از هورمون:
گلوكوكورتیكوئیدها(كورتیزون) موجب تولید گلوكز از بافتهای پروتئین می گردد, هچنن استفاده از ACTH (هورمون آدرنوكورتیكوتروپیك ) ترشح گلوكوكورتیكوئید را تحریك می نماید.
استفاده از قندهای خوراكی:
پروپیونات سدیم و پروپیلن گلیكول دو قند خوراكی می باشد كه در كبد گاو برای تولید قند ها بكار می رود این مواد را می توا ن یا از طریق خوراك یا بطور آشامیدنی به میزان 250- 450 گرم در روز بدنبال درمان با گلوكز یا هورمون بكار می روند.
پیشگیری:
- جلوگیری از افزایش وزن در گاوها ی شیری در اواخر شیردهی یا دوره خشكی، افزایش وزن علاوه بر كاهش اشتها در گاوهای تازه زا امكان بروز مشكلات مربوط به كبد چرب را افزایش می دهد. بنابراین امتیاز بدنی گاو در زایمان باید بین 3- 5/3 باشد.
- تغذیه با 4/2 كیلوگرم غلات به ازای هر گاو در اواخر آبستنی (3 هفته قبل از زایمان ).
- افزایش مصرف انرژی بعد از زایمان با استفاده از تعلیف یونجه مرغوب.
- استفاده از جیره مخلوط و در صورت عدم امكان محدود نمودن به 2- 4 كیلو گرم غلات در هر وعده غذایی.
- كاربرد نیاسین، به مقدار 6 گرم در روز 2-10 روز كه 2 هفته قبل اززایمان باید آغاز گردد.

سندرم كبد چرب:
در اوایل شیردهی اغلب گاوهای شیری در تعادل منفی انرژی هستند كه این حالت منجر به تجزیه چربی ذخایر بدنی و افزایش سطوح اسید های چرب غیر اشباع NEFA در خون می گردد وقتی اسید های چرب در خون افزایش می یابد كبد شروع به افزیش ذخایر اسید های چرب آزاد نموده و اسید های چرب آزاد در كبد به تری گلیسیرید ها تبدبل می گردد. عارضه سندرم كبد چرب معمولاً در گاوهای شیری چاق چند روز قبل از زایمان روی می دهد.
علایم:
نشانه های این اختلال متابولیكی مشابه بیماری كتوزیس می باشد، این سندرم معمولاً با سایر اختلالات متابولیكی مانند تب شیر، كتوزیس و ورم پستان مشابه بوده و در كل با اختلال در اشتها و افسردگی دام نمایان می شود .
درمان:
گاوهای مبتلا به سندرم كبد چرب نسبت به درمان جواب نمی دهند معمولاً روشهای درمانی این بیماری با روشهای درمانی كتوزیس مشابه است مثل تزریق داخل وریدی گلوكز. در بیشتر موارد درمان اقتصادی نبوده و حذف گاو مناسب ترین راه است.
پیشگیری:
مناسب ترین راه پیشگیری از بروز سندرم كبد چرب, مدیریت تغذیه ای صحیح و جلوگیری از آزادسازی اسید های چرب جهت به حداقل رساندن تعادل منفی انرژی بخصوص در اوایل شیر دهی می باشد.
وضعیت بدنی گاوها در اواخر شیر دهی و دوره خشك باید تحت كنترل قرار گرفته و از نظر وزن بدن در حد متعادل باشند معمولاً وضعیت بدنی گاوها در دوره خشكی باید در محدوده 5/0 ± متغیر باشد.

جفت ماندگی:
جفت ماندگی معمولاً مربوط به ناتوانی در جدا شدن جفت از جداره رحم می باشد. در گاوهای سالم و نرمال جفت طی یك ساعت یا اندكی بیشتر بعد زایمان از رحم خارج می شود. جفت ماندگی به حالتی اطلاق می شود كه جفت 12 ساعت بعد از زایمان خارج نشود. مشكل جفت ماندگی بیشتر در تلیسه ها در شكم اول و گاوهای مسن معمول می باشد. همچنین در زایمانهای نادر دو قلو نیز جفت ماندگی ملاحظه میگردد.
علل جفت ماندگی:
1- چسبیدن جفت به جدار رحم كه با كاهش وزن بدن مرتبط می باشد. اتصال جفت با رحم در ماههای آخر آبستنی سست تر گردیده و این عمل در 5 روز قبل از زایمان با ترشح هورمون استروژن انجام می گیرد. بنابراین گاوی كه پنج روز دیر تر یا زودتر از موعد مقرر وضع حمل نماید احتمال بروز جفت ماندگی افزایش می یابد.
2- عدم انقباض یا سستی رحم یا هر عاملی كه باعث توقف یا ضعف ماهیچه های منقبض كننده رحم شود (مانند تب شیر) موجب بروز اختلال در دفع جفت توسط رحم می گردد.
3- عفونت و بیماری اندامهای بدن، این عوامل موجب آلودگی دستگاه تولید مثلی شده و با تولید تب بالا موجب سقط جنین می گردد از طرفی عارضه جفت ماندگی احتمال عفونت دستگاه تولید مثل را افزایش می دهد. بیماریهای مستعد كننده این شرایط شامل:
- بروسلوزیس
- ویروس اسهال گاو
- لپتوسپیروز
-- عفونت دستگاه تنفسی گاو
كمبود ویتامین A یا بتا كاروتن, سلنیوم, ید و عدم تعادل كلسیم و فسفر احتمال بروز جفت ماندگی را افزایش می دهد. گاوهای چاق مستعد جفت ماندگی بوده و اینحالت در گاوهای مستعد تغذیه شده با سیلاژ ذرت و غلات تقویت می گردد.
پیشگیری:
- به حداقل رساندن عوامل استرس زا مانند گرما, رطوبت, تهویه نامناسب و تراكم.
- برنامه تغذیه مناسب در دوره خشكی.
- اجرای برنامه های واكسیناسیون بر علیه بیماریهای عفونی.
- وضعیت بدنی مناسب در طول دوره خشكی.
- استفاده از مكملهای ویتامین E و سلنیم در طول دوره خشكی.

جابجائی شیردان:
جابجائی شیردان به حالتی اطلاق می گردد كه شیردان ( معده حقیقی) از وضعیت طبیعی خود به سمت چپ یا راست منحرف گردد. وضعیت طبیعی شیردان نزدیك به كف شكم متمایل به راست است در حدود 80- 90 % از جابجائی های شیردان بطرف چپ می باشد, جابجائی شیردان از محل طبیعی خود بطرف زیر شكمبه و به سمت چپ دیواره حفره شكمبه موجب گیر كردن شیردان شده و در اثر فشار وارده از سوی محتویات شیردان بیشتر جابجا می گردد و مملو از گاز شده و نفخ می كند حدوداً 90 % جابجایی های شیردان در طول 6 هفته بعد از زایمان روی می دهد.
علایم جابجایی شیردان:
- عدم تغذیه
- كاهش تولید شیر
- خمیدگی پشت
- كاهش میزان مدفوع یا اسهال ملایم در روزهای اول و مدفوع با رنگ تیره و بد بو
علل جابجایی شیردان:
- جابجایی شیردان می تواند در اثر فشار وارده توسط جنین به دستگاه گوارش در طول زایمان اتفاق بیفتد.
- عوامل مستعد كنده شامل تب شیر, سندرم كبد چرب و ورم پستان
- عوامل تضعیف كننده انقباضات ماهیچه ایی و تجمع گاز در روده در اثر جیره های با سطوح غلات بالا.
درمان:
- غلتاندن گاو به حالت پشت در موارد خفیف
- جراحی كه معمولاً مقرون به صرفه نیست
پیشگیری:
- مورد توجه قرار دادن برنامه های غذایی قبل اززایمان و تغذیه با خوراك های حجیم در جیره گاوهای خشك
- تغییر تدریجی جیره مرحله خشكی به جیره مرحله شیرواری

لنگش ( لامینایتیس):
لنگش به معنی التهاب بافت عروقی می باشد. لنگش یك بیماری غیر عفونی است كه در بر گیرنده تغییرات دژنراتیو در لایه حساس سم است. مراحل لنگش شامل مراحل حاد, تحت حاد و مزمن است, لنگش تحت حاد بیشتر در سایر موارد شایع می باشد.
- لنگش حاد در هنگام بروز بسیار دردناك است.
- لنگش تحت حاد 1-3 ماه بدون نشانه است.
لنگش در نتیجه حالتهای پیچیده ایجاد می گردد.
علل لنگش (لامینایتیس):
علل لامینایتیس را می توان به سه دسته تقسیم نمود.
1- عدم تعادل غذایی
2- عدم اتساع كافی شكمبه
3- سم چینی زیاد
استفاده از سطوح بالا مواد كربوهیدراته قابل تخمیر در جیره مخلوط با فیبر ناكافی می تواتد موجب بروز اسیدوز شكمبه شده و در اینحالت با از بین رفتن اغلب باكتریهای شكمبه، باكتریهای لاكتو باسیل رشد كرده و pH شكمبه كاهش می یابد در پاسخ به این عمل بدن گاو تولید هیستامین می نماید كه باعث انقباض و سپس اتساع مویرگهای لایه مورقه پا می شود و خیز و تجمع خون همراه با تخریب دیواره عروق خونی دیده می شود پاها دردناك شده و منجر به آسیب مویرگها شده و از تولید طبیعی كراتین در سم جلوگیری می گردد.
انواع لنگش(لامینایتیس):
لامینایتیس حاد:
- افزایش تنفس و ضربان قلب
- گرم شدن دیواره سم و آماس حاد عروق
- خونریزی، كه اكثراً در خط سفید سم یا در مفاصل مچ قابل مشاهده می باشد. گاهی نیز خونریزی با جدا نمودن خط سفید مشاهده می گردد.
لامینایتیس تحت حاد:
با وجود زخم در مچ و دیواره سم تا مدت 1-3 ماه هیچ نشانه ایی از لنگش دیده نمی شود. نواحی نرم سم و فاقد رنگدانه به رنگ زرد در آمده و نشانه هایی از خونریزی دیده می شود.
لنگش مزمن ( لامینایتیس مزمن ):
پاها رشد نمو غیر طبیعی داشته و دیواره افقی سم در اثر رشد طویل شده و بدین ترتیب كف سم عریض تر و پاشنه ها دارای گودی مناسب نمی گردد.
درمان:
جیره های غذایی گاو شیری باید برای تمام انواع این بیماری تصحیح گردد.
1- لنگش های مزمن را می توان با سم چینی منظم هر 3-4 ماه یكبار بر طرف نمود گاوهایی كه مشكل پای آنها قابل درمان نیست باید حذف گردد.
2- در لنگشهای تحت كلینیكی جهت آشكار نمودن جراحات، نیاز به سم چینی است و با بستن قطعه چوب از وارد آمدن فشار به كف پا جلوگیری می كنند.
پیشگیری:
استفاده از غلات در جیره را محدودتر نموده و جیره های غذایی را جهت ورود به مراحل مختلف تولید بتدریج تغییر داد. جیره غذایی برای تخمیر مطلوب شكمبه ایی نباید حاوی علوفه های با طول كافی باشد، گاوها و تلیسه ها قبل و بعد از زایمان فعالیت بدنی كافی داشته باشند، كف محل نگهداری دامها جهت سایش سمها از سیمان ساخته شود.

ج.م:م/ق

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 14:41  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

کنترل اندازه تخم مرغ


کنترل اندازه تخم مرغ



شبنم جزو قاسمی- مجله دامدار 1380

مقدمه:

با وجود قیمت بسیار بالای غذا،احتیاج به ثابت نگه داشتن غذا موثر و موفقیت در اینکار مقدم است. بر اثر افزایش ورودی غذا اندازه تخم مرغ نیز افزایش پیدا می کند. و با تنظیم ترکیبات جیره غذایی یا اداره اعمال ،سایز تخم مرغ دستکاری می شود.

افزایش اندازه تخم مرغ

  • تغذیه اول به مدت یک ساعت در روشنایی و غذای دوم 5/1 ساعت بعد
  • غذا دادن با می نیمم پروتئین تا 5/1 درصد افزایش
  • افزایش متیونین به 2 درصد بیشتر از مقدار توصیه شده
  • افزایش درصد چربی انرژی زا
  • کاهش تدریجی دمای انبار غله به حداقل 70 درجه فارنهایت

حفظ اندازه تخم مرغ

  • تحریک توسط نور با هدف وزن بدن
  • افزایش دمای انبار غله به 2 درجه فارنهایت در هر هفته تا 78-75 درجه فارنهایت
  • قرار دادن پرندگان (مرغها)در نور متناوب
  • کاهش انرژی متابولیسم (ME) و متیونین به سفارش شده (زیر 2% درصد)
  • کاهش متیونین سنتتیک به ib/ton25 در عرض 2 هفته اگر درصد HDتولید ثابت نگه داشته شده باشد.
  • افزایش طول روز به مدت 15 دقیقه در هر هفته برای 4 هفته

کاهش اندازه تخم مرغ

  • بالا بردن دمای انبار غله 2 درجه فارنهایت در عرض 2 هفته تا 78-75 درجه فارنهایت
  • کاهش تدریجی غذا
  • کاهش متیونین به 2 درصد زیر مقدار سفارش شده
  • کاهش MEبه مقدار سفارش شده – کاهش تدریجی درصد چربی انرژِ زا
  • افزایش طول روز به مدت 15 دقیقه در هر هفته برای 4 هفته
  • ج.م:م/ق
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 14:33  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

نقش تغذیه در تولید مثل گاو شیری

نقش تغذیه در تولید مثل گاو شیری



مهندس احمد صلاحی همدانی- مجله دامدار 1381

 

کمبودهای غذایی عدم تعادل،تغذیه ای و یا اضافی بودن مواد مغذی بر روی تولید مثل گاو شیری و عملکرد تلیسه ها اثر می گذارد.امروزه در گله های گاو شیری،مشکلات تولید مثل بیشتر ناشی از عدم تعادل چندین ماده مغذی بوده و کمبودها یا اضافه بودن یک ماده مغذی تاثیر کمتری دارد. تغذیه ارتباط بسیار آشکاری با تولید مثل دارد ملی در اغلب موارد کمبودها در هنگام رخ دادن مشاهده نمی شوند و تاثیرات آنها در مراحل بعدی بر روی چرخه های تولید مثلی ظاهر می گردد.

برای حل معضلات تولید مثلی گله های شیری علاوه بر مسایل تغذیه ای باید به بیماری ها ،استرس ها،ژنتیک،محیط و مدیریت توجه نمود.

تلیسه ها

نخستین فحلی در نژادهای بزرگ در سن 10-11 ماهگی اتفاق می افتد ولی در نژادهای کوچک تر امکان به وقوع پیوستن سریع تر فحلی وجود دارد. نوع و میزان تغذیه بر روی سن نخستین فحلی تلیسه ها اثر می گذارد.وزن تلیسه ها در نخستین فحلی فاکتوری تعیین کننده بوده ولی سن فاکتور اصلی نمی باشد. نشانه های فحلی به هنگامی که تلیسه ها به 40 درصد وزن بلوغ خود می رسند،ظاهر می شود.کمبود انرژی ،پروتئین و دیگر مواد مغذی بر روی رشد و به تبع آن بر به تاخیر افتادن اولیه سن بلوغ اثر می گذارد اگر چه تغذیه اضافی،به ویژه انرژی،بلوغ راشتاب بیشتری داده ولی این فاکتور در تلیسه های چاق باسر پستانک های غیر نرمال ظاهر می گردد.

نرخ یا میزان آبستنی

تلیسه ها باید به هنگام جفت گیری،60 درصد وزن بلوغ را داشته باشند. آن غذاها برای وجود چرخه های نرمال تولید مثلی در 14 ماهگی باید کافی باشند. میزان برگشتی (تلیسه های برگشتی) در تلیسه های چاق بیش از نرمال یا تلیسه های سبک وزن می باشند،در صورتی که کاهش وزن تلیسه ها باعث کاهش نرخ آبستنی می شود. کمبود فسفر باعث کاهش آبستنی و تغییر در عادات فحلی می گردد. به طوری که جیره تلیسه های در حال رشد باید حاوی 26% درصد فسفر (براساس ماده خشک)باشند.

ایستا فحلی به عنوان نخستین علامت فحلی مورد اعتماد برای انجام تلقیح مصنوعی است و مشاهدات بیشتری برای تعیین دوره فحلی لازم است. ثبت اطلاعات و مشاهدات (مخاط آبکی شفاف ،موکوس ها،رفتار دام)می تواند در تعیین پیش بینی فحلی موثر واقع شود و چارت پیش بینی فحلی (تقویم گله) برای تعیین و فحلی بسیار مفید است.

 

گاوان شیر ده

16b -13

گاوان خشک

12

تلیسه در حال رشد

12

تغذیه( a )

پروتئین خام( %)

78/0 -64/0

61/0

-

انرژی خالص شیرواری

(مگا کالری در پوند)

75 – 63

60

60

TDN(%)

17

17

15

فیبر خام(%)

21

21

19

ADF(%)

60/0 – 43/0

37/0

40/0

کلسیم(%)

40/0 -31/0

26/0

26/0

فسفر(%)

20/0

16/0

16/0

منیزیم(%)

80/0

80/0

80/0

پتاسیم(%)

46/0

25/0

25/0

نمک(%)

20/0

17/0

16/0

گوگرد(%)

50

50

50

Ppmآهن

10/0

10/0

10/0

Ppmکبالت

10

10

10

Ppmمس

40

40

40

Ppmمنگنز

40

40

40

Ppmروی

5/0

5/0

25/0

Ppmید

1/0

1/0

10/0

Ppmسلنیم

1450

1450

1000

Aویتامین

(IU/Lb)

140

140

140

Dویتامین

(IU/Lb)

 

a:کنسانتره در ماده خشک جیره

B:نیازمندی ها بستگی به تولید شیر و سطح بالای تولیدی دارد

C:(قسمت در میلیون)

ج.م:م/ق

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 14:31  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

روش های ساده تر جهت بررسی كارایی آغوز

 
روش های ساده تر جهت بررسی كارایی آغوز


انتقال غیرفعال آنتی بادی ها از طریق استفاده موثر آغوز برای گوساله های تازه متولد شده بسیار حیاتی است.موفقیت در انتقال غیر فعال پادتن ها به مقدار ،كیفیت و جذب آغوز خورانده شده به گوساله طی ۲۴ ساعت اول پس از تولد بستگی دارد. لذا باید بر نحوه مصرف آغوز در بدو تولد نظارت كامل داشته باشیم.
روش های مختلفی برای اندازه گیری نقص در انتقال غیر فعال (FPT) وجود دارد. دستگاه های الایزا (ELISA) و رادیال ایمونو دیفیوژن به صورت مستقیم غلظت ایمونوگلوبولین جی (IgG) سرم را اندازه گیری می كنند. اما در برخی روش های كل مواد جامد سرم اندازه گیری می شود. درهر حال اندازه گیری انتقال غیرفعال مشكل و وقت گیر است.
«ری فراكتومتری» فنی است كه برای اندازه گیری نقص در انتقال غیرفعال در شرایط مزرعه مورد استفاده قرار می گیرد. به طور خلاصه در این روش پرتویی از نور به نمونه ای از سرم تابانده می شود و دستگاه ری فراكتومتر میزان انعكاس و شكست نور را در اثر برخورد با پروتئین خون اندازه می گیرد.
در گوساله های تازه متولد شده از ۱ تا ۷ روزگی ،پادتن ها (ایمونو گلوبولین ها) قسمت اعظم پروتئین های خون را به خود اختصاص می دهند. بنابراین اندازه گیری كل پروتئین به وسیله ری فراكتومتری می تواند برای تخمین ایمونو گلوبولین های كه از طریق انتقال غیرفعال وارد بدن شده اند مورد استفاده قرار گیرد. اگر چه انجام ری فراكتومتری كار ساده ای است اما به دستگاه سانتریفوژی نیاز دارد تا سرم را از نمونه های خون جدا كند . یعنی شما برای انجام چنین آزمایشی در گاوداری خود به یك دستگاه سانتریفوژ نیاز دارید.
برای این كه مشخص شود آیا استفاده از سانتریفوژ ضرورتی دارد یا نه ،ما نتایج حاصل از ری فراكتومتری سرمی را در دو تكرار با هم مقایسه كردیم كه در یكی قبل از برداشت سرم،سانتریفوژ صورت گرفته بود و در دیگری سانتریفوژ انجام نشده بود. علاوه بر این ،دو روش ری فراكتومتری را هم مقایسه كردیم.
● ارزیابی ها
آزمایش ما بر روی گله های تجاری جنوب اونتاریو انجام شد. ما گله ها را هفته ای یكبار دو هفته یكبار در طول یكسال بازدید می كردیم.
نمونه های خون از سیاهرگ گردنی گوساله های ۱ تا ۷ روزه گرفته می شد. نمونه ها در لوله های بدون مواد ضد انعقاد جمع آوری می گردید. یك نمونه خون از هر گوساله سانتریفوژ سرم آن جدا و در یخچال نگهداری می شد. به نمونه دیگر از هر گوساله اجازه انعقاد داده می شد و سپس در یخچال قرار می گرفت.رنگ نمونه به عنوان شاخصی از همولیز(شكست گلبول های قرمز خون) ثبت می گردید. ما در مدت ۱ تا ۶ روز پس از برداشت نمونه های خون ،نمونه های سانتریفوژ شده و نشده را با استفاده از یك ری فراكتومتری دیجیتال آنالیز می كردیم.
یك دسته از سرم های سانتریفوژ شده به وسیله یك ری فراكتومتر دستی نیز آنالیز می شدند. نتایج این آزمایش با ماشین معمولی مورد مقایسه قرار گرفت.
ما در این مطالعه مجموعاً از ۲۳۴ گوساله كه از ۶۱ گاوداری مختلف اتخاب شده بودند،استفاده كردیم. متوسط غلظت كل مواد جامد سرم برای نمونه های سانتریفوژ شده كه با استفاده از ری فراكتومتری اندازه گرفته شد،۵/۵ گرم در دسی لیتر در دامنه ای از ۹/۳ تا ۱/۸ گرم در دسی لیتر بود. در حالی كه متوسط كل مواد جامد برای سرم های سانتریفوژ نشه ۴/۵ گرم در دسی لیتر بود(با دامنه ۷/۳ تا ۸/۷ گرم در دسی لیتر) . بین نتایج حاصل از سرم های سانتریفوژ شده و نشده ۹۵ درصد همبستگی وجود داشت و درصد همولیز درهر دو نوع سرم سانتریفوژ شده و نشده ۶ درصد بود.
● چه چیزی را خوب در نظر بگیریم؟
اجازه دهید مقادیر كمتر از ۵ گرم در دسی لیتر را به عنوان حدی كه انتقال غیرفعال ضعیف بوده،در نظر بگیریم. در این حالت حدود ۲۵ تا ۲۸ درصد از گوساله ها به مقدار كافی ایمونوگلوبولین از آغوز جذب نمی كنند. آزمایشات آماری ما نشان داد كه تفاوت معنی داری بین روش های برداشت سرم وجود نداشته است.
در یك مجموعه ۱۶۴ راسی از گوساله ها،سرم های حاصل از سانتریفوژ توسط دو دستگاه ری فراكتومتر دیجیتال و دستی مورد آزمایش قرار گرفت و تفاوتی در نتایج به دست نیامد. بیشتر متخصصان سلامت حیوانات ،غلظت كل مواد جامد كمتر از ۵ گرم در دسی لیتر را به عنوان شاخص نقصان انتقال غیرفعال ایمنی در نظر می گیرند. نكته ارزشمند این است كه در حدود یك چهارم از گوساله هایی كه از مزارع مختلف اونتاریو در این آزمایش استفاده شدند،ایمنی خوبی را از آغوز كسب كردند و لذا در معرض خط مرگ كمتری قرار داشتند.
نتایج این آزمایش پیشنهاد می كند كه غلظت كل مواد جامد اندازه گیری شده با ری فراكتومتر در سرم های سانتریفوژ نشده به طور موفقیت آمیزی به تعیین و شناسایی گوساله های در معرض خطر كمك می كند و تفاوت معنی داری در نتیجه دو نوع دستگاه ری فراكتومتر در این آزمایش وجود نداشته است. اهمیت درجه حرارت نمونه ها درزمان قرائت ری فراكتومتری و تاثیر بالقوه همولیز نمونه ها،عناوین مطالعات بعدی هستند. به علاوه نیاز به مطالعاتی است تا اثر این عوامل مختلف روی ویژگی های آزمایش ری فراكتومتری كل مواد جامد سرم را در مقابل روشی كه به صورت مستقیم میزان ایونوگلوبولین ها را اندازه گیری می كند. مانند روش رادیال ایمونو دیفیوژن تعیین كنیم.

منبع: گروه فنی شركت تعاونی كشاورزان و دامپروران صنعتی وحدت اصفهان

ج.م:م/ق

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 14:26  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

عوامل مؤثر بر پروتئین و چربی شیر

                                       عوامل مؤثر بر پروتئین و چربی شیر



ترجمه: مهندس امید کرمانیها (نشریه الکترونیک فارم)

عموماً چربی و پروتئین شیر همبستگی مثبتی با جمعیت گاو شیری دارد. با ان علم که سطح ترکیبات شیر در نژادهای مختلف فرق می کند. هلشتاین پایین ترین و جرزی و گرنزی بالاترین چربی و پروتئین شیر را دارا می باشند.

مقدمه

شیرهای تولیدی در آمریکا بر پایه چربی پروتئین و موتد جامد در شیر خریداری می شوند. این روش قیمت گذاری جدید بر اساس ارزش اقتصادی اجزاء و ترکیباتی است که از شیر حاصل می گردد(پنیر ، کره ، شیر بدون چربی ، شیر خشک یا شیر خرخ کرده) که البته با تغیر شرایط بازار بالا یا پایین می رود. به عنوان یک نتیجه ، سطوح ترکیبات شیر رابطه مهمی با مدیریت گله دارد. به اضافه اینکه سلامتی و تغذیه گاو نقش بسزایی در آمد مزرعه ایفا می کند. در حقیقت مجموعه فاکتورهایی هستند که باعث تغییر در اجزا و ترکیبات شیر می شوند. عموماً چربی و پروتئین شیر همبستگی مثبتی با جمعیت گاو شیری دارد. با ان علم که سطح ترکیبات شیر در نژادهای مختلف فرق می کند. هلشتاین پایین ترین و جرزی و گرنزی بالاترین چربی و پروتئین شیر را دارا می باشند. اما هلشتاین نسبت به جرزی و گرنزی تولید شیرین را با مدیریت و تغذیه خوب می توان افزایش داد.

فاکتورهای مؤثر بر ترکیبات شیر:

1) فاکتورهای غیر تغذیه ای

2) فاکتورهای تغذیه ای

فاکتورهای غیر تغذیه ای:

- مرحله شیردهی:بالاترین درصد چربی و پروتئین شیر اواخر شیردهی و پایین ترین سطح آنها در بعد از زایمان مخصوصاً پیک تولید می باشد.

- سن :از اولین تا پنجمین دره شیردهی به علت افزایش سطح تولید شیر به ازای هر دوره ، چربی شیر 2/0% و پروتئین شیر 02/0% تا 05/0% کاهش می یابد.

- فصل:در فصول گرم و مرطوب کاهش درصد چربی و پروتئین شیر اتفاق می افتد و در فصل زمستان افزایش تدریجی در ترکیبات (چربی و پروتئین) شیر را شاهد هستیم. این تغییرات تحت تأثیر نوع خوراک و نحوه خوراک دادن تبدیا یا افزایش می یابد.

- ورم پستان:ورم پستان چربی و کازویین شیر را کاهش می دهد ولی در مقابل حجم پروتئین خون (گاما گلبولین) موجود در شیر را افزایش میدهد. حجم سلولهای بدنی (SCC) شیر در طی ورم پستان زاد می شود. گله هایی که در آنها ورم پستان وجود دارد SCC موجب کاهش 2-3 برابر قیمت شیرشان می گردد. در برخی کشورها برای اینکه گاوداریها ترقیب به تلاش برای کاهش SCC در شیر گله شان شوند جایزه قرار داده اند.

- اشتباهات فنی:از قبیل مشکلات خنک کردن شیر و تانک ، مشکلات نمونه گیری و لوله کی بی دقت در انتقال شیر می تواند منجر به کاهش چربی و پروتئین شیر گردد.

-ژنتیک و وراثت:ژنتیک تا 55% می تواند روی چربی و پوتئین شیر در گاوهای مختلف تأثیر داشته باشد البته نباید محیط و اثرات متقابل بین محیط و ژنتیک را نادیده گرفت. چربی و پروتئین شیر خیلی بیشتر از خود شیر و سایر ترکیباتش قابل توارث می باشند. شیر همبستگی مثبتی با مقدار چربی و پروتئین خود دارد ولی با درصد چربی و پروتئین دارای همبستگی منفی می باشد.

فاکتورهای تغذیه ای:فاکتورهای تغذیه ای تأثیر گذارترین فاکتورها بر روی شیر و ترکیبات آن می باشند که با نحوه مدیریت همبستگی مستقیم دارد. اگر تغییری در جیره حاصل گردد چربی شیر بیشتر تحت تأثیر قرار می گیرد تا پروتئین. برای مثال چربی شیر ظرف 7 تا 21 روز با عوض شدن جیره تغییر خواهد کرد در صورتی که پروتئین 3 تا 6 هفته طول می کشد تا این تغییر را نشان دهد.

منشاء ترکیبات شیر:

با هضم میکروبی فیبر جیره در شکمبه اسید استیک و اسید بوتیریک می شوند که پس از انتقال به پستان در تولید نیمی از چربی شیر شرکت میکنند ، نیم دیگر چربی شیر از طریق چربی موجود در جیره و چربی قابل تبادل در بدن تأمین می گردد. میکروبهای شکمبه ، پروتئینهای جیره زا به پروتئینهای میکروبی تبدیل می کنند که حاوی اسید آمینه های ضروری می باشد. این اسید آمینه ها توسط غدد پستانی برای تولید پروتئین شیر مورد استفاده قرار می گیرند؛ انرژی مورد نیاز برای این مسیر متابولیکی را گلوکز تأمین می کند. گلوکز خود یا از اسید پرپیونیک تولیدی در شکمبه فراهم می شود و یا از گلوکز جذب شده در دیواره روده مهیا می گردد. بنابراین اگر پرپیونات کمی تولید شود اسید آمینه کمی نیز تولید می شود که اینها نیز وارد پوسه گلی کونئوژنز شده و به گلوکز تبدیل می گردند. البته کازویین شیر از اسیدهای آمینه قابل دسترس تولید می شود که مجموعاً همراه با آلبومینها و ایمنوگلوبولینهای خون مترشحه در شیر به عنوان پروتئین شیر محسوب می شوند ولی کیفیت آن به دلیل عدم حضور اسیدهای آمینه ضروری موجود در شیر پایین می باشد.

تأثیر شکمبه :

حضور مقادیر کافی پروتئین ، فیبر مؤثر و هیدرو کربن های سریع تخمیر قابل دسترس در جیره برای عملکرد صحیح شکمبه و حفظ سطح اپتیمم ترکیبات  شیر مورد نیاز می باشند.

مدیریت در خوراک دادن:

به دو شکل TMR و TMR-non می باشد. در نوع TMR-non اجزا خوراک به طور جداگانه در اختیار دام قرار می گیرد به طوری که دام توانایی انتخاب را دارا می باشد. در مدل TMR اجزا خوراک به گونه ای با هم مخلوط می شوند که دام قدرت انتخاب نداشته باشد و بدین ترتیب تمام احتیاجات غذایی دام با مصرف آن تأمین می گردد. عیب TMR-non این است که شاید دام در خوردن یکی از اجا خوراک زیاده روی کند و در مقابل از خوردن جز دیگر امتنا ورزد که منجر به عوارضی مانند اسیدوز ، سندرم چاقی ، کاهش چربی شیر و غیره خواهد شد. در TMR این احتمال وجود دارد که غذا خوش خوراک نباشد و دام میلی به خوردن آن در حد کامل ظرفیت دستگاه گوارش خود نداشته باشد ، در چنین حالتی مقدار تولید بسته به مقدار مصرف پایین می آید.

وضعیت بدنی

در دوره شیردهی آینده گاوهای لاغر و چاق اواخر دوره آبستنی ، چربی و پروتئین شیر کاهش خواهند یافت. در ابتدای شیرواری کاهش وزن برای یک دوره کوتاه می تواند چربی شیر را افزایش دهد که در گاوهای لاغر این پتانسیل وجود ندارد و گاوهای چاق نیز دچار بیماری کتوز می گردند.

انرژی جیره:

اگر انرژی جیره بالا و فیبر و جیره پایین باشد موجب کاهش چربی و افزایش پروتئین شیر می گردد و بر عکس، عدم کیفیت علوفه، عدم بالانس جیره از نظر پروتئین و مواد معدنی،پایین بودن کنسانتره در جیره از عواملی هستند که موجب کاهش سطح پروتئین شیر می گردد.

پروتئین جیره:

در سه هفته آخر آبستنی و ابتدای زایش ، دام بیش از هر چیز در جیره به پروتئین نیاز دارد در غیر این صورت پروتئین شیر به شدت پایین می آید. قابل ذکر است که فزونی بیش از حد پروتئین در جیره موجب افزایش پروتئین شیر نگشته و مازاد بر نیاز دام دفع می گردد. پروتئین جیره باید از نظر پروتئین قابل تجزیه و غیر قابل تجزیه در شکمبه ، سطح سیلاژ علوفه ای ، پروتئین محلول و NPN بالانس باشد حتی برای گاوهای پر تولید نیاز به بالانس ایدهای آمینه نیز می باشد.

کنسانتره جیره:

به کار بردن کنسانتره و کربوهیدراتهای غیر فیبری(NFC) بالا و علوفه پایین در جیره سبب افزایش تولید اسیدپرپیونیک و کاهش اسید استیک در شکمبه گشته در نتیجه پروتئین شیر افزایش و چربی شیر پایین می آید. معمولاً مقدار 36-38% از ماده خشک جیره را NFC تشکیل دهد تولید ترکیبات شیر در حد مطلوب خواهد بود.

علوفه جیره:

40-45% ماده خشک جیره گاوهای شیری را علوفه تشکیل می دهد که شامل سیلوی ذرت و علوفه هایی با درصد فیبر بالا می گردد. اندازه خورد کردن علوفه نباید آنقدر ریز باشد که منجر به تولید بیشتر اسید پرپیونیک نسبت به اسید استیک شود و همینطور نباید آنقدر بلند باشد که از لحاظ فیزیکی برای خوردن خوراک کافی جهت تأمین احتیاجات دام محدودیت ایجاد کند. اندازه علوفه باید مناسب باشد تا جیره به صورت TMR به دامها ارائه گردد.

چربی یا روغن افزودنی به جیره:

وقتی چربی از 5% ماده خشک جیره تجاوز کند برای میکروبهای شکمبه سمی خواهد بود و همینطور موجب کاهش هضم فیبر می شود. اگر مقدار مصرفی چربی (مخصوصاً اسیدهای چرب غیر اشباع) 6-7% باشد شکمبه از حرکت طبیعی خود باز می ایستد. باید به عدم فاسد بودن چربی نیز توجه کرد چرا که در صورت مصرف چربی شیر تا سطح حداقل خود پایین می آید. البته طبق یک فرضیه اثبات نشده اگر چربی بکار رفته در جیره پایین 5% باشد موجب افزایش چربی شیر خواهد شد.

چربی شیر بالا :

اگر گله با علوفه خوب و با کیفیت همراه با سطح مناسبی از کنسانتره تغذیه شود ، چربی شیر گله در سطح بسیار مناسبی خواهد بود. لازم به ذکر است که چربی خیلی بالا در شیر نیز بدلیل کاهش تولید شیر،غیر اقتصادی می باشد.

خلاصه مطلب اینکه،تولید مناسب شیر و ترکیبات آن به شرط تنظیم جیره ای از نظر فیزیکی و شیمیایی متناسب با تمام احتیاجات دام دست یافتنی می باشد. تست منظم انرژی ، پروتئین و مواد معدنی علوفه ، تست منظم TMR از جهت تأمین تمام احتییاجات دام ، ارزیابی اندازه علوفه و TMR ، دریدن رکوردهای قبلی ترکیبات شیر و بازرسی وضعیت بدنی دام جهت صحیح بودن برنامه های تغذیه ای که در گله اعمال می شود از جمله راههایی می باشند که می توانند مدیر گله را به هدف فوق برساند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 14:22  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

عوامل ضعیف کننده سیستم ایمنی بدن جوجه ها






کورش گلزار
کارشناس ارشد امور دام

مقدمه
به طور کلی دو نوع سیستم دفاعی در بدن جوجه بوجود می آید:
1.    سیستم تیموسی (سیستم T )
لنفوسیت های T آنتی بادی ایجاد نمی کنند، بلکه قادرند لنفوکین ها را افزایش دهند و چون می توانند سلولهای بیگانه را با تماس مستقیم و بدون آنتی بادی از بین ببرند اغلب به سلولهای معیوب کننده و از بین برنده مشهورند. این پدیده را ایمنی با واسطه یاخته ای می گویند.
2.    سیستم بورس (سیستم B )
 در این سیستم پلاسمای سلولهایی که در نواحی مانند بورس، طحال و غدد لنفاوی ناحیه روده کور رشد می کنند، مسئول تولید آنتی بادی در جوجه های جوان هستند.
1- عوامل تضعیف کننده سیستم T:
§ بیماری مارک
§ سرما و گرما
§عوارض ژنتیکی
§پاسخهای ناقص به واکسیناسیون
§آفلاتوکسین
2- عوامل تضعیف کننده سیستم B
§ بیماری عفونی بورس
§سرما وگرما
§ لکوزلنفوئید
§کمبودهای غذایی
§توکسین ها
§تقلیل تولید آنتی بادی
§هپاتیت عفونی
§آفلاتوکسین

نحوه واکسیناسیون
§ تزریق عضلانی
§ تزریق زیر جلدی
§ قطره چشمی(ازطریق مجرای اشک وارد مجاری تنفسی می شود)
§ قطره بینی
§ خوراکی
§ همرا ه آب
§ به صورت غبار
§ از طریق کلواک، با آلوده کردن بافتهاری فوقانی نسج کلواک به واکسن
§ از طریق فولیکول های پر
§ اسپری

واکسیناسیون ناموفق
برای پیشگیری از واکسیناسیون ناموفق:
1. واکسن باید در یخچال وحرارت پایین  نگهداری شود.
2. واکسنهای منجمد باید در شرایط انجماد حفظ شوند.
3. قبل از آمادگی کامل برای مصرف واکسن نبایستی سرپوش شیشه یا ویال حاوی واکسن باز گردد.
4. واکسن بخوبی مخلوط گردد.
5. تعداد پرندگان واکسینه شده برابر تعداد توصیه شده در دستورالعمل واکسن باشد.
6. مشخصات و شماره سریال آن ثبت گردد.
7. دستورات کارخانه سازنده واکسن رعایت شود.
8. هنگام واکسیناسیون ودر حین عمل به هیچوجه شتابزدگی بخرج داده نشود.
9. هنگام حل واکسن در آب مطمئن شوید که مواد ضد عفونی کننده در آب بکارنرفته باشد.
10. برخی از واکسن ها ممکن است با هم مخلوط گردند (مانند واکسن برونشیت و نیوکاسل).

داروها و آنتی بیوتیکها به سه منظور ذیر مصرف می شوند:
1- افزایش رشد و راندمان غذایی بهتر
2- کمک به درمان طیور بیمار و باز گرداندن آنها به حالت طبیعی
3- کمک به پیشگیری از شیوع بیماریهایی که وجود آنها در گله به اثبات رسیده باشد.

طرز مصرف دارو
1- همراه با دان
2- همراه با آب آشامیدنی
3-از راه تزریق
اعمالی که به منظور جلو گیری از وقوع بیماریها باید انجام شوند عبارت است از:
-پیشگیری از شرایط استرس
-مدیریت صحیح
-استفاده از آب خوب
-انجام تستهای خونی
-رعایت اصول بهداشت
-واکسیناسیون
-کنترل کوکسیدیوز
-کنترل انگلها و شپش ها
-حذف لاشه ها و مواد زائد
-کنترل پاکیزگی و نظافت
دان می تواند منبع مهمی برای عوامل بیماریزا باشد احتمال آلودگی  به سالمونلا نه تنها در مواد اولیه بامنشاء دامی بلکه به عنوان مثال در سویا ومشتقات آن نیز وجود دارد. تلفات اولیه بیش از یک در صد ممکن است به دلیل مشکلات در جوجه کشی باشد.

 استرس
بدن طیور شرایط استرس را بوسیله هورمونهای داخل سرکوب می نماید. هیپوتالاموس اولین محل پاسخگویی به استرس است.تحریک هیپوتالاس باعث تحریک هیپوقیز قدامی وافزایش ترشح هورمون کورتیکوتروپین می شود که حضور این هورمون در خون بر روی غدد فوق کلیه تاثیر مگذارد و سلولهای مولد کورتیکوستروئیدها ی غدد فوق کلیه فعال شده وهورمونهای گلیکوستروئید(کورتیکوسترون ) را بیشترساخته وترشح می کند.

علائم استرس

علائمی از جمله افزایش ضربان قلب، افزایش فشار خون، کاهش مصرف دان، کاهش فعالیت جنسی، ساخت کمتر آنتی بادی، کاهش میزان رشد و کاهش گلیکون پلاسما از جمله علائم استرس می باشد، ولی هنوز پرنده می تواند به خوبی در مقابل ناملایمات محیطی مقاومت کند. هنگام افزایش سطح گورتیکوسترون در خون، مقاومت پرنده نسبت به بیماریهای باکتریایی افزایش می یابد ولی در مقابل بیماریهای ویروسی کم می شود.
 
ج.م:م/ق
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 14:19  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

بیماری ورم پستان و بهداشت پستان دام

بیماری ورم پستان و بهداشت پستان دام


مقدمه
واژه ورم پستان به التهاب غده پستانی بدون توجه بعلت آن اطلاق میشود كه بوسیله تغییرات فیزیكی شیمیائی ومعمولا میكربی شیر وهمچنین تغییرات حاصل از بیماری در بافت غده پستانی مشخص میشود
مهمترین تغییراتیكه در شیر ایجاد میشود عبارت است از:
تغییر رنگ وجود لخته و پیدایش تعداد زیادی لوكوسیت ( گلبول سفید)با علا ئم تورم گرمی درد وسفت شدن غده پستانی كه بوسیله آزمایش ظاهری شیر میتوان آ نها راتشخیص داد . موارد زیادی از ورم پستانها را بسهولت نمیتوان مشخص كرد بطوریكه دارای نشانیهای درمانگاهی نیستند (ورم پستان مخفی) دراین نوع ورم پستانها به آزمایش غیر مستقیم یعنی شمارش گلبولهای سفید متوسل میشوند.

اپیدمیولوژی :
ورم پستان درتمام حیوانات پستاندار ماده بروز میكند ولی در گاوهای شیری دارای اهمیت اقتصادی است وآنهم بعلت خساراتی است كه به صنعت تولید شیر وفرآورده ها ی آن وارد می شود . البته در اثر بیماری ورم پستان تلفات دامی نیز وجود دارد لكن زیا ن اقتصا دی آ ن مربوط به تلفا ت به تنها ئی نیست بلكه كاهش مقدار شیر پستان مبتلا و اختلال در فر آوری شیر عمده ترین خسارات را تشكیل میدهد . از جمله خسارات دیگر آن انتشار ورم پستان در سایر دامها ی گله وبعضا ایجاد گلو درد استرپتوكوكی ویا سل و بروسلور در انسا ن است
شیوع بیماری ورم پستان در اغلب كشورهاحدود 40 در صد است كه در بعضی از كشورها تا 25 در صد آنرا كاهش داده اند .
بطور متوسط ابتلا هر كارتیه (قسمت ) از پستان به بیماری سبب كاهش 8 درصد تولید شیر آن كارتیه میگردد ویطور كلی در یك گاو مبتلا سبب كاهش 15 در صد از تولیدشیر میشود. ازطرفی زیان حاصل از تغییرات تركیب شیر مثل كاهش چربی كاهش كازئین ولاكتوز و افزایش سرم شیر وپروتئین ها وافزایش كلرور ها نیز بایستی در نظر گرفت .

عوامل ایجاد ورم پستان :
میكربها یكی از عوامل ایجاد ورم پستان هستند اما بتنهائی بعنوان عامل اولیه اورام پستان نمیباشند در بعضی موارد از شیر های بظاهر سالم هم میكرب جدا میشود عوامل ایجاد ورم پستان عبارتند از
1-عوامل مستعد كننده 2-عوامل عفونی
عوامل مستعد كننده :
الف-جراهاتیكه در سر پستانها یا پستان ایجاد میشود
ب- روش نگهداری (مدیریت بهداشت جایگاه .مدیریت بهداشت شیر دوشی)
پ-حساسیت مربوط به توارث
ت-روش تغذیه :
2-عوامل عفونی
استرپتوكوك ها مثل استرپتوكوك آگالاكتیه استرپتوكوك اوبریس ودیسگالاكتیه وفكالیس وپنومونیه
استافیلوكوك ها اورئوس
كلی فرمها اشرشیا كلی اسفروفوروس نكروفوروس یا فزی فرمها
كورینه باكتریها پیو ژنس وبویس
سودو مونا س ها
مایكو باكتریومها توبر كولوسیس (سل)
میكو پلاسما آگالاكتیه واریته بویس
قارچها كاندیدا كریپتو كوكوس تریكوسپرون
باستثنا سل كه از طریق خون انتشار مییابد در سایر موارد عفونت پستان اغلب از طریق مجرای پستان انجام میگیرد .

عفونت در ابتدا بصورت التهاب مشخص میشود ولی تا بروز التهاب سه مرحله وجود دارد
1-هجوم 2- عفونت 3- التهاب
هجوم مر حله ایست كه میكرب از خارج سر پستانها به مجاری شیر نفوذ میكند
عفونت مرحله ایست كه میكرب رشد میكند و بافت پستانی را مورد تهاجم قرار میدهد
التهاب نتیجه رشد میكرب و افزایش آ ن وتخریب بافت پستانی و نفوذ گلبولها ی سفید یا لكوسیتها جهت دفع عفونت میباشد

مرحله هجوم
الف- دراین مرحله بستگی به حضور وتعداد باكتریها ی مولد بیماری در محیط شیر دوشی كه معمولا بوسیله مبتلا كردن هر یك از قسمتها ی چهار گانه پستان ومیزان آ لودگی پوست و سرپستانها سنجیده میشود
ب- تعداد دفعا تی كه سر پستانها ی گاو بویژه نوك آ نها با این باكتری ها آ لوده میشوند كه وابسته به میزان رعایت بهداشت در هنگام شیر دوشی میباشد
ج- میزان ضا یعا ت اسفنكتر سر پستانها كه ورود باكتریها را در مجاری آ نها آ سان میكند و بستگی به ماشینها ی شیر دوشی ومیزان كردن نگاهداری ودرست كار كردن ماشین شیر دوشی ومراقبت از سرپستانها دارد
د- وضع اسفنكتر0سر پستانها بویژه در مرحله پس از شیر دوشی كه عضلات اسفنكتر در استراحت میباشند وشل بودن اسفنكترها سبب میشود هجوم میكربها را هم در نتیجه مكیدن و هم بواسطه تكثیر میكربی به داخل آ سا ن سا زد
ذ- حضور مواد ضد میكربی در مجرا ی سر پستانها .
2- مرحله عفونت
الف- نوع میكرب كه قدرت آ نرا در تكثیر در شیر مشخص میكند
ب- حساسیت میكرب عامل در برابر آ نتی بیو تیكها ی مورد استفاده كه ممكن است مربوط به مقاومت طبیعی ویا اكتسابی میكرب در نتیجه مصرف نا مناسب آ نتی بیوتیكها حاصل شده باشد .
ج- وجود مواد حفاظت كننده در شیر (مواد ایمنی زا ) كه ممكن است طبیعی باشند یا در نتیجه عفونت قبلی ویا مایه كوبی تولید گردند .
د- وجود تعداد زیادی لوكوسیت كه در نتیجه تورم پستان قبلی ویا ضربه ها ی فیزیكی باشد.
ذ- مرحله شیر واری كه عفونت در مرحله خشك شدن پستان با سهولت بیشتری صورت می گیرد زیرا در آ ن مرحله عمل فیزیكی سیلا ن وخروج شیر همراه با عفونت وجود ندارد .
3-مرحله التهاب
الف- بیماری زائی وقدرت هجوم میكرب .
ب- میزان حساسیت بافت پستان به میكرب كه ممكن است از مقاومت در نتیجه وجود پادتن ثابت بافت تا حساسیت شدید در اثر عفونت قبلی تغییر كند .
در مرحله هجوم بهتر از مراحل دیگر میتوان با توجه به پرستاری و بویژه بكار بردن روشهای بهداشتی خوب از میزا ن اشاعه تورم پستان كم كرد .
نشانیها ی بیماری ورم پستان
برحسب حدت وشدت میكرب كه به پستان هجوم كرده باشد نشانیها ی بیماری متفاوت است التهاب شدید (حاد) فوق حاد كه با مسمومیت خونی (سپتی سمی ) وبا واكنش عمومی همراه است یا بصورت التهاب نامشخص (تحت حاد ) یا مخفی ویا مزمن كه بتدریج بافت پستان فیبروزی وسفت میشود ظاهر میشوددراین حالات بستگی به نوع میكرب نشانی متفاوت است

ورم پستان محفی (تحت حاد)

در این نوع ورم پستان وضع ظاهری شیر سالم وعادی بنظر میرسد ودر دام هیچگونه علائم بیماری بصورت ظاهری دیده نمیشود لكن در تركیبات شیر تغییرات زیر دیده میشود
-افزایش گلبولها ی سفید و سلولها ی بافت پستان یا سلولهای سوماتیك Somatic cell(sc)
-كاهش چربی شیر
-كاهش كازئین
-كاهش لاكتوز
-افزایش سرم شیر
-افزایش كلرورهادر شیر
-افزایش گلیكوژن
كاهش تولید شیر
در این مرحله بعلت عدم تشخیص وتوجه نداشتن دامدار به بهداشت شیر در اتاق شیر دوشی و توام دوشیدن دامها ی سالم وبیما ر سبب اشاعه بیماری به سایر گاوها میشود بطوریكه ظرف مدت كوتاهی 50 در صد گله به این نوع ورم پستان مبتلا میشوند .

ورم پستان مزمن

این حالت ورم پستان نیز از نظر دامدار تا حدودی نا مشخص است اما اگر دقت شود و آ زما یش ورم پستان استریپ كاپ انجام شود وجود لخته هائی در شیر مشخص كننده بیما ریست و تغییرات تركیبا ت شیر نیز مانند ورم پستان تحت حاد یا مخفی است اما پیشرفته تر در اینجا سرم شیر افزایش یافته و كلرورها افزایش بیشتری دارند . این نوع ورم پستان معمولأ به درما ن جواب نمیدهد در صورت نگهداری گا و در گله سبب پیشرفت بیما ری و سرایت به سایرین میشود و بایستی دام آلو ده حذف وبه كشتارگاه اعزام شود .

ورم پستان حاد :

در این حالت پستان دارای التهاب و تورم است واطراف پستان گرم ودام هم تب دارد. در هنگام دوشش دام پاها را بر زمین می كوبد واحساس ناراحتی میكند شكل ظاهری شیر نیز تغییر میكند دارای مایع سبز رنگ و رگه ها ی خون ولخته ها ی فراوان است در
آزمایش استریپ كاپ براحتی میتوان پی به بیما ری برد .گاو بی اشتها وناراحت است . این گا وها را بایستی بادستگاه شیر دوشی تك واحدی و در پایا ن شیر دوشی بطور جداگانه روزانه حد اقل سه مرتبه دوشید تا عفونت در پستان سبب ضایعه پستانی نشود دام را تحت مراقبت دامپزشك قرار میدهند .شیر دوشیده شده به فاضلأب میریزند وهر دفعه دستگاه را ضد عفونی میكنند .

ورم پستان فوق حاد :

این نوع ورم پستان نیز مانند ورم پستان حاد مشخص ودام تب دار وبیما ر پستان دارا ی التهاب است گاو بعلت درد شدید اغلب موارد اجازه شیر دوشی نمیدهد شیر سبز رنگ ودارای رگه ها ی خون و لخته میباشد . سریعا بایستی گاو تحت مراقبت جداگانه قرار گیرد بعضا بعلت كم توجهی ودر اثر نفوذ عفونت به خون سبب سپتی سمی میشود و دام تلف می گردد .

تشخیص آزمایشگاهی وررم پستان :

به سبب تغییرات شیمیائی كه در شیر ورم پستانی بوجود می آید و تاثیردرسیستم فرآوری و پاستوریزاسیون شیر ها ی ورم پستانی و بدنبا ل آ ن گا وها ی آلو ده بایستی شنا سائی شوند .
از آنجائیكه بر رسی آزمایشگا هی تعداد زیادی از نمونه ها ی شیر گران تمام میشود توجه زیادی به آزما یش های صحرائی بر پایه شناخت تعییرات فیزیكی وشیمیائی شیر میشود البته این آزمایشها غیر مستقیم میباشد وفقط وجود التهاب وتعییرات ظاهری شیر را نشان میدهند و یك آ زمایش هدایت كننده تلقی میشوند . بدنبال آن بایستی آ زمایش ها ی تشخیص میكربی و شمارش میكربی وآ زمایش های حساسیت در مقابل دارو ویا وجود آ نتی بیوتیك وآ زمایش های تشخیص قارچ انجام شود .

آزمایش استریپ كاپ :

چنانكه ملأحظه شد در ورم پستانهای حاد یكی از علأئم بیماری وجود رگه ها ی خون ولخته و دلمه همراه با سرم سبز رنگ در شیر است .قبل ار آنكه دستكاه شیر دوشی را بدام متصل كنیم باید چند مرتبه جریان شیر هر كارتیه را روی صفحه سیاه فنجان بریزیم تا عوامل غیر طبیعی شیر مشخص شود .

آزمایش ورم پستان بروش كالیفر نیائی : California mastitis test - C M T
این آزمایش تشخیص گاوهای مبتلأ به ورم پستان مخفی است . در این نوع ورم پستان چنانكه ملأ حظه شد شیر از نظر ظاهر ی سالم و طبیعی بنظر میرسد و هیچگونه علأ ئم بیماری در گا وممكن است مشخص نباشد ا ما با ریختن مقداری شیر درظرف چهار قسمتی از (هر كارتیه در یك قسمت) ورم پستان را تشخیص میدهیم .
پس از اضافه شدن شیر آنرا بمدت 10 الی 20 ثانیه بطور مورب تكان میدهند تا با معرف مخلوط شود پس از این مدت در صورت وجود ورم پستان شیر لخته و بریده میشود . هر چه مقدار و غلظت لخته بیشتر باشد شدت ورم پستان و وجود مواد بافتی وگلبولها ی سفید بیشتر است .
Brabant Mastitis Test ( B M T ) :
اساس این آ زمایش همان آزمایش تشخیص كالیفرنیائی است لیكن بجای محلول معرف ـ ژل محتوی معرف در هر قسمت تعبییه شده ریخته و پس از آنكه 2 سی سی از شیر اولیه هر كارتیه بر روی آ ن ریخته میشود آنرا 20 ثانیه تكان میدهند كه تشكیل رسوب یا ایجاد لخته یا بریدگی شیر نشان دهنده ورم پستان است .
Mishigan Mastitis Test (M M T ) ,Negretti Field Mastitis Test (N F M T ), Viscansian Mastitis Test (V M T )
نیز بر اساس همان كالیفرنیا تست است تنها روش بكا ر گیری معرف ها متفاوت است .
آزمایش شمارش سلولهای سوماتیك (Somatic Cell Count (SCC روش مناسبی برای اندازه گیری كیفیت شیر میباشد .
در حالت عادی در شیرهای سالم تعدادی سلول كه شامل گلبولها ی سفید وسلولها ی جدا شده از بافت پستان است در شیر وجود دارد و در صورتیكه تعداد آ نها ار حد متعارف( 300000) بیشتر شود نشانه غیر عادی بودن شیر است .
این افزایش سلولها در اثر ضربه و نفوذ باكتری وایجاد التهاب ودر نتیجه ورم پستان بوجود میآید و سبب كاهش كیفیت شیر میشود .
سه روش متفاوت برای اندازه گیری سلولهای سوماتیك وجود دارد :
1--روش مستقیم : در این روش 01/0 میلی لیتر از شیر رادر یك سانتی متر مربع از سطح لام مخصوص شمارش سلولی پخش میكنند و آنرا خشك و رنگ آمیزی میكنند سلولها ی رنگ شده زا با شما رش گر دستی شما رش می كنند.
2-روش كولتر : این روش در اثر عبور سلولها ی سوماتیك از روزنه الكتریكی (الكترود) ایجاد نوسان ولتاژ میكند وبازائ هر نوسان یك شمارش از شمارش گری كه متصل به الكترود است ثبت میشود در این روش ابتدا سلولها توسط فرمالین تثبیت میشوند .
3-شمارش توسط دستگاه فو سوماتیك: مقدار معینی شیر از این دستگاه عبور میكند كه با یك بافر ورنگ فلوئورسنت مخلوط میشود و ‌د. ان. ا هسته سلولها ی سوماتیك را های لایت میكند و یك لأم كه بر روی صفحه دواری قرار دارد دراثر نور ایجاد شده انها را ثبت میكند و یك كنترولر تعداد سلولها را در هر میلی لیتر مشخص میكند .
كشت میكربی :
روش آ زمایش دقیق و وقت گیر است كه بایستی قبل از اتصال دستگاه شیر دوشی به كارتیه ها به وسیله یك لوله آزمایش استریل درب دار از هر كارتیه مقدار 30 تا 100 سی سی شیر بر داشت .
قبل از نمونه گیری باید پستان و نوك كارتیه ها را شستشو داد و با الكل 70 درجه نوك پستان را ضد عفونی كرد ه و مستقیما از هر كا رتیه بطور جدا گانه شیر بر داشت .
پس از نمونه گیری بایستی سریعا نونه را در كنار یخ به آزمایشگاه ارسال نمود تا شیر در آنجا كشت و آنتی بیوگرام گردد .

خسارات ناشی از ورم پستان
1-كم شدن تولید شیر
2- هزینه های درمان
3- دور ریختن شیر حاوی باقی مانده دارو در حین درمان
4- احتما ل از بین رفتن یك یا چند قسمت پستان و یا حذف دام
5- هزینه های كا ر گری و دامپزشكی
مهمترین خسارت از طریق كم شدن شیر تا حدود 15-8 درصد در طول 7 ماه دوره شیر واری است . اگر این بیما ری در 20 در صد گله وجود داشته باشد خسارت وارده به دامدار 70 در صد سایر هزینه هاست .
هزینه ورم پستان حاد شامل 14 در صد مرگ و میر 8 درصد شیر دور ریخته شده 8 در صد درمان است.
هزینه ورم پستان مخفی 70 در صد بعلت نا شناخته بودن و كا هش شیر در طول دوره شیر واری است .

پیشگیری ورم پستان در گاو :
ورم پستان ناشی از یك سلسله نارسائی ها و سوء مدیریت وعوامل محیطی نامطلوب است . عدم موفقیت در ریشه كن كردن ورم پستان نشانه عدم كفایت روش های كنترل وپیشگیری است . كنترل وپیشگیری تنها یك عمل نیست بلكه سیستمی است پیچیده و مخلوطی از كلیه اقدامات بهداشتی ومحیطی كه باید قدم به قدم آنرا انجام داد این اقدامات بایستی اقتصادی ودر شرایط مختلف محیطی و مدیریتی قابل اجرا باشد . نظر باینكه توجیه پیشگیری بیماری ورم پستان فقط با توجه به جنبه های اقتصادی میباشد ، لذا هر برنامه ای كه بدین منظور تنظیم میشودباید متكی برعملی بودن آن در گاوداری معینی باشد بطور كلی پیشگیری در سطح یك منطقه هدف انجام شدنی نیست و برنامه های ملی فقط میتواند بصورت محرك و كمك به گاوداران ویژه ای باشد كه بخواهند در برنامه شركت كنند.
از بین بردن منبع عفونت و همچنین كاهش حساسیت غده پستانی وجلوگیری از سرایت بیماری در یك كارتیه به كارتیه های دیگر با هدف برنامه پیشگیری ورم پستان باشد. اگر از طرق بهداشتی باورم های مخفی مبارزه شود تجربه چنین نشان داده است كه خود بخود ورم پستان حاد نیز تحت تاثیر قرار میگیرند و درصد وقوع آن پائین می آید ولی عكس آن صحیح نیست و مبارزه علیه ورم های حاد هیچگاه نمیتواند گله را از آلودگی ثانوی مصون دارد. آنچه امروز برای پیشگیری و كنترل ورم پستان بكار میگیرند روش های زیر است .
روش اول : پیدا كردن دامهای مبتلا از طریق یك همه گردی در گله ویا از طریق دفاتر ركورد گیری و بیماری یابی جهت مشخص كردن اورام پستان حاد در این روش میتوان تا حدی با بیماری مبارزه نمود اگر چه ممكن است از این طریق به سطح آلودگی گله پی برد ولی منشاء ‌بیماری را نمی توان مشخص كرد این روش در دامداریهای بزرگ بخاطر هزینه زیاد عملی نیست واز معایب آن پنهان ماندن ورم مخفی در گله را میتوان نام برد. اكثر دامداران فكر میكنند كه با این روش میتوان ورم پستانهای موجود درگله را كشف كرد.
روش دوم : در این روش صرف نظر از اینكه بیماری در گله باشد و یا نباشد و یامیزان آلودگی آن درچه سطحی قرار گرفته باشد اقدام به یك سلسله عملیات بهداشتی می كنند . این روش كه دراكثر دامداریها صرفنظر از كوچكی وبزرگی قابل اجرا است و دیگر نیاز به دانستن نوع میكرب منبع آلودگی نیست اساسا” از 5 قدم اولیه تشكیل شده است كه بعنوان زیر بنائی برای از بین بردن آلودگی موجود و آلودگی ثانوی پشنهاد میشوند.
قدم اول :‌ اطلاع دقیق از نحوه كار سیستم شیر دوشی موجود و فراگرفتن راههای صحیح و طرز كار با دستگاه .
هر دستگاه شیردوشی از قسمتهیا زیر تشكیل شده است:
1- پمپ خلاء 2- صافی هوا برای گرفتن بخار موجود در لوله های شیردوشی . 3- مخزن شیر مندرج 4- ضربان یا پولساتور 5- خرچنگی 6- فنجانك شیردوشی
خلاء همواره در قسمت داخلی فنجانك ها وجود دارد وفقط خلاء‌موجود در اطرف لاستیكها ست كه متناوبا” با هوا عوض میشود.
قدم دوم : ضد عفونی هر روز ه دستگاه شیردوشی پس از هر شیردوشی و ضد عفونی كردن سرپستان باتركیبات ید دار پس از هر دوشش عمل ضد عفونی سرپستان ها میتواند توسط دستگاه اتوماتیك و سریع صورت گیرد.
متاسفانه بجز تعداد معدودی از دامداریها توجه خاصی باین امر نمی كنند و كارگر شیردوشی غافل از اینست كه حتی یك قطره شیر باقیمانده در نوك پستان كه از طریق دست خود او ویا دستگاه شیردوشی از دام دیگری منتقل شده است می تواند براحتی از مجرای نوك سرپستان عبور و آن را آلوده كند.
ماده ضد عفونی با مقداری گلسیرین با مواد چربی بر روی پستان سدی را بوجود می آورند كه از نفوذ باكتریها بداخل جلوگیری می كند.
قدم سوم : بمحض مشاهده ورم حاد در گله بلافاصله دام مبتلا را جدا ودر محلی جداگانه (‌ترجیحا”‌ بیمارستان )‌ در روی بستر ی خشك همراه با كلش یابستر ضد عفونی شده توسط آهك منتقل نمائید واز طریق دامپزشك آزمایش های تشخیص نوع میكروب انجام و آنرا مداوا كنید.
قدم چهارم : تزریق بعضی مواد درمانی هنگام خشك كردن كاملا” ‌ضروری است چه اغلب دامها (بیش از 70 درصد ) اگر دراین دوره مداوا نشوند مبتلا به ورم پستان خواهند شد.
قدم پنجم : اگر درمانهای دامپزشك ومداوا ها پاسخ نداد احتمال وجود ورم پستان مزمن میرود و برای جلوگیری از سرایت بیماری به سایر گاوها حتما“ دام مزبور را بایستی حذف یا سرپستان آلوده را توسط یك محلول خشك كننده شیر آنرا خشك كرد در صورتیكه دام ارزش تولید مثل دارد میتوان توسط عمل جراحی پستان را برداشت .منحصر ا"جهت تولید گوساله از آن استفاده كرد.
نكات بهداشتی مهم برای جلوگیری از ابتلاء ‌ورم پستان
چهار سد مهم شامل پوسته مقاوم سر پستان ، ماهیچه های اطراف نوك پستان ماده كراتینی و دفاع طبیعی توسط گلبولهای سفید بطور طبیعی و با رعایت اقدامات سبب پیشگیری ازورم پستان میشود.
مسئله مهمتری كه كارگر شیردوشی از طریق اقدامات بهداشتی بایستی انجام بدهد تا میكرب ها از یك سر پستان به بقیه ویا سایر دامها منتقل نشوند از اهمیت خاص برخورداراست قبل از شیردوشی حتما” دستهای كارگران بایستی شسته و ضد عفونی شود دراغلب آزمایش ها انتقال آلودگی حدود 50 درصد از طریق دست های آلوده كارگر شیردوش قبل از شیردوشی و حدود 100 درصد از طریق همان دست ها حین شیردوشی گزارش شده است . استحمام هر روزه كارگران كمك مهمی علاوه بر رعایت بهداشت شیردوشی در سلامت خود آنهاست استفاده از چكمه و لباس كار مخصوص در شیردوشی از انتقال بیماری به داخل وانتقال بیماری به خارج شیردوشی جلوگیری میكند.
استفاده از دستكش هنگام شیر دوشی وشستشو و ضد عفونی مرتب دستكش ها انتقال بیماری را 20درصد كاهش میدهد.
قبل از شیردوشی پستانها باید دقیقا" شسته و ضد عفونی شوند .شستشوی پستان قبل از شیردوشی برای ازبین بردن فضولات و همچنین برای عمل رگ كردن صورت میگیرد .اگر شستشو خوب صورت نگیرید بجای ازبین بردن عفونت ومیكرب ها به اشاعه و رشد آنها كمك می كند . دریك آزمایش نشان داده شد كه استافیلوكوك ها بعداز اینكه دستمال ماساژ پستان آلوده مدت سه دقیقه در محلول ضد عفونی قرارگرفت باز هم زنده مانده بود . استرپتوكوك آگالاكتیه مدت هفت روز بعد از مصرف از روی یك دستمال كه در گوشه سالن شیردوشی افتاده بود بدست آمده . دستمال مزبور را مدت 5 ساعت در هیپو كلریت 2 درصد قرار دادند كه بعد از مدت مزبور هنوز میكرب فعالیت خود را ازدست نداده بود.
برای كم كردن این قبیل آلودگیها كاربرد دستمالهای یكبار مصرف یا حوله هائی كه پس از یكبار مصرف در حرارت میكربشان كشته شود موثر است .
برای جلوگیری بیشتر از اشاعه میكرب ها گرفتن و خشك كردن آخرین قطره آب قبل از وصل دستگاه شیردوشی مهم است .یك قطره آب حاوی میلیون ها میكر ب است كه می تواند هر لحظه از مجرای سرپستان وارد شده ویا ازطریق دستگاه شیردوشی دیگر دامها را آلوده نماید.
ضدعفونی فنجان های دستگاه شیردوشی
فنجان های دستگاه شیردوشی دائما” از دامی باز شده وبه دامی دیگر بسته می شود این عمل میتواند سریعا” آلودگی را درگله اشاعه دهد . بنابراین ضد عفونی كل دستگاه در موقع تعویض از دامی به دام دیگر اگرچه تمامی شیرآنها سالم باشد در جلوگیری از رشد باكتریها موثرمی باشد برای اینكار یك ظرف پر از آب در كنار شیردوشی قرار میگیرد و پس از هر دوشش و جدا كردن خرچنگی آنها را در ظرف آب محتوی ضد عفونی با آب پاكیزه قرار داده و آنرا شستشو میدهند سپس ظرف آب را تخلیه ومجددا” پر میكنند .روش خودكاری هم وجود دارد كه بمحض قطع خلاء خرچنگیها از یك لوله آب جهت شستشو ی آنها استفاده شود .

ضد عفونی سر پستانها :

ضد عفونی سر پستان ها با یك ماده ضد عفونی ید دار امری ضروری است برای چسبیدن مواد ضدعفونی به سر پستان از كمی گلیسیرین بالا نولین استفاده میشود كه پوست را نیز مرطوب نگاه میدارد واثر ضد عفونی كننده را نیز ازبین نخواهد برد . ارزش این ضد عفونی تا حدی است كه گاهی میتواند ورم پستانهای مخفی را از بین ببرد ویا تا یك سوم از كل عفونت ها بكاهد.
شتشوی سالن شیردوشی :
پس از هر شیردوشی علاوه بر آنكه از طریق سیستم CIP لوله ها و دستگاههای شیردوشی را شستشو و ضد عفونی میكنند بایستی كف و دیواره های سالن شیردوشی و كلیه ظروف را شستشو و ضد عفونی كرد.

تغذیه دام خارج از شیردوشی

از آنجائیكه پس از شیر دوشی سرپستانكها و اسفنكتر وماهیچه های آن دراثر ترشح هورمون اكسی توسین ودوشش شیر شل ومجرای پستان باز است پس از خاتمه شیردوشی نبایستی اجازه داده شود كه گاو بخوابد زیرا در اثر تماس با كف اصطبل وكود سبب نفوذ عوامل عفونی بداخل مجرا وآلوده شدن پستان میشود . برای جلوگیری از خوابیدن گاو ها را با مواد غذائی سیلو شده با كنسانتره پروتئین دار با یونجه ویاموادیكه مورد علاقه گاو باشد تغذیه میكنند تا مدت یكساعت گاو سرپا باشد.

از بین بردن كامل عوامل بیماریزا

1- بستر دام را همیشه بایدخشك نگاه داشت. اگر محیط گاوداری مرطوب است استفاده از خاك اره مضر است و باید ازكلش كه جاذب الرطوبه است استفاده شود.
2- ضد عفونی بعد از شیردوشی لازم و ضرروی است
3- بعد ازدوشیدن دام ها را توسط ریختن غذا درآخور حداقل بمدت یكساعت سرپا نگاه دارید.
4- بیرون بردن دام برای مدت كوتاهی از سالن وانتقال آنها به یك مرتع غیر آلوده جهت هوا و آفتاب خوردن اصطبل وسالن ها در از بین بردن میكرب موثر است
5- گوساله ها را باید در باكس های انفرادی جداگانه پرورش داده وبا سطل وپستانك دستی شیر داد تا از لیسیدن پستانها وتثبیت آلودگی روی بافتهای پستان جلوگیری شود.

اقدامات مهم و لازم برای دفع آلودگی :
1- عوامل غیر بهداشتی در اطراف دام ومحیط را ازبین ببرید.
2- روش دوشیدن و ضدعفونی دستگاه ماشین شیردوشی را تصحیح كنید.
3- گاوهای بیمار را جدا كرده و آنها را درآخر شیردوشی ودر صورت امكان با دستگاه تك واحدی بدوشید و دستگاه را ضد عفونی كنید
4- پس از پایان دوره شیرواری باید با آنتی بیوتیك خشك كننده شیر گاوها را خشك كرد .
5- دامها ی بیمار مزمن وغیر قابل درمان را بایدحذف و به كشتارگاه اعزام كرد.
6- در روش دوشش با دست برای لطمه نزدن به سرپستان باید روش صحیح شیردوشیدن را یاد گرفت.
نتایج حاصل از پیشگیری واقدامات بهداشتی :
1- تعداد دام مبتلا به ورم پستان حاد كمتر میشود.
2- شیربخاطر عفونت دور ریخته نمیشود.
3- هزینه درمان ودارو و دامپزشك كمتر است .
4- شیر بهداشتی و باجایزه بیشتر تامین میشود (‌افزایش درآمد).

منابع :
1- اورام پستان وبیماریهائیكه بوسیله باكتریها تولید میشود . تألیف : بلاد هندرسن ترجمه دكتر احمد شیمی
2- بهبود كیفیت شیر تألیف اف هاردینگ ترجمه دكتر شهریار دبیریان . مهندس لادن ربیعی
3- بهداشت پستان وشیردوشی نوشته مهندس سید محمد عتیقه چی
4- بهداشت گاوهای شیری ترجمه دكتر علیرضا محمود زاده – دكتر مسعود هاشمی
5- بیوسنتز شیردوشی صحیح ورم پستان ترجمه دكتر مسعود هاشمی – دكتر علیرضا محمود زاده
6- شیر و بهداشت همگانی نویسنده دكتر گیتی كریم – دكتر عباس فرخنده.
ج.م:م/ق
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 13:51  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

ویروس شناسی(اسهال ویروسی در گاو)


اسهال ویروسی در گاو



اتیولوژی :

Pestivirus یك ویروس RNA دار می باشد كه از لحاظ پادگنی شباهت زیادی به ویروس طاعون خوك و    عامل بیماری بوردر گوسفند دارد ، این ویروس توسط حرارت ، تغییرات PH و مواد ضد عفونی كننده از بین   می رود اما در درجه حرارت پایین ماندگار می باشد.

 

اپیدمیولوژی :

بررسی های سرولوژیكی نشان داده است كه با وجود كم بودن تعداد گاوانی كه نشانیهای درمانگاهی بیماری را بروز می دهند ، میزان عفونت خیلی زیاد است . در انگلستان لااقل 50 درصد گاوان از نظر سرمی واكنش     مثبت نسبت به بیماری دارند و در استرالیا این نسبت به 89 درصد بالغ می گردد كه در مناطق گرم میزان آلودگی 91 درصد و در نواحی معتدل 54 درصد است. در كنیا 19 درصد گاوان بالغ در آزمایش سرمی مثبت می باشند. سویه های ویروس در این كشور با سویه هائی كه در آمریكا و آلمان جدا گردیده مشابه است . در آلمان 76 درصد گاوانی كه مورد آزمایش قرار گرفته اند در آزمایش سرمی آلوده بوده اند . میزان شیوع از 40 درصد در گوساله های 6  ماهه تا 91 درصد در گاوان بالغ متغیر بوده است . در رودزیا 64 درصد گاوان آلوده تشخیص داده شده اند.

گاوها در تمامی سن ها حساس می باشند. اما بیشتر در 8 تا 24 ماهگی بیماری را نشان می دهند. بیماری بطور محسوسی در زمستان شیوع بیشتری دارد ولی ظاهراً بیماری در گاوان گوشتی بیش از گاوان شیری شیوع    دارد. در گوساله های گوشتی بیماری چند هفته یا ماه بعد از دوران شیرخوارگی و اغلب در سنین 6 تا 10     ماهه بروز می كند. در گاوداریهای بسته ممكن است تا 25 درصد گوساله ها به فرم حاد بیماری مبتلا گردند و میزان تلفات به 90 تا 100 درصد بالغ شود. در گاوداریهای باز كه ورود گاوان جدید در آنها اغلب صورت       می گیرد بیماری معمولاً بصورت تك و توك بروز می كند. در گاوان پرواربندی بیماری معمولاً چند هفته پس     از ورود دامها به محل پرواربندی ظاهر می شود و معمولاً بصورت تك و توك است مگر اینكه تعدادی از گاوان پرواربندی از گاوداریهای بسته و محصور ( بدون ارتباط با سایر گاوان ) به محل آورده شده و با دامهای ناقل بیماری مخلوط گردیده باشند. اسهال ویروسی گاوان را می توان از راه دهان و یا تزریق بسهولت انتقال داد ،    در شرایط طبیعی انتقال بیماری بوسیله تماس مستقیم و یا غیر مستقیم صورت می گیرد و بازدیدكنندگان عادی ترین وسیله سرایت از گله ای به گله دیگر است ،گرچه مهمترین وسیله انتشار بیماری مواد غذایی آلوده             با مدفوع دامهای مبتلا می باشد ، ولی آلودگی ممكن است  از طریق ادرار و یا ترشحات بینی نیز صورت گیرد . انتقال توسط حشرات و بند پایان نیز گزارش شده است.

 

علائم درمانگاهی :

بیماری BVD عموماً بصورت تحت كلینیكی می باشد . علت بروز علائم متفاوت در این بیماری می تواند به علل زیر باشد:

بیماریزایی های متفاوت در سویه های ویروس.

حساسیت گله.

عفونتهای رایج.

استرس.

فاكتورهای مدیریتی.

با توجه به اینكه ویروس BVD سیستم ایمنی را فلج می كند ، بنابراین امكان دارد سایر عوامل بیماریزای فرصت طلب نیز، بیماریزایی خود را نشان دهند بنابراین علائم كلینیكی بیماری BVD همراه با این بیماریها مشاهده         می گردد.

دوره كمون در شرایط طبیعی 1 تا 3 هفته است و بعضی منابع 5 الی 10 روز را ذكر كرده اند . در فرم حاد BVD كه عموماً در گاوان جوان بین 8 ماهه تا 2 ساله بروز می كند علائم بیماری به قرار ذیل می باشد:

تب (c ° 41 40 ) ، دپرسیون ، بی اشتهایی ، تنفس شدید ، ضربان سریع قلب  ، سرفه خشك ، ترشحات     سروزی بینی كه بتدریج چركی می گردد ، پرخونی بینی و گاهی اوقات پرخونی مخاط دهان ، نكروز اطراف سوراخهای بینی و پوزه ، 2 تا 3 روز بعد از شروع تب اسهال دیده می شود كه در ابتدا آبكی بوده سپس خونی همراه با ترشحات موكوسی می گردد . همچنین 3 تا 7 روز پس از شروع تب ، زخمهای دهانی همراه با    آبریزش كشدار مشاهده می گردد (تصویر1). ترشح اشك و كدر شدن قرنیه گاهی مشاهده می شود در اینصورت كدری از قسمت مركزی قرنیه شروع می شود و به طرف خارج توسعه پیدا می كند(تصویر 2).         در تعدادی از دامها لنگش بروز می كند ، دامهای آبستن ، جنین خود را سقط می كنند و یا در صورت زایش ناهنجاریهای مادرزادی در گوساله ها مشاهده می گردد. تصادفاً ممكن است دامهایی آثار آنسفالیت بویژه    تشنج نشان دهند.

شایان ذكر است كه در بعضی از موارد اسهال و زخمهای مخاطی ممكن است وجود نداشته باشد یا در حداقل خود را نشان دهد و تنها علائم تنفسی آشكار می باشد.

جراحات سائیدگی مخاط دهان معمولاً از یكدیگر مجزا و بصورت زخمهای كم عمقی هستند كه در نتیجه نكروز پوشش مخاطی آن جدا گردیده است . این جراحات در سطح داخلی لبها روی لثه ها و حاشیه دندانها و در   قسمت خلفی سقف و در گوشه دهان و روی زبان وجود دارد . از اینگونه جراحات ممكن است در روی پوزه     نیز تولید و به یكدیگر متصل شود و در نتیجه دلمه خشكی روی پوزه را بپوشاند.

گاو مبتلا به فرم حاد BVD ظرف 48 ساعت تلف می گردد.

اشكال خیلی خفیف كه عادی ترین شكل این بیماری می باشد با تب ، كم شدن لوكوسیتها همراه است و ممكن است با اسهال همراه باشد یا نباشد.

در شكل انفرادی و تك و توك بیماری مخاطی در ابتدا بی اشتهایی و تب شدید( ° 41 ) ظاهر می شود ولی   در ظرف 2 3 روز تب پایین می آید ، نكروز سطحی و مجزائی در مخاط دهان از جمله سطح زبان روی     پوزه و قسمت قدامی منخرین ظاهر می گردد. جراحات حاصل خیلی سطحی است و اگر آنرا پاك كنند ، سائیدگی های مخاطی زیر آن كم عمق و تشخیص آنها دشوار می باشد . ایجاد این جراحات با ترشحات بزاق فراوان ریزش بینی چركی و  اسهال آبكی و گاهی خونین همراه است . زور و پیچ در هنگام خروج مدفوع اغلب وجود دارد . بی اشتهایی مطلق ادامه  پیدا می كند و از بین رفتن آب بدن و لاغری شروع می شود. نشانیهای عصبی وجود ندارد . در 10 درصد لنگش  دیده می شود. جراحات پوستی بیشتر در مواردی بوجود می آید كه بیماری طولانی شده . در اینصورت ممكن است در اطراف مجاری غلاف قضیب و فرج نیز موجود باشد . در مواردی از مبتلایان ترشحات چشمی دیده می شود و كدر شدن قرنیه نیز در موارد كمی گزارش گردیده   است. در مراحل آخر بیماری مدفوع حاوی مقدار زیادی بقایای مخاطی است. مرگ معمولاً در ظرف 4 تا 15   روز فرا می رسد.

 

شكل تحت حاد و یا مزمن :

در حیواناتی كه زنده بمانند ولی كاملاً بهبود نیافته باشند اسهال متناوب ، كم اشتهایی ، لاغری تدریجی ، موهای خشن و خشك ، نفخ مزمن ، تغییر شكل سم و جراحات مزمن در حفره دهان و پوست دیده می شود.

آثار كالبد گشایی جراحات در اكثر اشكال بیماری یكنواخت است. آثار ظاهری غیر عادی محدود به دستگاه گوارش می باشد. سائیدگی كم عمق مشخص با تورم مختصری در اطراف و بافت قرمز رنگی وسط آن روی پوزه و در دهان وجود دارد. تعداد این جراحات در حلق ، حنجره و قسمت خلفی منخرین كمتر ، ولی در مری زیاد و بصورت خطوطی در امتداد چین های مری قرار گرفته اند.

نظیر این جراحات در ابتدای شكمبه و در ورقه های هزارلا وجود دارد . در شیردان اغلب پرخونی همراه با لكه های متعدد خونریزی زیر مخاطی و تورم جدار این عضو بنظر می رسد.

 

تشخیص :

تمایز بیماریهائی كه ایجاد سائیدگی مخاطی در دهان می كنند چه از نظر درمانگاهی و چه از نظر كالبدگشایی فوق العاده دشوار است .

طاعون گاوی ، BVD و MCF از نظر درمانگاهی شباهت زیادی به یكدیگر دارند. تورم دهان در اثر سائیدگی مخاط و تورم روده و معده در هر سه بیماری وجود دارد و در واگیریها نمی توان اسهال ویروسی و MCF را از طاعون گاوی از روی نشانیها تمیز داد . در اینگونه موارد باید مراجع ذیصلاح را مطلع ساخت و ماهیت بیماری را بوسیله تزریق و یا آزمایشهای مناسب مشخص كرد.

تشخیص قطعی ماهیت بیماری با كشت و جدا ساختن ویروس بوسیله برداشت از ترشحات مخاط بینی و مدفوع و آزمایش سرمی در دو نوبت از نظر پادتن های ضد ویروس اسهال ویروسی گاو انجام پذیر است. برای آزمایشهای هیستوپاتولوژی نمونه های مورد نظر از لوزه ها ، طحال ، غدد لنفاوی مزانتریك ، ریه و قسمتی از روده باریك ( ایلیوم ) همراه با پیرزپتچ ( Peyers` Patches ) گرفته می شود(تصویر 3).

درمان :

درمان اختصاصی برای BVD  وجود ندارد ولی معالجات كمكی توصیه شده است و باید دقت داشت از كورتون ها بخاطر خاصیت تضعیف سیستم ایمنی استفاده نكرد زیرا ویروس BVD خود باعث فلجی سیستم ایمنی می شود.

پیشگویی موارد سخت كه با اسهال شدید و جراحات دهانی مشخص همراه باشد نامساعد است لذا بهتر است اینگونه دامها را ذبح نمود.


پیشگیری :

در صورت بروز واگیری این بیماری باید تمام دامهائی كه نشانیهای درمانگاهی را بروز می دهند مجزا نمود و در صورتیكه به فرم شدید دچار شده باشند ، باید آنها را ذبح كرد.

 

منابع :

Blood , D.C. (1989): Veterinary medicine  7th ed  pp: 845-857

Howard , J.L.(1986): Current Veterinary Therapy(2) pp:485- 487

The MERCK Veterinary manual (1991), 7th  ed  pp:166-168

www.fao.org/.../GEMP/resources/100/bvd_md-BVD1_jpg.jpg


mehdi ghasem zadeh

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 13:35  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

(بیوشیمی_همه ی آزمایشات)مقدمه در مورد قندها

 

مقدمه در مورد قندها


کربوهیدرات به پلی هیدروکسی آلدئید یا پلی هیدروکسی کتون و یا ترکیباتی که به این دو گروه هیدرولیز میشوند اطلاق میگردد. دسته ای از کربوهیدراتها را که نمیتوانند به ترکیب ساده تری شکسته شوند. مونوساکارید میگویند. گروهی را که در اثر هیدرولیز به دو مولکول مونوساکارید تجزیه شوند دی ساکارید و بالاخره کربوهیدراتهایی که به چندین واحد مونو ساکارید تجزیه میشوند را اولیگوساکارید گویند و چنانچه تعداد واحدهای تشکیل دهندة آن بیش از شش عدد باشد پلی ساکارید نامیده میشود.


مونوساکاریدها را میتوان به دو گروه عمده تقسیم کرد: اگر مونوساکاریدها دارای عامل آلدئیدی باشند آنها را آلدوز و چنانچه عامل کتونی داشته باشند آنها را کتوز مینامند.


از لحاظ احیا کنندگی نیز قندها را به دو دسته احیا کننده و غیر احیا کننده تقسیم میکنند. قندهای احیا کننده به علت داشتن گروههای احیا کننده آلدئیدی یا کتونی دارای خاصیت فوق هستند. قندهای احیا کننده میتوانند یونهای فلزاتی مثل مس دو ظرفیتی (Cu2+) و یون نقره را در محیط قلیایی احیا کنند. مس دو ظرفیتی پس از احیا به صورت مس یک ظرفیتی (Cu+) در می آید. این یون کمتر از مس دو ظرفیتی در آب محلول است و در نتیجه به صورت رسوب سبز رنگ CuOH یا رسوب قرمز رنگ Cu2O و یا مخلوط زرد رنگی از این دو ترکیب در می آید. اگر PH محیط اسیدی شود (مانند آزمایش بارفورد) و همچنین زمان حرارت دادن کنترل شود، فقط مونو ساکاریدها به این آزمایش جواب مثبت میدهند.


ازمایشات مربوبط به قندها

الف) آزمایش مولیش (تمامی قندها جواب مثبت میدهند): اسید سولفوریک غلیظ باعث هیدرولیز اتصالات گلیکوزیدی شده، ایجاد مونوساکارید میکند. مونوساکارید تولید شده آب خود را از دست میدهد و به فورفورال و مشتقات آن تبدیل میشود. سپس این ترکیب با آلفا نفتل کمپلکس بنفش رنگی ایجاد میکند.


روش کار: 5 میلی لیتر محلول قند را در یک لوله آزمایش ریخته، به آن دو قطره محلول آلفا نفتل اضافه کنید و خوب بهم بزنید. به دقت 3 میلی لیتر اسید سولفوریک غلیظ از دیواره لوله اضافه کنید. اسید را به آرامی اضافه کنید تا محلول درون لوله به هم نخورد و در زیر، یک فاز (بخش) تشکیل شود. مشاهدات خود را یادداشت کنید.


آزمایش آنترون: یکی دیگر از آزمایشهای عمومی برای کربوهیدراتها، آزمایش آنترون است. اساس آزمایش مطابق آزمایش مولیش میباشد. در این آزمایش، فورفورال تولید شده با آنترون واکنش کرده، کمپلکس آبی مایل به سبز تولید میکند.

روش کار: 2 میلی لیتر محلول آنترون را در لوله آزمایش ریخته و 2/0 میلی لیتر محلول کربوهیدرات به آن اضافه کنید. مشاهدات خود را یادداشت کنید.

آزمایشهای بندیکت و فهلینگ (تمامی قندهای احیا کننده جواب مثبت میدهند): تمام قندهای احیا کننده اعم از مونوساکاریدها و دی ساکاریدها به این دو آزمایش جواب میدهند. اساس دو آزمایش یکی است و فقط در غلظت قلیائی به کار رفته و نیز ترکیبی که با یون مس کمپلکس ایجاد میکند، اختلاف دارند. محلول فهلینگ کمپلکس تارتارات مس دو ظرفیتی است در صورتی که محلول بندیکت یون مس دو ظرفیتی به صورت کمپلکس سیترات میباشد. در این محلول قلیائی Cu2+ در محیط باقی میماند و بصورت Cu(OH)2 رسوب نمیکند. املاح مس دو ظرفیتی (محلول آبی رنگ) در حضور یک قند احیا کننده، احیا شده و تبدیل به مس یک ظرفیتی (رسوب قرمز آجری رنگ) میشوند. معمولا آزمایش بندیکت بر فهلینگ ترجیح داده میشود، زیرا محلول فهلینگ ناپایدار است. این نوع واکنشها، واکنشهای اختصاصی قندها نیست، بلکه به ترکیباتی که دارای گروههای فعال آلدئیدی هستند نیز پاسخ میدهد.

رسوب قرمز آجری اسید آلدونیک محلول آبی رنگ قند

روش کار: چند لوله آزمایش برداشته و در هر کدام 5 میلی لیتر محلول بندیکت بریزید. سپس به هر لوله یک میلی لیتر محلول قند 2% مورد آزمایش اضافه کنید. لوله ها را به مدت 5 دقیقه در حمام آب جوش قرار دهید. این آزمایش را برای گلوکز، مالتوز، سوکروز و نشاسته انجام دهید. و مشاهدات خود را یادداشت کنید.


در این آزمایش رنگ رسوب تولید شده به سرعت واکنش بستگی دارد. اگر عمل احیا به کندی صورت گیرد، اندازه ذرات رسوب حاصل بزرگ بوده، رنگ آن قرمز آجری است و در غیر این صورت اندازه ذرات رسوب کوچک و رنگ آن زرد یا سبز میباشد.


آزمایش تالن یا نیترات نقره آمونیاکی: محلول تالن یک کمپلکس نقره و آمونیاک است که از واکنش یون نقره و محلول آمونیاک (هیدروکسید آمونیم) در مجاورت هیدروکسید سدیم به دست می آید.


در این آزمایش یون نقره در مجاورت قند احیا کننده احیا میگردد و به صورت فلز نقره رسوب میکند. رسوب حاصله به جدار لوله چسبیده، به صورت آئینه در می آید. به همین سبب به آن آزمایش آئینه نقره نیز میگویند.

آئینه نقره محلول بیرنگ

روش کار: در یک لوله آزمایش تمیز، 2 میلی لیتر نیترات نقره 5% ریخته و به آن یک قطره سود 10% اضافه کنید. سپس به اندازه کافی هیدروکسید آمونیم 2% اضافه کنید تا رسوب حل شود. سپس به محلول حاصل چند قطره از محلول قند مورد نظر اضافه کرده خوب به هم بزنید. مشاهدات خود را یادداشت کنید.


آزمایش بارفود (فقط به مونوساکاریدها جواب مثبت میدهند): این آزمایش برای تشخیص مونو ساکاریدها از دی ساکاریدهای احیا کننده است. چنانچه آزمایش احیا قندها در محیط اسید ضعیف صورت گیرد و مدت زمان حرارت دادن کنترل شود، فقط مونو ساکاریدها به علت قدرت احیا کنندگی قوی به این آزمایش جواب مثبت میدهند.


روش کار: یک میلی لیتر از محلول بارفود را در لوله آزمایش ریخته و به آن 2 میلی لیتر محلول قندی 2% اضافه کنید. لوله آزمایش را در حمام آب جوش قرار دهید. اگر رسوب قرمز در فاصله دو دقیقه تشکیل گردید، قند مورد آزمایش مونو ساکارید است. دی ساکاریدها را باید مدت بیشتری (مثلا 10 دقیقه) جوشانید تا رسوب قرمز رنگ ایجاد شود.


اثر اسید و باز بر قندها
قندها در مجاورت اسیدها (مثلا اسید کلریدریک 10 تا 20 درصد) آب از دست میدهند. در نتیجۀ این عمل پنتوزها به فورفورال، کتوهگزوزها و آلدوهگزوزها به اسید لوولینیک و هیدروکسی متیل فورفورال تبدیل میشوند. البته آلدوهگزوزها مقدار اندکی هیدروکسی متیل فورفورال تولید مینمایند. بنابراین با این روش میتوان سه نوع مونو ساکارید را از هم تمیز داد. فورفورال و هیدروکسی متیل فورفورال بی رنگ و در آب محلول هستند و در مجاورت فنلها به کمپلکس رنگی تبدیل میشوند.


آزمایش سلیوانف (کتوهگزوزها جواب مثبت میدهند): در این آزمایش کتوهگزوزها در مجاورت اسید کلریدریک آب از دست داده، به هیدروکسی متیل فورفورال تبدیل میشوند. این ترکیبات با رزورسینول ترکیب شده به کمپلکس قرمزرنگی تبدیل میگردند. آلدوزها در شرایط سخت تری با رزورسینول واکنش میدهند.


روش کار: 3 میلی لیتر محلول سلیوانف را در لوله آزمایش ریخته، بدان یک میلی لیتر محلول قند مورد نظر اضافه کنید. لوله آزمایش را در حمام آب جوش قرار دهید. هر پنج دقیقه به لوله آزمایش نگاه کنید و مدت زمان تولید رنگ را یادداشت کنید. این آزمایش را برای گلوکز، فروکتوز و سوکروز انجام دهید.


آزمایش بیال (پنتوزها جواب مثبت میدهند) : پنتوزها در مجاورت اسید کلریدریک غلیظ آب از دست داده، فورفورال تولید میکنند. فورفورال با اورسینول به کمپلکس با رنگ سبز مایل به آبی تبدیل میشود. در این آزمایش در اثر حرارت طولانی و اسید کلریدریک غلیظ، هگزوزها نیز هیدروکسی متیل فورفورال تولید میکنند که با اورسینول میتواند کمپلکس رنگی (زرد مایل به قهوه ای) تولید کند.


روش کار: 2 میلی لیتر محلول بیال را در لوله آزمایش ریخته و یک میلی لیتر محلول آرابینوز یا ریبوز به آن اضافه کنید، لوله را چند دقیقه در حمام آب جوش قرار دهید و مشاهدات خود را یادداشت کنید.


آزمایش مور: مولکولهای قند در مجاورت بازهای قوی شکسته شده، به مولکولهایی کوچکتر تبدیل میشود. سپس مولکولهای کوچک حاصل پلیمریزه شده به کارامل تبدیل میشوند که زرد رنگ است. قندهای احیا کننده به این آزمایش جواب مثبت میدهند.


روش کار: در دو لوله آزمایش به ترتیب 2 میلی لیتر نشاسته 5/0 درصد و 2 میلی لیتر گلوکز 2/0 درصد بریزید. سپس به هر لوله 3 میلی لیتر سود 5 نرمال اضافه کنید. آنها را در آب جوش قرار داده چند دقیقه حرارت دهید. تغییر رنگ لوله را یادداشت کنید.


تشخیص پلی ساکاریدها:


آزمایش ید: ید با پلی ساکاریدها ایجاد کمپلکس رنگی میکند. برای ایجاد کمپلکس رنگی وجود حداقل 8 مولکول گلوکز در یک زنجیر خطی لازم است. رنگ ایجاد شده به طول زنجیره مولکولها بستگی دارد. مثلا آمیلوز، رنگ آبی تیره، آمیلوپکتین، رنگ ارغوانی و گلیکوژن، رنگ قهوه ای مایل به قرمز تولید میکند.


روش کار: 2 میلی لیتر محلول نشاسته در لوله آزمایش ریخته و به آن دو قطره محلول لوگل اضافه کنید. خوب مخلوط کنید و رنگ ظاهر شده را یادداشت کنید. لوله آزمایش را حرارت دهید و تغییر رنگ را یادداشت کنید. لوله آزمایش را به حال خود بگذارید تا سرد شود و رنگ ایجاد شده را یادداشت کنید.

ج.ک:م.ق

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 18:9  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

(اصول پرورش طیور)بدن پرندگان

بدن پرندگان بطورکلی از قسمتهای زیر تشکیل شده است:

.پوشش بدن:..

1.پوست:...

5.دستگاه عصبی پرندگان:...

دستگاه گوارش در پرندگان:...

7.طرز ساخته شدن تخم:....

به ادامه مراجعه کنید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 17:56  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

مقدمه **بهداشت مواد غذایی با منشا دامی

/* /*]]-->*/ سلامتی سلامتی براساس تعریف سازمان بهداشت جهانی , سلامتی عدم وجود بیماری یا ناتوانی نیست بلکه تندرستی حالتی از رفاه کامل جسمی, روحی و اجتماعی است. ازجمله عواملی که در این زمینه اهمیت ویژه ای دارد, بهداشت مواد غذایی می باشد.  بهداشت مواد غذایی عبارت است از کلیه موازینی که Codex Alimentariusبراساس تعریف کمیسیون رعایت آنها در فرآیند تولید , نگهداری و عرضه مواد غذایی ضروری بوده تا مواد غذایی سالم و با کیفیت بهداشتی مناسب به دست مصرف کننده برسد. موارد مهم در رسیدن به این هدف: ۱.  تهیه و تولید مواد اولیه سالم مخصوصا مواد اولیه با منشا دامی ۲.  شناخت نقاط بحرانی که باعث مخاطرات بهداشتی می شوند ۳.  کنترل و رفع نقاط بحرانی نقش دامپزشکان در بهداشت مواد غذایی ۱.  برطرف نمودن آلودگی مواد غذایی در مراکز پرورش دام و طیور(تولید بهداشتی با منشاء دامی) الف)  تشخیص بیماری های دام و درمان آنها ب  )  جلوگیری از مصرف دارو در حیوانات نزدیک کشتار ۲.  تعیین استانداردهای بازرسی مواد غذایی با منشاء دامی ۳.  بازرسی بهداشتی از مراکز تولید مواد غذایی با منشاء دامی ۴.  بازرسی بهداشتی قبل و بعد از کشتار دام و طیور ۵.  پیگیری و کنترل زئونوزها و بیماریهای منتقله از طریق مواد غذایی با منشاء دامی ۶.  کنترل باقیمانده های شیمیایی از جمله بقایای داروهای دامپزشکی در مواد غذایی با منشاء دامی ۷.  نظارت بر صادرات و واردات مواد غذایی از دیدگاه بهداشتی ۸.  همکاری با سرویسهای اپیدمیولوژیک (نظارت), جمع آوری یافته ها, ارزیابی و توزیع انتشار اطلاعات ۹.  مشارکت در بررسی شیوع بیماریها میکرو اورگانیسم ها در از بین رفتن و ضایع شدن مواد غذایی دو نقش اصلی را ایفا می کنند. ۱. فساد مواد غذایی ۲. آلودگی مواد غذایی فساد مواد غذایی تعریف فساد مواد غذایی مشکل می باشد, چون یکسری فرآیندهای تخمیری وجود دارد که در حقیقت یک نوع فساد هستند, مثلا تولید ماست یا پنیر, اما این نوع فساد به طور کنترل شده و برای رسیدن به یک هدف و ایجاد طعم و مزه مناسب و بخصوص انجام می شود.   بطور کلی فساد مواد غذایی عبارت است از خرابی یک ماده ی غذایی و تجزیه آن و یا تغییرات ارگانولپتیک ایجاد شده در اثر تکثیر و متابولیسم میکروارگانیسم در آن به طوریکه ارزش تغذیه ای آن کاهش یافته و یا از بین رود. همواره فساد ایجاد شده در مواد غذایی با حواس پنج گانه قابل تشخیص نیستند. مثلا در شیر اگر سموم قارجی یا سالمونلا وجود داشته باشند. تغییر در طعم رنگ و بوی آن ایجاد نمی شود اما مصرف آن سلامت مصرف کننده را به خطر می اندازد. تقسیم مواد غذایی از نظر فسا د   تقسیم مواد غذایی از نظر فساد ١)غذاهای غیر قابل فاسد شدنی هستند. مثل آرد و شکر ٢)غذاهای نیمه فاسد شدنی مثل سیب و سیب زمینی ۳)مواد غذایی فساد پذیر: گوشت, ماهی, تخم مرغ, شیر, سبزیجات, میوه جات,....... عوامل فساد مواد غذایی ۱) رشد و فعالیت میکروارگانیسم ها الف) باکتریها ب ) قارچها (کپک و مخمرها) ٢) هجوم حشرات و جوندگان (انواع آفات) به مواد غذایی اثرات آنها به دو شکل زیر است. الف) کاهش مواد غذایی از طریق مصرف آن ب ) آلوده کردن مواد غذایی با دفع ادرار و مدفوع ( موش های ناقل سالمونلا و لیتوسپیرا می باشند) ۳) فعالیت آنزیم های موجود در بافت غذایی الف) مربوط به خود غذا مثل لیپاز, پراکسیداز,......... ب ) تولید شده توسط میکروارگانیسم ها مثل لیپاز میکروبی, کاتالاز,......  ۴) واکنش های شیمیایی مانند اکسیداسیون چربیها چربیهای دارای پیوند دوگانه (غیراشباع) بوده و در شرایط مناسب با اکسیژن واکنش داده و پراکسید تولید می شود و در اثر تجزیه آن ترکیباتی نظیر آستون,آلدهید و... ایجاد می شود. ۵) گرما و سرما معمولا مواد غذایی در دمای ٢ تا ۳۸ درجه سانتیگراد نگهداری می شوند مواد فاسد شدنی در دمای یخچالی نگهداری می شوند و به ازای افزایش ١۰ درجه سانتیگراد سرعت واکنش های شیمیایی دو برابر می شود. انجماد نامناسب مواد غذایی (مثلا گوشت) باعث صدمه به دیواره سلولها شده و باعث خروج پروتئینهای مفید و نفوذ میکروبها به داخل بافت ها می شود. ۶) رطوبت و خشکی محیط و مواد غذایی رطوبت بالا ماده غذایی آنرا مستعد فساد میکروبی می نماید. خشکی بیش از حد نیز کیفیت مواد غذایی را کاهش می دهد. ۷) هوا و اکسیژن  و تخریب آنها می شود.A ,B۲,C  باعث اکسیداسیون ویتامین های  ۸) نور به طور مثال در تغییر مزه شیر نقش دارد آلودگی مواد غذایی میکروبهای آلوده کننده مواد غذایی عوارض زیر را در انسان ایجاد می کنند. Food Infection       ١. عفونت غذایی          الف) عفونت های غذایی که در آن جرم باکتری با تولید کلنی در مخاط روده مسئول ایجاد بیماری در انسان می باشد, باکتریهایی نظیر سالمونلا‍,شیگلا, کمپیلوباکتر, یرسینیا, انتروکولیتیکا,لیستریا مونوسایتوجنز و بعضی از انواع اشرشیاکولای و ائروموناسها این نوع عفونت را ایجاد می کند.   ب ) عفونت غذایی که در آن باکتری با ارتباط مستقیم در مخاط روده میزبان تولید پرگنه(کلنی) و انتروتوکسین می کند. باکتریهایی نظیر ویبریوکلرا, اشرشیاکلای نوع انتروتوکسینزا و بعضی از انواع ائروموناسها این نوع عفونت ها را ایجاد می کند.   ج)عفونت های غذایی که در آن باکتریها بدون ایجاد پرگنه در روده تولید انتروتوکسین می کند. باکتریهایی نظیر باسیلوس سرئوی فرم اسهال زا و کلستریدیوم پروفینجس این نوع عفونت را ایجاد می کنند. نیز گویند. Toxo infection به این نوع عفونت برای ایجاد چنین عفونتی هم باکتری به مقدار زیاد و هم توکسین آن لازم است. Intoxication      ۲. مسمومیت غذایی مسمومیت های غذایی که در آن باکتری در غذا سم تولید می کند. باکتریهایی نظیر کلستریدیوم بوتولینوم باسیلوس سرئوس نوع استفراغ زا, استافیلوکوکوس ارئوس این مسمومیت را ایجاد می کنند. منابع آلودگی مواد غذایی به میکرو ارگانیسم ها: ١) آب: باکتریهای موجود در آب های طبیعی اغلب جنس های پزودوموناس مالئی و سایر جنس های سرما دوست , باسیلوس , استرپتوکوکوس , پروتئوس , اشرشیاکولای و غیره می باشند. آب از دو منظر اهمیت دارد. الف. بهداشتی : آب مورد استفاده در صنایع مواد غذایی باید مطلقا سالم باشد و از آلودگی با فاضلاب ها به دور باشد که با آزمایش منظم از نظر کلیفورمها مشخص می شود. در صورت مشکوک بودن به آلودگی آب آنرا باید کلرینه نمود. ب. شیمیایی : ترکیبات شیمیایی مناسب از نظر سختی , قلیایی , میزان مواد آلی , آهن , فلوراید و منگنز اهمیت دارند. ۲) خاک : انواع میکروب ها در خاک حضور دارند می توانند غذا را آلوده کنند. میکروبهای خاک از طریق هوا و آب وارد غذا می شوند. ۳) هوا : میکروبهای مختلف مثل اسپور قارچها در هوا پراکنده بوده و می توانند باعث آلودگی غذا شوند. ۴) آلودگی موجود بروی حیوان : پوست , پشم , موی حیوانات و پر پرندگان انواع میکروارگانیسم ها در این قسمت ها حضور داشته و اگر پوست کنی و پر کنی به خوبی انجام نشود آلودگی لاشه را به دنبال خواهد داشت. ۵) محتویات روده ی انسان و حیوانات : این قسمت منبع میکروبهای خانواده انتروباکتریاسه از قبیل کلیفرمها و اشرشیاکلای و.... می باشد. انسان مبتلا به بیماری های روده ای می توانند آلودگی را به مواد غذایی منتقل کنند. ۶) ترشحات دهان و بینی و زخم دست یا جوش های دست : میکروب هایی نظیر استافیلوکوکوس ارئوس و استرپتوکوکها در این قسمت حضور دارند و باعث آلودگی مواد غذایی می شوند. ۷) خوراک دام : آلودگی قارچی خوراک دام باعث تولید مایکوتوکسین شده و با تغذیه حیوان وارد بدن آن شده و از طریق شیر و گوشت باعث ایجاد بیماری در انسان می شود. ۸) دام و فرآورده های دامی : دام مبتلا به بروسلوز , باکتری بروسلا را با شیر دفع کرده و باعث آلودگی آن می شود. حیوان مبتلا به جنون گاوی دارای بافت عصبی و چشم آلوده به پریون می باشد. ۹) حشرات و جوندگان : ویبریوکلرا تا ۲۰ روز روی بال مگس زنده می ماند و از طریق آن مواد غذایی را آلوده می کند. یا موشها مخزن میکروبهای مختلف از جمله لپتوسپیراها می باشند و آنها را به مواد غذایی منتقل می کنند. ١۰) کارگران غذایی : هر انسان در هر دقیقه ١۰۰۰ تا ١۰۰۰۰میکروب از خود اشاعه می دهد. میکروبهایی نظیر استفیلوکوکس ارئوس , انتروکوکوس و کلیفرمهای مدفوعی به طور عادی به وسیله کارگران غذایی دفع می شود که می توانند مواد غذایی را آلوده کنند. ١١) سطوح مرتبط با مواد غذایی : سطوحی که از قبیل میزهای کار, چاقو,ظروف حمل مواد غذایی دستگاههای بکار رفته در فرآیند تولید ,... در آلودگی مواد غذایی نقش دارد. ١۲) فاضلابها : فاضلابها باعث آلودگی گیاهان , موجودات آبزی ,... می شوند. بیماریهایی نظیر وبا, حصبه از طریق غذاهای آلوده به فاضلاب منتقل می شوند. عوامل موثر در رشد میکروارگانیسم ها Intrinsic factors                                                                   الف) عوامل داخلی یا درون اثر  یا میزان قدرت اکسیداسیون و احیای غذا ,مواد مغذی موجودOR,Eh غذا , آب فعال غذا , PH  شامل در غذا,مواد ضد میکروبی موجود در غذا, ساختمان بیولوژیکی مواد غذایی  غذاPH ١)  خنثی (۷) قادر به رشد می باشند این در حالتی است که تعداد کمی از میکروبها PH بیشتر میکروبها در  پایین و کمتر از۴ نیز قادر به رشد می باشند. PH در  دارند.PH باکتریها مخصوصاً باکتریهای بیماریزا نسبت کپک و مخمر وابستگی شدیدی به  بالا معمولاً PH مواد غذایی با منشاء حیوانی شامل گوشت , شیر و فراورده های دریایی به دلیل داشتن مورد حمله باکتریها قرار می گیرد. مواد غذایی با منشاء گیاهی نظیر سرکه , آبلیمو ,.... مخمر و قارچ رشد می کنند.    در مواد غذایی می تواند به تشخیص سلامت یا مسمویت زا بودن ماده غذایی کمک PH  اندازه گیری می کند. کمتر از۶/۴ نمی توانند آلوده به کلستریدیوم بوتولینوم PHداشتن به عنوان مثال مواد غذایی نظیرکنسرو با  بالاتر از ۶/۴ از نظر پتانسیل مسمومیت غذایی , خطرناک است.PH با شد ولی با    نامناسب به دو دلیل تنفس سلولی را تحت تاثیر قرار می دهد:PH ١. اختلال در عملکرد آنزیمها ٢. اختلال در عملکرد انتقال مواد غذایی به داخل سلول ها  در مواد غذاییH  - میزان یون مثبت  در مواد غذایی از دو نوع اسید می توان استفاده کرد.PH برای کاهش میزان • اسید های آلی               • اسیدهای معدنی اسید آلی : سیتریک –لاکتیک – پرپیونیک - استیک این گروه اثر میکروب کشی بهتری نسبت به اسید های معدنی دارند . خاصیت اسیدی پایینی دارند به             را در محیط ایجاد نمی کنند , بلکه اسید وارد سلول باکتری می شود و در (H+خاطر اینکه یون مثبت (  را داخل سلول تولید می شود و میکروب را (H+ تولید می کنند و یون مثبت ((H+)یون مثبت   داخل آن اضافی می شود به متحمل به صرف انرژی زیادی می شود و در نتیجه دچار(H+) وادار به خارج کردن  اختلال و مشکل می شوند.   ٢- اسید های معدنی مثل اسید کلریدریک  ایجاد می کنند.(H+)  این گروه اثر میکروب کشی پایین دارند و خاصیت اسیدی بالایی دارند و در محیط میزان ماندگاری غذا را افزایش می دهند و مانع از تکثیر میکرو ارگانیسم در محیط می شوند ولی باعث از بین رفتن میکروارگانیسم ها نمی شوند.  غذایی اگر کاهش یابد مواد غذایی ساختار خود را از دست می دهد.PH  پنیر از ۵/۶ به ۵ برسد حالت لجنی پیدا می کند.PH مثلاً اگر اسیدهای آلی به طرق مختلف در مواد غذایی تولید می شوند و نیاز به اضافه کردن آن به مواد غذایی نیست , برخی مواد غذایی به صورت ذاتی اسید دارند و یا به وسیله میکروارگانیسم ها تولید می شوند که به اسید آلی بیوژن (اسیدیته بیولوژیک) معروف هستند.   در گوشت اسید آلی وجود دارد به طوریکه هنگام کشتار ۸/۶ تا ۲/۷ است ولی ۲۴ساعت بعد از کشتار به ۴/۵ تا ۸/۵ به دلیل گلیکولیز بی هوازی گلیکوژن به اسید لاکتیک تبدیل می شود. در ماست اسید را توسط میکروارگانیسم تولید می شود , با اضافه کردن مایه ماست که حاوی میکروبهای استرپتوکوکوس ترموفیلوس و لاکتوباسیلوس بولگاریس است به شیر لاکتوز شیر به اسید لاکتیک تبدیل شیر را از ۶/۶ الی ۷/۶ را به حدود ۴ کاهش می دهد. PH می شود, این همان اسیدیته بیوژن می باشد.  آن ۶/۵ است به طوریکه در اکثر ماهیها ۶/۶ PH  در ماهی هالی بوت ذخایر گلیکوژنی بالایی دارد و تا ۸/۶ است. به همین دلیل این ماهی بهتر از سایر ماهی ها نگهداری می شود.    های مختلفPH   تقسیم بندی میکروبها بر اساس توانایی رشد در حداکثر حداقل عامل بیماریزا ۹ ۵/۴ میکروبهای گرم منفی ۸ ۸/۳ میکروبهای گرم مثبت ۹ ۲ مخمرها ١١ ۵/١ کپک ها    PH نوع مواد غذایی از نظر نوع ماده غذایی PHمیزان تقریبی PH وضعیت  در حدود ۹تا١۰ کشنده گرم مثبت ها PH تازه   سفیده ی تخم مرغ PH>۷ قلیایی گوشت قرمز PH=۷ خنثی شیر ,اغلب گونه های ماهی ۶/۶ , گوشت طیور ۳/۶ PH=۶/۷ کم اسید پنیر PH=۵/۹ – ۴/۹ اسیدی متوسط ماست PH=۳/۸ _ ۴/۲ اسیدی ترشیجات PH<۳/۴ خیلی اسیدی Activity Water                                                                              ۲) آب موجود در مواد غذایی یکی از راههای نگهداری مواد غذایی خشک کردن است که میزان آب موجود در مواد غذایی را کاهش می دهد. آب موجود در مواد غذایی به دو صورت آب باند شده و آب آزاد می باشد و میکروبها از آب آب آزاد مواد غذایی استفاده می کنند.  نسبت بخار آب موجود در مواد غذایی به بخار آب خالص در همان درجه حرارت است.AW  و رطوبت نسبی یک رابطه است.AW بین ۰ تا ١ است بین AW RH=AW ₓ100 یعنی هرچه قدر میزان رطوبت محیط افزوده شود بر میزان آب فعال مواد غذایی نیز افزوده می شود. میزان آب آزاد بیشتر مواد غذایی ۹۹/۰است و این میزان برای آب خالص١ , برای محلول ٢٢درصد نمک طعام ۸۶/۰و محلول اشباع نمک طعام ۷۵/۰ است.  را نسبت به قارچها نیاز دارند.AW به طور کلی باکتریها مقادیر بیشتری از به ترتیب به این صورت است. باکتریهای گرم منفی – باکتریهای گرم مثبت – مخمرها – کپک ها اکثر باکتریهایی که در مواد غذایی فساد ایجاد می کنند به با آب آزاد بیش از ۸١/۰ فعالیت می کنند. در صورتیکه کپک های مولد فساد با آب آزاد کمتر ۸/۰ هم رشد می کنند. در بین عوامل باکتریهایی که ایجاد مسمومیت می کنند استافیلوکوکوس ارئوس با آب آزاد ۸۶/۰ هم رشد می کند. >۹١ باکتریهای مولد فساد >۸۸ مخمرهای مولد فساد >۸۰ کپک های مولد فساد بین میزان آب فعال و درجه حرارت ماده غذایی و ماده مغذی مواد غذایی یک رابطه است. به طور کلی هرچه درجه حرارت افزایش داشته باشد میزان آب آزاد کاهش و رشد میکرب نیز کاهش می یابد.  بیشتر می شود و اگر درجه AW اگر تمام مواد مغذی مورد نیاز برای رشد میکروبها فراهم باشد وسعت  افزایش می یابد.AW حرارت برای رشد میکروب ها مناسب باشد دامنه با کاهش میزان آب فعال رشد و تکثیر باکتریها کاهش می یابد و یا متوقف می شود ولی آنها را از بین نمی برد.  را کاهش دهیم , زیرا مواد AW پایین هم رشد می کنند, ولی بیش از حد نمی توانیم AW قارچها در غذایی غیر قابل مصرف می شود. علیه قارچ ها و کپک ها می توان از مواد ضد قارچ مثل سوربیک و سورباتها , اسید بنزوئیک یا نیترات استفاده کرد. توجه: کاهش میزان آب فعال موجب از بین رفتن مولدین فساد نمی شود. مواد غذایی از لحاظ رطوبت AW  میزان تقریبی وضعیت رطوبت >۸۵/۰ رطوبت بالا ۸۵/۰ تا ۰۶/۰ رطوبت متوسط <۰۶/۰ رطوبت پایین   (Eh) ۳) پتانسیل اکسیداسیون و احیا اندازه گیری می شود. Eh matter  نشان می دهند. که توسط دستگاهEh قدرت اکسیداسیون و احیاء را با و واحد آن میلی ولت است. به طور کلی اگر ماده ای الکترون از دست بدهد اکسید شده و ماده اکسید شده احیا کننده است و قدرت الکتریکی آن مثبت است. منفی دارد.Eh ماده ای که الکترون بگیرد احیا شده اکسید کننده و صفر دارد. Eh اگر مواد غذایی موادی اکسید کننده و احیا کننده برابر باشند آن ماده غذایی  مواد غذایی و میزان اکسیژن روی سطح آن روی تنوع میکروبی آن تاثیر گذار می باشد.Eh  مثبت نیاز دارند ازجمله پسودوموناس مالئیEh به طورمثال میکروبهای هوازی  منفی نیاز دارند چون نیازی به اکسیژن ندارند ازجمله کلستریدیومEh میکروبهای بی هوازی به برخی میکروبها برای رشد به میزان کمی اکسیژن نیاز دارند این گروه از باکتریها در محیط های تقریباً منفی و محیط های تقریباً احیا متمایل هستند. برخی مخمرها و کپک ها میکروایروبیک هستند و مواد غذایی مثل آب میوه و سبزیجات برای رشد آنها )Eh= مناسب اند. ( ۳۰۰تا ۴۰۰ گوشت منفی می شود.Ehگوشت پس از کشتار مثبت است بعد از تغییرات پس از کشتار Eh  مثبت می شود و بیشتر در معرض فساد قرار می گشرد.Eh در صورت چرخ کردن گوشت  پنیر نیز منفی بوده وحدوداً ٢۰تا٢۰۰ است.Eh  مواد مغذی موجود در مواد غذایی(۴ میکروبه مثل تمام جانداران دیگر نیاز به آب, منبع انرژی, ازت, ویتامین, پروتئین, مواد معدنی, وسایر فاکتورهای حیاتی نیاز دارند و میزان نیاز متفاوت است, برخی از آنها مثل کپک تمام احتیاجات و یا قسمتی از آن را خودشان تامین کنند ولی برخی برای رشد نیاز به مواد مغذی دارند, که به آن فاکتورهای می گویند. Growth factorرشد در رابطه با آب کپک ها کمترین وابستگی را دارند و سپس مخمرها و بعد باکتریهای گرم مثبت و در نهایت باکتریهای گرم منفی بیشترین نیاز را به آب دارند. از منابع انرژی می توان قندها , الکل ها و اسیدهای آمینه را نام برد. اکثر میکروبها از قندهای ساده استفاده می کنند. ولی برخی ها از قندهایی مثل نشاسته و سلولز نیز استفاده می کند. برخی میکروبها از چربی ها هم به عنوان منبع انرژی استفاده می کنند. هر چه مواد ساده در محیط باشد مصرفشان برای میکروارگانیسم ها بهتر است یعنی گلوکز از نشاسته بهتر است. منبع ازت اسیدهای آمینه هستند ولی برخی میکروبها قادر به تجزیه پروتئین ها و پپتیدها هستند. باکتریهای گرم مثبت قادر به تولید همه ویتامین ها و فاکتورهای مورد نیاز خود نیستند. باکتریهای گرم منفی و کپک ها توانایی سنتز اکثر مواد غذایی مورد نیاز را دارند.  هستند به این خاطر بیشتر دچار کپک زدگی می شوند.B مثبت– وفاقد ویتامین Eh اسیدی –PH میوه ها   5) مواد غذایی ضد میکروبی این مواد باعث جلوگیری از رشد میکروارگانیسم ها و ماندگاری بیشتر مواد غذایی در برابر فساد میکروبی مواد غذایی می شود. به عنوان مثال در شیر تازه لاکتین  ضد کلیفورم- لیزوزیم و لاکتوپراکسیداز(ضد استرپتوکوکوس و لیستریا)  (شلاته کننده ویتامین بیوتین) در سفیده تخم مرغ وجود دارند.Avidin  لیزوزیم (ضد گرم مثبت ها) و همچنین در تخم مرغ کنالبومین (ضد گرم مثبت ها) و ترانسفرین (شلاته کنده آهن) نیز وجود دارد. ۶) ساختمان بیولوژیکی مواد غذایی پوشش طبیعی موجود در برخی مواد غذایی به عنوان یک سد دفاعی در برابر هجوم میکروبها و آسیب آنها عمل می کند, در صورت آسیب دیدگی دچار فساد زودرس می شوند. پوشش خارجی میوه ها و پوسته تخم مرغ و پوست دانه ها و پوست مرغ وماهی Extrisic factors                                                                       ب) عوامل خارجی یا بیرون اثر  درجه حرارت – رطوبت نسبی محیط – اتمسفر گازی محیط از جمله این عوامل هستند. ۱) درجه حرارت محیط میکروبها بسته به نوعشان از دمای ۴تا ۹۰ درجه سانتیگراد زنده می مانند. میکروبها از نظر درجه حرارت مطلوب رشد به سه دسته تقسیم می شوند. Psychrophiles (Psychrotrophs)                         میکروب های سرما دوست (سرماگر) (a این گونه میکروبها برای رشد به دمای بین ۲۰تا۳۰ درجه سانتیگراد نیاز دارند ولی در دمای یخچال هم رشد می کنند. به عبارتی در دماهای یخچالی هم رشد می کنند که از جمله آنها پسودوموناس – آلکالیجینز – آسینوباکتر - موراکسید Mosophiles                                                                                       میکروب های مزوفیلی(b درجه حرارت مطلوب رشد این گونه باکتری ها بین ۳۰ تا ۴۰ درجه سانتیگراد است ولی قادر به رشد در دماهای ۲۰تا ۳۰ نیز هستند. به طور مثال : اشرشیا کولی در دمای بین ۳۰ تا ۴۰به خوبی رشد می کند ولی در دمای ۲۵ درجه سانتیگراد به کندی رشد می کند. استرپتوکوکوس – استافیلوکوکوس – کلیفورم از مزوفیل ها به شمار می روند.     Thermophiles                                                                میکروب های گرمادوست (ترموفیل)(c   این گروه از باکتریها در دماهای بیش از ۴۵ درجه سانتیگراد قادر به رشد هستند ولی درجه حرارت مطلوب برای رشد آنها بین ۵۵ تا ۶۵ درجه سانتیگراد است. کلستریدیوم و باسیلوس از این نوع هستند. این باکتریها در صنعت کنسروسازی حائز اهمیت هستند. جهت استرلیزه کردن کنسرو را در حرارت ۱٢۵ درجه سانتیگراد و در اتمسفر ۵/٢ تا ۳ قرار می دهند که باکتریهای بیماریزا در این شرایط از بین می روند.  - لیستریا – مونوسیتوجنز – یرسینیا Eاغلب میکروبهای بیماریزا به جزء کلستریدیوم بوتولینوم تیپ انتروکولیتیکا و ائروموناس هیدروفیلا در گروه مزوفیل ها  قرار دارند. ٢) رطوبت نسبی محیط   رطوبت نسبی محل نگهداری مواد غذایی باید به گونه باشد که منجر به افزایش آب فعال ماده غذایی نگردد زیرا در این صورت باعث رشد میکروبها در سطح ماده غذایی که رطوبت محیط را جذب نموده می شوند. به عبارت دیگر اگر رطوبت نسبی موجود در محیط نگهداری ماده غذایی بیشتر از آب فعال ماده غذایی باشد, باعث جذب رطوبت توسط ماده غذایی می شود درنتیجه آب فعال ماده غذایی بیشتر شده و شرایط رشد باکتریها فراهم می شود. اگر رطوبت نسبی کم باشد باعث خشک شدن ماده ی غذایی می گردد. بین دمای محیط و رطوبت نسبی رابطه معکوس وجود دارد به طوریکه هرچه دما افزایش داشته باشد رطوبت نسبی کاهش می یابد. مواد غذایی نظیر گوشت که بوسیله میکروبهای مختلف دچار فساد می شود, باید در محیطی با رطوبت نسبی پایین نگهداری شوند که با کاهش وزن همراه است که اجتناب ناپذیر است. ۳) اتمسفر گازی محیط از گازهای مختلفی از قبیل دی اکسید کربن , گاز نیتروژن , اکسیژن , اوزون وغیره در بسته بندیهای مواد غذایی و یا انبار آنها به منظور افزایش مدت زمان ماندگاری محصول استفاده می شود. گاز دی اکسیدکربن (با میزان ۱۰درصدی) از فساد میوه بوسیله قارچها جلوگیری می کند. گاز دی اکسید کربن با عث افزایش ماندگاری گوشت می شود و با کاهش دما که منجر به افزایش میزان حلالیت آن می شود, خاصیت ممانعت کندگی آن را افزایش می یابد. کلستریدیوم بوتولینوم که بی هوازی است , در بسته بندیهای حاوی گاز دی اکسیدکربن است می تواند مشکل ساز شود. گاز نیترژن برای بسته بندی چیپس, شیر خشک , استفاده می شود ولی بعلت گران بودن آن معمولاً به صورت ترکیبی با سایر گازها از آن استفاده می شد.  در محیط شرایط برای باکتریها هوازی سخت و در نهایت موجب از بین رفتن آنها CO2 با ایجاد گاز می شود. گاز اکسیژن منجر به از بین رفتن باکتریهای بی هوازی می شود ولی باعث اکسیداسیون مواد غذایی نظیر چربیها و ویتامین ها می شود. اوزون یک ماده اکسید کنده قوی است و منجر به اکسید شدن چربیها و تند شدن آنها می شود به همین دلیل توصیه می شود به همراه گازهای دیگر مصرف شود. طبق استاندارد بایستی در گاز افزوده شده به مواد غذایی مقادیر ۸۵ درصد گاز نیتروژن ,۱۰درصد گاز دی اکسید کربن , ۵ درصد گاز اکسیژن وجود داشته باشد. Processing factorج) عوامل مرتبط با فرآیند                                                                   تمامی فرآیندها در طول تهیه و تولید مواد غذایی ,انبار کردن, توزیع اعمال می شوند می توانند باعث تغییراتی در عوامل داخلی و خارجی شده و فلور میکروبی ماده غذایی را تحت تاثیر قرار می دهند و فساد محصول را سریع و یا به تعویق می اندازد. Implicit factors                                                                                           د) عوامل التزامی رشد میکروبهای مختلف مواد غذایی باعث ایجاد تاثیراتی بروی هم دیگر می شوند. Microbial competition                                                                             ۱. رقابت میکروبی در حالت طبیعی اگر شرایط رشد برای تمام میکروارگانیسم ها یکسان باشد ابتدا باکتریها سپس مخمرها و در نهایت کپک ها رشد می کنند. Synergism۲. همزیستی                                                                                       دو میکروب به همراه هم باعث ایجاد حالتی می شوند که هر یک به تنهایی قادر به ایجاد آن نمی باشند . به عنوان مثال: استرپتوکوکوس لاکتین به تنهایی در شیر تغییر رنگ نمی دهد از طرفی رشد گونه ای از پسودوموناس باعث ایجاد رنگ قهوه ای در شیر می شود ولی رشد هر دو میکروب یاد شده در شیر به طور همزمان باعث ایجاد رنگ آبی در شیر می شود. Met biotic                                                                             ۳. وابستگی زیستی با رشد یک میکروب در ماده غذایی , شرایطی برای رشد میکروب دیگر ایجاد می شود که قبلاً فراهم نبود. به عنوان مثال ابتدا در شیر خام استرپتوکوکها رشد کرده و لاکتوز شیر را مصرف کرده و اسید لاکتیک تولید می کنند و به قدری اسید تولید می کنند تا شرایط رشد را برای خود نامناسب می کنند و در مرحله بعد لاکتوباسیل ها که نسبت به این شرایط مقاوم هستند رشد کرده و میزان اسید بیشتری تولید می کنند و سپس شرایط رشد نامناسب می شود و سپس مخمرها و قارچها رشد می کنند و آنها با تولید آنزیم های پروتئولیتیک باعث قلیایی شدن محیط می شوند و در نهایت میکروبهای کلیفورمی مثل اشرشیا کولی و پسودوموناس مالئی رشد می کنند.     گروه بندی میکروبهای مولد فساد در مواد غذایی Psychrophilic/Tropic microorganism۱. میکروبهای سرمادوست                           الف) میکروبهای سرمادوست اجباری : این دسته از باکتریها در دماهای یخچالی قادر به رشد هستند ولی در دماهای بالاتر به دلیل وجود مزوفیل ها قادر به رشد نیستند. ب) میکروبهای سرمادوست اختیاری : این دسته از باکتریها در دمای یخچالی و در دماهای بالاتر نیز قادر به رشد هستند. در گروه سرمادوستان میکروبهای مختلفی(گرم منفی – گرم مثبت – یوکاریوت – پروکاریوت – هوازی – بی هوازی – اکسید کننده – احیا کننده) قرار دارند. این گروه (سرمادوست)به چهار زیر گروه تقسیم می شود.  : گرم منفی – میله ای شکل – هوازی- اجباری - فاقد قدرت تخمیر Pseudomonas’s ۱. که شامل خود پسودوموناس – موراکسلا – آسینتو باکتر – آلکاجینز گرم منفی- میله ای شکل – بی هوازی – اختیاری – دارای قدرت تخمیر و   : Entrobactriaceas۲. منشاء روده ای دارند. که شامل انتروباکتریاسه – یرسینیا - گروهی از پروتئوس  : باکتریهای تولید کننده اسید لاکتیک گرم مثبت – میله ای شکل – تخمیر کننده Streptococcus ۳. مواد قندی اند. از جمله آنها لاکتوباسیلوز  (قارچهای سرمادوست) : یوکاریوت – هوازی – فاقد مایکو توکسین و  Psychrophilic Molds  ۴. و فقط باعث فساد مواد غذایی می شود. پنیسییلیوم – اسپرژیلوس و .... در بین این گروه ها پسودوموناس از بقیه مهمتر است مثل پسودوموناس فلورجنس عامل فساد سبز در  است. پسودوموناس فراگی باعث ایجاد شیر میوه ای می شود. (Green Rot) تخم مرغ  باعث گندیدگی به دلیل تولید گاز سولفیدمی شود.Putrefacienc  باعث کشدار شدن شیر می شود.Alcaligenes vis Thremoduric microorganism                                            ۲. میکروبهای مقاوم به حرارت این میکروبها دماهای بالا را تحمل می کنند تا مدتی که شرایط دمایی برای رشدشان فراهم شود. ازجمله این باکتریها کلستریدیوم – باسیلوس – استرپتوکوکوس – میکروکوکوس هستند. در شیر پاستوریزه اگر باشد با پاستوریزاسیون از بین نرفته و فساد محصول را ایجاد می کند. Proteolytic microorganism                                          ۳. میکروبهای تجزیه کننده پروتئین این میکروبها دارای پروتئز قوی هستند و باعث تجزیه پروتئین ها می شوند. شامل سودوموناس – باسیلوس – کلستریدیوم پروتئوس هستند. برخی از این میکروبها پروتئاز مقاوم به حرارت تولید می کنند و با پاستوریزاسیون از بین نمی روند و باعث فساد شیر می شوند. در صنعت از پروتئازها برای تهیه موادی مثل پنیر استفاده می شود. این گروه در فساد ماهی , شیر , گوشت مرغ , گوشت قرمز و غیره نقش دارد. ۴. میکروبهای تجزیه کننده چربی

ج.ک:اقای خداوردیان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 13:47  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

اصول پرورش طیور

اهمیت گوشت طیوردر تغذیه انسان


مزیت های پرورش طیور:

1- ارزش غذایی گوشت مرغ

2- افت بعد از کشتار

3- سلامت و بهداشتی بودن گوشت

میزان تولید و مصرف سرانه در ایران :

بر طبق نظر فائو میزان مصرف پروتئین حیوانی برای هر فرد ایرانی 17 گرم در روز است که میزان 55.2% آن از طیور تامین می شود .

عوامل موثر بر روی عملکرد جوجه های گوشتی

حرارت ، نور ، سطح ، تهویه ، تغذیه ، بهداشت ، سویه ، واکسیناسیون و سن گله مادر .

اهمیت کیسه زرده و نقش تغذیه ای آن :

تامین موارد مغذی برای جوجه در زمان انکوباسیون و زمان بعد از هچ .

اهمیت تغذیه در دوران آغازین :

1) اهمیت تغذیه آغازین بر عملکرد گله در پایان دوره

الف ) یکنواختی گله ازنظر وزنی

ب  ) بهینه شدن ظریب تبدیل غذایی

ج ) بهینه شدن میزان تلفات

2) ضرورت تغذیه آغازین در رابطه با کوتاه شدن دوره پرورش:

3) اهمیت تغذیه آغازین در کاهش سریع اندازه کیسه زرده :

اهمیت جذب سریعتر کیسه زرده :

الف) مصرف سریعتر مواد مغذی موجود در کیسه زرده

ب  ) جذب سریع کیسه زرده و رابطه آن با بهداشت

4-اهمیت تغذیه آغازین در پیشرفت پاسخ ایمنی :

جوجه تازه هچ شده آنتی بادیهای مورد نیاز بدن خود را ازآنتی بادیهای منتقل شده از مادر به کیسه زرده به دست می آورد .                                                                                   

سیستم ایمنی جوجه های تازه متولد شده برای رشد و تکامل نیازمند مصرف غذا می باشد .

 عدم دسترسی به دان و مواد مغذی مانع از پاسخ مناسب سیستم ایمنی به واکسیناسیون در ابتدای زندگی جوجه می شود . همچنین فقدان مواد مغذی پاسخهای هورمونی به گرسنگی سیستم ایمنی را برای مدت طولانی متاثر می سازد . همچنین بورس فابریسیوس نقش اصلی را در ایجاد نوعی آنتی بادی ایفا می کند که با گذشت غذا از میان GIT بورسا را با واریته هایی از آنتی ژنها مواجه می سازد. 

5) اهمیت تغذیه آغازین در رشد اندامهای مختلف بدن:

الف : اندامهای گوارشی

ب) اثر بر روی رشد عضلات سینه واعضای دیگر بدن

آزمایشات نشان داده است که تغذیه آغازین باعث افزایش رشد عضلات سینه به مقدار 10 تا 15 درصد    می شود .

پیشنهادات :

1- مصرف ذرت یا پیشدان در ابتدای دوره

2- مصرف آب شکر در ابتدای دوره

3- مصرف الکترولیتها و مولتی ویتامینها در ابتدای دوره

نتیجه گیری

تاخیر در دسترسی کامل به آب ودان بروزن وعملکرد آینده جوجه ها تا ثیر دارد . استفاده از  جیره ی  آغازین  استاندارد  متناسب با نیازهای جوجه از روز اول پرورش همراه با ترکیبات حمایتی (آب شکر- مولتی ویتامین والکترولیتها) نقش مهمی در دستیابی به نتایج مطلوب خواهد داشت .

منابع:

1) فرخوی ، م ،  راهنمای کامل پرورش طیور، انتشارات واحد آموزش وپژوهش معاونت کشاورزی سازمان اقتصادی کوثر

2) زهری ، م ، اصول پرورش طیورگوشتی  ، انتشارات دانشگاه تهران

3) گلیان ، ا ، تغذیه طیور ، انتشارات سازمان اقتصادی کوثر

4) پوررضا ، ج ، اصول علمی وعملی پرورش طیور ، انتشارات دانشگاه صنعتی اصفهان

1- DAVID.H.BAKER1997 Department of Animal sciences, university of Illinois

2- I .L TAYLOR, 1999, Department of Medicine medical ,university of South Carolina

 

 


مقایسه ترکیب شیمیایی انواع گوشت (در 100 گرم گوشت)

درصد چربی

درصد پروتئین

میزان کالری

نوع گوشت

7/27

0/30

2/18

5/2

2/20

6/12

7/15

2/16

7/18

0/19

1/20

2/20

317

340

239

104

268

200

گوسفند

غاز

گاو

ماهی

بوقلمون

مرغ

توجه: گوشت مرغ عمدتا جهت تامین پروتئین مورد استفاده قرار می گیرد.

عوامل موثر بر عملکرد جوجه های گوشتی

اهمیت انرژی شامل:

برای رشد بافت ها، حفظ فعالیت های فیزیکی، حفظ درجه حرارت طبیعی بدن و انجام اعمال حیاتی       می باشد .

منابع انرژی :

عبارتند از :

کربوهید راتها، چربی و پروتئین .

واحد سنجش انرژی :

عمدتا بر حسب کیلو کالری یا کیلو ژول انرژی متابولیسمی در کیلو گرم غذا بیان می شود .

نمودار توزیع انرژی در بدن

تئوری مصرف خوراک در طیور:

نظریه لیپوستاتیک

تمایل حیوان به حفظ وزن بدن در دراز مدت بیانگر این  می باشد که بعضی عوامل مرتبط  با  ذخیره انرژی  به عنوان علائمی جهت  کنترل  دراز مدت غذا عمل می کند که از جمله عوامل ذخیره چربی در بدن است .

    ” جوجه هایی که  به میزان دو برابر تغذیه اجباری  شده  بودند باعث  ذخیره چربی د ر حفره بطنی وکبد شده وبعدازقطع تغذیه اجباری  مصرف غذای خود را کاهش دادند.“

 

 

عملکرد جوجه های گوشتی تغذیه شده با سطوح مختلف انرژی

انرژی متابولیسمی kcal/kg

وزن زنده به گرم 

 

مصرف خوراک(گرم به ازای هرپرنده)

 

25روزگی

 

49روزگی

 

0 تا  25 روزگی 

 

25 تا49  روزگی

 

0 تا49

روزگی

 

3300

1025

2812

1468

3003

4471

3100

1039

2780

1481

3620

5101

2900

977

2740

1497

3709

5206

2700

989

2752

1658

3927

5586

 

عوارض کمبود انرژی

1- کاهش رشد

2- کاهش ذخیره چربی

3- کاهش وزن(در اثر تبدیل پروتئین به انرژی)

عوارض ازدیاد انرژی:

  زمانی به وجود  می آید که  نسبت  انرژی  به پروتئین بیشتر از مورد نیاز باشد.

افزایش جزئی :  افزایش ذخیره چربی ، کاهش جزئی در میزان رشد

افزایش بیش از حد: کاهش مصرف غذا ، علائم کمبود پروتئین ،اسید های آمینه ، املاح و ویتامین و در نتیجه رشد و وزن کاهش می یابد.

تغذیه پروتئین در جوجه ها   

پروتئین در طیور بر اساس پروتئین خام نیست  بلکه بر اساس اسید های آمینه در جیره و قابل استفاده بودن  بیولوژیکی هر  اسید آمینه  ضروریهمراه با غیر ضروری ها  برای تامین نیاز جوجه ها  در سطح سلولی و

همراه با سایر عناصر لازم برای ساخت موثر پروتئین بافتهای بدن است.

 

محاسبه احتیاجات پروتئین در جوجه های گوشتی

سطوح پروتئین توصیه شده در جیره جوجه های گوشتی در ارتباط با انرژی

نیازمرغ به اسیدهای آمینه

 

  22 اسید آمینه سنگ بنای پروتئینها هستندکه از این ها 11 اسید آمینه در طیور ضروری هستند.

تعادل درستی از اسید آمینه های ضروری  در  جیره لازم  بوده وفزون براین تعادل بین اسید آمینه های ضروری و غیر ضروری ها لازم است.برای  تولید  بیشترین  میزان گوشت لخم  به مقادیر بالایی از لیزین نیاز است. برای رشد پرها به سطوح بالایی ازاسیدهای آمینه  گوگرددارنیاز است.

اسید آمینه های محدود کننده متیونین ، لیزین وآرژنین می باشند .

 

مقادیر عملی توصیه شده اسید های آمینه در جیره جوجه ها

راههای بیان احتیاجات اسیدآمینه

1- گرم از هر اسید آمینه برای هر جوجه در روز

2- گرم ازهراسیدآمینه درهزارکیلوکالری انرژی متابولیسمی

3- از درصد جیره

4- از درصد پروتئین جیره

تاثیر جیره های کم پروتئین مکمل شده با اسید های آمینه بر عملکرد جوجه هادر دوره آغازین

اعداد85،90،95،100 درنشان دهنده در صد پروتئین نسبت به سطح توصیه شده  NRCمی باشد .

 اضافه وزن ومصرف خوراک کمتر ا ز گروه شاهد بوده است. اختلاف معنی داری از نظر ضریب تبدیل غذایی بین گروه شاهد وکم پروتئین وجود نداشت. کاهش اضافه وزن در این دوره به دلیل احتیاجات بالای پروتئین جوجه ها دراین مرحله  می باشد.

 تاثیر مقدار پروتئین و روش جیره نویسی بر صفات تولیدی جوجه های گوشت ( 21-3روزه)

مقدار پروتئین خام تاثیری معنی داری بر روی صفات تولیدی جوجه های گوشتی نداشت. ضریب تبدیل غذایی در جوجه های تغذیه شده با 19درصد نسبت به 23درصد کمتر بود.روش جیره نویسی بر افزایش وزن و ضریب تبدیل غذایی معنی دار بود. جوجه های تغذیه شده با اسیدهای آمینه قابل هضم خوراک بیشتری مصرف کرده اند.

تخمین، احتیاجات انرژی متابولیسمی و پروتئین مورد نیازدر روز برای هر جوجه

با توجه به جدول فوق با افزایش سن و وزن حیوان پروتئین مورد نیاز درواحد جیره کاهش می یابد.

 

 

 

 

 

اسیدهای آمینه، پروتئین وانرژی مورد نیاز در نژاد راس

نتیجه گیری

انرژی خوراک عامل بسیار مهمی در میزان مصرف غذا است. تراکم مواد  مغذی  جیره  بر اساس  سطح انرژی انتخاب شده تعیین می گردد.در جیره نویسی  علاوه  بر پروتئین ، کیفیت آن هم  باید مورد

 توجه باشد.در اوایل زند گی به پروتئین بیشتر و با افزایش سن به انرژیبیشتری نیاز است.نسبت انرژی به پروتئین درجیره آغازین جوجه ها باید 123 ، در جیره رشد 142 ودر جیره پایانی 161 باشد.

منابع مورد استفاده:

1-  اسکات ، نسهایم ، یانگ ، تغذیه مرغ ، ترجمه جواد پوررضا ، انتشارات ارکان ، اصفهان چاپ دوم1379

2-  آر.ای. آستیک و سی نسهایم ، پرورش طیور ، ترجمه دکتر حسن کرمانشاهی  با همکاری مسعود زردست ، انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد . 1379

3-  زهری، م، پرورش طیور گوشتی (ویرایش سوم)، انتشارات دانشگاه تهران ،چاپ دهم زمستان 78   

4-  اس . لیسون، جی.دی. سامرز ، تغذیه طیور، ترجمه ابوالقاسم گلیان ، محمد سالار معینی  ،انتشارات سازمان اقتصادی کوثر چاپ دوم تابستان 78

5-   مجله علوم کشاورزی ایران، جلد 35  ، شماره 3 سال 83

6-   مجله علوم کشاورزی ایران ،جلد 29،شماره 2 سال 77

7- National Research concil 199 4   . Nutrient   Requirements        

Of poultry 8thed National Academy press Washington .Dc

mehdi ghasem zadeh_saeed shakeri


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 10:25  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

دستگاه گوارش دام و بیان نکاتی مفید در رابطه با آن نشخوار Rumination : اگر گوساله در هفته اول زندگی

دستگاه گوارش دام و بیان نکاتی مفید در رابطه با آن


نشخوار Rumination : اگر گوساله در هفته اول زندگی به غذای جامد دسترسی پیدا کند نشخوار در سن 3-2 هفتگی آغاز می گردد.

شروع نشخوار 5/1-5/0 ساعت بعد از خوردن غذا آغاز می گردد.

تعداد و طول نشخوار بستگی به فیبر غذا و اندازه قطعات ونوع غذا دارد و معمولا روزانه 24-4 دوره نشخوار انجام میگیرد که هر دوره 60-10 دقیقه طول می کشد. در حد میانگین روزانه تا هفت ساعت از وقت دام به نشخوار کردن می گذرد.

آروغRuctation  : بطور تقریبی روزانه حدود 600 لیترگاز تولید می شود که تقریبا از66 %  CO2 ، 26% CH4 ، 6%  N2 ، 11% H2S  و کمتر از 1%  O2 تشکیل یافته است. تعداد دفعات آروغ  به نوع غذا ومیزان تشکیل گاز بستگی دارد وتعداد آن در جیره ای که از علوفه خشک تشکیل شده باشد 20-15 باردر ساعت ودر جیره ی علوفه سبز 90-60 بار در ساعت می باشد.

ایجاد آروغ غیر از نوع غذا وابسته به وجود گازهای آزاد ، تحریک رسپتور های ناحیه ی کاردیا و انقباض کیسه ی پشتی شکمبه دارد .

بازگرداندن غذا Regurgitation و استفراغ Vomiting : تخلیه فعال محتویات شکمبه به علت انقباض همزمان پیش معده ها و عضلات شکم در گاو به ندرت اتفاق می افتد که شاید در اثر انباشتگی شکمبه ،فرم عصبی استونمی (کتوز عصبی)، ضایعات آماسی یا تومری در مدیاستن یا در مری و نگاری صورت می پذیرد.

مدفوع Defication  : گاو روزانه 24-10 بارو تقریبا حدود50-30 کیلوگرم در جمع مدفوع می کند.

قوام مدفوع و میزان خردشدگی ذرات علوفه: مدفوع گاو در حالت نرمال بصورت خمیری است. مدفوعی که چرب یا همراه موکوس بصورت لایه ای روی آن دیده شود احتمالا در اثر جابجائی شیردان بطرف چپ می باشد. مدفوع کف آلود و آبکی به رنگ قهوه ای مایل به زرد نشانه ای از اسیدوز شکمبه را دارد. از لحاظ میزان خردشدگی ذرات علوفه، مدفوع گاو سالم حاوی فیبرهای علوفه به میزان زیاد و باندازه تقریبی 5/0 سانتیمتر میباشد. وجود قطعات بزرگتر مثلا 2-1 سانت نشانه اختلالی در امر نشخوار یا تخلیه سریع مواد خورده شده از پیش معده می باشد، یکی از دلائل آن TRP است که به تازگی وقوع یافته باشد. وجود قطعات بلندتر ازچوب کبریت ممکن است در اثر بیماری دندان ، استنوز معدی، تورم نگاری، تورم شیردان اولسراتیو و لکوز پیشرفته دیواره شیردان محسوب گردد. مدفوعی که اندازه ذرات آن به طور غیرطبیعی کوچک باشد در رابطه با تاخیر در عبور هضمی توجیه می شود که ممکن است در جابجائی شیردان دیده شود و معمولا علاوه بر آن مدفوع حاوی موکوس نیز میباشد. وجود موکوس چسبناک سفید مایل به خاکستری (گاهی مخلوط با خون) نشانه ای از انسداد روده یا فلجی روده است. اگر بجای مدفوع مخاط سفید رنگ یا شیشه ای روشن از مقعد خارج گردد نشاندهنده فلج هزارلا omasalparesis میباشد.

پیش معده ها: پیش معده ها در گوساله های نوزاد رشد و تکامل کمی یافته اند درصورتیکه غذای جامد(علوفه یا بستر) دردسترس باشد گوساله ها در هفته اول یا دوم زندگی شروع به خوردن آن می کنندکه کم کم سبب تکامل فعالیت فیزیولوژیک پیش معده ها می گردد. نسبت حجم شکمبه به حجم شیردان 5/0 به 1 در چهار هفتگی و1به 1در هشت هفتگی و2 به1 دردوازده هفتگی ونهایتا 9 به 1 درگاو بالغ می باشد. 

دستگاه گوارش دام 

تحریکات مکانیکی دراثر غذاهای فیبری(علوفه و غیره ) عامل افزایش اندازه ی پیش معده و تکامل ساختمان عضلانی آنها می گردد، در حالی که تحریک شیمیایی اسیدهای پروپیونیک وبوتیریک عامل رشد مخاط پیش معده هاست.

تهیه نمونه از مایع شکمبه : رنگ مایع شکمبه در حالت طبیعی با توجه به نوع تغذیه از خاکستری زیتونی تا سبز مایل به  قهوه ای  متغیر است.

بدین ترتیب که رنگ سبز هنگام تغذیه در چراگاه یا تغذیه از علوفه تازه (خصیل یا یونجه تازه) ، خاکستری متمایل به قهوه ای در جیره چغندر یا علوفه چغندر و قهوه ای مایل به زرد در جیره سیلوی ذرت یا کاه دیده میشود.

رنگهای غیر طبیعی،خاکستری شیری (به علت اسیدوز ) و سیاه مایل به سبز (به علت توقف طولانی و فساد مواد غذائی در پیش معده ها ) می باشند.

قوام مایع شکمبه کمی چسبناک است (ولی اگر نمونه بسیار چسبناک باشد ممکن است نمونه اساسا از بزاق تشکیل شده باشد لذا برای نمونه گیری ابتدا به میزانی مایع شکمبه باید دور ریخته شود (200- 100 میلی لیتر ابتدای مایع جمع آوری شده را باید دور ریخت ) و پس ازآن نمونه جمع آوری می شود.  وجود مایع آبکی حاکی از غیر فعال بودن محتوای شکمبه می باشد

غلظت یون هیدروژن : pH  طبیعی مایع شکمبه از 5/5  تا7 متغیر است.

عوامل تغذیه ای زیر، pH  محتویات پیش معده یا شکمبه گاو را تحت تاثیر قرار می دهند :

جیره غنی از فیبر خام - (100% -60% جیره حاوی علوفه خشبی) سبب طولانی شدن زمان نشخوار تا حدود 70-45 دقیقه به ازای هر کیلو گرم ماده خشک و ترشح زیاد بزاق می گردد (14-12 لیتر برای هر کیلو گرم ماده خشک) . این امر سبب افزایش نسبی pH  تا 8/6 6/6 وکاهش نسبی غلظت اسید های چرب فرار (عمدتا اسید استیک ) در پیش معده ها میگردد ، که به آهستگی جذب شده و شرایط مناسب را برای رشد میکرو ارگانیسم های تجزیه کننده سلولز مساعد می کند .

 جیره غنی از کنسانتره منجر به کاهش زمان نشخوار تا 45-35 دقیقه به ازای هر کیلو گرم ماده خشک و ترشح کم بزاق می گردد . این امر سبب کاهش pH (6-4/5 ) وتولید مقادیر نسبتا زیادی اسید های چرب فرار شده (نسبت اسید پروپیونیک بیشتر است ) که نسبتا به سرعت جذب شده و شرایط را برای رشد میکروارگانیسم های تجزیه کننده نشاسته مساعد می کند.

غیر از مصرف جیره غنی از کنسانتره گاهی در مواردی pH  به کمتر از 4 می رسد از جمله در پس زدن شیره شیردان به دلیل استنوز مکانیکی پیلور ، تورم شیردان ، اولسر شیردان ویا لکوز شیردان .

خاصیت ترسیب (رسوب) و شناوری : محتویات شکمبه تازه جمع آوری شده ، که در صورت نیاز با عبور از یک تامپول صاف شده باشد را می توان هنگام ته نشین شدن در یک استوانه ی شیشه ای مورد بررسی قرار داد. در حالت طبیعی بیشتر ذرات ریز غذائی  و تک یاخته ها بلافاصله شروع به ته نشین شدن می کنند در حالی که ذرات بزرگتر وفیبری تر همراه با حباب های گاز به طرف بالا رفته ویک لایه ی کف آلود تشکیل می دهند. زمان لازم برای کامل شدن  ترسیب وشناوری  sedimentation and  flotation  اندازه گیری شده  وتحت عنوان زمان فعالیت ترسیب نامیده می شود.این زمان در گاو های سالم  و جیره نرمال بر حسب نوع جیره و زمانی که از تغذیه می گذرد از 4 تا8 دقیقه متغیر است . سپس در نمونه هایکه مایع شکمبه فعال باشد ذراتی که ابتدا رسوب کرده بودند شروع به بالا رفتن کرده و به طرف لایه سطحی می روند.

مایع شکمبه آبکی که بعلت گرسنگی ، بی اشتهایی و یا غذای کم ارزش غیر فعال شده باشد ذرات در آن رسوب می کند ولی شناوری انجام نمی شود ویا به تعویق می افتد. این حالت در اسیدوز شکمبه نیز دیده می شود .

هنگامیکه محتویات پیش معده یا شکمبه دچار فساد شده باشد ، شناوری به سرعت انجام شده و همراه با کف فراوان است و گاهی ذرات جامد به مدت طولانی به حالت معلق باقی می مانند که این حالت در آلکالوز شکمبه ، فساد محتویات شکمبه و مسمومیت با اوره دیده می شود.

تک یاخته ها : تاژک داران ciliates و مژک داران flagellates  هر دو در مایع شکمبه وجود دارند. 

اما تنها مژک داران با توجه به تعداد و حجم آنها دارای اهمیت فیزیولوژیکی هستند مژک داران شکمبه  تحت شرایط بی هوازی  رشد می یابند .تک یاخته ها قادر به تکمیل برخی وظایف در روند هضم میکروبی مانند تجزیه قندها ی محلول و پلی ساکاریدها (مثل نشاسته ،همی سلولز ، پکتین ) هستند .

در مایع شکمبه تازه جمع آوری شده ممکن است بتوان تحرک تک یاخته ها را با چشم غیر مسلح  درون یک استوانه شیشه ای بررسی نمود. همچنین می توان یک قطره از مایع را برروی لام میکروسکوپی گرم قرار داده  و تک یاخته ها را به شکل ذرات درخشان بسیار متحرک مشاهده کرد. هنگامیکه مایع شکمبه کاملا ته نشین می شود ، اغلب می توان تک یاخته ها را به شکل یک نوار خاکستری در زیر لایه ذرات غذائی مشاهده نمود .

 باکتریها : تعداد باکتریها در شکمبه از 107 تا 1012  در هر میلی لیتر مایع شکمبه متغیر است . همین طور بسته به نوع جیره تعداد آنها نیز تغییر می کند مثلا در مواردیکه جیره غنی از سلولز (فیبر خام ) باشد باکتریهای کمتری در مقایسه با جیره غنی از نشاسته در شکمبه وجود دارد .

باکتریهای شکمبه را بر اساس عمل آنها به چندین  دسته می توان  تقسیم کرد:

الف گروهی که سلولز ، نشاسته وقندها را تجزیه میکند.

ب گروهی که اسید پروپیونیک ، بوتیریک و لاکتیک تولید می کند .

ج گروهی که متان تولید می کنند و باکتریهای پروتئولیتیک و غیره .

به منظور مشاهده میکوسکوپی میکروفلور شکمبه می توان گسترش مایع شکمبه را به وسیله جریان هوا  خشک کرده و با روش گرم Gram  رنگ آمیزی کرد(و یا رنگ آمیزی گیمسا ) .بسته به نوع  جیره غذائی نوع باکتریها تفاوت می کند .

گاوی که مقدار زیادی علوفه  اعم از تر و خشک  خورده باشد ، دارای درصد بالائی از انواع استرپتوکوک، کوکسی ها و باکتریهای استوانه ای شکل (rods ) می باشد .درمصرف جیره مخلوط علوفه  خشک و کنسانتره به نسبت زیادی  کوکسی های گرم منفی  و باکتریهای استوانه ای شکل (rods ) گرم مثبت حضور دارند .

 در برخی شرایط پر خوری غذاها ی غنی از کربو هیدراتها ، اولین تغییر افزایش کوکسی های گرم مثبت (استرپتو کوکوس  بویس ) است در مرحله بعدی باکتریهای استوانه ای شکل گرم مثبت  کوتاه وسپس باکتریهای استوانه ای شکل گرم مثبت بلند (لاکتوباسیل ها ) غالب می گردند .

قارچها و مخمرها در محتویات شکمبه وجود دارند اما نقش واهمیت آنها کاملا مشخص نیست. آنها ممکن است در سنتز اسید ها ی امینه و ویتامین ها نقش داشته باشند.

اسید های چرب فرار در شکمبه : غلظت اسید های چرب فرار 120- 60 مول در هر لیتر مایع شکمبه است که شامل  %25 -%20 اسید پروپیونیک، %65- %50 اسید استیک، %20- %10 اسید بوتیریک و حدود %5  اسید های چرب با زنجیره طولانی می باشد، در حالت طبیعی اسید لاکتیک به مقادیر جزئی وجود دارد.

 

تشخیص التهاب صفاق از طریق بررسی میزان کشید گی دیواره حفره بطنی : کشیدگی دیواره ی حفره ی بطنی توسّط انگشتانی که اندکی از هم باز شده اند یا پشت دست نیمه بسته دقیقا درست بالای چین تهیگاهی راست مورد معاینه قرارمی گیرد.

دیواره طبیعی حفره بطنی نرم است . کشیدگی به درجات مختلف التهاب ودردناک بودن درون حفره بطنی ویا به میزان پریتونیت بستگی دارد . گاهی در انباشته بودن بیش از حد دستگاه گوارش توسط مواد خشبی نیز کمی کشیدگی احساس می شود . ممکن است در تورم صفاق شدید ومنتشر بهمراه افزایش مایع صفاقی کشیدگی طبیعی و شل باشد . معمولا وجود دیواره ی شل همراه تموج نیز در آبستنی سنگین دیده می شود.

تست های جسم خارجی : این تست ها بر اساس افزایش حساسیت صفاق در اطراف نگاری در رتیکولوپریتونیت تروماتیک ابداع شده اند . این تست همچنین واکنش درد مشابهی را در بیماریهای کبد، هزار لا، شیردان و ریه ها می تواند نشان دهد، اگر چه ناله ناشی از درد در محوطه بطنی در اثر نفوذ جسم خارجی و متاثر شدن صفاق کاملا مشخص بوده و ناله ای صدا دار و کوتاه می باشد .

در مواردی که جسم خارجی به تازگی نفوذ کرده باشد ، ناله معمولا واضح تر است  اما در مواردی که مدتی که از نفوذ جسم خارجی گذشته باشد، تا حدودی از بین رفته ویا ممکن است تنها در موارد استثنائی بروز کند ، این ناله نباید با صداهای تنفسی اشتباه گردد. روشی دیگر برای شنیدن صدای ناله ،ایستادن فردی در کنار سر دام می باشد، اگر چه بهتر است که دامپزشک گوشی خود را برروی نای دام قرار دهد. روشی دیگر که در اماکن پر سروصدا قابل استفاده است، احساس ارتعاشات ناشی از ناله با قرار دادن کف دست برروی حنجره است . درصورت امکان می توان حساسیت محدوده ی نگاری را به دنبال متوقف کردن تنفس دام برای مدتی کوتاه مورد آزمایش قرار داد در این روش به علت انقباض شدید دیافراگم که به دنبال قطع تنفس ایجاد می گردد، حساسیت افزایش می یابد.

ü       در صورتی که مشکوک به جسم خارجی باشند ، توصیه می گردد که حداقل سه تست زیر انجام شود .

- تست چنگ زدن پشت : پوست روی برجستگی جدوگاه در بالای شانه در مشت گرفته شده ورو به بالا کشیده می شود، به طوری که پشت دام ناگهان رو به پایین فشرده شود، این عمل سبب جابجایی اندامها در ناحیه غضروف گزیفوئید شده ودر صورتی که چسبندگی های فیبرینی یا فیبری در آن ناحیه وجود داشته باشد ، دام واکنشی حاکی از درد از خود نشان خواهد داد. ابتدا باید فشاری ملایم و سپس فشار قویتری اعمال شود تا میزان حساسیت دام مشخص گردد. اگر دام قوی و بزرگ باشد ممکن است به جای چنگ زدن پشت نیاز به استفاده از تست میله باشد .

ـ  تست میله : میله ای به طول 5/1 1 متر وضخامت یک بازو را در زیر بدن قرار داده وهر طرف آن را دو نفر نگه می دارند. میله را به آرامی به سمت بالا برده وسپس یکباره پایین می آورند. این تست را از ناحیه ی غضروف  گزیفوئید شروع کرده وبه فواصل یک کف دست به سمت عقب می برند (باید مراقب بود تا به آلت تناسلی گاو نر و رحم گاو های آبستن سنگین آسیبی وارد نیاید) . در حین انجام تست دام ممکن پشت و شکم خود راعمدا به بالا بکشد ، که این وضعیت را می توان با چنگ زدن پشت اصلاح نمود. وجود منطقه محدود دردناک در حد فاصل بین غضروف گزیفوئید وناف نشانه ی نفوذ ساده ی جسم خارجی می باشد. در حالی که حساسیت شدید ممکن است به علت وجود ضایعاتی درنقطه ی دیگر باشد.

دقه برای تعیین وجود درد : با استفاده از یک چکش سنگین دارای سر لاستیکی  انجام می شود ، ضربات در ابتدا ملایم بوده وتدریجا قویتر می گردند. دقه درطول سه یا چهار خط افقی از جمله خط میانی شکم ، بر روی قفسه سینه و دیواره شکم انجام می شود. از دقه دنده ها به علت حساسیت طبیعی آنها و سیاهرگهای پستانی به علت خطر ایجاد هماتوم باید اجتناب شود. در صورت وجود هر گونه حساسیتی می توان محدوده ی آنرا با دقه در طول خطوط عمودی دقیقا مشخص نمود. 

 

منبع: 

اداره کل دامپزشکی استان فارس


ج.ک:m/gh


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 10:19  توسط مهدی قاسم زاده_زنده یاد سعید ش  | 

آناتومی

دستگاه گوارش

دستگاه گوارش به ترتيیب از قسمتهاي زير تشکيل شده است:

۱- دهان: با لبها آغاز و به حلق ختم مي شود، در آن زبان و دندانها قرار داشته و غدد بزاقي با ترشحات خود به عنوان اولين عامل شيميايي به هضم کمک مي کنند.

۲- حلق: يک سوراخ به سمت دهان، دو سوراخ به سمت بيني، يک سوراخ به سمت مري، يک سوراخ به سمت حنجره و دو سوراخ به سمت گوش دارد.

۳- مري: از سه ناحيه دهاني، گردني و سينه اي تشکيل شده و بافتي از جنس عضلات صاف غير ارادي دارد.

دستگاه گوارش

۴- معده: از دو بخش پيش معده و معده اصلي تشکيل شده که فقط معده اصلي سلولهاي ترشحي دارد. از بالا توسط دريچه کارديا به مري و از پايين توسط دريچه پيلور به روده کوچک وصل مي شود. در معده سلولهاي مرز نشين اسيد معده ترشح مي کنند و محيط را اسيدي مي کنند. همچنين اين سلولها ماده اي به نام فاکتور دروني ترشح مي کنند که با ويتامين ب۱۲ موجود در غذا ترکيب شده و موجب جذب آن در انتهاي روده باريک مي شود. سلولهاي اصلي پپسينوژن ترشح مي کنند که در محيط اسيدي معده به پپسين تبديل مي شود و بر روي مولکولهاي پروتئيني اثر مي کند. سلولهاي موکوس که پيش ساز سلولهاي مخاطي، مرزنشين و اصلي مي باشند، حاوي موسين هستند.

۵- روده ها:

الف) روده کوچک: که از سه بخش دوازدهه، تهي روده (مياني) و لگني تشکيل شده است. روده باريک دو نوع حرکت دارد که يکي باعث راندن مواد غذايي به سمت روده بزرگ و يکي باعث مخلوط شدن غذا با شيره هاي گوارشي مي شود.


دستگاه گوارش

ب) روده بزرگ: شامل، روده کور، قولون و راست روده که به مخرج منتهي مي شود. در روده کور و قولون هضم ميکروبي که قسمت مهمي از هضم است انجام مي شود و اين دو قسمت از بخشهاي مهم دستگاه گوارشند.

علاوه بر غدد بزاقي، لوزالمعده و کبد هم از غدد ضميمه دستگاه گوارش هستند. در ضمن اسب کيسه صفرا ندارد ولي اين به معني عدم توليد صفرا نيست و فقط عضو ذخيره آن را ندارد ولي صفرا ترشح مي کند.

 

دستگاه تنفس

دستگاه گوارش شامل قسمتهاي ذيل است:

۱- بيني: دو سوراخ نيم هلال با ديواره قابل انبساط و قابليت حلقوي شدن در هنگام فعاليت شديد و افزايش حجم ورود و خروج هوا.

۲- ناي: متشکل از ۶۰-۵۰ حلقه غضروفي ناقص که از حنجره تا ناف شش امتداد دارد و حدود ۸۰-۷۵ سانتيمتر طول و ۶-۵ سانتيمتر قطر دارد.

دستگاه تنفس

۳- ششها: از دو بخش راست و چپ تشکيل شده اند که بخش راست بزرگتر است.

۴- قسمتهاي وابسته به دستگاه تنفس مانند: ديافراگم، سينوسها، حفره سينه اي و پرده جنب.

 

دستگاه ادراري- تناسلي

دستگاه ادراري وظيفه دفع آب اضافي و مواد زايد را از بدن دارد و شامل بخشهاي زير است:

۱- کليه ها: به تعداد دو عدد در دو طرف خط مياني بدن در سمت عقبي مهره هاي سينه اي و جلويي مهره هاي کمري در ناحيه سقف شکم قرار دارند، کليه چپ لوبيايي شکل و کليه راست قلبي شکل است. کليه ها توسط پوششي از جنس بافت همبندي احاطه شده اند و داخل آنها لوله هاي کليوي، کپسول گلومرولي، هرمها و پرزهاي کليوي و همچنين شبکه هاي مويرگي وجود دارد. مواد زايد، خون را ترک گفته و وارد لوله هاي کليوي مي شوند و سرانجام تعداد زيادي از اين لوله ها به مجراهايي به نام مجراهاي جمع کننده مي ريزند.

کليه يک بخش قشري و يک بخش مرکزي دارد.

۲- ميزناي: مواد دفعي را از لگنچه کليه جمع، به سمت عقب بدن رفته و به صورت مورب پس از طي مسافتي در ديواره مثانه در داخل آن باز مي شود.

۳- مثانه: کيسه اي با ديواره ماهيچه اي است و شکل آن به پر و خالي بودنش بستگي دارد و در هنگام پر بودن در کف لگن قرار دارد.

۴- مجراي خروجي ادرار: اين مجرا موجب تخليه ادرار به خارج مي شود.

در حيوانات نر درازتر است و از دو بخش لگني و خارج لگني تشکيل شده و براي هدايت ترشحات دستگاه تناسلي هم استفاده مي شود.

دستگاه تناسلي وظيفه توليد و انتقال سلولهاي جنسي را که لازمه ادامه نسل هستند بر عهده دارد و دستگاه تناسلي ماديان علاوه بر آن، محلي براي بارور شدن اين سلولها و مسوول ايجاد محيط مناسب جهت رشد و تغذيه جنين مي باشد.

دستگاه تناسلي نريان از اندام زير تشکيل شده است:

۱- بيضه ها: در خارج حفره شکمي و داخل کيسه اي قرار دارند. هر بيضه توسط يک پوشش ضخيم احاطه شده که اين پوشش انشعاباتي از جنس بافت همبندي به داخل فرستاده و بيضه را به قطعاتي تقسيم مي کند که در داخل هر قطعه ۴-۳ لوله اسپرم ساز قرار دارد. در داخل اين لوله ها سلولهاي اسپرماتوگوني، اسپرماتوسيت اوليه، اسپرماتوسيت ثانويه، اسپرماتيد و اسپرماتوزوييد در مراحل مختلف تقسيم و رشد مشاهده مي شوند. دنباله اين لوله ها به شبکه بيضه منتهي مي شود و نهايتا" وارد مجرايي به نام اپيديديم مي شود.

۲- مجراي اپيديديم: مجرايي به شدت پيچ خورده است که در طول يک لبه بيضه قرار دارد و به آن متصل است. از سه ناحيه سر، بدنه و دم تشکيل شده که سر محکم به پوشش بيضه چسبيده و مجراي آوران را دريافت مي کند. بدنه اتصال کمتري با بيضه دارد و دم نيز توسط رباط ويژه اسپرم به طور محکم به بيضه متصل است. اپيديديم محل ذخيره شدن و بالغ شدن اسپرم مي باشد و در ناحيه انتهايي خود به مجراي باوران وصل مي شود.

۳- مجراي باوران: در مجاورت مثانه قرار گرفته و به مجراي خروجي ادرار وصل مي شود.

دستگاه تناسلي غدد ضميمه اي شامل غدد کيسه اي، پروستات و کوپر دارد.

دستگاه تناسلي ماده شامل قسمتهاي زير است:

۱- تخمدانها: در شکم و ناحيه زير کمري قرار دارند و لوبيايي شکل هستند. تخمدانها داراي فرورفتگي مختصري به نام گودي تخمک گذاري هستند. هر تخمدان دو سطح داخلي و خارجي و دو انتهاي لوله اي و رحمي دارد.

۲- رحم و لوله هاي رحمي: لوله رحم مجراي ظريفي است که از انتهاي لوله اي تخمدان شروع و به رحم متصل مي شود. طول اين لوله حدود ۳۰-۲۰ سانتيمتر است و لقاح در قسمت متسع آن يعني آمپولا صورت مي گيرد.

رحم، محلي است که تخمکهاي بارور شده پس از عبور از لوله رحمي وارد آن شده و در ديواره آن جايگزين مي گردد و از سه قسمت بدنه، شاخهاي رحم و گردن رحم تشکيل شده است. بدنه آن لوله ماهيچه اي است که از سمت جلو با شاخهاي رحم و از سمت عقب با گردن رحم مربوط مي شود. شاخهاي آن هم لوله عضلاني است که به طرف بالا پيچ خوردگي دارد. گردن رحم از پيچهاي عضلاني زيادي تشکيل شده است که دهانه رحم را هميشه مسدود مي نمايند و فقط در دو موقع، يکي هنگام زايمان و ديگري هنگام فحلي باز مي گردد.

 

دستگاه گردش خون

اين دستگاه از قلب و عروق تشکيل شده است. قلب توده اي از بافت عضلاني است که در حفره سينه قرار دارد. بافت عضلاني قلب حاوي عروق فراواني است که وظيفه تغذيه قلب را بر عهده دارند. قلب چهار حفره دارد که عبارتند از: دهليز راست و دهليز چپ در بالا و بطن راست و بطن چپ در پايين. دهليزها توسط ديواره بين دهليزي و بطنها توسط ديواره بين بطني، دهليز راست از بطن راست توسط دريچه سه لتي و دهليز چپ از بطن چپ توسط دريچه دو لتي جدا مي گردند. ديواره بطن چپ به دليل اينکه بطن چپ وظيفه پمپاژ خون را بر عهده دارد تقريبا" دو برابر ديواره بطن راست است.

سرخرگها خون را از قلب خارج و سياهرگها خون را وارد قلب مي کنند. سرخرگها حاوي خون تازه، روشن و اکسيژن دار و سياهرگها حامل خون تيره، مصرف شده و گاز کربنيک دار هستند به غير از سياهرگ ششي که داراي خون روشن است.

 

علاوه بر دستگاه هاي فوق دستگاه عصبي شامل مغز و نخاع و انشعابات نخاع و همچنين دستگاه لنفاوي شامل طحال و غدد لنفاوي هم وجود دارند.

 

استخوانها و مفاصل بدن

استخوانهاي دست شامل: کتف، بازو، ساعد (زند زبرين، زند زيرين)، مچ(۷ استخوان در دو رديف)، قلم دست (با مقطع بيضي)، انگشت (بند اول، بند دوم، بند سوم و استخوانهاي کنجدي) *** مفاصل دست: شانه (بين کتف و بازو)، آرنج (بين بازو و زند زبرين و زند زيرين)، مچ (بين زند زبرين و رديف بالايي استخوانهاي مچ).

دست

 بين رديف پاييني مچ و قلم، بين قلم و بند اول انگشت، بخلق (بين بند اول و دوم انگشت)، بين بند دوم و سوم انگشت.

انگشت

استخوانهاي پا شامل: لگن (گوه، ورک، شرمگاهي)، ران (که بزرگترين استخوان کنجدي بدن يعني کشکک هم در قسمت جلويي بالاي آن قرار دارد)، ساق (درشت ني ، نازک ني)، مچ (۶ استخوان در سه رديف که استخوانهاي قاب و پاشنه در رديف بالا هستند)، قلم پا (با مقطع دايره اي)، انگشت (بند اول، بند دوم، بند سوم و استخوانهاي کنجدي) *** مفاصل دست: پيوندگاه که دو نيمه لگن را به هم وصل مي کند، ران (بين لگن و ران)، زانو (بين ران، کشکک، انتهاي بالايي درشت ني و نازک ني)، مچ يا مفصل خرگوشي (بين درشت ني و رديف اول مچ يعني قاب و پاشنه)، بين رديف اول و دوم مچ، بين رديف دوم و سوم مچ، بين رديف سوم مچ و قلم، بين قلم و بند اول انگشت، بخلق (بين بند اول و دوم انگشت)، بين بند دوم و سوم انگشت.

پا